شاعران نامدار عاشورایی اردبیل

شاعران نامدار عاشورایی اردبیل

 اردبیل ،این خاستگاه تشییع و مرکز تجلی شور وعشق حسینی از قرنها پیش پاسدار میراث گرانقدر فرهنگ عاشورایی بوده واین فرهنگ در اعتقادات مذهبی مردم این سامان ،عمیقاً ریشه دوانیده است.درسراسر فرهنگ بشری و در سراسر دنیا از قدیم الایام تا عصر حاضر هیچ حماسه ای به اندازه واقعه کربلا مورد توجه قرار نگرفته است هرگاه سروده های شاعران درباره انقلاب کبیر عاشورا در یک جا گرد آوری شود به یقین کتابخانه عظیمی را تشکیل خواهد داد و همین گسترگی نموداری است برعظمت نهضت سیدالشهداء (ع) و یاران فدارکارش که مخلصانه دل به معشوق دادند وعاشقانه جان باختند


در اردبیل از شاعران وسخنوران توانا که در مورد فرهنگ عاشورا شعر سروده اند استادان بزرگوار مرحومین (شمس عطار اردبیلی - بیضای اردبیلی - تاج الشعراء یحیوی مضطر - انور اردبیلی - منزوی ذاکر شایق ناطق – میرزا صدر المالکی – کاتب - حاج مختار نخستین – رحمان نیک نژاد - نادر جلیلی وند - استاد بهجت خامه یار – مطلع ناصر آزاد - عاصم کفاش - صدیف بختیاری - غمگین الحسینی) آثار دلنشین خود را در دفتر عشق حسین (ع)ثبت کرده اند.

 

مولانا شمس عطار اردبیلی

شاعر عارف وعاشق شوریده اهل بیت اطهار علیهم السلام جزو شخصیت هایی است که زندگینامه مدون وکاملی از وی در دست نیست.

 بیضای اردبیلی

درسال 1268 هجری قمری برابر با 1226 شمسی در محله سلیمانشاه کوچه اسماعیل بیگ روبروی کوچه آقاجانخان ،قدم به عرصه حیات نهاد. خانه وی تا این اواخر پا برجاست و به ((بیضا حیه‌طی)) یا حیاط بیضاء معروف است. شغلش کلاهدوزی بود و در راسته بازار اردبیل – آنجا که بازار کلاهدوزان فعلی قرار دارد – دکان داشت این دکان در جریان خیابان کشی واحداث خیابان پهلوی سابق ار بین رفته است.در کنار این کار، گاه گداری به تجارت پوست بره می پرداخت.

سنه ای مدعی گر عشق حسیندی پیشه

قورخما محشرده اماندی ائیله مه اندیشه

دوت حسین دامنینی خاتمه وئر تشویشه

عاشقون بیلله م قبرده کچر آسان گجه سی

 

حاج عباسقلی یحیوی اردبیلی

حماسه سرای نامدار آذربایجان در تاریخ 27تیر ماه 1280قدم به عرصه حیات گذاشت وی یکی از بزرگترین شاعران عاشورایی معاصراست که علاوه برداشتن سبک خاص به لحاظ نوآوری وایجاد تحول بنیادین در سوگنامه پردازی و مرثیه سرایی ،سرآمد روزگاز وپایه گذار مکتب شعری ویژه ای است در سن 13سالگی چشمه شعر در جانش جوشیدن گرفت وبا تخلص احقر سرودن آغازید حاصل 78سال عمر و 65 سال سابقه سخن پردازی وی 8 جلد کتاب است که حاوی صدها قطعه اشعار فارسی وترکی آذری می باشد 1-بساط کربلا 2-اسرار عاشورا 3-پرچم عزا 4-آخرین آثار یحیوی 5-یادگار یحیوی 6-بهارستان یحیوی 7-نگارستان یحیوی 8-غزلیات و طنز

آی باتدێ صۆبح آچێلدێ، زینب نوایه گلدی

زهرا دئدی حۆسئن وای، عاله‌م صدایه گلدی

 

چۆن یێخدێلار آتێندان، سولطان-ی- تشنه کامی

دنیایه اوْلدۇ ائعلان، قتل-ی-حۆسئن پئیامی

 

میرزا مضطر اردبیلی شاعر پرشور و نوای حسینی

جبار جلیل‌وند فرزند مشهدی جلیل در سال 1272 خورشیدی در کوچه علی از توابع محله پیرعبدالملک قدم به عرصه وجود نهاد پس از ورود به مکتب خانه استاد میرزا عزیز مرحوم سالیان دراز همدرس وهمکلاس استاد یحیوی مبرور (متولد 1280) بود

اصغریم ،ای پرشیکه‌سته، بۆلبولوم یات ساکیت اول

آغلاما ،لای لای بالام ،لای لای گۆلوم یات ساکیت اول

آغلایێب آرامی آلدۇن، دردناک ائتدین منی

مو پریشان، دیل پریشان، سینه چاک ائتدین منی

 حاج انور اردبیلی

حاج قدیر جلیل زادگان فرزند حاج یوسف متولد سال 1310 یکی از شاعران خوش قریحه عاشورایی است که در دوره تحصیل از شاگردان ممتاز بوده با داشتن استعداد درخشان ،به تشویق پدر خویش به شغل آزاد روی آورد ولی از مطالعه در زمینه مسائل مذهبی ،اخلاقی ومتون کلاسیک ادبیات فارسی و آذری غفلت نورزید از 15سالگی به شعر وشاعری دل بست. وی روز  6 اردبیهشت سال 1371 دچار سکته مغزی گردید وسرانجام ساعت 30/4 بعداز ظهر روز جمعه 19ذیعقده 1412 برابر با اول خرداد 1371 دار فانی را وداع گفت ودر قبرستان قاسمیه دفن گردید

دامن ختم نبی عرش زینب است

شهپر روح الامین فرش زمین زینب است

ساطع از رخساره اش اشراق نور پنج تن

جلوه زهرای اطهر در جبین زینب است

 منزوی اردبیلی

رحیم منزوی اردبیلی فرزند اسدالله در محله سید آباد اردبیل در سال 1316 دیده به جهان گشود وی یکی از شاعران نام آور عاشورایی است از آثار وی 1-نهضت حسینی 2-آمال منزوی 3-آثار منزوی 4 -ایثار منزوی 5-صدسینه زن 6-صد قافیه 7-صد منظره 8-صد زمزمه

در سحرگاه روز 9 مرداد 1371 (30محرم) درپی عارضه قلبی در بیمارستان تهران درگذشت و جنازه اش به اردبیل انتقال یافت ودر قبرستان بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.

محضر حقده بلادور باشه، باش-و-جان باجی

ایستیره‌م کئچه‌م باشه، یئته پئیمان باجی

[در مورد شاعر دل سوخته اردبیل مرحوم رحیم منزوی و سبک نوحه وی حرفهای زیادی می توان گفت که البته باید اهل خبره به این مورد بپردازند چون بنده با عروض و کلا" شعر آشنایی آنچنانی ندارم ولی این را بگویم که استاد نیز دارای سبک خاص ادبی بوده و در نوع خودش بهترین و فاخرترین آثار را آفریده است. و معمولا" در سروده های ایشان کلمات فارسی و عربی نسبت به سایر نوحه ها کمتر است و شور و جوشش عشق را در سروده های ایشان بوضوح می توان دید.

مطلب دوم اینکه ایشان در زمانی اشعار خود را سرودند که مداحی ترکی با حضور و پیدایش مداحان بزرگی چون حاج سلیم موذن زاده اردبیلی، حاج داوود علیزاده، حاج جواد رسولی و حاج محمد باقر تمدن و ... به تمام لایه های اجتماع رسوخ کرده و گسترش فراوانی یافته است و درست چنین زمانی است که سروده های ناب و بی بدیل استاد با اجراهای بی نظیر مداحان بزرگ و عزیزمان و مخصوصا" استاد سلیم موذن زاده اردبیلی که با توانایی تمام و درست بر طبق دستگاههای موسیقی انجام می گرفت بر روی نوارهای کاست خانه به خانه در بین مردم چه در شهر و چه در روستا به جای تمام چیزهای دیگری که می شد گوش داد مورد استفاده قرار می گیرد.

و به نحوی یک همکاری زیبا بین شاعر و مداحان بوجود آمده بود و این مداحان خود را شاگرد مکتب استاد منزوی قرار داده بودند و اوج این همکاری ها را در آثار حاج سلیم به وضوح می توان یافت و کاست اکبره باخ –اکبره باخ حاج سلیم که تماما" سروده های مرحوم منزوی بود شاهکاری در ادبیات عاشورایی می باشد. شعری با قالب نو و خلاقیت تمام و اجرایی زیبا و تمام با خلاقیت استاد سلیم موذن زاده، و واقعا" می توان گفت که این اثر بی نظیر بوده و است و باعث شروع سبک جدیدی در مرثیه سرایی و مداحی ترکی گردید.

در مورد شخصیت مرحوم منزوی نقل است که ایشان در باره مضامین و حتی کلماتی که در سروده هایش به کار می برد خیلی حساس بود و شعرها را سعی می کرد که در همان حال و هوای عاشورایی بسراید و حتی گویند که برای سرودن شعری در مورد حضرت رقیه (س) مسیری خاردار را که نسبتا" هم طولانی بود چندین بار با پای برهنه دویده بود تا بتواند شعر سوختن خیام و فرار بچه ها به صحرا را بسراید.

شاهد مثال همکاری استاد با مداحان ترک را می توان در مراسم تشییع جنازه استاد دید و چه صحنه های بیاد ماندنی بود سلیم می خواند، تمدن اوْخشاما می گفت او تمام نکرده داوود به فغان می آمد. خدایش بیامرزد.]

 

حاج ناصر آزاد اردبیلی

جلیل ناصر آزاد متخلص به ناصر و معروف به حاج ناصر ساعت ساز در 6شهریور 1298 شمسی در محله ملا هادی در خانواده متدین قدم به عرصه گیتی نهاد در ظهر یوم الله 27 رجب 1408 مطابق با 8 فروردین 1366 پس از سرودن مدیحه ای درباره بعثت پیامبر (ص) لبیک حق را اجابت گفت وپیکر پاکش در قبرستان غریبان اردبیل به خاک سپرده شد

برحسینی ها زهر جا کربلا زیباتراست

جلــوه گـــاه آشنــا بر آشنـا زیباتراست

 

غمگین اردبیلی

میرزا عبادالله داورنیا فرزند مرحوم مشهدی علی مشهور به ملا عبا غمگین ومتخلص به غمگین الحسینی در صبحگاه یوم الله نیمه شعبان المعظم سال 1312 هجری قمری دیده به جهان گشود مرحوم غمگین روز دوشنبه ساعت 4 بعداز ظهر روز 29 اردبیهشت 1348 برابر با 2 ربیع الاول سال 1389 در سن 76 سالگی دارفانی را وداع گفت ودر قبرستان غریبان مدفون گردید

یاپێش صدقیله غمگین، دامن-ی-ناموس-ی-کبراده‌ن

سنه ائیله‌ر شفاعه‌ت، دوْخته‌ر-ی-زهرا، قییامه‌تده

 

صدیف بختیاری اردبیلی

صدیف بختیاری در سال 1300 شمسی در اردبیل دیده به جهان گشود وی یکی از شاعران آذری است که بختیار یا بختیاری تخلص می کرد نامبرده روز 13شهریور ماه 1366 دارفانی را وداع گفت ودر قبرستان بهشت فاطمه اردبیل به خاک سپرده شد.

افســوس تئــز پـوْزار او گـۆلــون اتفاقینـی

جبـر-ی-زمان-وْ-جور-ی-خزان، باد-ی-صرصری

بۆلبۆل بۇ سوگنامه ده، لئیلانی فرض ائله

گۆل ده ووجود-ی-اقدس-ی-شهزاده اکبری

 

غلام عسگر عاصم کفاش

در خانواده های مذهبی در سال 1246 خورشیدی در یکی از روستاهای منطقه یورتچی حوالی شهر نیر دیده به جهان گشود سه ساله بود که مرحوم پدرش به اردبیل کوچید ودر محله جمعه مسجد سکونت اختیار کرد در سال 1327 خورشیدی دار فانی را وداع گفت ودر قبرستان بهشت فاطمه اردبیل مدفون گردید.

باخ بیر اوضاع-ی-جهانه ،ائی دل-ی-عاقل سن اگر

روزگار اوْلمـــۇش گۆذه‌رگاهـون، دگیل هرگیز مقه‌ر

 

 برگرفته شده از وبلاگ دارالارشاد (شرشربولاق) اردبیل

آرزوی زیارت امام حسین (ع) اثر: مرحوم صراف تبریزی



(((السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع) )))

 

موضوع : آرزوی زیارت امام حسین (ع) اثر: مرحوم صراف تبریزی

قبر پاکین یاحسین مدّتدی کی ایستر کونول

زاره گلمیش بیر مقام آه و زار ایستر کونول

  

معصیت کــارم منـه تـوفیقیـن هــر گـه یـار اولور

نقطه‌ی مجرم گئدر، دل محرم اسرار اولور

قبر اکبر عاشق منصوره پای دار اولور

پایدار اولماقلیقا بیر پای دار ایستر‌ کونول

 

کنج غمده بیر نفر یوخ منله هم آواز اولا

آز قالیبدیر مرغ روحیم جسمده‌ن پرواز اولا

ایسته بو جانیم سر کویینده پای‌انداز اولا

دوت الیمده‌ن غم گونونده غمگسار ایستر کونول

 
هر طرف اسکندر دل آب حیوان آختاریر

ظلمت غمده گزر، لعل بدخشان آختاریر

جان وئره‌ن عاشق همیشه کوی جانان آختاریر

جان نثار ائتمکلیگه بیر جان نثارایستر کونول

 

ائیله‌ییب شوق وصالین واله و حیران منی

وادی حیر‌تده قویما بئیله سرگردان منی

قورخورام سالسین آیاقدان محنت هجران منی

هجر الیندن جانه گلمیش، وصل یار ایستر کونول

    

پرتو نور خیالونله دولوب صحرای دل

گؤزیاشیم تک موجه گلمیش جوش ائدر دریای دل

طور عشقینده مناجات ائتمگه موسای دل

طاقت و تاب آختاریر، صبر و قرار ایستر کونول

  

حجله‌گاه قاسمی هر لحظه کیم یاد ائیلر‌م

نی کیمی گللم نوایه، داد و فریاد ائیلرم

عیش و عشرت مُلکینی، آهیله بر باد ائیلرم

چون تن تب‌دار، چشم اشکبار ایستر کونول

  

خاطریم اولموش پریشان سُنبل و سوسن کیمی

خلقیدن کسمیش علایق رشته‌سین سوزن کیمی

چوخ سئور قبرین چکه، آغوشه پیراهن کیمی

جان وئریب وصله یئنه پروانه وار ایستر کونول

  

تند باد هجریله سولموش گلستانیم منیم

غصه‌ده‌ن اولموش خزان گلبرگ خندانیم منیم

نطق یوخ دیلد‌ن دوشوب مرغ خوش‌الحانیم منیم

بلبل شوریده‌تک فصل بهار ایستر کونول

  

سیل غمدن آز قالیر بُنیاد جان اولسون خراب

زورق جسمیم او سیل‌ایچره قالیب مثل حُباب

محفل وصلون خیالیله اولوب باغریم کباب

اختیاریم یوخ نئدیم، بی‌اختیار ایستر کونول

 

شور عشقین شُهرتی از بس کی عالمگیر اولوب

بینوا(صرّاف) اودور مجنون بی ‌زنجیر اولوب

آب و خاک غمله گویا طینَتیم تخمیر اولوب

محنت و درد و مصیبت هر نه وار ایستر کونول

 

 

 

سخنی با عاشقان                                 
 استقبال از دهه محرم


هر سال چندروز مانده به ماه محرم طبق رسوم آباء و اجدادی ما آذری زبانها مراسم طشت گذاری ( احرام بندی ) را در اکثر مساجد معروف شهر و محلات برگزار
میکنیم و در شب اول محرم لباسهای مشکی خود را از صندوقچه ها و کمدها در آورده و آنرا سجاده نماز میکنیم و دو رکعت نماز به نام نامی ابا عبدالله الحسین
بر پا می داریم و این پیمانی است که از روز ازل تا آخر عمر  با مولا و سرور آزادگان و شهیدان عالم :امام حسین (ع) بسته ایم .
و از روز اول محرم تا دوازدهم این ماه در مراسم عزاداری و مراسم شاه حسین گویان تبریز و سایر شهرهای آذربایجانشرقی شرکت می نماییم.
امیدوارم این عزاداری ها مورد قبول حضرت ولی عصر(عج) قرار گرفته باشد.

وبدین مناسبت قطعه شعر : عاشق امام حسین (ع) را تقدیم میدارم :

نام نوحه : عاشق امام حسین(ع)اثر مرحوم سیدرضا حسینی متخلص به : سعدی زمان

اولموشام مدّتدی قبروندن حسین دور آغلارام
اؤلسم گلّـم اورکـده وار بو منظور آغلارام
هر کس اولدی دهرده بیر مه‌لقانون عاشقی
منده اولدوم بیر حسین بیر کربلانون عاشقی
رسمدور عاشق اولار نی ‌تک نوانون عاشقی
اولموشام سر پنجۀ عشقونده مقهور آغلارام
غصّه‌دن قانیله دولموش گؤگلومون پیمانه‌سی
اولموشام عشقونده من بیر نحویله غم خانه‌سی
آدیمـی سسلـر حسینیلـر حسیـن دیوانه‌سی
ایلیوب عشقون منی دیوانه مشهور آغلارام
من گدا سن بیرجه شاهنشاه گردون بارگاه
گیزلین عشقیـم وارسنه آگه‌سن ای سرّالاه
گر گدا شاهـه اولا عاشـق دگول شاها گناه
عشق جرم اولسا وارام جرمومده معذور آغلارام
من گنهکاری آقا درک ایتممیش پیک اجل
گوشۀ چشمیله بیـر لطف ایله ای صبح ازل
یا منی اِیسته گلیم یا جان‌ویرن وقتیمده گل
گورسون عزرائیل الیمده واردی منشور آغلارام
گر منـی ایتسـه مَخَیّـر کـردگار ذوالمنن
کربلانی ایستوسن یا روضۀ رضوانی سن
ایسترم کربوبلانـی نیلـورم فردوسی من
قبـروه قـالام مجاور تـا دم صور آغلارام
ایلورم بیر عمر دور شش‌گوشه قبرون آرزو
طوف ایدم قبرون قیلام اشگیله گردین شستشو
محشـره بـو خدمتیلـه اَخـذ ایدم بیـر آبرو
اولماسام بو خدمته ای‌شاه مأمور آغلارام
بیرده گورسیدیم اگر بالای سرده دورموشام
کاسۀ چشمی سرشگ چشمیله دولدورموشام
اکبـره پائیـن پــا ده بـزم ماتـم قورموشام
فاش ایدوب قویمام قالا بوعشق مستور آغلارام
رحـم ایلــه بـو بی‌پناهیـن دیـدۀ گریانینه
قویما ممزوج اولسون اشگ حسرتی دل قانینه
گؤگلوم ایستور قبرووی آند اُولسون اکبرجانینه
یئتمسم وصله گوزومده واردی تا نور آغلارام

 



گلچین اشعار و نوحه های اروجعلی شهودی

نویسنده: رحیم سهرابی - ۱۳٩٢/۸/٥

نام شاعر : اروجعلی شهودی



نام شعر : قارداش باجوون جانی اولا جانیووه قربان اثر : اروجعلی شهودی


قارداش باجوون جانی اولا جانیووه قربان          

بو ایستی قوم اوستونده آخان قانیووه قربان


زهرا   آنامین  عطری  گلیر  قتلگهوندان           

پهلوسی سینان  یاره لی   مهمانیووه قربان


گاه  قیزلارا   گاه لشگره   آخیر  نفسوندا           

حسرتله   باخان   دیده    گریانیووه قربان


قارداش دئه گوروم لشگر احراره نه گلدی          

دریالر  اولا   لشگر    عطشانیووه  قربان


اکبرهانی اصغر هانی قاسم هانی قارداش           

نهر اوسته یاتان سرو سر افشانیووه قربان


کیم سالدی بو حاله سنی ای  سرور  ابرار          

گلشن لر   اولا  غنچه     خندانیووه قربان


حتی آنامین     سوقتینی    غارت ائدیبلر           

قان   ایچره   قالان پیکر عریانیووه قربان


قربانلارینی   ذیبح    ائلیین    کوی مناده         

حجاج اولا    یئتمیش ایکی قربانیووه قربان


ای عرش   شریعتده   اولان شمس امامت         

آی  اولدوز  اولا  شمع   شبستانیووه قربان


ای دهریده    عشاقینه      جمعیت   خاطر        

احباب  اولا    احوال      پریشانیووه  قربان


25 آذر ماه 91- تبریز شهودی

--------------------------
نام شعر: در باره امام علی (ع)اثر : اروجعلی شهودی


علی نین گولشن آما لی آماج خزان اولدو

علی نین گولشن آما لی آماج خزان اولدو  

     بوکولدو قامتی غمده ن موبارک قلبی قان اولدو

علی نین ماه تابانی غریبانه غروب  ائتدی

       جمال  عالم  آراسی  اوفوق  لرده ن نهان اولدو

علی اوز  اللریله  اوز گولون  تاپشیردی  تو پراقه

       علی نین کیم بیلیر دردین علی بی همزبان اولدو

او خاتون وفا پرورال اوزدو دار فانی ده ن

      بقا مولکونده یئر دوتدو وجودی جاودان اولدو

مقدس روحی  آیریلدی مطهرجسم زارینده ن   

    ریاض خلدیده  گویا پیمبر روضه خوان اولدو

او عیصمت کانی کی دوتموش بوتون آفاقی اسماسی  

نده ندیر  تربت  پاکی  جهاندا بی نیشان اولدو

اوجاتدی آل اطهارین باشین شایسته رفتاری  

      او گون  کی جانب حقده ن مکررامتحان  اولدو

شهادت  خط  سیرینده ن  یئتیشدی  قاف اجلاله    

     دوتوب اول خطی اولادی  قفاسینده ن روان اولدو

 قیام کربلانین  باخ بیناسین قویدو یثربده     

   او گیزلین   یاره سی ظهر  بلاده  خونفشان اولدواولدو

حسینین روحو دیر روحو نظر قیل حسن تعلیله

    اونون غارتگری قونفوذ بونون کی ساریبان اولدو

او شاعر کی خلوصیلن مدیحه یازدی زهرایه  

  اونون قبر ایچره  همراهی  امیر مومنان اولدو

-------------------------
تذکر مهم :

برای دریافت کل مطالب و اشعار آقای اروجعلی شهودی به وبلاگ ایشان به آدرس زیر سر بزنید:

http://shohodi.blogfa.com

با آروزی سلامتی و طول عمر و توفیق برای استاد : اروجعلی شهودی

 




گلچین اشعار و نوحه های علی نظمی تبریزی

نویسنده: رحیم سهرابی - ۱۳٩٢/۸/٥

اشعار مذهبی استاد علی نظمی تبریزی

   نام شعر : صحرای کربلا (ترکی)

       
      کؤنلــوم تلاش  ائدیر یئته  جانانه ، جان  وئره

      عاشق  اولان  گره ک  بئله  بیر  امتحان  وئره
       
      بو  جسم  ناتوانی  طبیبیم  گؤروب ،  دئدی :

      مندن کئچیب ،  مسیح گره ک دیر توان وئره
       
      عؤمروم  قفسده کئچدی، او صیّاده سؤیلیین

      بیر  نئچّه گون   چمن ده  منـــه  آشیان  وئره
    
      چوخ وار   شکایتیم    اونا  ،   امّا   دئینمیرم

      بیر   لحظه   کاش  اجازة شرح و  بیان  وئره
       
      گیزلین کرشمه  سیله  ایاقدان  سالیبمنی

      ایوایِ   من  ،  اگر  لب  و  دندان  نشان  وئره
    
      لعل    لبین   چکیـدة    آب    حیات   دیـر

      چاتمیر   اَلیم   کی   زندگی جاودانوئره
    
      عاشق    بلاکش    اولماسا    یئتمز    مرادینا

      معشوقی نین یولوندا گره ک باش و جان وئره
     
      هرکیم کی  عاشق اولدی، گره ک دیر حسین تک

      صحــــرای   کربلا   ده   گلیب   امتحان    وئره
     
      ناحقدن   احتراز  ائله  ییب ، حق یولون گئده

      بو   یولدا   بی مضایقه  پیـر  و   جـوان   وئره
       
      غیر از حسین او کیمدی کی عین الحیات اولا

      امّا   لب   فراتیده   لب  تشنه، جان   وئره
       
      بیر   یئرده  کی حسین یاتیب، بئیله بیر یئـره

      شایسته   دیـر   خدا   شرف   آسمان    وئره
       
      سلطانلار   آستینین    اؤتوررم  ،  اگر   منـه

      گردون   غلامی   بئله   بیـر    آستان    وئره
       
      « نظمی» هامی بیلیر کی مصیبت یازان دییل

      بو   نظمیلن   ارادتین   ایستیر   نشان    وئره
    
      چوخلار  دئییر  ائمّه  یه سن  مدح  یازمادیــن

      من  دوشموشم  بو فکره ، اجل گر  امان  وئره
 
      « صافی» بو نوع نظم ده چوخ عؤمر صرف ائدیب

      ممکن  دییل   زمانـه    منـه   رایـــــگان    وئره

------------------------------------------

     زبان حال حضرت زینب (س) در اربعین حسینی (ترکی )اثر : استاد علی نظمی تبریزی

      نام شعر : نه سن سوروش نه من دئییم
       


      نه جور پوزولدو گولشنیم، نه سن سوروش،نه من دئییم

      نئجه اولدو سرو  و سوسنیم، نه سن سوروش،نه من دئییم

    
      اوره  کـده  بو  دؤیونمه لر  ندیر ،  نـه  دوشـــــدو  یادیما ؟

      نه دن اوجالدی شیونیم،  نه سن سوروش،  نه من دئییم

       
      فلک  منهنـه ظولملر ائدیبدیر  ،  اوستون  آچمـــــیرام

      نه قدر وار غمیم  منیم ،نه سن سوروش، نه من دئییم

 
      بو  شهرین  اهلی  بیر  به  بیر ،وفالی دوســـتدور  منـه

      منیم کیم اولدو دشمنیم، نه سن سوروش،نه من دئییم

 
      بـو کشت  عؤمردن  منـه ،بیـرآرپاحاصل  اولمـــــــادی

      نه اودلا یاندی خرمنیم ،نه سن  سوروش،نه من دئییم


      اگـر چـه   توبه  « نظمــــی»  یه  امیدبخش  اولوب ،  ولی

      نه  نوع  تردی  دامنیم ،  نه سن سوروش ، نه من دئیـیم


-----------------------------------

     نام شعر : مهر علی  اثر : استاد علی نظمی تبریزی
       
      دارم دِلَکی که بنده ی کوی علی است
      روی دل او همیشه بر سوی علی است
      هر چند هزار رو سیاهی دارد
      می نازد از اینکه منقبت گوی علی است
      من شیفته ی علی شدم شیدا نیز
      پنهان همه جا گفته ام و پیدا نیز
      این پایه مرا بس است و بالاترازین
      امروز طلب نمی کنم فردا نیز
      ***
      «نظمی» به ولایتت تمامی خوش باش
      خوش باش قبول خاص و عامی خوش باش
      گر شاهی هفت کشور از تست مناز
      ور بر در ِ مرتضی غلامی خوش باش
      ***
      تا حبّ علی و آل او یافته ایم
      کام دل خویش مو به مو یافته ایم
      وز دوستی علی و اولاد علی است
      در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم
      ***
      از دین نبی شکفته جان و دل من
      با مهر علی سرشته آب و گل من
      گر مهر علی به جان نمی ورزیدم
      در دست چه بود از جهان حاصل من
      ***
      «نظمی» نفسی مباش بی یاد علی
      گوش دل خویش پرکن از نادعلی
      در هر دو جهان اگر سعادت طلبی
      دامان علی بگیر و اولاد علی
      ***
      سر دفتر عالم معانی است علی
      وابسته ی اسرار نهانی است علی
      نه اهل زمین که آسمانی است علی
      فی الجمله بهشت جاودانی است علی
      ***
      شایسته ترین مرد خدا بود علی
      در شأن نزول هل اتی بود علی
      هرگز به علی خدا نمی باید گفت
      لیک آینه ی خدا نما بود علی
      ***
      بنیان کـَن ِ منکر و مناهی است علی
      رونق ده دین و دین پناهی است علی
      در دامنش آویز که در هر دو جهان
      سرچشمه ی رحمت الهی است علی
      ***
      آن گفت به قرب حق مباهی است علی
      وین گفت که سایه ی الهی است علی
      از «نظمی» ناتمام پرسیدم گفت
      چون رحمت حق نامتناهی است علی
                                       (نظمی تبریزی)
       
------------------------------------------
                                                               

      نام شعر : آیت حق اثر: استاد علی نظمی تبریزی

      به حیرتم که چه وصفی کنم به شان علی
      که عرش و فرش بود جمله مدح خوان علی
      نه من که طبع هزاران چو من فرو ماند
      ز برشمردن اوصاف بی کران علی
      علو قدر همین بس بود که در دو جهان
      علیست آل محمد محمد آل علی
      اگر متاع دو عالم به دست من باشد
      فدای نام علی می کنم به جان علی
      به آستین سعادت کجا رسد دستش
      کسی که چهره نساید بر آستان علی
      بساط گلشن جنت به دیگران بخشم
      اگر گلی به کف آرم ز بوستان علی
      به پادشاهی عالم فرو نیارد سر
      هر آن گدا که بود ریزه خوار خوان علی
      ز نقد هر دو جهان تا که بی نیاز شوی
      به جوی گوهری از گنج شایگان علی
      به راه علم و عمل پیشتاز امت بود
      کسی نبود درین عرصه همعنان علی
      بر آشیانه ی باغ جهان از آن ننشست
      که بر فراز فلک بود آشیان علی
      جهان و جیفه ی او را به نیم جو نخرید
      کسی نداد طلاق جهان بسان علی
      دلا ز آتش دوزخ کسی بود ایمن
      که دوستدار علی گشت و دودمان علی
      اگر تو نیز چو من بنده ی گنهکاری
      بجو شفاعت فردا ز خاندان علی
      علی که آیت حق بود حق بود همه را
      فروغ و فخر فروشند پیروان علی
      چو (نظمی ) ار همه عالم شود مدیحه سرای
      مدیحه یی نسراید کسی به شان علی .

                                                                                 
     ----------------------------              

     غزلهای ترکی از گلبانگ نظمی
                       
      غزل 29
      دئدیم: اینجیتمه منی، دیدهۀگریانیما باخ
      دئدی: دردین منه اظهار ائله درمانیما باخ!
      دئدیم: ای فتنه منی بی سرو سامان ائله دین
      دئدی: هر کوچه ده یوز بی سر و سامانیما باخ!
      دئدیم: اُول چاه کی یوسف اوتا دوشدی هارادی
      دئدی: چوخ گئتمه اوزاق چاه زنخدانیما باخ!
      دئدیم: اُل سینه ندیر؟ باخماقیلان دویموری گوُز
      دئدی: من هاردا دئدیم چاک گریبانیما باخ؟
      دئدیم: احوالیمی اُل غمزه پریشان ائله ییب
      دئدی: هرگوشه ده بیر جمع پریشانیما باخ!
      دئدیم: ایرانه مباداگینه لشکر چکه لر
      دئدی: باک ائتمه! منیم صف زده مژگانیما باخ!
      دئدیم: اُل "نظمی"یه نظمی! گینه طبعین گول ائلیر؟
      دئدی: ذوقین وار اگر، دفتر و دیوانیما باخ!
      دئدیم: آراسته سن، شادلیق اوزوندن توکولور
      دئدی: آچ سینه می، مین لر غم پنهانیما باخ!  
       
        

غزل 30
      بیر لحظه کامه چاتمیر اوره ک روزگاره باخ
      رحم ایلمیر بوگوُن ده منه یار، یاره باخ
      هر کیمسه یه دئدیم غمیمی گولدی حالمه
      طاق اولدی طاقتیم، غمه باخ، غمگساره باخ
      مین ایلده اولسا محلتمیز قورتولار، ولی
      قورتولمین هوسلره باخ، انتظاره باخ
      قیصر نجه اولدی؟ قصرینی کیملر داغیدیلار؟
      عبرت گوُزیله عزته باخ، اعتباره باخ
      بو گولشنین طراوتی دائم قالان دییل
      دوُلدور پیاله نی، گوله باخ، گولعذاره باخ
      مندن زمانه ده بو غزل یادگاردور
      بیر گون کی تاپمادین منی بو یادگاره باخ
      "نظمی" اگر چه ظاهری پوزقون دییل، ولی
      آچ غملی سینه سین جگر داغداره باخ
       
   

      غزل 51
      اورک بیر قوشدی، اما دانه سیز دیر
      اوچوب جنّت باغیندان، لانه سیزدیر
      عنایت قیل، قاپیندان قوُوما، لیلی!
      کی مجنون خانه و کاشانه سیزدیر
      منه رحم ائیله، صیّاده خبر وئر
      کی دام ایچره شکارین، دانه سیزدیر
      نئجه قان اولماسین دل؟گئتدی دلبر
      نئجه جان یانماسین؟ جانانه سیز دیر
      هانی بیر سلسه جنبان؟ اوشاقلار
      دئییرلر شهریمیز دیوانه سیز دیر
      منی آتدین، ولی شوکر ائیله ره م من
      کی من سیز، لبلرین پیمانه سیز دیر
      سنین عشقینده من تک چوخ یانان وار
      دئمه: شمعیم منیم پروانه سیز دیر
      غزل یازماقدان امساک ائتمه "نظمی"
      کی شعرین زولفو سنسیز، شانه سیز دیر

شاعر: استاد غفاری اردبیلی

یخلوب عباسیم نهر فرات اوسته

بلیم سیندی زینب علمدار ئولدی

 

بویانوبدور قانه وفالی سرداریم

 

لوای قرآنه وفادار ئولدی

 

ئوزون آگه‌ایله حیالی قیزلاری

 

دینن دگدی پیکان سو مشگین دلدی

 

سیزه خاطر گچدی ایکی قول بیر گوزدن

 

منی قویدی یالقوز فلک دینجلدی

 

عَلَمین آغوشه آلوب گوردوم آغلور

 

ئوپور الله و اکبرین نقشیندن

 

دوداقیندان ئوپدوم دوداقینون عطری

 

بهشتین عطریلن برابر گلدی

 

دیدوم آیا قارداش گیدورسن اخیامه

 

دیدی سن گیت قارداش رقیون آغلار

 

دیدیم اوندا گیتسم سنی تنها قویسام

 

چیخاندا جان لبدن گوزدن کیم باغلار

 

باشیم اوستن بیر سس دیدی سن گیت اوغلوم

 

گوزین زهرا باغلار عزاسین ساخلار

 

یری وار بو غمدن سودان چیخسا ناله

 

کول اولسا پروانه سو اولسا داغلار

 

دیون اصغر یاتسون یاتوب پرچم‌داریم

 

یخلوب عباسیم نهر فرات اوسته

 

بلیم سیندی زینب علمدار ئولدی

 

بویانوبدور قانه وفالی سرداریم

 

لوای قرآنه وفادار ئولدی

 

شاعر: استاد غفاری اردبیلی

 

شعر درخواستی

باز باران/ با ترانه /میخورد بر بام خانه/ یادم آرد کربلا را/ دشت پرشور و بلا را/ گردش یک

ظهر غمگین/ گرم و خونین/ لرزش طفلان نالان/ زیر تیغ و نیزه ها را/ با صدای گریه های

کودکانه/ دراین صحرای سوزان/ میدود طفلی سه ساله/ پر زناله/ دل شکسته/ پای خسته/

باز باران/ قطره قطره میچکد از چوب محمل/ آخ باران کی بباری بر تن عطشان یاران؟/

تر کند از آن گلو را

آخ  باران /    آخ باران   

با تشکر از دوست عزیزم خانم فروزان

شعر درخواستی

این  شعر را به در خواست دوست عزیزم  خانم سمیرا فروزان  روی وبلاگ قرار

می دهم

بکوش و دانشی آموز و پرتوی بفکن 

که فرصتی که تورا داده اند بی بدل است

دل پاکیزه به کردار بد آلوده مکن

تیرگی خواستن از نور گریزان شدن است

پروین اعتصامی

 

خانێم زینب نوحه سی

خانێم زینب قارداشێنا نوحه دئییر- شاعر:رحیم منزوی اردبیلی

 

سجده‌گاه-ی-عئشقه سالدۇن، قانلێ جانـمازی قارداش

نـه بـابـام قێلێـب، نـه جددیم، سن قێلان نمازی قارداش

 

 

ایـمتـحـانیوی گـؤگ اهلـی، گؤرجـه‌گین نوا ائدیبله‌ر

خئیـمـه‌ده‌ن سـن آیرێلانـدا، زینبیـن دوعـا ائدیبلــه‌ر

بــۇ نمـازیــوه ملـه‌کلــه‌ر، حتمــه‌ن ایقتیـدا ائدیبلـه‌ر

اللـه‌ریـن اؤپـۆب، تاپێـرلار، عالـی ایمتیـازی قارداش

 

عاشیق ائتسه سجده سن تک، ذوْق اۆزیلـه لا ینــامه

اؤلســه‌ده نمــازی کسمــه‌ز، تــا یئتیــرمییــه تمـامـــه

سجـده ده کســه‌رله بـاشێـن، ذیکـرینـه وئره‌ر ایدامــه

یئـرده باشـلاسـا، جیــداده قـۇرتـارێــر نمــازی قارداش

 

قــان وئــره‌ر دامـارلارۇنـدان، جـددیمیـز اؤپــه‌ن بوْغــازێن

ســۇ تاپێلمــاسا اوْ قـانـدان، آلسـان آب-ی-دسته‌مازین

لاجــرم تیــه‌ممــوْم ائتمــه‌ک سێنــدێرێـردێ ایمتیـازیـن

عاشیقیــن سـۇ اوْلمـایانـدا، قاندێ دسته‌مازی قارداش

 

یا غفـور اگــه‌ر چـاغێـرسان، حشـریـده بــۇ حنجـه‌ریله‌ن

دوزه‌خی خموش ائده‌رلـه‌ر، لۆطف-ی-حی‌یئ داوه‌ریله‌ن

عاله‌مـی باغێشلادێـرسان، بـۇ کسیلمیـش الـلــه‌ریلـه‌ن

عئـزز-وْ-نـاز اوْلـۇر سراسه‌ر، شـأنـووۇن نییـازی قــارداش

 

خئیمه‌له‌رده سن کی دۇردۇن، غرق ایدیم بۇ گؤز یاشێمدان

چێخــدێــم ائیلییـــه‌م حیمایــه‌ت، اؤز یارالــێ قارداشێمدان

کؤینــه‌گــون سـوْیانـلار آلـدێ، کؤهنه معجـه‌ری باشێمـدان

غـاره‌ت ائتدیلـه‌ر، حـریـم-ی-قوْدس-ی-عئزز-وْ-نازی قارداش

 

شئمـری سینـه‌ن اۆسته گؤردۆم، حسره‌‌تیم اۆره‌‌کده قالدێ

کئشمه‌کئش ائدیب یێخێلدێم، بیلمـه‌م ایش نه یئرده قالدێ

بیـر زامـان باخێب نـه گــؤردۆم، نئیـزه ده سسیـن اۇجالـدێ

آلــدێ ایختییــاری الــده‌ن، نغمـــه‌یئ حئـجــازی قــــارداش

 

بیلمیـره‌م نه سؤز دئمیشدی؟ شئمره اوْل حبیب-ی-داوه‌ر

اؤلـــدۆرۆردۆ ال تـــاپــانـــدا، خێــــردا قـێــــزلارێ بـــــراده‌ر

قـــوْللارێــم قــاباغــا وئـــردیـم، رحمـه گلمــه‌دی اوْ کافـه‌ر

قمچــی الــده پـرشیکــه‌ستـه، ائتـدی شاهبــازی قارداش

 

قتلگــاهیــوه باخانـــدا، قلبیــم اوْلــدۇ غۆصصـه‌ده‌ن قـان

داشــلارێ کنـــاره آتدێــــم، پئیکـــه‌رون اوْلا نـــۇمــایــان

بیلمــه‌دیــم وره‌قلـه‌نیبــدیر، جیلـدده‌ن چێخێبـدێ قـۇرآن

زولفیمیله اؤرتۆم ایندی، قوْی بۇ کشف-ی-رازی قارداش

 

شرح وقایع کربلا به نظم توسط شاعران مرثیه سرا

شرح وقایع کربلا به نظم توسط شاعران مرثیه سرا

به نظم کشیدن وقایع کربلا (واقعه نگاری) توسط شاعران مرثیه سرای ترک

گرچه نوحه اکثریت غالب آثار شاعران مرثیه سرای ترک را تشکیل می دهد که همانا برای سینه زدن و زنجیر زدن در مراسمات عزاداری محرم استفاده می شود و در وزنهای مختلفی که قابل اجرا و سینه زدن باشد سروده می شود اما در این میان آثار فراوانی نیز به تشریح وقایع کربلا پرداخته و به نوعی واقعه نگاری صورت گرفته است و این اشعار دیگر برای سینه زدن و زنجیر زدن نیست بلکه به عنوان روضه و شرح وقایع می باشد. شاعران مرثیه سرای ترک در این ساحه نیز گوی سبقت را از همه ربوده و بهترین و غنی ترین آثار را آفریده‌اند و طوری که تا حد جزئیات این مسائل را شکافته و وقایع را بازگو کرده اند و البته که این آثار پر از لطائف ادبی است.

 

این گونه آثار که در بین مداحان ترک به دوبیتی مشهور است. در گونه های مختلف شعر عروضی سروده شده اند از مثنوی گرفته تا مخمس و ... برای نمونه موارد زیر را می شود نام برد که به نظم کشیده شده‌اند:

شروع حرکت حسینی و خروج از مدینه

قضیه نامه یزید به امام و مجلس ولید در مدینه

قضیه امان نامه حضرت عباس (ع)

رجزهای دولاران کربلا

مقتل امام

اسارت اهل بیت امام

خطبه حضرت زینب در کوفه

خطبه امام سجاد (ع) در شام

قضیه طفلان مسلم بن عقیل

مصبیت حضرت رقیه

قضیه هنده و خرابه شام

و کلا" وقایع مربوط به امام و یارانش چه قیل از حرکت از مدینه و چه بعد از رسیدن اهل بیت به مدینه، و حتی وقایع کوچک و ریزی که در روز عاشورا اتفاق افتاده نیز از چشم تیزبین شاعران ما دور نمانده است که برای مثال قطعه ای از حاج رحیم منزوی را می آوردم که امام چگونه نعش علی اصغر را به خیمه ها برگرداند.

گرچه در نوحه ها نیز این مسائل گاه گاهی بیان می شود اما چنانچه دیدیم نوحه ها بیشتر موردی و یا زبانحال اشخاص است تا به نظم کشیدن وقایع...

در پستهای بعدی با این آثار بیشتر آشنا می شویم.

 

علی اصغر شهید اوْلاندان سوْرا ایمامێن حالی- شاعر منزوی اردبیلی

 

گـل زینب‌یم آل اصغـریمـی سینـه‌وی داغلا

من اصغره چوْخ آغلامێشام، سن منه آغـلا

 

یــوْرغــۇنــدۇ بـالام وئــرمـه‌ییــن الده‌ن الــه «زینب»

گهـوارهییـه ســال، بلکـه یاتێب دینجـه‌له «زینب»

 

لبخـه‌نــد وۇرۇب زهـریـلـی پئیــکانــه هــوه‌سـده‌ن

چالـدێ ال ایاق طایـر-ی-جـان چێخدێ قفه‌سـده‌ن

باشێ آخێنێـب سـۆزدۆ گــؤزۆ دۆشـدۆ نفـه‌سـده‌ن

سێنـدێ بۇ گـؤزه‌ل غۆنچه ده مؤحنـه‌ت بـۇداغێنـدان

اؤپــدۆم بـالامێــن قـانـلــێ یـۆزۆنــده‌ن دوْداغـێنــدان

 

اووه‌ل بــاجــێ آچ معجــه‌ریــوی بــاغــلا یـاراسێـن

اوْنــدان گئـدیـب آگــاه ائلـه‌ییــن بیکـه‌س آنـاسێـن

هئــچ بیـر آنـا دؤزمـه‌ز، یارالــێ گـؤرسـه بـالاسێـن

سـن بـاخمـا «روبـاب»یـن بـالا وای ناله‌سی گلمیـر

قــوْرخـۇر اۇتـانــام مـن، اده‌بینــده‌ن سسـی گلمیـر

ســن دۆش قاباغــا باجــێ بــۇ بیــر امر-ی-ثوابـه

لازیمــدی تســه‌للــی وئــریلـه اینـدی «روبـاب»ه

قلبمیــده مینــم وار ســؤزۆم اوْل قلبــی کبــابــه

دۇر منلـــه گئــده‌ک گـؤگلیـن آلاق، دردی آزالسێن

هــر درده دؤزۆب داییــره‌ی-ی-صبـریــده قـالسێــن

 

«زینـب» اوْ شهیـن خـاطیـرینــه دۆشـدۆ قباغـه

وئـرسیـن خبــه‌ر احــوالـی اوْ رنجـور-ی-فــراقــه

«اصغــر» آنـاســێ سێلـدێ گـؤزۆن دۇردۇ ایاغه

تئز بیلدی حۆسئینین هده‌فین قلبی سێخێلــدێ

شـاهیــن ایــاغــی آلتــدا ذلیـــلانـــه یێخێـلــدێ

 

عــرض ائتـــدی آقـا مقصــه‌دیـوی بیلـدیم ازه‌لده‌

گتـدیــم اوْدۇ پیشـوازیــوه جــان نقـدینـی الــده

وئرسین سنه حق یاخشێ جزاله‌ر بۇ عمه‌لـده

شرمـه‌نـده کنیــزون سـۆدۆ یـوْخـدۇ الـی بوْشـدۇ

«اصغر» سنین اوْغلۇندۇ، تسه‌للی سنه خوْشدۇ

 

قـــۇربـان گــؤزینـه آغـلامـا یانـدێـرمــا رۇبــابـی

اشـک-ی-غـم-وْ-مـاتـه‌ملـه بوْیاندێـرمـا رۇبـابـی

ســن بیـل آنـاوێـن حققـی اۇتـانـدێـرمـا رۇبابی

آخــه‌ر نـه تسـه‌للادی بۇ ائـی کـان-ی-کرامــه‌ت

«اصغر» سنیـن ایـدی منـه وئرمیشدیـن امانـه‌ت

 

صۆبحه کیمی من بۇ گئجه گؤزیاش اله‌میشدیم

قوْنداغێ تئز-تئـز گـه آچێـب گــه بلـه‌میشـدیـم

مین زحمه‌تله‌ن بۇ گئجه‌نی صۆبح ائله‌میشدیم

صـۆبح اوْلدۇ گئجه‌م حئیف یامان گۆنله‌ره قالدێم

آخــه‌ر قـۇزۇ قــۇربـانـۇوۇ عطشـان یـوْلا سالدێم

 

گـؤردۆم دوْداغـۇن قانێــن اۆره‌کـده‌ن یـارالانـدێــم

شیشماهه بالام چێخدێ یادێمدان سنه یاندێــم

آللاهدان اؤلۆم ایستـه‌دیـم از بسکـی اۇتـانـدێــم

قــۇربانلێغــا دیلسیــز بالامێــن قییمـه‌تـی یوْخـدۇ

اؤلمۆشدۆ سۇسۇزدان سنه هئچ میننه‌تی یوْخدۇ

 

گــۆل ســوْلسـا گلــه‌ر بـۆلبۆلـۆ گـۆلـزاریــده زاره

غــم یــۆز وئــره‌ر البتــه خــزان فصلـــی هـــزاره

گـۆلشه‌نده سنین گۆلده...من اوْلدۇم گۆنۆ قـاره

من دربئده‌ره‌م قوْی نه گۆلۆم گۆلشه‌نیم اوْلسـۇن

قانلـێ بلـه‌گـی بـوْش بئشیگیله‌ن منیم اوْلسـۇن

 

مـن «منـزوی»یـه‌م نالـه‌مــی افلاکــه یئتیــرره‌م

بیلمــه‌م نـه زامـان جانیمـی جانانیمــه وئــرره‌م

اگنینده حۆسئین کؤینه‌گی مین «حرمه‌له» گؤرره‌م

هـر تـک تـکـی مـن تـک اوْتــۇرۇب بـزم-ی-عـزاده

گـؤزده‌ن منـه اوْخشـار عمـه‌لـه‌‌ن «ابـن-ی-زیـاده»

مراسم طشت گذاری

مراسم"طشت گذاری" اردبیل

مراسم"طشت گذاری"

نماد فراتی که از تشنه لبان کربلا، دریغ شد!

واقعه کربلا و بسته شدن فرات به روی امام حسین (ع) و یارانشان، و ایثارگری­ها سقای کربلا (حضرت ابوالفضل علیه السلام) برای رسانیدن آب به تشنگان، و حماسه­آفرینی آنانی که با لبانی تشنه، شهد شهادت را نوشیدند، به یقین، قداست و جایگاه والای آب را در فرهنگ شیعیان و به خصوص ایرانیان، که از دیرباز نیز از جایگاه خاص و معنوی برخورد بوده، عمق و وسعت بسیاری بخشیده است، تا بدانجا که انعکاس این امر را در جای-جای فرهنگ مردم و بخصوص در شکل­گیری آداب و رسوم و آئین­ها شاهد هستیم.

منبع: http://ardebilnews.blogfa.com/cat-16.aspx

 

از جمله مراسمی که می توان در این زمینه، معرفی نمود، رسم "طشت گذاری" یا "طشت گردانی" است که منسوب به اردبیل، به طور خاص و مردم آذربایجان به طور عام می­باشد. " در این آئین، طشت، نماد مشک سقای کربلا، نماد آب، نماد رود و نماد فراتی است که به روی حسین (ع) و یارانش بسته شد." در اردبیل، این رسم از 27 ماه ذیحجه آغاز می شود. در گذشته، این مراسم در روز اول با برگزاری در مسجد جامع، شروع می شد و از روزهای بعد، مساجد دیگر نیز به نوبت طشت گردانی می کردند. امروزه نیز این مراسم با اندک تغییراتی، در چندین روز با شور و حال خاصی در اماکن مخصوص (مثل حسینیه اوچدکان، مسجد جامع، مسجد اعظم و...) برگزار می گردد. به این صورت که دسته هاى زنجیرزنى و سینه زنى با نوحه­سرایی و نواختن طبل و شیپور و حمل عَلَم های عزاداری، به یاد تشنگان کربلا، مشکى را پر از آب کرده و آن را به همراه طشت هایى از جنس برنز یا مس که به طور معمول بر دوش ریش سفیدان هر محله حمل مى شود، به مسجد می برند و بعد از طواف مسجد، طشت ها در جاى مخصوص خود قرار گرفته و با خواندن دعاى مخصوص طشت­گذارى، پر از آب می شود. از این طشت ها، بیشتر حاضران و عزاداران، مقداری آب به عنوان تبرک و جهت برآورده شدن حاجاتشان، برمی­دارند.

در مواردی نیز ممکن است طشت­ها قبلا در خانه­ای که صاحب آن نذر کرده، قرار داشته باشد. که در این صورت دسته­های عزادار به آن خانه رفته و پس از انجام عزاداری، طشت­ها را برداشته و به طرف مکان برگزاری مراسم به راه می­افتند.

در فرهنگ عاشورا در توضیح بیشتر این سنت آمده: مراسم طشت گذاری، "مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا و عمدتا در شهرستان اردبیل برگزار می‏شود وطشت­های آب را که رمزی از "فرات" می باشد در مساجد و حسینیه‏ها می‏آورند. این سنت به تاسی از اقدام سالار شهیدان و یادآور رفتار جوانمردانه امام حسین (ع) در مقابل سپاه حر می باشد که به روایتی آن حضرت ، در روز 27 ذیحجه‏، آب مشکها را در طشت­ها ریخته و تمام لشکر حُر و اسبان آنها را سیراب‏نمودند. "

این‏مراسم از سه روز مانده به محرم در مسجد جامع،مسجد اعظم و سپس در مساجد دیگراجرا می‏شود.طشتها را بالای سرها می‏گیرند و مسجد را دور می‏زنند،سپس در داخل آنها آب می‏ریزند.مردم دست به طشت و آب آن می‏زنند و این آئین، نوعی بیعت با امام حسین‏«ع‏» ‏و حمایت از عباس‏«ع‏»است. مردم آب طشت ها را در شیشه‏هایی برای شفا و تبرک برمی‏دارند."

 

مراسم سوگواری ایام محرم

 

مراسم سوگواری ایام محرم همه ساله در اردبیل با شور خاصی برگزار می شود. در نخستین شب های این ماه، تکیه های عزاداری برپا و درکنار آن مسجدها، حسینیه ها عرصه گرد آمدن سوگواران می شوند.

دسته های عزاداری شکل می گیرد و داغداران امام حسین (ع) رخت یکسره سیاه به تن دارند. گروه هایی سینه می زنند. برخی نیز زنجیرزنان در این ماتم شرکت جسته اند. دسته ها در خیابان های شهر به راه می افتند. نوحه خوان، سوزناک می خواند. عزاداران پاسخ می دهند و طبل و سنج نیز نوایشان را همراه می کند.

در اردبیل نیز- که شهری مذهبی تاریخی است- و مردمانش همچنان پای بند سنت های مذهبی دیرینشان هستند این آئین ها حال و هوای ویژه ای دارند.

گروه های عزادار در گذر از خیابان ها از سوی بانیان تکیه های بزرگ و خانواده های شهدا، با چای و شربت نذری پذیرایی می شوند.

پوشیدن رخت سیاه- بویژه در کودکان- نذری است که همچنان در میان مردم رواج دارد. تهیه شام، آش، شربت، حلوا و... از جمله دیگر نذرهایی است که مرم اردبیل همه ساله در این ایام ادا می کنند

مراسم عزاداری هر شب شور بیشتری می یابد در روز عاشورا نیز از بامداد تا ساعتی پس از نیمروز، شبیه خوانی روز عاشورا و بازآفرینی وقایع این روز برگزار می شود. این آئین چنان که اشاره شد در فضای باز و با بهره گیری از عوامل بسیار از جمله بازیگران و سیاهی لشکرهای متعدد، لباس های ویژه، اسب ودیگر تجهیزات، اجرا می شود.

گروه بازیگران تعزیه اردبیل سالیان دراز است که این آیین را به اجرا درمی آورند و همه ساله نیز با وجود گرمای شدید و سرمای سوزان منطقه، مردم اردبیل و شهرهای مجاور، برای دیدن این مراسم در این محل گرد می آیند. تعزیه خوانی اردبیل به گفته صاحب نظران یکی از باشکوه ترین تعزیه های کشور است.

سرانجام در غروب عاشورا، مراسم شام غریبان برگزار می شود و عزاداران در ماتم این روز جانگزا به سوگ می نشینند. همانند چنین آئین هایی در روستاهای منطقه اردبیل نیز برگزار می شوند.

روز اول محرم هر روز دسته‌ی یکی از محلات شش‌گانه و شعبه‌هایش به بازار وخیابان می‌آیند و عزاداری می‌کنند. اخیر نظمی به این حضور داده‌اند و چون شهر شش محله دارد، روز اول محرم و نهم محرم و یک روز جمعه، که مابین این ده حتماً واقع می‌شود، تعطیل است. [البته الانه آن روز جمعه (و یا یکی از روزهایی که دسته‌ی خاصی ندارد) معمولاً دسته‌ی دانشجویان دانشگاه و با حضور چهره‌های علمی شهر به شهر می‌آیند و عزاداری می‌کنند، چون در بین این دسته اهالی شهرهای مختلفی وجود دارند، نوع مراسمات بسیار متفاوت می‌شود، نمی‌دانم شاید به ابتکار استاد جابر عناصری، چون در این روزها معمولاً خیلی فعال هستند] این دسته‌ها روزی که قرار است به صورت کامل و با تمام شعب به بازار بیایند، تشریفات خاصی دارند و سعی تمام در برگزاری وظیفه‌شان به صورت کامل را دارند، [اصطلاحاً می‌گویند امروز "بازارا چی‌خا‌جیوگ"] از صبح تدارک حرکت آماده می‌شود و وقتی بزرگان محله آماده شدند، اول بیرق بزرگ محله در پیش حرکت می‌کند، این بیرقها بعضاً بسیار قدیمی و عمر بیش از چند قرن را دارند و با دقت و وسواس نگهداری شده‌اند، برای مثال بیرق مسجد عالی‌قاپو را نادر شاه اهدا کرده و هنوز موجود است ]البته خود مسجد عالی‌قاپو پارسال در طرح جامع شهری قرار گرفت و خرابش کردند تا از نو بسازند و امسال به صورت یک چادر بزرگ در مقابل بقعه‌ی شیخ‌صفی قرار گرفته‌است.] پشت بیرق بزرگان محله و علما با احترام و رعایت ردیف و ترتیب حرکت می‌کنند، و بعدش طبال‌ها و دسته‌های سینه‌زنها یا دسته‌ی زنجیرزنها.پیراهنهای سینه‌زنی و زنجیرزنی مخصوص است و طبل و شیپور-زنان هم لباسهای مخصوصی دارند.

نوحه‌های زنجیرزنی و نوحه‌خوانی هم متفاوت است و هر دسته هم نوحه‌خوان خودش را دارد. [اصطلاحاً می‌گویند فلانی "زنجیر دی" یعنی فلانی برای زنجیرزنان نوحه می‌خواند] منهای سوز و گدازی که در نوحه‌ها و شاه‌بیت‌ها نهفته است، ترتیب عجیب و زیبایی صفوف که گاه به بیش از 300 نفر هم می‌رسد، تاثیرگذار است. سینه‌زنان دست چپ را بر سینه گذاشته و با دست راست ضربات آهنگین و هماهنگی بر سینه وارد می‌کنند که تابع حالات نوحه است و فرمول خاصی برای هر نوحه دارد. [این همه آداب که نمی‌توانم خوب شرح دهم، فقط برای نشان دادن ادب و احترامی است که امام حسین (ع) قائلند [

وقتی دسته‌ی محله (یکی از شش‌گانه) حرکت کرد، پشت سرش "خولا"هایش به ترتیب با همان ترکیب حرکت می‌کنند و از محلات بزرگ و راسته‌بازار ] همان بازار بزرگ سنتی اردبیل که مسجد جامع هم در آن واقع است] می‌گذرند و مردم از این دسته پذیرایی می‌کنند و به نوحه‌خوانش خلعت می‌دهند و وقتی به محله‌ی خود بازگشتند مراسم پایان یافته و فردا نوبت محله‌ی دیگر است. دسته‌ها در شب‌های دیگر به مساجد داخل شاخه‌ی خویش رفته و عزاداری می‌کنند. که این هم اعمالی مانند استقبال از دسته‌ی مهمان و ادای احترام و سلام توسط گروه طبل وشیپور و علم هنگام رسیدن به همدیگر و غیره را دارد.

تاسوعا و مراسم شمع گذاری

روز نهم محرم یعنی تاسوعا مراسم دیگری دارد در این روز اردبیلیان در41 مسجد شمع روشن می کنند. این شمعها نذری است و معمولا اشخاص برای برآورده شدن حاجات خود چنین نذری می نمایند. وقتی افراد چنین دسته ای به مسجدی می رسند در کنار طشت آن در ظرفهای مخصوص شمع سوز ، شمع ها را روشن می کنند و از طشت می بوسند وحاجت خود را طلب می کنند وقتی که آفتاب غروب می کند در بیشتر مساجد مردم و دسته های شمع گذار در کنار طشت گرد می آیند و فاتحه می خوانند. برخی از عزاداران، مسیر مساجدی را که باید در آنها شمع روشن نمایند با پای برهنه طی می کنند.

مراسم شمع گذاری در غروب روز تاسوعا در این شهر از حال و هوای خاصی برخوردار است.

بئشیک (گهواره)

بشیک یا گهواره کوچک یکی از نمادهایی است که در دستجات عزاداری اردبیل و به خصوص در روز عاشورا از آن استفاده می شود. گهواره کوچکی که با پارچه های سبز و یا مشکی پوشانده می شود. حمل آنها در جلو دستجات عزاداری اکثرا بر عهده دختران کوچک و نوجوان است که با قرائت اشعاری در ارتباط با حضرت علی اصغر(ع) فرزند شش ماهه سید و سالار شهیدان و تیر خوردن آن حضرت حزن و اندوه خاصی را در بین عزاداران ایجاد می نمایند

شبیه خوانی

روزهای محرم با نزدیک شدن به روز عاشورا حال و هوای دیگری دارد و حزن واندوه آن نسبت به روزهای اول بیشتر و بیشتر می شود. در روز نهم محرم روز تاسوعا حسینی اهلی محله های از اردبیل که قرار است در محله آنها مراسم شبیه خوانی بر گزار شود شروع به آماده سازی محل برای اجرای مراسم می کنند.

میدان (محل اجرای تعزیه) محلی به شکل دایره می باشد. برای آماده سازی این محل از قبل میله های بلندی ر درست می کنند دور تا دور زمین میدان می کوبند در روی هر یک از این میله ها سه یا چهار عدد حلقه جوش می دهند. از این حلقه برای رد کردن طناب و حصار کشی دور میدان استفاده می شود تا از ورود افراد غیر از شبیه خوانان به داخل میدان جلوگیری شود این کار برای جلو گیری از اختلال در اجرای مراسم است.

در دو طرف میدان، دو محل برای شبیه خوانان ((اصحاب امام)) و ((افراد یزید)) تدارک دیده می شود که شامل : یک عدد چادر صحرائی و تعدادی صندلی برای نشستن آنها می باشد. خیمه های کوچکی در اطراف چادر امام خوانها ایجادمی شود که نشان از خیمه یاران امام حسین (ع) می باشد. در وسط میدان یک راه برای ورود و خروج تعزیه خوانان جهت تغییر گریم وجود دارد. چون مراسم معمولاً در نزدیک مساجد اجرا می شود برای تغییر گریم قسمتی از مسجد برای این کار اختصاص داده می شود. بلند گو ها نصب و آزمایش می شود. پرچم های در مسیر برای راهنمایی مهمانان نصب می شود.

این کار ها معمولاً تا ساعت 3 ، 4 بعد از ظهر روز تاسوعا طول می کشد. بعد از آماده سازی میدان داخل میدان کاملاً نظافت شده و آماده اجرای مراسم شبیه خوانی می شود.

از محل های که در آنها مراسم شبیه خوانی از حال و هوای خاصی برخوردار هست می توان به :

محله ارس (مسجد سید الشهداء

محله امام رضا ( مسجد امام رضا)

محله وحدت 3( مسجد امام سجاد)

محله خاتم النبیین (مسجد خاتم النبیین)

و روستاهای اردبیل که ازجمله در روستای انار و روستای فخر آباد که در این روستا ها مراسم شبیه خوانی به سبک مراسم قدیمی اجرا می شود و دارای بیشترین تماشاگر برای مراسم می باشد.

مردم از اولین ساعات روز عاشورا دسته ، دسته برای دیدن مراسم به طرف میدان های تعزیه حرکت می کنند هر کسی برای خود زیر اندازی می آورد و جای مناسبی را برای دیدن مراسم انتخاب می کند. از اول صبح گروه طبل زنان که شامل : چهار یا شش عدد طبل کوچک، یک یا دو عدد طبل بزرگ ، یک عدد سنج و یک یا دو عدد نی می باشد با نواختن طبل مردم را برای تماشای مراسم دعوت می کنند. مردم رفته رفته دور میدان جمع می شوند و لجظه به لحظه جمعیت زیاد می شود. ماشین های سبک و سنگین دور میدان پارک می کنند و مردم برای دیدن بهتر مراسم به بالای ماشین ها می روند. مراسم معمولاً از ساعت 9، 9:30 شروع می شود.

در حین مراسم کسانی که نذر دارند شروع به پخش نذر می کنند، قربانی های متعدد در میدان ذبح می شود. مراسم تا ساعت یک ، یک ونیم بعد از ظهر طول می کشد در آخر مراسم با آتش کشیدن خیمه ها توسط افراد یزید مراسم شبیه خوانی به پایان می رسد. در گذشته بعد از آتش زدن خیمه قمه زنان به وسط میدان می آمدند و شروع به قمه زنی می کردند که این مراسم به دستور مراجع ممنوع شده. بعد آتش زدن خیمه ها مردم شروع به سینه زنی اطراف خیمه ها می کنند بعد مردم شبیه خوانها را تا مسجد همراهی می کنند معمولاً افراد که در این مراسم همکاری دارند نهار را در داخل مسجد یا خانه اهالی محل که نذر دارند صرف می کنند.

در روستا ها اطراف اردبیل معمولاً کسانی که برای تماشای تعزیه از راههای دور و نزدیک می آیند ناهار مهمان مردم روستا هستند و هر یک از اهالی چند نفر از مهمانان را برای صرف ناهار با خود به منزل می برند و معمولاً کسی بدون صرف نهار از روستا خارج نمی شود

در بعضی از محلات اردبیل در روز سوم شهادت امام حسین و72 تن از یاران با وفای امام مراسم شبیه خوانی برگزار می شود با عنوان ((زینب شبیه ی)) در این مراسم دیگر از شمشیر وسپر خبر نیست در این مراسم شبیه خوانان سعی می کنند احوالات اسراء را بعد از شهادت حضرت عباس و امام حسین به مردم نشان دهند.

محل شبیه خوانی مثل مراسم شبیه خوانی روز عاشورا آماده می شود و حصارکشی شده و برای اجرای مراسم در روز سوم شهادت امام آماده می شود. در این مراسم قسمتی از کاخ بنی امیه و شام ساخته می شود و تختی برای یزید ابن معاویه در گوشه میدان تدارک دیده می شود. در شروع مراسم اسراء را از کربلا به شام می آورند و یزید شروع به توهین به اسراء می کند و حضرت زینب خطبه آتشین خود در رابطه با معرفی یزید ابن معاویه و خاندان نبوت می خواند.و...

از محله های که این مراسم سالیان سال در آنها اجرا می شود می توان به :

1- ((محله امیر المومنین)) مسجد امیر المومنین

2-((محله وحدت 2)) مسجد امام سجاد

البته باید اشاره کردکه در روستاها و حومه اردبیل نیز این مراسم برگزار می شود

 

در وصف خدا

من تهی تر از  

تمام دست های حاجتم  

                                   بیا 

دست های خالی مرا  

                    ببخش و  

                                   حاجتم بده

 

استاد گویندگی و دوستان گویندگی

استاد گویندگی: جناب آقای استاد باقر محمدی ملا باشی

با تشکر و با سپاس از استاد خوبم جناب آقای استاد باقر محمدی ملاباشی

دوستان گویندگی من:

آقای آخربین ـ  آقای  زینی  ـ  آقای صادق  ـ  خانم سمیرا فروزان  ـخانم سوسن

 سیفی ـ خانم مهناز دادرس.

 

جا دارد تبریک بگویم  به آقای زینی ،خواننده و مداح  خوب کشورمون. 

امید وارم  همیشه در کارشان موفق باشند. 

آقای زینی  آرزو می کنم همیشه در تمام مراحل زندگی  به خصوص در کارتان

همیشه  موفق باشید و برای سایر  دوستان  گویندگی ام  که از آن ها  نام  برده

 شد، آرزوی  موفقیت  می کنم. امیدوارم در تمام  مراحل زندگی  و در  تحصیلات 

همیشه  موفق و در پناه  خدا   سالم  و سرافراز  و تندرست و سربلند

و باعث افتخار  کشورمان باشید.

یا حسین

همه ی شما را به خدا می سپارم

تا دیدار دیگر  بدرود

آشنایی با کارکنان باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل و تشکر از آن ها

آقای علیپور  ـ خانم علیپورـ آقای کیوان جعفرزاده ـآقای اصغرگنجی ـ آقای همتی ـ آقای تقوی ـ آقای باقر

محمدی ملاباشی ـ آقای یاشار پور مجید ـ آقای داود انوشاـ آقای وسیلت ـ آقای آیشم ـ آقای اکبری ـ

آقای رحمتی ـ آقای جواد نژاد ـ آقای مهاجری ـ آقای اعتباری ـ خانم طاهری ـ خانم بخشی ـ آقای صادق ـ

و با تشکر  و ضمن خسته نباشید  به همه ی این عزیزان

و با تشکر و ضمن خسته نباشید به تمام کسانی که در باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل  مشغول به  کار

هستند و  من بنده ی حقیر  چون نام سایر کارکنان باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل را نمی دانم  نامی

از سایر کارکنان باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل برده نشد ولی من جا دارد در همین جا  به تمام کسانی

که در باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل مشغول به کار هستند  تشکر می کنم  خسته نباشند

و  از همه ی کارکنان باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل  تشکر می کنم  خسته نباشند

و از همه ی کارکنان باشگاه خبرنگاران جوان مرکز اردبیل قدردانی می کنم

و با تشکر و باسپاس از همه ی این عزیزان

خسته نباشید

یا علی مدد

خدانگهدار

معرفی اساتید گویندگی و خبرنگاری

 

استاد گویندگی مقدماتی : جناب آقای استاد باقر محمدی ملا باشی

استاد گویندگی تکمیلی: جناب آقای استاد باقر محمدی ملا باشی

استاد خبرنگاری مقدماتی: جناب آقای استاد یاشار پور مجید

استاد خبرنگاری تکمیلی: جناب آقای استاد داود انوشا

منعم

 

بو یاس نه یاسدی بیلمورم تمام عالم آغلیور؟

بو ذبح اولان جنازیه بساط اعظم آغلیور

 

مین ‌اوچیوز‌ ایرمی‌یدّی ‌ایل کچوبدی قانی داشلانور

تمام شرق و غربیده بو انقلاب باشلانور

 

بو قاندا بیلمورم نه‌وار چخوبدی عرشه هلهله؟

بوقان نه‌قاندی ای خدا سالوب جهانه زلزله؟

 

آچاندا قبری گوردیلر یارالی بیر جنازه‌دور

یوز اَلّی ایلدی دوغرانوب بدنده قانی تازه‌دور

 

کفندی کهنه بوریا، نه باشی وار نه اَلّری

حصیر ایچینده قول بویون آلوب قوجاقه اصغری

 

دیولّه بیر یهودی‌دور آچان حسین مزارینی

دوروب باخاندا قبرینه آپاردی اختیارینی

 

لَحَد داشین که قوزادی یهودی وحشت اِیلَدی

سووُردی باشه توپراقی دوروب قیامت ایلدی

 

دیدی آتام آنام فدا اوُ پاره پاره پیکره

اوُ نهر اولان بوغازووه، او قطع اولان بیلک‌لَره

 

یوزالّی ایلدی ئولموسن بو قان نه قاندی یاحسین؟

بو تازه قاندی جوش ایدور وَ یا که جاندی یاحسین؟

 

اوُ قانه مذهبیم فدا، او قانه مکتبیم فدا

اوُ قانه عترتیم فدا، او قانه ملتیم فدا

 

قبولِ دینون ایلورم حمایت ایله یاحسین

قیامتون گونونده سن شفاعت ایله یاحسین

« منعم اردبیلی »

 

منعم

 

عمه جان این سر منور را

کمکم می کنی که بردارم؟!

شامیان ای حرامیان دیدید

راست گفتم که من پدر دارم!

*

ای پدر جان عجب دلی دارم

ای پدر جان عجب سری داری

گیسویم را به پات می ریزم

تا ببینی چه دختری داری

*

ای از سفر رسیده که مهمان دختری

اول بگو مرا کی از این شهر میبری؟

مثل کبوتری که به او سنگ میزنند

از ضرب تازیانه ندارم دگر پری

جای تعجب است که من زنده مانده ام

هر کس که دیده گفته عجب طفل لاغری

از قول من بگو به عمو بعد مردنم

باید برای غسل من آبی بیاوری

موی سپید و قد کمان و رخ کبود

حالا مرا ببین و بگو شکل مادری

لبهای ترک خورده تو حرف میزنند

تقصیر چوب بوده چنین سرخ و پرپری

قدری از این محاسن خاکستری بگو

غیر از تنور نیست مگر جای بهتری

مانند رگ رگ تو دلم ریش ریش شد

جانم فدای تو چه گلویی چه حنجری!!!

 

 

جریان امان نامه حضرت ابوالفضل - منعم اردبیلی

 

غم لئشگری لئشگرگه-ی-اسلامه گلیبدیر

سس دۆشدۆ ابوالفضله امان نامه گلیبدیر

تل اۆسته چێخێب شئمر-ی-خطادیده خطاکار

آوازیله سسله‌ندی ابوالفضلی اوْ غدّار

 

گلدی اۇجا بوْیلۇ اوْ اۇزۇن قوْللۇ علمدار

تعظیم ائدیب عبّاسه او بی‌دین-ی-ستمکار

 

برنامه وئریب آشدێ باخێب بُهتیده قالدێ

تئز پارچالادێ چکمه‌سینین آلتێنا سالدێ

 

اوْلسئیدی اگر شهده‌ن ایجازه اوْیاناردۇن

بۇ تیغ-ی-شررباریله قانه بوْیاناردۇن

 

حئیرتله اوْ بی‌دین الینی بیربیره وۇردۇ

دال دالی گئدیب ساق دیزی اۆستۆنده اوْتۇردۇ

 

شاهین اوْ شجاعتلی علمدارینه باخدێ

شهلا گؤزۆنه قدّینه قوْللارێنا باخدێ

 

عرض ائیله‌دی عبّاس ائشیت موعظه منده‌ن

اؤز نفسیوه رحم ائیله ال چک بۇ حسینده‌ن

 

دونیا بۇ حسین‌سیز دئدی بیر کلمه‌ی-ی-لادور

چوْخ موعظه ائتمه بۇرا مئیدان-ی-بلادور

 

آیرێلدێ گلیب خئیمه قاباغێندا دایاندێ

ایستیردی گئده محضر-ی-سلطانه اۇتاندێ

 

سالدێ آشاغا باشێنێ جوش ائیله‌دی غیرت

من حدس ائدیر‌م گلمه‌دی چون چکدی خجالت

 

شاه-ی-شُهدا بیلدی بۇلۇتلار کیمی دوْلدۇ

گلدی اۇجا بوْی قارداشێلان قوْل بوْیۇن اوْلدۇ

 

قارداش دئدی مانع دگیله‌م گئتسوْن ابوالفضل

من بی‌کسی ‌بی‌یاوه‌ی ترک ائتسوْن ابوالفضل

 

من باغلامێشام روز-ی-ازل اؤلمه‌گه پئیمان

سن سالما بلایه اؤزینی تازه جاوانسان

 

منده‌ن نیگران اوْلما مرامه چاتارام من

دونیا سؤزۆنۆن داشێنێ باشدان آتارام من

 

صبّاح بۇ بیابانیده قانه باتارام من

شئشماهه بالام سینه‌ده راحت یاتارام من

 

عرض ائیله‌دی یا سیّدی قلبیمده یارام وار

نوکرلری قوْومازلار اگر قوْوسوْن هارام وار؟

 

درک ائتدی امان نامه سؤزۆن ماه-ی-مدینه

یێغدێ باشێنا دربه‌در اطفالی سکینه

 

سسله‌ندی آچێن باشۇزۇ باشۇزدا بلا وار

عبّاس عمومی کرب-وْ-بلادان آپارۇرلار

 

قێزلار گؤزۆ یاشلێ، هامودان دۆشدۆ قباقه

گلدی اوْ خانیم، سۆدامه‌ری آلدێ قۇجاقه

 

بیردن هاموسی سسله‌دی لای‌لای علی اصغر

گئتسه عمومیز وای بیزه وای علی اصغر

 

دۇرمۇشدۇ همان یئرده اۇزۇن قوْللۇ علمدار

بیرده‌ن آقانێ دؤره‌له‌دی خۇرداجا قێزلار

 

بیر ناله بلند اوْلدۇ سکینه اۆره‌گینده‌ن

اگله‌شدی یئره دۇتدۇ ابوالفضل اته‌گینده‌ن

 

عبّاس عمو گئتمه بۇ یانان لب‌لره خاطیر

قوْیما بیزی چؤللرده علی اصغره خاطر

 

فورا" آلێب آغوشه الین باشینه چکدی

جوش ائیله‌دی غیرت، گؤزۆنۆن یاشێنێ تؤکدۆ

 

آیرێلمئیوب هر قدر بۇ قوْللار بدنیمده‌ن

آیرێلمارام ای نازلی سکینه بالا سنده‌ن

 

گۆن باتدێ بلا آرتدێ گؤرۆندۆ مه-ی-تابان

اۇلدۇزلارێلان اوْلدۇ سماوات چێراغان

 

سؤندۆردۆ چێراغلارێ حسین قلبی‌لر اسدی

سسله‌ندی گئدین خالِق-ی-یکتا منه بسدی

 

صبّاح قیامتدی بۇ صحرای بلاده

کیم قالسا گره‌ک غرق اوْلا دریای-ی-بلاده

 

سس دۆشدۆ باشێندان داغێلێب چؤللره لئشگر

قێرخ آلتێ نفر قالدێ، اوْتۇز بئش قارا معجر

 

باخدێ داغێلان لئشگه‌ره آواره رقیّه

تؤکدۆ گؤزۆنۆن یاشێنێ بیچاره رقیّه

 

یاندێ گینه مشعل‌لر ائدیب حجّت‌ین اتمام

گؤردۆ دایانێب تیتره‌ییر عبّاس-ی-دل‌آرام

 

سسله‌ندی زُهِیر ایله حبیب ابن مظاهر

ای فاطمه دلبندی کی ای طیّب-وْ-طاهر

 

سن غرق اوْلاسان قانلێ بۇ دریاده حسینیم

بیز عازم اوْلاق مسکن-ی-مأوایه حسینیم؟!!

 

صبّاح نه دییه‌ک حضرت-ی-زهرایه حسینیم

سنده‌ن سوْرا عار اوْلسۇن اوْ دونیایه حسینیم

 

شاه-ی-شُهدا اللری قوْینۇندا دایاندێ

شمعین باشێنا دسته‌ی-ی-پروانه دوْلاندێ

 

ائتدی بیر اشاره چکیلیب پرده‌ی-ی-ظۆلمات

گؤرسه‌ندی اوْ دم گؤزلرینه روضه‌-ی-جنّات

 

امر ائیله‌دی اصحابه اگر اوْلسا قبیلوْز

تا اهل-ی-عیالی آپارێن ساکین ائدین سیز

 

عورتلروزی قوْیمئیون عُدوان آراسێندا

صبّاح قالالار ورطه‌-ی-توفان آراسێندا

 

گلدی هاموسی اهل-ی-عیالین ائدیب احضار

چێخدێلا سراسیمه اوْ عصمتلی خانێملار

 

سسله‌ندیله حضرت بۇیۇرۇر حاضر اوْلۇن تئز

بۇ قوْرخۇلۇ چؤلده‌ن سیزی بیر یانه چکه‌ک بیز

 

بۇ کلمه‌نی درک ائتدی اوْ غیرتلی خانێملار

بیرده‌ن هامۇسێ آغلادێ جوش ائیله‌دی قانلار

 

ناله گئجه‌نین عالمی قوْزاندێ سمایه

عورتلر اوْ شاهێن چادیرین آلدێ آرایه

 

سسله‌ندیله ای عالَمه اوممید حسین‌جان

رحم ائیله بیزی قوْما قاپۇندان سنه قۇربان

 

رحم ائت بۇ آدامسێزلارا پئیغمبره خاطیر

قوْما بیزی شئشماهه علی اصغر خاطیر

 

سسله‌ندی چادیردان اوْ زمان شاه-ی-شهیدان

صبّاح قوْپاجاقدۇر بۇ بیابانیده توفان

 

قصدیم بۇدۇ سیز قالمێیاسۇز قان آراسێندا

قانلار تؤکۆله‌ن وقتیده توفان آراسێندا

 

درک ائتدی خانێملار بۇ سؤزۆ آغلادێ های‌های

سسله‌ندیله ائیوای حسین وای حسین وای

 

بیز گئتدیک اگر جمع-ی-پریشان هارا گئتسین؟

زینبده آدامسێزدێ حسین‌جان هارا گئتسین؟

 

بۇ السیز آیاقسێز بۇ سۇسۇزلار هارا گئتسین؟

بی‌کس آتاسێز خۇرداجا قێزلار هارا گئتسین؟

 

بیز گئتدیک حسین نازلێ رقیّه‌وْن هارا گئتسین؟

قارداشسێز اوْ ایسته‌کلی رقیّوْن هارا گئتسین؟

 

زینب یانان اوْدالاردا دۆشۆب یاننێق حسینیم

چؤللرده قالێب قوْل-قوْلا باغلاننێق حسینیم

 

شعر ترکی از مرحوم منعم اردبیلی

 خلایقدن جفا گوردوم تماما بی وفا گوردوم

 وفاسیز آشنا لردن عجائب ماجرا گوردوم

اولارکی لاف یکرنگی ووروب آخر دو رنگ اولدی

کیمه بیل باغلادیم قطع اولدی امیدیم بلیم سیندی

تمام عقربالر عقرب اولدی جان گزا گوردوم

فقط بیر آشنا عقرباده تک خدا گوردوم

فقط بیر تخم مرغی ساده و یکرنگ بیلمیشدیم

اونوندا کوینگین رد ایلدیم رنگین دو تا گوردوم

جهاندا قورخما دشمنن همیشه آشنادن قورخ

نه اینکه اشنانون حیله و مکرین خفا گوردوم

الونن اوپسه آلانما چکر آخر ایاقونن

سو اوپسه پای دیواره ییخیب ویران سرا گوردوم

زلیخا ایستمیردی یوسفی اوز نفسین ایستیردی

حامی اوز نفسینین محبوبیدور دنیانی لا گوردوم

صمیمیت محبت عشق بازی ایتده کاملدی

بو حیوان فطرتین جهاندا بی ریا گوردوم    

دیوان کاتب- ص 282

 

عرصه-ی- حشره حسین قانینه غلطان گله جئک

ائتمه گه شیعه لرین دردینه درمان گله جئک

 

دؤنه جئک روی زمین کوره-ی-حداده او گون

اهل-ی-محشر گله جئک ناله و فریاده او گون

بیر بئله وقته حسین دیر یئته ن ایمداده او گون

جمله مجریملر اوچون شافع-ی-عصیان گله جئک

 

بیر طرفده ن وراجاق باشلاری الده شهدا

بیر طرف صف چکه جئک قوللاری باغلی اسرا

قویاجاق عرصه گه-ی-حشره قدم خیرالنّسا

حقدن ایسته یه جئک عدلیله دیوان گله جئک

 

دوتاجاق الده حسینین او کسیک اللرینی

بجده لین کسدیگی انگشت ایله انگشترینی

ایکی قوللاری ابالفضل-ی-وفاپرورینی

آیری محشر ائده جئک خلقه نمایان گله جئک

 

دوتاجاق قائمه عرشی او خواتون-ی-جزا

دییه جئک بار خدایا بو حسین بو شهدا

غفو قیل هرکیم عزا ساخلاییب عالمده بونا

تعزیه داریلره مژده-ی-غفران گله جئک

 

انتقام ایسته جئک حضرت زهرا او زامان

تا معذب اولالار خصملری پیر و جوان

خولی و حرمله و شئمر و عمرسعد و سنان

دمبدم اونلار اوچون شعله –ی-نیران گله جئک

 

کاتبا غم یئمه گر اولسا گناهون نه قدر

اولی شافع سنه اول پاده-ی-تئشنه جیگر

ثبت قیل دفتره محنتلرینی شام و سحر

تا الینده محشر گونی عنوان گله جئک

 

دیوان کاتب – 304

مناجات شوری امام

 

دوشدو آت اوسته ن یئره شافع-ی-یوم –ی-حئساب

عرش-ی-برین سؤیله دی، لیتنی کنت تراب

 

نئیزه دگیب اوخ دگیب اول بدن-ی-پاکینه

دوشدو گونون ایستی سی پئیکر-ی-صدچاکینه

قویدو مبارک یوزون کرب و بلا خاکینه

گرم مناجات اولوب او شه-ی-مالک رقاب

 

عرض ائله دی ائی خدا بو من و بو کربلا

بو شهدا بو فرات بو صف قوم دغا

من سنیله ائتدیگیم عهدیمه قیلدیم وفا

سنده وفا قیل اؤزون عهدیوه یا مستطاب

 

شوقیله وئردیم فدا یاور و انصاریمی

عفو ائله بو حالیمه جمله عزاداریمی

آتلی پیاده گله ن قبریمه زوّاریمی

قویما محبّیم گؤره حشر گونینده عذاب

 

دوغراسالار هر قدر پئیکریمی راضیم

شئمر سوسوز ذبح ائده حنجریمی راضیم

قطع ائلییه ساربان اللریمی راضیم

شایقم هر ظلم ائده قوم-ی-عدو بی حساب

 

یوخدو سؤزوم هر قدر بو بدنیم دوغرانا

راضیم ای دوالجناح خئیمه لریم اودلانا

آل-ی-علی قول قولا بیر ایپیله باغلانا

بزم-یزیده گئده جمله سی قولدا طناب

 

یئرده کفن سیز قالا اوچ گونه دین پئیکریم

شامه گئده ظلمیله نئیزه باشیندا سریم

شئمره اولا دستگیر عترت غم پروریم

ائتمییه محشر گونو شیعه لریم اضطراب

سینه زن – حضرت عباس

کاتب اردبیلی – دیوان کاتب جلد دوم – ص 172

 

تئشنه لر ناله سی قارداش گتیریب جانه منی

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

وار نه باکیم قوشونا یوخدو اگر حد-و-حئساب

الده کسگین قیلیجیم واردی رکابیمده عئقاب

گر شیاطین اولا بو قوم منه تیر –و- شهاب

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

هر قباییلده بیلیرسن آدیمین شؤهره تی وار

دوشمن و دوست بیلیر منده علی صولتی وار

زاده –ی شیر –ی-خدایم قولومون قوّتی وار

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

ائذن وئرسن گئده رم دوشمنیله جنگ ائده رم

حیدرانه قوشونا عرصه گهی تنگ ائده ره م

خون-ی-اعدانی تؤکوب بو چؤلو پررنگ ائده رم

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

گر ایمامیمده ن اولا اذن من-ی-خونجیگره

آچارام آب-ی-فراتین یولونو خئیمه لره

سو یتیرره م بو زامان عترت-ی-خیرالبشره

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

نه روا سو یولونا عترتون حسرتله باخا

اذن وئر عباس عقاب اوسته چیخا

صفلری برهم ائده لئشگری اوست اوسته ییخا

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

طاقتیم یوخدو گؤره م تئشنه علی اصغریمی

ائشیده م العطش عترت-ی-پئیغمبریمی

قویموشام من سو یولوندا ایکی اوزون اللریمی

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

دیوان کاتب جلد دوم – ص 187

 

ییخیب دوشمنلریم قارداش منی میدان آراسیندا

یئتیش فریادیمه قویما منی عدوان آراسیندا

گل ایندی گؤر علمداری

اولوب قانی سو تک جاری

 

خیامه سو گتیرمکده نه قدری سعی ائده ر دیم من

نه چاره اولمادی مومکون آلیب اطرافیمی دوشمن

نه قول قالدی نه سو مشکیم، خجالت اولدوم اصغردن

دگیب ازبسکه اوخ جسمیم قالیب پئیکان آراسیندا

 

سینیب شهپر دوچار اولدوم بو اعدای جفاجویه

قالیبدیر گؤزلریم یولدا باخار حسرتله هر سویه

اوره کده مطلبیم واردور باخام بیرده او مه رویه

گل ایندی قویما عباسی غم-ی-هجران آراسیندا

 

باغیشلا خئیمه گاهه من گله نمه م سن گل ایمداده

ستمله کسمه گه باشیم اولوب قاتللر آماده

قوشون دریا تک هریاندان گلوب موجه بو صحراده

قالیبدیر زورق-ی-جسمیم اخا طوفان آراسیندا

 

شکایت ائتمه رم دوشمن ایکی قوللاریمی سالدی

منی بو یاندیریر قارداش سکینه منتظر قالدی

او طفل-ی-مضطرون آخیر سوسوزلوق طاقه تین آلدی

رضایم غیرتیمدن من وئره م جان قان آراسیندا

 

دیوان کاتب جلد دوم – ص 198

آچ گؤزلرون نظر قیل صاحب-ی-علم ابالفضل

جرات تاپیبدی سن سیز قوم-ی-ظلم ابالفضل

یالقوز گؤروب حسینی آلمیش آرایه دشمن

گول جیسمینه وورارلار تیر و سنان ابالفضل

هانسی لعین ستمله سو مشکون اوخلاییبدیر

عطشان قالیب تماما" اهل-ی-حرم ابالفضل

سیندیردیلار بئلیمی یوخ طاقت –و –توانیم

هجرونده ائیله ییبلر قدّیمی خم ابالفضل

*******

دیوان کاتب – ص 201

سالدیلار قولوم قارداش

ساقیلا سولوم قارداش

تئز گل باشیم اوستونه

قوربانون اولوم قارداش

عاشورا گئجه سی  رجزی

دیوان کاتب- جلد دوم ص 72

گؤره سن بو گئجه لئیلا نئجه راحت یاتاجاق

کی صباح نازلی علی اکبری قانه باتاجاق

بو گئجه زینب و کلثوم اؤپه ر عباس قولون

کی صباح لئشگر اعدا سالاجاق ساق سولون

بو گئجه شاه –ی-شهیدان دولانار خئیمه لری

بیر دویونجان گؤره تا عترت خونین جیگری

بو گئجه خئیمه لر اطرافینی عباس گزه ر

صولتیندن یاتا بیلمزلر اونون قوم کفر

بو گئجه شیعه رباب اصغره لایلای دیه جئک

کی صباح اوخلاناجاق اوندا اوغول وای دیه جئک

بو گئجه صوبحه کیمین باتمایاجاق شئمر-ی-دغا

کی صباح حلق-ی-حسینه قویاجاق تیغ-ی-جفا

بو گئجه کرب و بلا دشتی دولوب لئشگریله ن

کی صباح قان توکولور نئیزه و هم خنجریله ن

بو گئجه اهل-ی-حرم ائیله ر هامی آه-و-فغان

کی صباح قوللارینی باغلایاجاق شئمر-و-سنان

 

منعم

مندن نگران اولما مرامه چاتارام من

دونیا سوزونون داشینی باشدان آتارام من

 

صبّاح بو  بیابانیده قانه باتارام من

شئشماهه بالام سینه‌ده راحت یاتارام من

 

عرض ائیله‌دی یا سیّدی قلبیمده یارام وار

نوکرلری قوومازلار اگر قووسون هارام وار؟

 

درک ائتدی امان نامه سوزون  ماه مدینه

یغدی باشینا  دربه‌در اطفالی سکینه

 

سسله‌ندی آچین باشیزی  باشیزدا  بلا وار

عبّاس عمومی کرب و بلادان آپارورلار

 

قیزلار گوزی یاشلی  هامودان دوشدی قباقه

گلدی او خانیم، سودامری آلدی قوجاقه

 

بیردن هاموسی سسله‌دی لای‌لای علی اصغر

گئتسه عمومیز وای بیزه وای علی اصغر

 

دورموشدی  همان یئرده اوزون قوللی  علمدار

بیرد‌ن آقانی  دوره‌له‌دی  خیرداجا قیزلار

 

بیر ناله بلند اولدی  سکینه اوره‌گیند‌ن

اگلشدی  یره دوتدی  ابوالفضل اتگیند‌ن

 

عبّاس عمو گئتمه بو  یانان لب‌لره خاطر

قویما بیزی چوللرده علی اصغره خاطر

 

فوراً  آلیب آغوشه الین باشینه چکدی

جوش ائیله‌دی غیرت، گوزونون یاشینی توکدی

 

آیریلمیوب هر قدر بو  قوللار بدنیمد‌ن

آیریلمارام  ای نازلی سکینه بالا سند‌ن

 

گون  باتدی بلا آرتدی گوروندی  مه تابان

اولدوزلاریلان اولدی  سماوات چراغان

 

سوندوردی چراغلاری حسین قلب‌لر اسدی

سسلندی ‌ گئدین خالِق یکتا منه بسدی

 

صبّاح قیامتدی بوصحرای بلاده

کیم قالسا گره‌ک غرق اولا دریای بلاده

 

سس دوشدی باشیندان داغیلیب  چوللره لشگر

قرخ آلتی  نفر قالدی، اوتوز بئش قارا معجر

 

باخدی  داغیلان لشگره  آواره رقیّه

توکدی گوزونون یاشینی  بیچاره رقیّه

 

یاندی گنه مشعل‌لر ائدیب حجّتین  اتمام

گوردی  دایانیب  تیتر‌ییر عبّاس دل‌آرام

 

سسله‌ندی زُهِیر ایله حبیب ابن مظاهر

ای فاطمه دلبندی کی ای طیّب و طاهر

 

سن غرق اولاسان قانلی بو  دریاده حسینیم

بیز عازم اولاق مسکن و مأوایه حسینیم؟!!

 

صبّاح نه دییک حضرت زهرایه حسینیم

سند‌ن سورا عار اولسون  او دنیایه حسینیم

 

شاه شُهدا اللری قوینوندا  دایاندی

شمعین باشینا  دسته‌ی پروانه دولاندی

 

ائتدی بیر اشاره چکیلیب پرده‌ ظلمات

گؤرسندی  او دم گوزلرینه روضه‌ جنّات

 

امر ایلدی اصحابه اگر اولسا قبیلوز

تا اهل عیالی آپارین  ساکین ائدین سیز

 

عورتلروزی قویمیون عُدوان آراسیندا

صبّاح قالالار ورطه‌ توفان آراسیندا

 

گلدی هاموسی اهل عیالین ائدیب احضار

چیخدیلا  سراسیمه او عصمتلی خانیملار

 

سسلندیله ه حضرت بویورور حاضر اولون تز

بو قورخولی  چولد‌ن سیزی بیر یانه چکک  بیز

 

بو کلمه‌نی درک ائتدی او غیرتلی خانملار

بیرد‌ن هاموسی آغلادی جوش ائیله‌دی قانلار

 

ناله گئجه‌نین عالمی قوزاندی سمایه

عورتلر او شاهین چادیرین آلدی آرایه

 

سسلندیله  ای عالَمه امید حسین‌جان

رحم ائیله بیزی قوما قاپوندان سنه  قربان

 

رحم ائت بو آدامسیزلارا  پیغمبره خاطر

قوما بیزی شئشماهه علی اصغره خاطر

 

سسلندی  چادیردان او زمان شاه شهیدان

صبّاح قوپاجاقدور بو بیابانیده توفان

 

قصدیم بودی  سیز قالمیاسوز  قان آراسیندا

قانلار توکولن  وقتیده توفان آراسیندا

 

درک ائتدی خانملار بو سوزی  آغلادی های‌های

سسلندیله ایوای حسین وای حسین وای

 

بیز گتدیک اگر جمع پریشان هارا گئتسین؟

زینبده آدامسیزدی حسین‌جان هارا گئتسین؟

 

بو  السیز آیاقسیز  بو سوسوزلار  هارا گئتسین؟

بی‌کس آتاسیز خرداجا قیزلار  هارا گئتسین؟

 

بیز گتدیک حسین نازلی  رقیّون  هارا گئتسین؟

قارداشسیز  او ایستکلی رقیّون هارا گئتسین؟

 

زینب یانان اودالاردا دوشوب یاننیق حسینیم

چؤللرده قالیب  قول قولا باغلانیق حسینیم

دیوان کاتب- ص 282

 

عرصه-ی- حشره حسین قانینه غلطان گله جئک

ائتمه گه شیعه لرین دردینه درمان گله جئک

 

دؤنه جئک روی زمین کوره-ی-حداده او گون

اهل-ی-محشر گله جئک ناله و فریاده او گون

بیر بئله وقته حسین دیر یئته ن ایمداده او گون

جمله مجریملر اوچون شافع-ی-عصیان گله جئک

 

بیر طرفده ن وراجاق باشلاری الده شهدا

بیر طرف صف چکه جئک قوللاری باغلی اسرا

قویاجاق عرصه گه-ی-حشره قدم خیرالنّسا

حقدن ایسته یه جئک عدلیله دیوان گله جئک

 

دوتاجاق الده حسینین او کسیک اللرینی

بجده لین کسدیگی انگشت ایله انگشترینی

ایکی قوللاری ابالفضل-ی-وفاپرورینی

آیری محشر ائده جئک خلقه نمایان گله جئک

 

دوتاجاق قائمه عرشی او خواتون-ی-جزا

دییه جئک بار خدایا بو حسین بو شهدا

غفو قیل هرکیم عزا ساخلاییب عالمده بونا

تعزیه داریلره مژده-ی-غفران گله جئک

 

انتقام ایسته جئک حضرت زهرا او زامان

تا معذب اولالار خصملری پیر و جوان

خولی و حرمله و شئمر و عمرسعد و سنان

دمبدم اونلار اوچون شعله –ی-نیران گله جئک

 

کاتبا غم یئمه گر اولسا گناهون نه قدر

اولی شافع سنه اول پاده-ی-تئشنه جیگر

ثبت قیل دفتره محنتلرینی شام و سحر

تا الینده محشر گونی عنوان گله جئک

 

دیوان کاتب – 304

مناجات شوری امام

 

دوشدو آت اوسته ن یئره شافع-ی-یوم –ی-حئساب

عرش-ی-برین سؤیله دی، لیتنی کنت تراب

 

نئیزه دگیب اوخ دگیب اول بدن-ی-پاکینه

دوشدو گونون ایستی سی پئیکر-ی-صدچاکینه

قویدو مبارک یوزون کرب و بلا خاکینه

گرم مناجات اولوب او شه-ی-مالک رقاب

 

عرض ائله دی ائی خدا بو من و بو کربلا

بو شهدا بو فرات بو صف قوم دغا

من سنیله ائتدیگیم عهدیمه قیلدیم وفا

سنده وفا قیل اؤزون عهدیوه یا مستطاب

 

شوقیله وئردیم فدا یاور و انصاریمی

عفو ائله بو حالیمه جمله عزاداریمی

آتلی پیاده گله ن قبریمه زوّاریمی

قویما محبّیم گؤره حشر گونینده عذاب

 

دوغراسالار هر قدر پئیکریمی راضیم

شئمر سوسوز ذبح ائده حنجریمی راضیم

قطع ائلییه ساربان اللریمی راضیم

شایقم هر ظلم ائده قوم-ی-عدو بی حساب

 

یوخدو سؤزوم هر قدر بو بدنیم دوغرانا

راضیم ای دوالجناح خئیمه لریم اودلانا

آل-ی-علی قول قولا بیر ایپیله باغلانا

بزم-یزیده گئده جمله سی قولدا طناب

 

یئرده کفن سیز قالا اوچ گونه دین پئیکریم

شامه گئده ظلمیله نئیزه باشیندا سریم

شئمره اولا دستگیر عترت غم پروریم

ائتمییه محشر گونو شیعه لریم اضطراب

سینه زن – حضرت عباس

کاتب اردبیلی – دیوان کاتب جلد دوم – ص 172

 

تئشنه لر ناله سی قارداش گتیریب جانه منی

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

وار نه باکیم قوشونا یوخدو اگر حد-و-حئساب

الده کسگین قیلیجیم واردی رکابیمده عئقاب

گر شیاطین اولا بو قوم منه تیر –و- شهاب

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

هر قباییلده بیلیرسن آدیمین شؤهره تی وار

دوشمن و دوست بیلیر منده علی صولتی وار

زاده –ی شیر –ی-خدایم قولومون قوّتی وار

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

ائذن وئرسن گئده رم دوشمنیله جنگ ائده رم

حیدرانه قوشونا عرصه گهی تنگ ائده ره م

خون-ی-اعدانی تؤکوب بو چؤلو پررنگ ائده رم

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

گر ایمامیمده ن اولا اذن من-ی-خونجیگره

آچارام آب-ی-فراتین یولونو خئیمه لره

سو یتیرره م بو زامان عترت-ی-خیرالبشره

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

نه روا سو یولونا عترتون حسرتله باخا

اذن وئر عباس عقاب اوسته چیخا

صفلری برهم ائده لئشگری اوست اوسته ییخا

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

طاقتیم یوخدو گؤره م تئشنه علی اصغریمی

ائشیده م العطش عترت-ی-پئیغمبریمی

قویموشام من سو یولوندا ایکی اوزون اللریمی

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

دیوان کاتب جلد دوم – ص 187

 

ییخیب دوشمنلریم قارداش منی میدان آراسیندا

یئتیش فریادیمه قویما منی عدوان آراسیندا

گل ایندی گؤر علمداری

اولوب قانی سو تک جاری

 

خیامه سو گتیرمکده نه قدری سعی ائده ر دیم من

نه چاره اولمادی مومکون آلیب اطرافیمی دوشمن

نه قول قالدی نه سو مشکیم، خجالت اولدوم اصغردن

دگیب ازبسکه اوخ جسمیم قالیب پئیکان آراسیندا

 

سینیب شهپر دوچار اولدوم بو اعدای جفاجویه

قالیبدیر گؤزلریم یولدا باخار حسرتله هر سویه

اوره کده مطلبیم واردور باخام بیرده او مه رویه

گل ایندی قویما عباسی غم-ی-هجران آراسیندا

 

باغیشلا خئیمه گاهه من گله نمه م سن گل ایمداده

ستمله کسمه گه باشیم اولوب قاتللر آماده

قوشون دریا تک هریاندان گلوب موجه بو صحراده

قالیبدیر زورق-ی-جسمیم اخا طوفان آراسیندا

 

شکایت ائتمه رم دوشمن ایکی قوللاریمی سالدی

منی بو یاندیریر قارداش سکینه منتظر قالدی

او طفل-ی-مضطرون آخیر سوسوزلوق طاقه تین آلدی

رضایم غیرتیمدن من وئره م جان قان آراسیندا

 

دیوان کاتب جلد دوم – ص 198

آچ گؤزلرون نظر قیل صاحب-ی-علم ابالفضل

جرات تاپیبدی سن سیز قوم-ی-ظلم ابالفضل

یالقوز گؤروب حسینی آلمیش آرایه دشمن

گول جیسمینه وورارلار تیر و سنان ابالفضل

هانسی لعین ستمله سو مشکون اوخلاییبدیر

عطشان قالیب تماما" اهل-ی-حرم ابالفضل

سیندیردیلار بئلیمی یوخ طاقت –و –توانیم

هجرونده ائیله ییبلر قدّیمی خم ابالفضل

 

مجنونون آدی ائيله که ديل ده ن ديله دوشدی

گوردی قالا بيلمير داخی چول ده ن چوله دوشدی

بير گول وار ايدی دوره چمنزار ايدی زيبا

آقشام چاغی گلدی او گوزه ل منزله دوشدی

گون باتدی غم آرتدی چولون آهولاری ياتدی

خول لار باشين اگدی او قده ر چلچله دوشدی

چرخين قارالان چهره سی کو کب له بزه ن دی

رخسار سياهه  ائله بيل آبله دوشدی

اسدی اوبيابان ده بيربادغم انگيز

غم لر بورويوب آتش عشقی ديله دوشدی

صبح اولدی چمن گولدی شتر زنگی چاليندی

گلدی گولون اطرافينه بيرقافله دوشدی

اگلشدی له باهم دئدی لر وای بو نه حال دی

نيليم دئدی دوران دولانيب ايش بئله دوشدی

سوز دوندی دانيشدی بيری پول دان بيری مال دان

مجنونه آجيق گلدی بوسوزلر گله دوشدی

دوندی دئدی پول صحبتی عمری هدر ائيلر

اولدوزکی گوره رسوز پولوز ال ده ن اله دوشدی

بير سوز دانيشون کی ايکی دنيالره دگسين

بيرکيم دئمه سين کی بو سوزوز نافله دوشدی

هرلحظه دانيشساز دانيشين ليلی سوزونده ن

گولشنده گوروم بولبولوم هانسی گوله دوشدی

هرگون باخارا م عکسينه آئينه دل ده

صدحيف اولا مابينيميزه فاصله دوشدی

عشاق وطن جبهه ده غرق اولدی لا قانه

منعم وطن آواره سی چول ده ن چوله دوشدی

 

منعم

دیوان کاتب- ص 282

 

عرصه-ی- حشره حسین قانینه غلطان گله جئک

ائتمه گه شیعه لرین دردینه درمان گله جئک

 

دؤنه جئک روی زمین کوره-ی-حداده او گون

اهل-ی-محشر گله جئک ناله و فریاده او گون

بیر بئله وقته حسین دیر یئته ن ایمداده او گون

جمله مجریملر اوچون شافع-ی-عصیان گله جئک

 

بیر طرفده ن وراجاق باشلاری الده شهدا

بیر طرف صف چکه جئک قوللاری باغلی اسرا

قویاجاق عرصه گه-ی-حشره قدم خیرالنّسا

حقدن ایسته یه جئک عدلیله دیوان گله جئک

 

دوتاجاق الده حسینین او کسیک اللرینی

بجده لین کسدیگی انگشت ایله انگشترینی

ایکی قوللاری ابالفضل-ی-وفاپرورینی

آیری محشر ائده جئک خلقه نمایان گله جئک

 

دوتاجاق قائمه عرشی او خواتون-ی-جزا

دییه جئک بار خدایا بو حسین بو شهدا

غفو قیل هرکیم عزا ساخلاییب عالمده بونا

تعزیه داریلره مژده-ی-غفران گله جئک

 

انتقام ایسته جئک حضرت زهرا او زامان

تا معذب اولالار خصملری پیر و جوان

خولی و حرمله و شئمر و عمرسعد و سنان

دمبدم اونلار اوچون شعله –ی-نیران گله جئک

 

کاتبا غم یئمه گر اولسا گناهون نه قدر

اولی شافع سنه اول پاده-ی-تئشنه جیگر

ثبت قیل دفتره محنتلرینی شام و سحر

تا الینده محشر گونی عنوان گله جئک

 

دیوان کاتب – 304

مناجات شوری امام

 

دوشدو آت اوسته ن یئره شافع-ی-یوم –ی-حئساب

عرش-ی-برین سؤیله دی، لیتنی کنت تراب

 

نئیزه دگیب اوخ دگیب اول بدن-ی-پاکینه

دوشدو گونون ایستی سی پئیکر-ی-صدچاکینه

قویدو مبارک یوزون کرب و بلا خاکینه

گرم مناجات اولوب او شه-ی-مالک رقاب

 

عرض ائله دی ائی خدا بو من و بو کربلا

بو شهدا بو فرات بو صف قوم دغا

من سنیله ائتدیگیم عهدیمه قیلدیم وفا

سنده وفا قیل اؤزون عهدیوه یا مستطاب

 

شوقیله وئردیم فدا یاور و انصاریمی

عفو ائله بو حالیمه جمله عزاداریمی

آتلی پیاده گله ن قبریمه زوّاریمی

قویما محبّیم گؤره حشر گونینده عذاب

 

دوغراسالار هر قدر پئیکریمی راضیم

شئمر سوسوز ذبح ائده حنجریمی راضیم

قطع ائلییه ساربان اللریمی راضیم

شایقم هر ظلم ائده قوم-ی-عدو بی حساب

 

یوخدو سؤزوم هر قدر بو بدنیم دوغرانا

راضیم ای دوالجناح خئیمه لریم اودلانا

آل-ی-علی قول قولا بیر ایپیله باغلانا

بزم-یزیده گئده جمله سی قولدا طناب

 

یئرده کفن سیز قالا اوچ گونه دین پئیکریم

شامه گئده ظلمیله نئیزه باشیندا سریم

شئمره اولا دستگیر عترت غم پروریم

ائتمییه محشر گونو شیعه لریم اضطراب

سینه زن – حضرت عباس

کاتب اردبیلی – دیوان کاتب جلد دوم – ص 172

 

تئشنه لر ناله سی قارداش گتیریب جانه منی

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

وار نه باکیم قوشونا یوخدو اگر حد-و-حئساب

الده کسگین قیلیجیم واردی رکابیمده عئقاب

گر شیاطین اولا بو قوم منه تیر –و- شهاب

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

هر قباییلده بیلیرسن آدیمین شؤهره تی وار

دوشمن و دوست بیلیر منده علی صولتی وار

زاده –ی شیر –ی-خدایم قولومون قوّتی وار

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

ائذن وئرسن گئده رم دوشمنیله جنگ ائده رم

حیدرانه قوشونا عرصه گهی تنگ ائده ره م

خون-ی-اعدانی تؤکوب بو چؤلو پررنگ ائده رم

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

گر ایمامیمده ن اولا اذن من-ی-خونجیگره

آچارام آب-ی-فراتین یولونو خئیمه لره

سو یتیرره م بو زامان عترت-ی-خیرالبشره

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

نه روا سو یولونا عترتون حسرتله باخا

اذن وئر عباس عقاب اوسته چیخا

صفلری برهم ائده لئشگری اوست اوسته ییخا

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

طاقتیم یوخدو گؤره م تئشنه علی اصغریمی

ائشیده م العطش عترت-ی-پئیغمبریمی

قویموشام من سو یولوندا ایکی اوزون اللریمی

وئر اجازه یولا سال جانب-ی-میدانه منی

 

دیوان کاتب جلد دوم – ص 187

 

ییخیب دوشمنلریم قارداش منی میدان آراسیندا

یئتیش فریادیمه قویما منی عدوان آراسیندا

گل ایندی گؤر علمداری

اولوب قانی سو تک جاری

 

خیامه سو گتیرمکده نه قدری سعی ائده ر دیم من

نه چاره اولمادی مومکون آلیب اطرافیمی دوشمن

نه قول قالدی نه سو مشکیم، خجالت اولدوم اصغردن

دگیب ازبسکه اوخ جسمیم قالیب پئیکان آراسیندا

 

سینیب شهپر دوچار اولدوم بو اعدای جفاجویه

قالیبدیر گؤزلریم یولدا باخار حسرتله هر سویه

اوره کده مطلبیم واردور باخام بیرده او مه رویه

گل ایندی قویما عباسی غم-ی-هجران آراسیندا

 

باغیشلا خئیمه گاهه من گله نمه م سن گل ایمداده

ستمله کسمه گه باشیم اولوب قاتللر آماده

قوشون دریا تک هریاندان گلوب موجه بو صحراده

قالیبدیر زورق-ی-جسمیم اخا طوفان آراسیندا

 

شکایت ائتمه رم دوشمن ایکی قوللاریمی سالدی

منی بو یاندیریر قارداش سکینه منتظر قالدی

او طفل-ی-مضطرون آخیر سوسوزلوق طاقه تین آلدی

رضایم غیرتیمدن من وئره م جان قان آراسیندا

 

دیوان کاتب جلد دوم – ص 198

آچ گؤزلرون نظر قیل صاحب-ی-علم ابالفضل

جرات تاپیبدی سن سیز قوم-ی-ظلم ابالفضل

یالقوز گؤروب حسینی آلمیش آرایه دشمن

گول جیسمینه وورارلار تیر و سنان ابالفضل

هانسی لعین ستمله سو مشکون اوخلاییبدیر

عطشان قالیب تماما" اهل-ی-حرم ابالفضل

سیندیردیلار بئلیمی یوخ طاقت –و –توانیم

هجرونده ائیله ییبلر قدّیمی خم ابالفضل

*******

 

غم لشگری لشگرگه اسلامه گلیبدیر

سس دوشدی  ابوالفضله امان نامه گلیبدیر

 

غم لشگری لشگرگه اسلامه گلیبدیر

سس دوشدی  ابوالفضله امان نامه گلیبدیر

 

تل اوسته چخیب  شمر خطا دیده خطاکار

آوازیله سسلندی  ابوالفضلی او غدّار

 

گلدی اوجا بویلی  او اوزون قوللی  علمدار

تعظیم ائدیب عبّاسه او بی‌دین ستمکار

 

برنامه وئریب آشدی باخیب  بُهتیده قالدی

تز پارچالادی چکمه‌سینین آلتینا سالدی

 

اولسیدی اگر شهد‌ن اجازه اویاناردون

بو تیغ شررباریله قانه بویاناردون

 

حیرتله او بی‌دین الینی بیربیره ووردی

دال دالی گئدیب ساق دیزی اوستونده اوتوردی

 

شاهین او شجاعتلی علمدارینه باخدی

شهلا گوزونه قدّینه قوللارینه باخدی

 

عرض ائیله‌دی  عبّاس ائشیت موعظه مند‌ن

اوز نفسیوه رحم ائیله ال چک بو حسین د‌ن

 

دنیا بو حسین‌سیز دئدی بیر کلمه‌ی لادور

چوخ موعظه ائتمه بورا میدان بلادور

 

آیریلدی گلیب خیمه قاباغینده  دایاندی

ایستیردی گئده محضر سلطانه اوتاندی

 

سالدی آشاغا باشینی  جوش ائیله‌دی غیرت

من حدس ائدیر‌م گلمه‌دی چون چکدی خجالت

 

شاه شهدا بیلدی  بولوتلار کیمی دولدی

گلدی اوجا بوی قارداشیلان  قول بویون  اولدی

 

قارداش دئدی مانع دگیل‌م گئتسون ابوالفضل

من بی‌کسی ‌بی‌یاور‌ی ترک ائتسون ابوالفضل

 

من باغلامیشام  روز ازل اولمگه  پیمان

سن سالما بلایه اوزینی تازه جوانسان

 

حضرت ابوالفضل نوحه‌‌سی

بنی هاشیم آیێ باتدی – قوْشار: اردبیللی منعم

 

آچێقلاما: بۇ نوحه‌نی حاج صدیف اردبیلی گؤزه‌ل ایفاده ائدیب. آنجاق متنه باخاندا بۇ نوحه و شئعرین فرقلی و آیرێ تۆرلی اوْلماسێنێ بیلمه‌ک اوْلۇر. من بۇ چئشید شئعرین و نوحه‌نین آدێن بیلمیره‌م:

 

آی چێخدێ سۇدان باتدێ، اطفاله خبر چاتدێ

سۇ گؤزله‌مه‌سین قێزلار، عباس عله‌می یاتدێ

 

باتمێش قانا سرلئشگـه‌ر، طبّال وۇرۇر لئشگــه‌ر
سعـد اوْغلـۇ گۆلـه‌ر آممـا، آغـلار قـره معجه‌رله‌ر
بیر یاندا دۆشۆب سققا، بیر یاندا قوْپۇب محشه‌ر
آیا گؤره‌سن کیمدیـر، هر دم اۇجـادان سسلـه‌ر


بس هـارداسـان عبّـاسیــم؟ ائی قانــه باتـان پئیکـه‌ر
سس وئــر سسیمـه آخـه‌ر، انصاریـم اوْلـۇب قارداش
دوْغـرانـدێ جـوان اوْغلـۇم، قـددیم بـۆکـۆلۆب قارداش
گل اۆستیمه هر یئرده‌ن، دۆشمه‌ن تؤکۆلۆب قارداش


قوْلسۇز یێخێلێب سققا، قانیله دوْلـۇب گؤزلـه‌ر
ایستـه‌ر وئره عبّاسه، سۇ خاتم-ی-پئیغه‌مبـه‌ر
سققا سۇوا باخدێقجا، آغلار بئله عرض ائیلـه‌ر
گهـواره‌ده یـا جــدّا، عطشانـدی علـی اصغــر


چێخدێ توْز آراسێندان شه گؤزله‌ره گؤرسه‌ندی
غئیـره‌تلـی وزیـر اوْنـدا، بیـر تیتـره‌دی ترپـه‌نــدی
عفو ائیله یارام چوْخدۇر، ائی فاطیمه دیلبه‌ندی


شه گؤردێ خوداوندا حئیره‌تلی تماشادێر
دؤرد نورون آراسێندا، بیر قامه‌ت-ی-رعنادیر
حیدر دئییر اوْغلۇم وای، بیر ماته‌م-ی-عوظمادیر
آغلار باشێ اۆستۆنده، صدّیقه‌ی-ی-کبرادیر


دۆشدۆ آلێب آغۇشه، بیر حسره‌تیله‌‌ن باخدێ
عبّاس گؤزۆن یۇمدۇ، باش دال طره‌فه آخدێ
شاه آغلادێ یا الله، شام اهلی دۇرۇب باخدێ


هئی سسله‌دی جان قارداش، هئی گلدی نوا اۆسته
سس وئرمه‌دی یۆز وئردی، غم آل-ی-عبا اۆسته
قوْیدۇ یارالێ باشێن، توْپراغه مینا اۆسته
دؤرد مین اوْخ آتان بیرده‌ن، اوْخ آتدێ هوا اۆسته


سئل تک تؤکۆلۆب لئشگه‌ر، شاه-ی-شهدا اۆسته
باشلاندێ گینه دعوا، دونیای-ی-فنا اۆسته
گۆن باتدێ قاراتوْزدان، مئیدان-ی-بلا اۆسته
گۆن باتجاغێن آی چێخدێ، فی‌الفور هوا اۆسته
آی یوْخ یارالێ بیر باش، گؤرسه‌ندی جیدا اۆسته


کس عؤمریمی یا الله، یاندێ اۆره‌گیم یاندێ
نئیزه گؤگه قوْزاندێ، مئیدان ایشێقلاندێ
قارداش باشێن گؤردۆ، بیر پارچا قێزێل قاندێ


شمشیر وۇرۇب سولطان، محو اوْلدۇ قوْشۇن قاشدێ1
گلدی آتێن اۆستۆنده، تللی ائله‌کی آشدێ
سس قوْپدۇ عطش‌لرده‌ن، دریای‌-ی-بلا داشدێ
جام الده قاباغێنه، عطشان بالالار قاشدێ2


بیر سؤز دئدی اطفالی، آغلاتدێ موصیبه‌تده‌ن
من گلدیم عموز قالدێ، مئیداندا خیجاله‌تده‌ن
سۇ اوْلمادێ گؤنده‌رسین، قان آغلادێ غئیره‌تده‌ن


یالواردێ سۇسۇز قێزلار، بیز دیده تریک بابا
یاپراق کیمی وحشه‌تده‌ن، باخ گؤر اسه‌ریک بابا
سۇ آدێنێ اؤلسه‌کده، بیرده دئمه‌ریک بابا
سسله‌ن عمومیز گلسین، سۇ ایسته‌میریک بابا


1و 2- قاچدێ

قایناق: گلچین کربلا، بزبان ترکی شامل نوحه، سینه‌زن، افراد، رجز، دوبیتی، گردآورنده: فیروزی نیا، چاپ پنجم – بهار 75- چاپ علمیه – مرکز نشر فرهنگی بهترین

متن شعر­ اله وردی از اشعار استاد منعم اردبیلی:

بیر نفر پیر کهن­سال اُوزی نورانی کیشی
دیدی من کعبه ده اعمالی قوتاردیم باشا باش
گیجه یاتدیم یوخودا عصرون امامین گوردوم
یوخودان فوری اویاندیم دیدیم ایش قورتاردی
هامی گتدی وطنه من تک و تنها قالدیم
ایل دولاندی گِنه اعمالی قوتاردی حاجیلار
آغلادیم یاتدیم او آخر گیجه گوردوم یوخودا
دیدی اعمالوی معناده قبول ایلدیلر
آغلادیم عرض ایلدیم گتمگه قادر دگولَم
هر نَیِم واردی بوبیرایلده ساتوب خرج ایلدیم
دیدی تاپشوردوم آپارسون حاجی ا... ویردی
دایانوب بیت خداده سنی اَلان گوزلور
ناپدید اولدی اویاندیم یوخودان شُکر ایلدیم
باتدی­آی صبح آچیلوب قرمزی­رنگ اولدی­هوا
کاروان توشدی یولا زنگ شتر سسلندی
کاروان دوتدی بیابان یولی من کعبه یولون
یتشوب کعبیه گوردوم دایانوب منتظریم
مخلصم عرض ایلدیم دوت دیدی دامانیمدن
اَل آتوب دامننه چنگ توسّل وردیم
دیدی آچ گوزلروی باخ اوسیزون کندوزدی
قریه میز قریه سولا آدیم ا... وردی

 

صحبت ایلوردی سوزی قابل گفتار اولسون
حاجیلار ایستدیکه یثربه زوار اولسون
دیدی باطلدی سنون حجّوی تکرار اولسون
بیرایلی قالمالیام مکه ده اجبار اولسون
هرنه وار ساتدیم ایلده که امرا اولسون
بیر نفر اولمادی من بی کسه غم خوار اولسون
گلدی حضرت منیچون مژده ی دیدار اولسون
دور قَیِت شهروه یولارسنه هموار اولسون
یوخ وسیلم قَییدم سوز نِجه اِنکار اولسون
بیرزادیم یوخدی داخی رایج بازار اولسون
سنی اوز شهرُوه قویمازسنه دشوار اولسون
شیعه آل علیدور  اونا حق یار اولسون
گوزلریم ایستمیوردی گِنه بیدار اولسون
ایسدیوردی حاجیلار قافله سی بار اولسون
اَلَرّحیلون سسی اوج ایلدی اخطار اولسون
تاگورَم کیمدی منه قافله سالار اولسون
دیدی سن سن اومسافر بویور اظهار اولسون
گوزلرون یوم بدنون غیبیده سیّار اولسون
باغلادیم گوزلریمی مانع دیدار اولسون
سِرّیمی کشف ایلَمه صحبت اغیاراولسون
گیت خداحافظون ا... سنیچون یار اولسون

دنیا یالان دنیادی

یــل تـوخــونــــدو یــاپــراقـــلارا

نـــغـــمـه دولــدو دوداغــقــلارا

دونـــوب بــاخــــدیم اوزاقـــلارا

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

تـــام آرزولار گـــوروشـــه نـده

مــورازلیــلار گولــوشــــه نـده

اویــمیـــزه گــون دوشــه نـده

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

بــیر مهربــان قــیز گــوره نـده

بیـــر جوت آلا گوز گــوره نــده

قــارا خاللی اوز گـــوره نـــده

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

بهــار قـــالی تــوخـــویـــانــــدا

گــوشـــلار نغــمــه اوخویـانــدا

ایـــلدیــریـــملار شــاخیــانـــدا

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

یــا اوزومــدن کــوسـنــده مــن

یــا فــیکیــرلی گه زه نده مــن

گـــوزه للریــن گـوزونـــده مــن

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

تا دولاندیردون منه ای ماه سیما گوزلرون

گوستریبدور منده اعجاز مسیحا گوزلرون

یل ووروب زولفون سالاندا صفحه رخساروه

بیر ایشاریله خسوفی ائتدی معنا گوزلرون

کیمدن اوره نمیش نگارا بیلمیرم غارت یولون ؟

بیر باخیشدا هر نه ییم وار ائتدی یغما گوزلرون

من دئدیم دل مولکونی تسخیر ائده نمز بیر نفر

یازدی کونلومده ولی انا فتحنا گوزلرون

منعم اردبیلی

نویسنده: پارس آسیا - ۱۳٩۱/٩/٦

خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

وفاسیز آشنالردن عجائب ماجرا گوردوم

اولارکی لاف یک‌رنگی ووروب آخر دو رنگ اولدی

تمام عقربالر عقرب اولدی جان‌گزا گوردوم

کیمه بیل باغلادیم قطع اولدی امیدیم بلیم سیندی

فقط بیر آشنا عقرباده تک خدا گوردوم

فقط بیر تخم مرغی ساده و یکرنگ بیلمیشدیم

اونوندا کوینگین رد ایلدیم رنگین دو تا گوردوم

جهاندا قورخما دشمنن همیشه آشنادن قورخ

نه اینکه اشنانون حیله و مکرین خفا گوردوم

الونن اوپسه آلانما چکر آخر ایاقونن

سو اوپسه پای دیواره ییخیب ویران سرا گوردوم

زلیخا ایستمیردی یوسفی اوز نفسین ایستیردی

حامی اوز نفسینین محبوبیدور دنیانی لا گوردوم

صمیمیت محبت عشق بازی ایتده کاملدی

بو حیوانین وفاسین راه حقه آشنا گوردوم

شاعر: منعم

سویرم سنی , دیوانا کیمین
اودلان یانما , پروانا کیمین
قراریم وطن , ویقاریم وطن
سوگلیم وطن , نیگاریم وطن
سوگلیم وطن , نیگاریم وطن , بیتانم

اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم
اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم

گوزلریم کیمین سویرم سنی
اوز قوجاقندا بتدین بنی
ایرلا بیلمم سن کیمی اوردان
سن سیز یاشامام اولرم اینان
ایرلا بیلمم سن کیمی اوردان
سن سیز یاشامام اولرم اینان
سن سیز یاشامام اولرم اینان بیتانم

اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم
اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن سنی من

سیخیلیر کونول آغلایار گوزوم
قالیبدیر اورکده یارالی سوزوم
دای دیزلریمده قالمییب دوزوم
گئدیری اوغلوم قالمالی دییر
داوادرمانی آلمالی دییر
سهنده باخین قارلیدی باشی
قارادی گوزو قلم دی قاشی
بوجور داغلارا آغیر یاراشی
ندن بیلمیرم یاتاغان گئدیر
آی سیز گئجمدن گونش سان گئدیر
گئتملی اولدین مندن آرالی
قویدون باغریمی غملی یارالی
سندن سونرا من رنگیم سارالی
گئتمه بیر دایان بویووا باخیم
یوردموزداکین یاندیریم یاخیم
سنسیز بو دونیا پارایا دیمز
یارالی انسان یارایا دیمز
آغلار بیلیرسن قارایا دیمز؟
نییه گلمیشدین نییه گئدیرسن
کونلومی غمله کدر ائدریسن
سندن آرالی قوجاللام اینان
قئیدسن بیر ده اوجاللام اینان
قاف دان دا بیر گون باج آللام اینان
سهند! سن آلله گئتمه بیر دایان
اوزون یوخودان سن آلله اویان
سهند بیلیرسن سنه قول آچدیم؟
دوشک بئشیکه قیزیلی ساچدیم؟
سن اولان گونی یورلدوم قاچدیم ؟
دایان گئتمه بیر آتان آغلاییر
دمیر توخویا اوزون باغلاییر
بیر گون سن منه چلیک اولاردین
نه بیلیم تئزدن گلیب سولاردین
قالاردین گول تک منی یولاردین
گئت قوی باجیلار سنسیز آغلاسین
آنان اوره گین گونده داغلاسین

راز آخار لیل ایله
دسته دسته گول ایله
من یاریمی سویرم
شیرین شیرین دیل ایله

باغچا لاری ساری گول
یاری غونچا یاری گول
گِج آچیلدین تِز سولدون
اولمایایدین باری گول

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

یری یری نیشان یار
یری عشقه دوشَن یار
ایلچی لری قیریلمیش
اوزو ایلچی دوشَن یار

آلما آتدیم نا رگلدی
کتان کوینک دار گلدی
قاپی یا کولگه دوشدی
ایه بیلدیم یار گلدی

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

سو آتدین یارا دَیدی
الیم دیوارا دَیدی
دیلیم منیم گوروسون
نه ده دیم یارا دَیدی

اِله بی اودا یانسین
پروانه اودا یانسین
من یاندیم یار اوزوندن
اِشینسین اودا یانسین
آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچی

لویدا قلبیمین ایلک سوداسی...............الویدا
الویدا عشقین اوزاخ صداسی..............الویدا
یوللاری دولاشیخ
دونیادا چاشیپ قالدیم من
سن سیز
الویدا سونَن گونَشیم.........................الوید
الویدا اوزو دونَن گونَن گونَشیم...........الویدا

دورنا لار باشلادی فریادا گورون هیجرانی................. الویدا، الویدا
سوگیلیم، الویدا
آیریلیق قشقرر دورنالار ماوی سما دا
الویدا، الویدا
سوگیلیم، الویدا
الویدا.

اوچ گون ایمیش بو دونیانین صفاسی،
صفاسیندان آرتیق اولور جفاسی،
گرچک ارنلرین عشقی، هواسی
بیری قیرخدیر، قیرخی بیردن ساییلیر.

گرچک عاشیق منزلینده دورورسا،
چراغ کیمی یانیب شمعی اریرسه،
اکسیکلیگین کندیسینده بیلیرسه،
اول عاجز اولسا دا، اردن ساییلیر.

شاه اسماعيل

يقين بيل ابجد و بورهان, "على"دير
بيان-ى توحيد و قورآن, "على"دير

محممد مئعراجا وارديغى گئجه
قاپيدا گؤردويو آرسلان, "على"دير

چيخاردى اوزويو, وئردى نيشانه
"حقيقت" گؤردو كيم سوبحان, "على"دير

"حق" ايله قيلدى دوخسان مين كلامى
اوتوز مين سيرر ايله سيردان, "على"دير

چيخاريب يئر اوزوندن گؤيه اول دم
آپاريب گتيره ن رحمان٫ "على"دير

گؤروب يئر اوزره بير گونبد ياسينميش
عجاييب گونبد-ى خضران٫ "على"دير

ايچينده سورولور سيرر-ى حقيقت
قورولموش محشر و ميزان٫ "على"دير

ايره لى يئريييب٫ قاپىنى قاخدى
آنا كيمسن؟ دئيه سوران٫ "على"دير.

دئدى كيم: خاديمم٫ خئيرالنسايام
هم اول دم قاپىنى آچان٫ "على"دير

چو گؤردو قيرخ ارى وار٫ سيرر-ى قودرت
ايچينده سرور-ى مردان٫ "على"دير

ايچرى گيريبن قيلدى محببت
بيرى قيرخ٫ قيرخى بير ياپان٫ "على"دير

عجاييب رمز ايچينده قالدى احمد
بو رمزى گؤستره ن آسان٫ "على"دير

بيرينه چالدى٫ قيرخيندان قان آخدى
هم اول دم نشترى چالان٫ "على"دير

چيخاردى بير اوزوم ساييل دونوندا
الينه خاديمين سونان٫ "على"دير

ازيلدى شربت اولدو٫ ايچدى اونلار
جونون و عاشيق و حئيران٫ "على"دير

چاليندى كف و دست٫ قوپدو سماعى
بولارى مست ائده ن مستان٫ "على"دير

ايچيلدى شربت و ييرتيلدى تولبند
اوزويون گؤسته رن نيشان٫ "على"دير

يوخ ايكن يئر و گؤى٫ عرش ايله كورسو
حقيقت ميزانين قوران٫ "على"دير

بو معنىدن "على" سيرردير٫ يقين بيل!
خواريج گؤزونه سينان٫ "على"دير

بو بيچاره "ختايى"نين پناهى
داواسيز دردلره درمان٫ "على"دير.

سیخیلیر کونول آغلایار گوزوم
قالیبدیر اورکده یارالی سوزوم
دای دیزلریمده قالمییب دوزوم
گئدیری اوغلوم قالمالی دییر
داوادرمانی آلمالی دییر
سهنده باخین قارلیدی باشی
قارادی گوزو قلم دی قاشی
بوجور داغلارا آغیر یاراشی
ندن بیلمیرم یاتاغان گئدیر
آی سیز گئجمدن گونش سان گئدیر
گئتملی اولدین مندن آرالی
قویدون باغریمی غملی یارالی
سندن سونرا من رنگیم سارالی
گئتمه بیر دایان بویووا باخیم
یوردموزداکین یاندیریم یاخیم
سنسیز بو دونیا پارایا دیمز
یارالی انسان یارایا دیمز
آغلار بیلیرسن قارایا دیمز؟
نییه گلمیشدین نییه گئدیرسن
کونلومی غمله کدر ائدریسن
سندن آرالی قوجاللام اینان
قئیدسن بیر ده اوجاللام اینان
قاف دان دا بیر گون باج آللام اینان
سهند! سن آلله گئتمه بیر دایان
اوزون یوخودان سن آلله اویان
سهند بیلیرسن سنه قول آچدیم؟
دوشک بئشیکه قیزیلی ساچدیم؟
سن اولان گونی یورلدوم قاچدیم ؟
دایان گئتمه بیر آتان آغلاییر
دمیر توخویا اوزون باغلاییر
بیر گون سن منه چلیک اولاردین
نه بیلیم تئزدن گلیب سولاردین
قالاردین گول تک منی یولاردین
گئت قوی باجیلار سنسیز آغلاسین
آنان اوره گین گونده داغلاسین

دَیدی ساچ لاریما باهار کولگی
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدو
هَره نین باختینا بیر گوزل دوشر

سنده تکجه منیم آدیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

سن سیز داغ دوشونه چخدیم بو سحر
اوتدی قومرو کیمی کورشه لاله لر
ده نیه یالقیز سان سوردو لاله لر

غور ایتدین نیسکیلیم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

گوزلریم یول دا دیر قولاغیم سس ده
سنی اونوتمارام من سون نفس ده
ای جیران باخیش لی ای بویو بسته

ای تازه تر گولوم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

1.  دولانوردی گئجه لر کوچه ده بیر دیوانه ------------------- آغلیوردی دانشوردی بو سوزی جانانه
بار الها بو سنیق قلبیده وردیم سنه یر ------------------- سنکی گلدون چکیلوب قالمادی بیر بیگانه
شرف مقدموه نفسیمی قربان کسدیم ------------------- بلی هر بزمیده قربان کسیلر سلطانه
بیت الاحزاندا تجلا ایلدی جلوه نور نور ------------------- حسنون دن ایشیقلاندی سینیق ویرانه
یدّی دفعه ایلدیم شمع وصالونده طواف ------------------- نجه کی باشینه شمعون دولانار پروانه
سنکی گلدون منه یر قالمادی ویرانمده ------------------- چیخدیم اودن او اوی بذل الدیم مهمانه
سنون عشقوندی سالیب چوللره آواره منی ------------------- نه اویم واردی بو عالمده نه بیر کاشانه
ایندی سلطان بقایم بو فنا ملکون ده ------------------- غبطه ایلله بو دیوانیه مین فرزانه



سارا بير آيدي بيزيم اللره آيسز گجه لر ----------------- بير اوجا سسدي قولاق وئر اونا هايسز گجه لر

سارا بير باغدي طبيعتدن آليب قول بوداقی ----------------- بير شيرين ماهنيدي یانلیزاوخیار ائل دوداقی

سارا بير قيزدي سودان سورمه چكبپ گوزلرينه ----------------- جان دييب بيرده اوركدن آرازين سوزلرينه

سارا سئودا ايله دونياني آنان بير قيزدي ----------------- او قارانليق گئجه ني آيدين ائدن اولدوزدي

سارا سودا ايله دونياني آنان بير قيزدي ----------------- سارا غملر اوجاقيندا آليشان بير كوزدي

بير نجابتلي گلين دير ائله آسلان ساياغي ----------------- قويمادي قار ائده دنياسني چاقال اياقي

اوزوني آتدي سئله اوزگني حيران ائلدي ----------------- اويانان شمعيني پروانيه قربان ائله دي

قوشولوب سللره گتدي آنا يوردون ساراسي ----------------- قالدي شيرين اورگينده يئنه فرهاد ياراسي

باغلادي ساچلاريني قويمادي بيگانه گوره ----------------- آنا يوردون قيزي وئرمز ساچين هر كيمسه هوره

گلين اولدي آرازا اوردا تويون توتدي سارا ----------------- سوئله دي اوردا اورك سوزلريني نازلي يارا

آراز آغلار گوز ايله آلدي ساراي اللريني ----------------- دارادي ائل قيزينين بيرده قارا تللريني

گتدي گوزلردن اوزاق دوشدي ائلين بيردنه سي ----------------- گورمدي خان چوبانين آيريليقين سون نفسي

سارا گوز لر دن اوزاق دوشسده ايتمز اثري ----------------- بير ياراق تك سوزونون واردي هله چوخ كسري امیدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد


منعم

جوشی- قوْشار: اردبیللی منعم

 

بۇ نوحه‌نی ائله قوْشارێن اؤز دئییشینده گتیرره‌م و آردێندا اوْلارێن ادبی دئییشین ده گؤسته‌رره‌م کی بیلینسین نوحه شئعرلریمیزده چوْخلۇ قوْشارلارێن اؤز دئییش‌لرینده یارانێب و ادبی دئییش ده اوْلمایێبدێر. من بۇ ویبلاقدا ایمکان قده‌ری اوْلارێن ادبی دئییش ده یازمێشام آنجاق اوْرداکی بۇ ایش شئعرین وزنینده چتین‌لیک و یئته‌رسیزلیک یارادێر، چکینمیشه‌م

 

اخیامیــده‌ن آیــرێلـدێ، زهـرانـون1 اوْ دیلبــه‌نـدی

بیر خێرداجا قێز قاشدێ2 دالدان بابا سسله‌ندی

 

 ائـی قلبیمـون3 آرامـێ، گـؤر دیـده تــره‌م بـابا

بیکه‌س بالوْوام4 گؤزده‌ن قان یاش الـه‌ره‌م بابا

گئتمـه سـۇ آدێـن واللاه، بیرده دیمه‌ره‌م5 بابا*

هئی سسله‌دی جان بابا، قوْللارێن آچێب قاشدێ6

گلـدی اوْ کفـه‌ن گئیمیـش سولطانـه یاخۇنلاشدێ7

 

راکیـب بـوْیانـۇب8 قـانـه، مرکــه‌بـده آچـۇب شه‌هپـه‌ر9

سۆرعه‌تله گیـدور10 باشـدا، وار شـوْق-ی-علـی اکبـر

بیر سس ایشیدوب11 سالدێ، کشتی-ی-خودا لنگه‌ر

دؤنـدی12 دالا بیـر بـاخـدێ، یاشیـلـه13 دوْلـۇب گـؤزلـه‌ر

گل آغلامـا جـان بـالا، منـده‌ن سـوْرا14 آغـلارسـان

باشسێز بده‌نیم گؤرسوْن15 مئیداندا قۇجاقلارسان

 

گلـدۇن16 نییـه بس گلـدون اوْلمـا بـالا عطشـانسان

سۇ یوْخ بابا دردیم وار، چێخمێش عطـه‌شیم یاددان

آیاندێ؟17 بس دردون18 دئ باغرێمـێ ائتـدون19 قان

عــرض ائیلــه‌مـه‌ره‌م بابـا تــا دۆشمییـه‌سـن آتــدان

شاهێـن اتـه‌گیـن دۇتـدێ20 عـرض ائتدی یانایانـه21

گؤر یاشلێ قوْیۇب گئتمه، رحم ائت من-ی-نالانه

 

دۆشـدی22 آلـۇب23 آغـۇشـه اؤپـدی24 قــۇری25 لبـلـه‌رده‌ن

بــۇ اؤپــدی اوْ القـانــی26، پـــاک ائیـلــــه‌دی پـئیـکــه‌رده‌ن

بیر سؤز دئدی یاش تؤکدی27 کیپریک سانێ28 گؤزلـه‌رده‌ن

یـاندێــم باباجـان یــانـدێـــم، ائـــی وای بـــۇ بــلالـــه‌رده‌ن

گئتسوْن29 منـی دۆشمه‌نله‌ر یالقۇز گؤره‌جئک بابا

وای قـمچـــی‌لر آلتێنــدا شئمــر اؤلـدۆره‌جئـک بابا

 

دردین دیـوب30 آغـلاردێ اوْل قـانـلـۇ31 کفـه‌ن پـوشـه

شاهۇن32 غمی دریا تک موج ائتدی گلـوب33 جوشـه

توْپراق ایده اگله‌شـدی مـؤحکـه‌م باسـۇب34 آغـوشـه

ناگه یۇمولۇب گؤزله‌ر، دینجـه‌لدی گیـدوب35 هوشـه36

بیرده‌ن دۇرۇب عرض ائتدی، دردون آلارام بابا

مانیع دگـوله‌م37 والـلاه، گئـت آغـلامـارام بابا

 

الـده‌ن منـی قـوْیمـۇردۇن ائـی دردی اوْلان دریـا

ایندی دئیـوسن38 دۇر گئت نه اوْلـدێ سبب بابا

عرض ائیلـه‌دی اینجیتدیـم عفـو ائیلـه منـی بابا

الان یــۇخــۇدا گـــؤردۆم گلمیشـدی آنـام زهــرا

امر ائیله‌دی اینجیتمه مئهمانیمی قوْی گلسون39

آغلاتمـا یـوْل اۆستـۆنده جانانێمـێ قوْی گلسـون

 

آچێقلاما

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-    زهرانێن

2-    قاچدێ

3-    قلبیمین

4-    بالانام-بالاوام

5-    دئمه‌ره‌م، دیمه‌ره‌م- بۇ آنجاق ایکی جورده دئییلیر.

6-    قاچدێ

7-    یاخێنلاشدێ

8-    بوْیانێب

9-    شهپر

10-            گئدیر

11-            ائشیدیب

12-            دؤندۆ

13-            یاش ایله، یاشێلا، آنجاق شئر وزنینه گؤره گره‌ک یاشیله اوْخۇنا.

14-            سوْرا: سوْنرا، بعد، پس، دئمه‌ک سوْنرا سؤزۆنۆن قێسالتماسێ اوْلا بیله‌ر.

15-    گؤرسوْن: سه‌ن اکی بعض دئییش‌لرده‌ن اۆزه‌للیکله چاراوْیماق دئییشینده "سوْن" دئییلیر و بیلیریک بۇ سس اۇیغۇنلۇغونا قارشێ دێر. و ائله اوْنا گؤره من نوحه متن‌لرین یازاندا بۇلارێ ادبی یازێلێش و دئییش‌ده یازێرام

16-            گلدین

17-            منجه عیاندی دۆزدیر

18-            دردین

19-            ائتدین

20-            تۇتدۇ، دۇتدۇ

21-            یانایانا/ نالانا، آنجاق بۇردادا شئعر وزنی بۇلارێ یانایانه/نالانه دئمه‌گه ایجاب ائدیر.

22-            دۆشدۆ

23-            آلێب

24-            اؤپدۆ

25-            قۇرۇ

26-            القان: آلقان، قێپ قێرمێزی قان، لالا قان، بۆتۆن قان

27-            تؤکدۆ

28-            به سان مژگان؟ اوْلۇ کی بۇ آنلامێ اوْلا

29-            گئتسه‌ن، باخ 15

30-            دئییب

31-            قانلێ

32-            شاهێن

33-            گلیب

34-            باسێب

35-            گئدیب

36-    هوشا گئدمک: میرگی‌له‌نمه، یۇخۇیا گئتمه‌ک، گؤزلرین یۇخۇدان دۆشمه‌یی، بیر آزجا یاتماق، یۇخلاماق

37-            دگیله‌م

38-            دئییه‌ن

39-            گلسون: گلسین

 

*  آنجاق بۇردا بیر مصرع (بۆلگۆ) آز گؤرۆنۆر، نئجه کی قالان بندلر هامێسێ دؤرد و ایکی دیر. آنجاق بۇ بند اۆچ و ایکی دیر. من بۇنۇن دۆز اوْلۇب اوْلماماغێن بیلمیره‌م، نییه کی بۇ چئشید بیلگی‌ده‌ن باشێم چئێخمێر. آنجاق منعم‌ دن یازدێغێم ایکی نوحه ده آیرێ نوحه‌لر ایله‌ن بیر فرقی ده گؤرۆنۆ اوْدا بۇدۇر کی بندلرین سوْنۇندا پایمه‌نبه‌ر تۇتماق اۆچۆن شاه‌بئیتین قافیه و یاخود ردیفی بیرده‌له‌نمیر (تیکرار اوْلمۇر) اؤرنک اۆچۆن بۇ نوحه ده گره‌ک "ـه‌نـدی" پارچاسێ بندلرین سوْن بئیت و یا خود سون میصراعین آخێرینده گلمه‌سی پایمه‌نبه‌ر تۇتماق اۆچۆن لازیم دیر

دئمه‌لی بۇ چئشید نوحه‌لرده نوحه اوْخۇیان اؤزۆ بندین سوْنۇنا چاتاندا دئییم دۇرۇمۇ ایلا و یا ال ترپه‌تمه‌سی ایله پایمه‌نبه‌ر تۇتانلارا بندین بیتمه‌سین آندێرار.

 

امان نامه

حضرت ابوالفضل (ع)ین امان‌نامه‌سی

قوْشار: منعم اردبیلی

 

غم لئشگری لئشگرگه-ی-اسلامه گلیبدیر

سس دۆشدۆ ابوالفضله امان نامه گلیبدیر

حضرت ابوالفضل (ع) نوحه‌لری اۆچۆن بۇرایا کلیک ائدین

 

تل اۆسته چێخێب شئمر-ی-خطادیده خطاکار

آوازیله سسله‌ندی ابوالفضلی اوْ غدّار

 

گلدی اۇجا بوْیلۇ اوْ اۇزۇن قوْللۇ علمدار

تعظیم ائدیب عبّاسه او بی‌دین-ی-ستمکار

 

برنامه وئریب آشدێ باخێب بُهتیده قالدێ

تئز پارچالادێ چکمه‌سینین آلتێنا سالدێ

 

اوْلسئیدی اگر شهده‌ن ایجازه اوْیاناردۇن

بۇ تیغ-ی-شررباریله قانه بوْیاناردۇن

 

حئیرتله اوْ بی‌دین الینی بیربیره وۇردۇ

دال دالی گئدیب ساق دیزی اۆستۆنده اوْتۇردۇ

 

شاهین اوْ شجاعتلی علمدارینه باخدێ

شهلا گؤزۆنه قدّینه قوْللارێنا باخدێ

 

عرض ائیله‌دی عبّاس ائشیت موعظه منده‌ن

اؤز نفسیوه رحم ائیله ال چک بۇ حسینده‌ن

 

دونیا بۇ حسین‌سیز دئدی بیر کلمه‌ی-ی-لادور

چوْخ موعظه ائتمه بۇرا مئیدان-ی-بلادور

 

آیرێلدێ گلیب خئیمه قاباغێندا دایاندێ

ایستیردی گئده محضر-ی-سلطانه اۇتاندێ

 

سالدێ آشاغا باشێنێ جوش ائیله‌دی غیرت

من حدس ائدیر‌م گلمه‌دی چون چکدی خجالت

 

شاه-ی-شُهدا بیلدی بۇلۇتلار کیمی دوْلدۇ

گلدی اۇجا بوْی قارداشێلان قوْل بوْیۇن اوْلدۇ

 

قارداش دئدی مانع دگیله‌م گئتسوْن ابوالفضل

من بی‌کسی ‌بی‌یاوه‌ی ترک ائتسوْن ابوالفضل

 

من باغلامێشام روز-ی-ازل اؤلمه‌گه پئیمان

سن سالما بلایه اؤزینی تازه جاوانسان

 

منده‌ن نیگران اوْلما مرامه چاتارام من

دونیا سؤزۆنۆن داشێنێ باشدان آتارام من

 

صبّاح بۇ بیابانیده قانه باتارام من

شئشماهه بالام سینه‌ده راحت یاتارام من

 

عرض ائیله‌دی یا سیّدی قلبیمده یارام وار

نوکرلری قوْومازلار اگر قوْوسوْن هارام وار؟

 

درک ائتدی امان نامه سؤزۆن ماه-ی-مدینه

یێغدێ باشێنا دربه‌در اطفالی سکینه

 

سسله‌ندی آچێن باشۇزۇ باشۇزدا بلا وار

عبّاس عمومی کرب-وْ-بلادان آپارۇرلار

 

قێزلار گؤزۆ یاشلێ، هامودان دۆشدۆ قباقه

گلدی اوْ خانیم، سۆدامه‌ری آلدێ قۇجاقه

 

بیردن هاموسی سسله‌دی لای‌لای علی اصغر

گئتسه عمومیز وای بیزه وای علی اصغر

 

دۇرمۇشدۇ همان یئرده اۇزۇن قوْللۇ علمدار

بیرده‌ن آقانێ دؤره‌له‌دی خۇرداجا قێزلار

 

بیر ناله بلند اوْلدۇ سکینه اۆره‌گینده‌ن

اگله‌شدی یئره دۇتدۇ ابوالفضل اته‌گینده‌ن

 

عبّاس عمو گئتمه بۇ یانان لب‌لره خاطیر

قوْیما بیزی چؤللرده علی اصغره خاطر

 

فورا" آلێب آغوشه الین باشینه چکدی

جوش ائیله‌دی غیرت، گؤزۆنۆن یاشێنێ تؤکدۆ

 

آیرێلمئیوب هر قدر بۇ قوْللار بدنیمده‌ن

آیرێلمارام ای نازلی سکینه بالا سنده‌ن

 

گۆن باتدێ بلا آرتدێ گؤرۆندۆ مه-ی-تابان

اۇلدۇزلارێلان اوْلدۇ سماوات چێراغان

 

سؤندۆردۆ چێراغلارێ حسین قلبی‌لر اسدی

سسله‌ندی گئدین خالِق-ی-یکتا منه بسدی

 

صبّاح قیامتدی بۇ صحرای بلاده

کیم قالسا گره‌ک غرق اوْلا دریای-ی-بلاده

 

سس دۆشدۆ باشێندان داغێلێب چؤللره لئشگر

قێرخ آلتێ نفر قالدێ، اوْتۇز بئش قارا معجر

 

باخدێ داغێلان لئشگه‌ره آواره رقیّه

تؤکدۆ گؤزۆنۆن یاشێنێ بیچاره رقیّه

 

یاندێ گینه مشعل‌لر ائدیب حجّت‌ین اتمام

گؤردۆ دایانێب تیتره‌ییر عبّاس-ی-دل‌آرام

 

سسله‌ندی زُهِیر ایله حبیب ابن مظاهر

ای فاطمه دلبندی کی ای طیّب-وْ-طاهر

 

سن غرق اوْلاسان قانلێ بۇ دریاده حسینیم

بیز عازم اوْلاق مسکن-ی-مأوایه حسینیم؟!!

 

صبّاح نه دییه‌ک حضرت-ی-زهرایه حسینیم

سنده‌ن سوْرا عار اوْلسۇن اوْ دونیایه حسینیم

 

شاه-ی-شُهدا اللری قوْینۇندا دایاندێ

شمعین باشێنا دسته‌ی-ی-پروانه دوْلاندێ

 

ائتدی بیر اشاره چکیلیب پرده‌ی-ی-ظۆلمات

گؤرسه‌ندی اوْ دم گؤزلرینه روضه‌-ی-جنّات

 

امر ائیله‌دی اصحابه اگر اوْلسا قبیلوْز

تا اهل-ی-عیالی آپارێن ساکین ائدین سیز

 

عورتلروزی قوْیمئیون عُدوان آراسێندا

صبّاح قالالار ورطه‌-ی-توفان آراسێندا

 

گلدی هاموسی اهل-ی-عیالین ائدیب احضار

چێخدێلا سراسیمه اوْ عصمتلی خانێملار

 

سسله‌ندیله حضرت بۇیۇرۇر حاضر اوْلۇن تئز

بۇ قوْرخۇلۇ چؤلده‌ن سیزی بیر یانه چکه‌ک بیز

 

بۇ کلمه‌نی درک ائتدی اوْ غیرتلی خانێملار

بیرده‌ن هامۇسێ آغلادێ جوش ائیله‌دی قانلار

 

ناله گئجه‌نین عالمی قوْزاندێ سمایه

عورتلر اوْ شاهێن چادیرین آلدێ آرایه

 

سسله‌ندیله ای عالَمه اوممید حسین‌جان

رحم ائیله بیزی قوْما قاپۇندان سنه قۇربان

 

رحم ائت بۇ آدامسێزلارا پئیغمبره خاطیر

قوْما بیزی شئشماهه علی اصغر خاطیر

 

سسله‌ندی چادیردان اوْ زمان شاه-ی-شهیدان

صبّاح قوْپاجاقدۇر بۇ بیابانیده توفان

 

قصدیم بۇدۇ سیز قالمێیاسۇز قان آراسێندا

قانلار تؤکۆله‌ن وقتیده توفان آراسێندا

 

درک ائتدی خانێملار بۇ سؤزۆ آغلادێ های‌های

سسله‌ندیله ائیوای حسین وای حسین وای

 

بیز گئتدیک اگر جمع-ی-پریشان هارا گئتسین؟

زینبده آدامسێزدێ حسین‌جان هارا گئتسین؟

 

بۇ السیز آیاقسێز بۇ سۇسۇزلار هارا گئتسین؟

بی‌کس آتاسێز خۇرداجا قێزلار هارا گئتسین؟

 

بیز گئتدیک حسین نازلێ رقیّه‌وْن هارا گئتسین؟

قارداشسێز اوْ ایسته‌کلی رقیّوْن هارا گئتسین؟

 

زینب یانان اوْدالاردا دۆشۆب یاننێق حسینیم

چؤللرده قالێب قوْل-قوْلا باغلاننێق حسینیم

عاشورا جوشی‌سی

جوشی- قوْشار: اردبیللی منعم

 

بۇ نوحه‌نی ائله قوْشارێن اؤز دئییشینده گتیرره‌م و آردێندا اوْلارێن ادبی دئییشین ده گؤسته‌رره‌م کی بیلینسین نوحه شئعرلریمیزده چوْخلۇ قوْشارلارێن اؤز دئییش‌لرینده یارانێب و ادبی دئییش ده اوْلمایێبدێر. من بۇ ویبلاقدا ایمکان قده‌ری اوْلارێن ادبی دئییش ده یازمێشام آنجاق اوْرداکی بۇ ایش شئعرین وزنینده چتین‌لیک و یئته‌رسیزلیک یارادێر، چکینمیشه‌م

 

اخیامیــده‌ن آیــرێلـدێ، زهـرانـون1 اوْ دیلبــه‌نـدی

بیر خێرداجا قێز قاشدێ2 دالدان بابا سسله‌ندی

 

 ائـی قلبیمـون3 آرامـێ، گـؤر دیـده تــره‌م بـابا

بیکه‌س بالوْوام4 گؤزده‌ن قان یاش الـه‌ره‌م بابا

گئتمـه سـۇ آدێـن واللاه، بیرده دیمه‌ره‌م5 بابا*

هئی سسله‌دی جان بابا، قوْللارێن آچێب قاشدێ6

گلـدی اوْ کفـه‌ن گئیمیـش سولطانـه یاخۇنلاشدێ7

 

راکیـب بـوْیانـۇب8 قـانـه، مرکــه‌بـده آچـۇب شه‌هپـه‌ر9

سۆرعه‌تله گیـدور10 باشـدا، وار شـوْق-ی-علـی اکبـر

بیر سس ایشیدوب11 سالدێ، کشتی-ی-خودا لنگه‌ر

دؤنـدی12 دالا بیـر بـاخـدێ، یاشیـلـه13 دوْلـۇب گـؤزلـه‌ر

گل آغلامـا جـان بـالا، منـده‌ن سـوْرا14 آغـلارسـان

باشسێز بده‌نیم گؤرسوْن15 مئیداندا قۇجاقلارسان

 

گلـدۇن16 نییـه بس گلـدون اوْلمـا بـالا عطشـانسان

سۇ یوْخ بابا دردیم وار، چێخمێش عطـه‌شیم یاددان

آیاندێ؟17 بس دردون18 دئ باغرێمـێ ائتـدون19 قان

عــرض ائیلــه‌مـه‌ره‌م بابـا تــا دۆشمییـه‌سـن آتــدان

شاهێـن اتـه‌گیـن دۇتـدێ20 عـرض ائتدی یانایانـه21

گؤر یاشلێ قوْیۇب گئتمه، رحم ائت من-ی-نالانه

 

دۆشـدی22 آلـۇب23 آغـۇشـه اؤپـدی24 قــۇری25 لبـلـه‌رده‌ن

بــۇ اؤپــدی اوْ القـانــی26، پـــاک ائیـلــــه‌دی پـئیـکــه‌رده‌ن

بیر سؤز دئدی یاش تؤکدی27 کیپریک سانێ28 گؤزلـه‌رده‌ن

یـاندێــم باباجـان یــانـدێـــم، ائـــی وای بـــۇ بــلالـــه‌رده‌ن

گئتسوْن29 منـی دۆشمه‌نله‌ر یالقۇز گؤره‌جئک بابا

وای قـمچـــی‌لر آلتێنــدا شئمــر اؤلـدۆره‌جئـک بابا

 

دردین دیـوب30 آغـلاردێ اوْل قـانـلـۇ31 کفـه‌ن پـوشـه

شاهۇن32 غمی دریا تک موج ائتدی گلـوب33 جوشـه

توْپراق ایده اگله‌شـدی مـؤحکـه‌م باسـۇب34 آغـوشـه

ناگه یۇمولۇب گؤزله‌ر، دینجـه‌لدی گیـدوب35 هوشـه36

بیرده‌ن دۇرۇب عرض ائتدی، دردون آلارام بابا

مانیع دگـوله‌م37 والـلاه، گئـت آغـلامـارام بابا

 

الـده‌ن منـی قـوْیمـۇردۇن ائـی دردی اوْلان دریـا

ایندی دئیـوسن38 دۇر گئت نه اوْلـدێ سبب بابا

عرض ائیلـه‌دی اینجیتدیـم عفـو ائیلـه منـی بابا

الان یــۇخــۇدا گـــؤردۆم گلمیشـدی آنـام زهــرا

امر ائیله‌دی اینجیتمه مئهمانیمی قوْی گلسون39

آغلاتمـا یـوْل اۆستـۆنده جانانێمـێ قوْی گلسـون

 

آچێقلاما

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-    زهرانێن

2-    قاچدێ

3-    قلبیمین

4-    بالانام-بالاوام

5-    دئمه‌ره‌م، دیمه‌ره‌م- بۇ آنجاق ایکی جورده دئییلیر.

6-    قاچدێ

7-    یاخێنلاشدێ

8-    بوْیانێب

9-    شهپر

10-            گئدیر

11-            ائشیدیب

12-            دؤندۆ

13-            یاش ایله، یاشێلا، آنجاق شئر وزنینه گؤره گره‌ک یاشیله اوْخۇنا.

14-            سوْرا: سوْنرا، بعد، پس، دئمه‌ک سوْنرا سؤزۆنۆن قێسالتماسێ اوْلا بیله‌ر.

15-    گؤرسوْن: سه‌ن اکی بعض دئییش‌لرده‌ن اۆزه‌للیکله چاراوْیماق دئییشینده "سوْن" دئییلیر و بیلیریک بۇ سس اۇیغۇنلۇغونا قارشێ دێر. و ائله اوْنا گؤره من نوحه متن‌لرین یازاندا بۇلارێ ادبی یازێلێش و دئییش‌ده یازێرام

16-            گلدین

17-            منجه عیاندی دۆزدیر

18-            دردین

19-            ائتدین

20-            تۇتدۇ، دۇتدۇ

21-            یانایانا/ نالانا، آنجاق بۇردادا شئعر وزنی بۇلارێ یانایانه/نالانه دئمه‌گه ایجاب ائدیر.

22-            دۆشدۆ

23-            آلێب

24-            اؤپدۆ

25-            قۇرۇ

26-            القان: آلقان، قێپ قێرمێزی قان، لالا قان، بۆتۆن قان

27-            تؤکدۆ

28-            به سان مژگان؟ اوْلۇ کی بۇ آنلامێ اوْلا

29-            گئتسه‌ن، باخ 15

30-            دئییب

31-            قانلێ

32-            شاهێن

33-            گلیب

34-            باسێب

35-            گئدیب

36-    هوشا گئدمک: میرگی‌له‌نمه، یۇخۇیا گئتمه‌ک، گؤزلرین یۇخۇدان دۆشمه‌یی، بیر آزجا یاتماق، یۇخلاماق

37-            دگیله‌م

38-            دئییه‌ن

39-            گلسون: گلسین

 

*  آنجاق بۇردا بیر مصرع (بۆلگۆ) آز گؤرۆنۆر، نئجه کی قالان بندلر هامێسێ دؤرد و ایکی دیر. آنجاق بۇ بند اۆچ و ایکی دیر. من بۇنۇن دۆز اوْلۇب اوْلماماغێن بیلمیره‌م، نییه کی بۇ چئشید بیلگی‌ده‌ن باشێم چئێخمێر. آنجاق منعم‌ دن یازدێغێم ایکی نوحه ده آیرێ نوحه‌لر ایله‌ن بیر فرقی ده گؤرۆنۆ اوْدا بۇدۇر کی بندلرین سوْنۇندا پایمه‌نبه‌ر تۇتماق اۆچۆن شاه‌بئیتین قافیه و یاخود ردیفی بیرده‌له‌نمیر (تیکرار اوْلمۇر) اؤرنک اۆچۆن بۇ نوحه ده گره‌ک "ـه‌نـدی" پارچاسێ بندلرین سوْن بئیت و یا خود سون میصراعین آخێرینده گلمه‌سی پایمه‌نبه‌ر تۇتماق اۆچۆن لازیم دیر

دئمه‌لی بۇ چئشید نوحه‌لرده نوحه اوْخۇیان اؤزۆ بندین سوْنۇنا چاتاندا دئییم دۇرۇمۇ ایلا و یا ال ترپه‌تمه‌سی ایله پایمه‌نبه‌ر تۇتانلارا بندین بیتمه‌سین آندێرار.

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸

تگ ها: شاعران مرثیه سرای ترک و امام حسین(ع) و متن نوحه ترکی و منعم اردبیلی

مسلم اوشاقلاری

جناب مسلم اۇشاقلارێنێن احوالاتی

قوْشار: اردبیللی منعم

 

قاباقجا دئدیک کی منعم‌ین نوحه‌لری آیرێ شاعیرلریمیزین نوحه‌لرینده‌ن فرقلی گؤرۆنۆر*، ایندی بۇ قوْشقۇنۇ اوْخۇیۇب اوْنۇن نوحه‌لرین آرتێق تانێیاق.

 

مسلم یارالێ تئشنه، ترک ائیله‌دی دۆنیانێ

قوْیـدۇ الـی قوْینۇندا، بیر جۆت قۇزۇ قۇربانێ

 

 

چون سئیف‌-ی-بنی هاشیم، چالدێ ال-آیاق قاندا

قــالــدێ ایـکــی شـهــزاده، آواره بییـابــانــدا

گـه قالـدێـلا چـؤللـه‌رده، گـه گۆشـه‌ی-ی-زیندانـدا

تـا چێخـدێـلا زینـدانـدان، بیــر مـوقـع-ی-بحـرانـدا

 

آیا هارا گئتسینله؟ غۆربت یئری گۆن باتدێ

آللاه ایکی شهزاده، بس هاردا گئدیب یاتدێ

 

ظۆلمه‌ت بۆرۆیۆب شهری، گئتسینله مکان یوْخدۇ

یا اوْردا اوْتۇرسۇنلا، دۆشمه‌نده امان یوْخدۇ

یا چؤللــه‌ره قاچسێنلا، قاشماقلێقا1 جان یوْخدۇ

یاپراق کیمی تیتریلله‌ر، روخساریده قان یوْخدۇ2

 

قالساق دئدیله‌ر بۇردا، دۆشمه‌ن گؤره‌جئک قارداش

صبّاح زیاد اوْغلۇ، وای اؤلدۆره‌جئک قارداش

 

یۆز قوْیدۇلا صحرایه، قان یاش الئییر گؤزله‌ر

قوْرخۇللا قارانلێقدا قاشدۇقجا3 بده‌ن تیتره‌ر

هر دم اوْ کیچیک قارداش، آغلار اۇجادان سسله‌ر

گل غئیره‌تیوه قۇربان، عبّاس-وْ-علی‌اکبر

 

باغرێم قارالێب بابا، رنگیم سارالێب بابا

گل دربئده‌ر اطفالون، چؤللـه‌رده قالێب بابا

 

دۇردۇ یارالێ قۇش تک، دۆشدۆ یوْلا یوْلاندێ

آغلاردێلا گئتدیکجه، صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ

بیر عوره‌ت اوْ اثناده، گؤردۆ اۆره‌گی یاندێ

گتدی ائوه گؤز یاشلێ، باشلارێنا توْلاندێ4

 

سۇ وئردی غذا وئردی، تا گۆن دوْلانێب باتدێ

بیر یئرده قۇجاقلاشدێ، یوْرقۇن بالالار یاتدێ

 

یاتدێ اوْ بؤیۆک قارداش، روح اۆچدۆ قانادلاندێ

رؤیاده گؤرۆب ناگه فانوس-ی-خودا یاندێ

پئیغه‌مبه‌ر-ی-خاته‌مدیر، شاهه‌نشه‌هی مرداندی

آمما اۇجا قامه‌تلی بیر شخص نومایاندێ

 

دیققه‌تله نظه‌ر سالدێ، یاندێ اۆره‌گ اوْدلاندێ

گؤردۆ آتاسێ مسلم، اؤز قانینه غلطاندێ

 

فوْره‌ن یۇخۇدان دۇردۇ، آز قالدێ چێخا جانێ

اوْل خێرداجا  قۇربانه، کشف ائیله‌دی رؤیانێ

الان بابامێ گؤردۆم، جیسمینده‌ن آخێر قانێ

بیز ترک ائده‌ریک بیلدیم، صبّاح بۇ دۆنیانێ

 

حاریث یۇخۇدان دۇردۇ، نیصف‌-ی-شب-ی-ظۆلمانێ

گؤردۆ اوْ قارانلێقدا، آغلار ایکی قۇربانێ

 

قانۇن-ی-محمّد ده واجیبدی مسلمانه

کافیرده اگه‌ر اوْلسا رحم ائیلییه مئهمانه

بیر ظۆلم ائله‌دی بی‌دین، اوْل خێرداجا قۇربانه

بیرده‌ن دئدی وای بابا، لبله‌ر بوْیانێب قانه

 

اسدی یارالێ لبله‌ر، تر آخدێ جبینینده‌ن

یالواردێ امان ظالیم، اؤلدۆرمه یئتیمه‌م من

 

اوْل قانلێ دوْداقلاردان، یاندێم سسی قوْزاندێ

صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ، حاریث قوْلۇ چێمراندێ5

بیر جۆت بالاجا قارداش، وای قوْلا باغلاندێ

گلدی اوْ خانێم عوره‌ت، باشلارێنا توْلاندێ6

 

ایبراهیم اۆزۆن دۇتدۇ، اوْل عوره‌ته یالواردێ

گل آخێر-ی-عؤمرۆمده، بیر کلمه سؤزۆم واردێ

 

الان باتارێق قانه، بۇ آخه‌ر-ی-ساعه‌تدیر

وئردیک سنه چوْخ زحمه‌ت، بۇ آخه‌ر-ی-زحمه‌تدیر

بیر کلمه سؤزۆم واردێر، چوْخ غملی وصیّت‌دیر

بیر خێردا باجێم واردێر، گؤزله‌ر بیزی مدّت‌دیر

 

گؤنده‌ر اوْ قارا بخته، القانه باتان جامه

بیر جۆت بالاجا کؤینه‌ک، بیر جۆت یاشێل عمّامه

 

آچێقلاما:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- قاچماقلێغا

2- اۆزۆنۆن رنگی قاچێب

3- قاچدێقجا

4 و 6- منجه "دوْلاندێ" دۆزدیر. آنجاق "توْلاندێ" دا دۆز اوْلابیله‌ر.

5- چیرمه‌مک، چێرماماق، چێمراماق: بالا زدن، بالا کشیدن - قوْلۇن چێمرادێ: آستینش را بالا زد.

 

* یۇخارێداکی نوحه‌نی بۇ نوحه ایله قارشێلادێن (مقایسه ائدین):

 

آللاه ریضاسی رحم ائت، بیز بینه‌وایه حاریـث

دوْران بیزی سالێبـدێر، یۆز میـن بـلایه حاریث

 

ائتـمـــه بیــزه اذیــت، سـالمـــا بیـــزی ایــاغـــه

هئچ کیمسه اؤز ائوینده، ظۆلم ائیله‌مه‌ز قوْناغــه

ظالێــم مــروت ائیلــه، ایکــی یتیــم اۇشــاغـــه

بیر کیمسه یوْخ یئتیشسین، آخه‌ر هرایه حاریث

 

ال ساخـلا چکـمه خنجـه‌ر، پئیغـه‌مبه‌ره باغێشـلا

شیر-ی-خۇدایـه گـل گئـچ، اول سروه‌ره باغێشـلا

قان یاش تؤکه‌ن سیته‌مده‌ن بۇ گؤزلـه‌ره باغێشـلا

اوْلسـا گـۆنـاهێمێـز گئـچ، خیـر-وْ-النسایـه حاریث

شاعر: نائح

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸۸

تگ ها: شاعران مرثیه سرای ترک و طفلان مسلم و متن نوحه ترکی و منعم اردبیلی

منعم

حضرت ابوالفضل(ع)ین امان‌نامه‌سی

بازدید : 5582 مرتبه

تاریخ : 10 آذر 1389

غم لئشگری لئشگرگه-ی-اسلامه گلیبدیر

سس دۆشدۆ ابوالفضله امان نامه گلیبدیر

تل اۆسته چێخێب شئمر-ی-خطادیده خطاکار

آوازیله سسله‌ندی ابوالفضلی اوْ غدّار

 

گلدی اۇجا بوْیلۇ اوْ اۇزۇن قوْللۇ علمدار

تعظیم ائدیب عبّاسه او بی‌دین-ی-ستمکار

 

برنامه وئریب آشدێ باخێب بُهتیده قالدێ

تئز پارچالادێ چکمه‌سینین آلتێنا سالدێ

 

اوْلسئیدی اگر شهده‌ن ایجازه اوْیاناردۇن

بۇ تیغ-ی-شررباریله قانه بوْیاناردۇن

 

حئیرتله اوْ بی‌دین الینی بیربیره وۇردۇ

دال دالی گئدیب ساق دیزی اۆستۆنده اوْتۇردۇ

 

شاهین اوْ شجاعتلی علمدارینه باخدێ

شهلا گؤزۆنه قدّینه قوْللارێنا باخدێ

 

عرض ائیله‌دی عبّاس ائشیت موعظه منده‌ن

اؤز نفسیوه رحم ائیله ال چک بۇ حسینده‌ن

 

دونیا بۇ حسین‌سیز دئدی بیر کلمه‌ی-ی-لادور

چوْخ موعظه ائتمه بۇرا مئیدان-ی-بلادور

 

آیرێلدێ گلیب خئیمه قاباغێندا دایاندێ

ایستیردی گئده محضر-ی-سلطانه اۇتاندێ

 

سالدێ آشاغا باشێنێ جوش ائیله‌دی غیرت

من حدس ائدیر‌م گلمه‌دی چون چکدی خجالت

 

شاه-ی-شُهدا بیلدی بۇلۇتلار کیمی دوْلدۇ

گلدی اۇجا بوْی قارداشێلان قوْل بوْیۇن اوْلدۇ

 

قارداش دئدی مانع دگیله‌م گئتسوْن ابوالفضل

من بی‌کسی ‌بی‌یاوه‌ی ترک ائتسوْن ابوالفضل

 

من باغلامێشام روز-ی-ازل اؤلمه‌گه پئیمان

سن سالما بلایه اؤزینی تازه جاوانسان

 

منده‌ن نیگران اوْلما مرامه چاتارام من

دونیا سؤزۆنۆن داشێنێ باشدان آتارام من

 

صبّاح بۇ بیابانیده قانه باتارام من

شئشماهه بالام سینه‌ده راحت یاتارام من

 

عرض ائیله‌دی یا سیّدی قلبیمده یارام وار

نوکرلری قوْومازلار اگر قوْوسوْن هارام وار؟

 

درک ائتدی امان نامه سؤزۆن ماه-ی-مدینه

یێغدێ باشێنا دربه‌در اطفالی سکینه

 

سسله‌ندی آچێن باشۇزۇ باشۇزدا بلا وار

عبّاس عمومی کرب-وْ-بلادان آپارۇرلار

 

قێزلار گؤزۆ یاشلێ، هامودان دۆشدۆ قباقه

گلدی اوْ خانیم، سۆدامه‌ری آلدێ قۇجاقه

 

بیردن هاموسی سسله‌دی لای‌لای علی اصغر

گئتسه عمومیز وای بیزه وای علی اصغر

 

دۇرمۇشدۇ همان یئرده اۇزۇن قوْللۇ علمدار

بیرده‌ن آقانێ دؤره‌له‌دی خۇرداجا قێزلار

 

بیر ناله بلند اوْلدۇ سکینه اۆره‌گینده‌ن

اگله‌شدی یئره دۇتدۇ ابوالفضل اته‌گینده‌ن

 

عبّاس عمو گئتمه بۇ یانان لب‌لره خاطیر

قوْیما بیزی چؤللرده علی اصغره خاطر

 

فوراً آلێب آغوشه الین باشینه چکدی

جوش ائیله‌دی غیرت، گؤزۆنۆن یاشێنێ تؤکدۆ

 

آیرێلمئیوب هر قدر بۇ قوْللار بدنیمده‌ن

آیرێلمارام ای نازلی سکینه بالا سنده‌ن

 

گۆن باتدێ بلا آرتدێ گؤرۆندۆ مه-ی-تابان

اۇلدۇزلارێلان اوْلدۇ سماوات چێراغان

 

سؤندۆردۆ چێراغلارێ حسین قلبی‌لر اسدی

سسله‌ندی گئدین خالِق-ی-یکتا منه بسدی

 

صبّاح قیامتدی بۇ صحرای بلاده

کیم قالسا گره‌ک غرق اوْلا دریای-ی-بلاده

 

سس دۆشدۆ باشێندان داغێلێب چؤللره لئشگر

قێرخ آلتێ نفر قالدێ، اوْتۇز بئش قارا معجر

 

باخدێ داغێلان لئشگه‌ره آواره رقیّه

تؤکدۆ گؤزۆنۆن یاشێنێ بیچاره رقیّه

 

یاندێ گینه مشعل‌لر ائدیب حجّت‌ین اتمام

گؤردۆ دایانێب تیتره‌ییر عبّاس-ی-دل‌آرام

 

سسله‌ندی زُهِیر ایله حبیب ابن مظاهر

ای فاطمه دلبندی کی ای طیّب-وْ-طاهر

 

سن غرق اوْلاسان قانلێ بۇ دریاده حسینیم

بیز عازم اوْلاق مسکن-ی-مأوایه حسینیم؟!!

 

صبّاح نه دییه‌ک حضرت-ی-زهرایه حسینیم

سنده‌ن سوْرا عار اوْلسۇن اوْ دونیایه حسینیم

 

شاه-ی-شُهدا اللری قوْینۇندا دایاندێ

شمعین باشێنا دسته‌ی-ی-پروانه دوْلاندێ

 

ائتدی بیر اشاره چکیلیب پرده‌ی-ی-ظۆلمات

گؤرسه‌ندی اوْ دم گؤزلرینه روضه‌-ی-جنّات

 

امر ائیله‌دی اصحابه اگر اوْلسا قبیلوْز

تا اهل-ی-عیالی آپارێن ساکین ائدین سیز

 

عورتلروزی قوْیمئیون عُدوان آراسێندا

صبّاح قالالار ورطه‌-ی-توفان آراسێندا

 

گلدی هاموسی اهل-ی-عیالین ائدیب احضار

چێخدێلا سراسیمه اوْ عصمتلی خانێملار

 

سسله‌ندیله حضرت بۇیۇرۇر حاضر اوْلۇن تئز

بۇ قوْرخۇلۇ چؤلده‌ن سیزی بیر یانه چکه‌ک بیز

 

بۇ کلمه‌نی درک ائتدی اوْ غیرتلی خانێملار

بیرده‌ن هامۇسێ آغلادێ جوش ائیله‌دی قانلار

 

ناله گئجه‌نین عالمی قوْزاندێ سمایه

عورتلر اوْ شاهێن چادیرین آلدێ آرایه

 

سسله‌ندیله ای عالَمه اوممید حسین‌جان

رحم ائیله بیزی قوْما قاپۇندان سنه قۇربان

 

رحم ائت بۇ آدامسێزلارا پئیغمبره خاطیر

قوْما بیزی شئشماهه علی اصغر خاطیر

 

سسله‌ندی چادیردان اوْ زمان شاه-ی-شهیدان

صبّاح قوْپاجاقدۇر بۇ بیابانیده توفان

 

قصدیم بۇدۇ سیز قالمێیاسۇز قان آراسێندا

قانلار تؤکۆله‌ن وقتیده توفان آراسێندا

 

درک ائتدی خانێملار بۇ سؤزۆ آغلادێ های‌های

سسله‌ندیله ائیوای حسین وای حسین وای

 

بیز گئتدیک اگر جمع-ی-پریشان هارا گئتسین؟

زینبده آدامسێزدێ حسین‌جان هارا گئتسین؟

 

بۇ السیز آیاقسێز بۇ سۇسۇزلار هارا گئتسین؟

بی‌کس آتاسێز خۇرداجا قێزلار هارا گئتسین؟

 

بیز گئتدیک حسین نازلێ رقیّه‌وْن هارا گئتسین؟

قارداشسێز اوْ ایسته‌کلی رقیّوْن هارا گئتسین؟

 

زینب یانان اوْدالاردا دۆشۆب یاننێق حسینیم

چؤللرده قالێب قوْل-قوْلا باغلاننێق حسینیم

  

قوْشار: منعم اردبیلی

 

مجنونون آدی ائیله کی دیل ده‌ن دیله دوشدی

بازدید : 11482 مرتبه

تاریخ : 28 آبان 1391

مجنونون آدی ائیله کی دیل ده‌ن دیله دوشدی

گوردی قالا بیلمیر داخی چول ده‌ن چوله دوشدی

بیر گول وار ایدی دوره چمنزار ایدی زیبا

آقشام چاغی گلدی او گوزه‌ل منزله دوشدی

گون باتدی غم آرتدی چولون آهولاری یاتدی

خول‌لار باشین اگدی او قده‌ر چلچله دوشدی

چرخین قارالان چهره‌سی کوکب‌له بزه‌ن‌دی

رخسار سیاهه ائله بیل آبله دوشدی

اسدی او بیابان ده بیر باد غم‌انگیز

غم‌لر بورویوب آتش عشقی دیله دوشدی

صبح اولدی چمن گولدی شتر زنگی چالیندی

گلدی گولون اطرافینه بیر قافله دوشدی

اگلشدی‌له باهم دئدی‌لر وای بو نه حال دی

نیلیم دئدی دوران دولانیب ایش بئله دوشدی

سوز دوندی دانیشدی بیری پول‌دان بیری مال‌دان

مجنونه آجیق گلدی بو سوزلر گله دوشدی

دوندی دئدی پول صحبتی عمری هدر ائیلر

اولدوزکی گوره‌رسوز پولوز ال ده‌ن اله دوشدی

بیر سوز دانیشون کی ایکی دنیالره دگسین

بیرکیم دئمه‌سین کی بو سوزوز نافله دوشدی

هر لحظه دانیشساز دانیشین لیلی سوزونده‌ن

گولشنده گوروم بولبولوم هانسی گوله دوشدی

هر گون باخارام عکسینه آئینه‌ی دل ده

صد حیف اولا مابین‌یمیزه فاصله دوشدی

عشّاق وطن جبهه‌ده غرق اولدی لا قانه

منعم وطن آواره سی چول ده‌ن چوله دوشدی

شاعر: منعم

 

خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

بازدید : 12046 مرتبه

تاریخ : 28 آبان 1391

خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

وفاسیز آشنالردن عجائب ماجرا گوردوم

اولارکی لاف یک‌رنگی ووروب آخر دو رنگ اولدی

تمام اقربالر عقرب اولدی جان‌گزا گوردوم

کیمه بیل باغلادیم قطع اولدی امیدیم بلیم سیندی

فقط بیر آشنا عقرباده تک خدا گوردوم

فقط بیر تخم مرغی ساده و یکرنگ بیلمیشدیم

اونوندا کوینگین رد ایلدیم رنگین دو تا گوردوم

جهاندا قورخما دشمنن همیشه آشنادن قورخ

نه اینکه اشنانون حیله و مکرین خفا گوردوم

الونن اوپسه آلانما چکر آخر ایاقونن

سو اوپسه پای دیواره ییخیب ویران سرا گوردوم

زلیخا ایستمیردی یوسفی اوز نفسین ایستیردی

حامی اوز نفسینین محبوبیدور دنیانی لا گوردوم

صمیمیت محبت عشق بازی ایتده کاملدی

بو حیوانین وفاسین راه حقه آشنا گوردوم

شاعر: منعم




طبقه بندی:

1. 
دولانوردی گئجه لر کوچه ده بیر دیوانه ------------------- آغلیوردی دانشوردی بو سوزی جانانه
بار الها بو سنیق قلبیده وردیم سنه یر ------------------- سنکی گلدون چکیلوب قالمادی بیر بیگانه
شرف مقدموه نفسیمی قربان کسدیم ------------------- بلی هر بزمیده قربان کسیلر سلطانه
بیت الاحزاندا تجلا ایلدی جلوه نور نور ------------------- حسنون دن ایشیقلاندی سینیق ویرانه
یدّی دفعه ایلدیم شمع وصالونده طواف ------------------- نجه کی باشینه شمعون دولانار پروانه
سنکی گلدون منه یر قالمادی ویرانمده ------------------- چیخدیم اودن او اوی بذل الدیم مهمانه
سنون عشقوندی سالیب چوللره آواره منی ------------------- نه اویم واردی بو عالمده نه بیر کاشانه
ایندی سلطان بقایم بو فنا ملکون ده ------------------- غبطه ایلله بو دیوانیه مین فرزانه

2.      

سارا بير آيدي بيزيم اللره آيسز گجه لر ----------------- بير اوجا سسدي قولاق وئر اونا هايسز گجه لر

سارا بير باغدي طبيعتدن آليب قول بوداقی ----------------- بير شيرين ماهنيدي یانلیزاوخیار ائل دوداقی

سارا بير قيزدي سودان سورمه چكبپ گوزلرينه ----------------- جان دييب بيرده اوركدن آرازين سوزلرينه

سارا سئودا ايله دونياني آنان بير قيزدي ----------------- او قارانليق گئجه ني آيدين ائدن اولدوزدي

سارا سودا ايله دونياني آنان بير قيزدي ----------------- سارا غملر اوجاقيندا آليشان بير كوزدي

بير نجابتلي گلين دير ائله آسلان ساياغي ----------------- قويمادي قار ائده دنياسني چاقال اياقي

اوزوني آتدي سئله اوزگني حيران ائلدي ----------------- اويانان شمعيني پروانيه قربان ائله دي

قوشولوب سللره گتدي آنا يوردون ساراسي ----------------- قالدي شيرين اورگينده يئنه فرهاد ياراسي

باغلادي ساچلاريني قويمادي بيگانه گوره ----------------- آنا يوردون قيزي وئرمز ساچين هر كيمسه هوره

گلين اولدي آرازا اوردا تويون توتدي سارا ----------------- سوئله دي اوردا اورك سوزلريني نازلي يارا

آراز آغلار گوز ايله آلدي ساراي اللريني ----------------- دارادي ائل قيزينين بيرده قارا تللريني

گتدي گوزلردن اوزاق دوشدي ائلين بيردنه سي ----------------- گورمدي خان چوبانين آيريليقين سون نفسي

سارا گوز لر دن اوزاق دوشسده ايتمز اثري ----------------- بير ياراق تك سوزونون واردي هله چوخ كسري امیدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد

منتظر نظرات و پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان هستیم

3.       دَیدی ساچ لاریما باهار کولگی
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدو
هَره نین باختینا بیر گوزل دوشر

سنده تکجه منیم آدیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

سن سیز داغ دوشونه چخدیم بو سحر
اوتدی قومرو کیمی کورشه لاله لر
ده نیه یالقیز سان سوردو لاله لر

غور ایتدین نیسکیلیم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون

گوزلریم یول دا دیر قولاغیم سس ده
سنی اونوتمارام من سون نفس ده
ای جیران باخیش لی ای بویو بسته

ای تازه تر گولوم یادیما دوشدون
نازنده سوگیلیم یادیما دوشدون


4.       September 4th, 2006, 12:53 AM #8

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

راز آخار لیل ایله
دسته دسته گول ایله
من یاریمی سویرم
شیرین شیرین دیل ایله

باغچا لاری ساری گول
یاری غونچا یاری گول
گِج آچیلدین تِز سولدون
اولمایایدین باری گول

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

یری یری نیشان یار
یری عشقه دوشَن یار
ایلچی لری قیریلمیش
اوزو ایلچی دوشَن یار

آلما آتدیم نا رگلدی
کتان کوینک دار گلدی
قاپی یا کولگه دوشدی
ایه بیلدیم یار گلدی

آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچین

سو آتدین یارا دَیدی
الیم دیوارا دَیدی
دیلیم منیم گوروسون
نه ده دیم یارا دَیدی

اِله بی اودا یانسین
پروانه اودا یانسین
من یاندیم یار اوزوندن
اِشینسین اودا یانسین
آی لاچین، جان لاچین، من سنه قوربان لاچی

پاسخ با نقل قول


5.       September 4th, 2006, 12:54 AM #9

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

لویدا قلبیمین ایلک سوداسی...............الویدا
الویدا عشقین اوزاخ صداسی..............الویدا
یوللاری دولاشیخ
دونیادا چاشیپ قالدیم من
سن سیز
الویدا سونَن گونَشیم.........................الوید
الویدا اوزو دونَن گونَن گونَشیم...........الویدا

دورنا لار باشلادی فریادا گورون هیجرانی................. الویدا، الویدا
سوگیلیم، الویدا
آیریلیق قشقرر دورنالار ماوی سما دا
الویدا، الویدا
سوگیلیم، الویدا
الویدا.

پاسخ با نقل قول


6.       September 4th, 2006, 12:56 AM #10

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

اوچ گون ایمیش بو دونیانین صفاسی،
صفاسیندان آرتیق اولور جفاسی،
گرچک ارنلرین عشقی، هواسی
بیری قیرخدیر، قیرخی بیردن ساییلیر.

گرچک عاشیق منزلینده دورورسا،
چراغ کیمی یانیب شمعی اریرسه،
اکسیکلیگین کندیسینده بیلیرسه،
اول عاجز اولسا دا، اردن ساییلیر.

پاسخ با نقل قول


7.      
تبلیغات در اینترنت

8.       September 4th, 2006, 01:00 AM #11

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

شاه اسماعيل

يقين بيل ابجد و بورهان, "على"دير
بيان-ى توحيد و قورآن, "على"دير

محممد مئعراجا وارديغى گئجه
قاپيدا گؤردويو آرسلان, "على"دير

چيخاردى اوزويو, وئردى نيشانه
"حقيقت" گؤردو كيم سوبحان, "على"دير

"حق" ايله قيلدى دوخسان مين كلامى
اوتوز مين سيرر ايله سيردان, "على"دير

چيخاريب يئر اوزوندن گؤيه اول دم
آپاريب گتيره ن رحمان٫ "على"دير

گؤروب يئر اوزره بير گونبد ياسينميش
عجاييب گونبد-ى خضران٫ "على"دير

ايچينده سورولور سيرر-ى حقيقت
قورولموش محشر و ميزان٫ "على"دير

ايره لى يئريييب٫ قاپىنى قاخدى
آنا كيمسن؟ دئيه سوران٫ "على"دير.

دئدى كيم: خاديمم٫ خئيرالنسايام
هم اول دم قاپىنى آچان٫ "على"دير

چو گؤردو قيرخ ارى وار٫ سيرر-ى قودرت
ايچينده سرور-ى مردان٫ "على"دير

ايچرى گيريبن قيلدى محببت
بيرى قيرخ٫ قيرخى بير ياپان٫ "على"دير

عجاييب رمز ايچينده قالدى احمد
بو رمزى گؤستره ن آسان٫ "على"دير

بيرينه چالدى٫ قيرخيندان قان آخدى
هم اول دم نشترى چالان٫ "على"دير

چيخاردى بير اوزوم ساييل دونوندا
الينه خاديمين سونان٫ "على"دير

ازيلدى شربت اولدو٫ ايچدى اونلار
جونون و عاشيق و حئيران٫ "على"دير

چاليندى كف و دست٫ قوپدو سماعى
بولارى مست ائده ن مستان٫ "على"دير

ايچيلدى شربت و ييرتيلدى تولبند
اوزويون گؤسته رن نيشان٫ "على"دير

يوخ ايكن يئر و گؤى٫ عرش ايله كورسو
حقيقت ميزانين قوران٫ "على"دير

بو معنىدن "على" سيرردير٫ يقين بيل!
خواريج گؤزونه سينان٫ "على"دير

بو بيچاره "ختايى"نين پناهى
داواسيز دردلره درمان٫ "على"دير.

پاسخ با نقل قول


9.       September 4th, 2006, 01:16 AM #12

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

سیخیلیر کونول آغلایار گوزوم
قالیبدیر اورکده یارالی سوزوم
دای دیزلریمده قالمییب دوزوم
گئدیری اوغلوم قالمالی دییر
داوادرمانی آلمالی دییر
سهنده باخین قارلیدی باشی
قارادی گوزو قلم دی قاشی
بوجور داغلارا آغیر یاراشی
ندن بیلمیرم یاتاغان گئدیر
آی سیز گئجمدن گونش سان گئدیر
گئتملی اولدین مندن آرالی
قویدون باغریمی غملی یارالی
سندن سونرا من رنگیم سارالی
گئتمه بیر دایان بویووا باخیم
یوردموزداکین یاندیریم یاخیم
سنسیز بو دونیا پارایا دیمز
یارالی انسان یارایا دیمز
آغلار بیلیرسن قارایا دیمز؟
نییه گلمیشدین نییه گئدیرسن
کونلومی غمله کدر ائدریسن
سندن آرالی قوجاللام اینان
قئیدسن بیر ده اوجاللام اینان
قاف دان دا بیر گون باج آللام اینان
سهند! سن آلله گئتمه بیر دایان
اوزون یوخودان سن آلله اویان
سهند بیلیرسن سنه قول آچدیم؟
دوشک بئشیکه قیزیلی ساچدیم؟
سن اولان گونی یورلدوم قاچدیم ؟
دایان گئتمه بیر آتان آغلاییر
دمیر توخویا اوزون باغلاییر
بیر گون سن منه چلیک اولاردین
نه بیلیم تئزدن گلیب سولاردین
قالاردین گول تک منی یولاردین
گئت قوی باجیلار سنسیز آغلاسین
آنان اوره گین گونده داغلاسین

پاسخ با نقل قول


10.   September 4th, 2006, 02:34 AM #13

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

سویرم سنی , دیوانا کیمین
اودلان یانما , پروانا کیمین
قراریم وطن , ویقاریم وطن
سوگلیم وطن , نیگاریم وطن
سوگلیم وطن , نیگاریم وطن , بیتانم

اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم
اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم

گوزلریم کیمین سویرم سنی
اوز قوجاقندا بتدین بنی
ایرلا بیلمم سن کیمی اوردان
سن سیز یاشامام اولرم اینان
ایرلا بیلمم سن کیمی اوردان
سن سیز یاشامام اولرم اینان
سن سیز یاشامام اولرم اینان بیتانم

اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم
اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن سنی من

پاسخ با نقل قول


11.   September 4th, 2006, 02:53 AM #14

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

کوچلر سو سپيشم
يار گلند توز اولماسن
اِل گلسين ٬ اِل گتسين
آراميزدا سوز اولماسن
سماورم اوت سالمشام
ايستکان قت سالمشام
يارم گدیپ ٬ ته غالمشام
نه عزيزدی يارم ٬ جانم
نه شيرين دی ٬ يارم ٬ جانم

پاسخ با نقل قول


12.  
تبلیغات در اینترنت

13.   September 4th, 2006, 02:54 AM #15

sia_torkeh

Banned


 

تاریخ عضویت

Jul 2006

محل سکونت

حلبی آباد

نوشته ها

106

دنیا یالان دنیادی

یــل تـوخــونــــدو یــاپــراقـــلارا

نـــغـــمـه دولــدو دوداغــقــلارا

دونـــوب بــاخــــدیم اوزاقـــلارا

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

تـــام آرزولار گـــوروشـــه نـده

مــورازلیــلار گولــوشــــه نـده

اویــمیـــزه گــون دوشــه نـده

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

بــیر مهربــان قــیز گــوره نـده

بیـــر جوت آلا گوز گــوره نــده

قــارا خاللی اوز گـــوره نـــده

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

بهــار قـــالی تــوخـــویـــانــــدا

گــوشـــلار نغــمــه اوخویـانــدا

ایـــلدیــریـــملار شــاخیــانـــدا

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم

یــا اوزومــدن کــوسـنــده مــن

یــا فــیکیــرلی گه زه نده مــن

گـــوزه للریــن گـوزونـــده مــن

سنی گوردوم گوزل سوگیلیم
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

تا دولاندیردون منه ای ماه سیما گوزلرون

گوستریبدور منده اعجاز مسیحا گوزلرون

یل ووروب زولفون سالاندا صفحه رخساروه

بیر ایشاریله خسوفی ائتدی معنا گوزلرون

کیمدن اوره نمیش نگارا بیلمیرم غارت یولون ؟

بیر باخیشدا هر نه ییم وار ائتدی یغما گوزلرون

من دئدیم دل مولکونی تسخیر ائده نمز بیر نفر

یازدی کونلومده ولی انا فتحنا گوزلرون

منعم اردبیلی

نویسنده: پارس آسیا - ۱۳٩۱/٩/٦

خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

وفاسیز آشنالردن عجائب ماجرا گوردوم

اولارکی لاف یک‌رنگی ووروب آخر دو رنگ اولدی

تمام عقربالر عقرب اولدی جان‌گزا گوردوم

کیمه بیل باغلادیم قطع اولدی امیدیم بلیم سیندی

فقط بیر آشنا عقرباده تک خدا گوردوم

فقط بیر تخم مرغی ساده و یکرنگ بیلمیشدیم

اونوندا کوینگین رد ایلدیم رنگین دو تا گوردوم

جهاندا قورخما دشمنن همیشه آشنادن قورخ

نه اینکه اشنانون حیله و مکرین خفا گوردوم

الونن اوپسه آلانما چکر آخر ایاقونن

سو اوپسه پای دیواره ییخیب ویران سرا گوردوم

زلیخا ایستمیردی یوسفی اوز نفسین ایستیردی

حامی اوز نفسینین محبوبیدور دنیانی لا گوردوم

صمیمیت محبت عشق بازی ایتده کاملدی

بو حیوانین وفاسین راه حقه آشنا گوردوم

شاعر: منعم

کیست زینب؟ دختر شیر خدا             کیست زینب، قرمان کربلا

  کیست زینب، میوه ی قلب بتول           کیست زینب ، دسیار مجتبی

  کیست زینب ،اختر عزووقار              کیست زینب ، یادگار مصطفی

کیست زینب، آنکه عالم مات اوست          در شجاعت، در بلاغت، در وفا

کیست زینب آنکه در ترویج دین           بابرادر کردهستی را فدا

کیست زینب،آنکه دین را زنده کرد          همچو جدش با بیان دلربا

کیست زینب آنکه بایک خطبه اش        کند از جا پرچم شرک وریا

 کیست زینب ،انکه با حق گوئیش         پرچم توحید را کردی بپا

کیست زینب ، آنکه زد همچون علی         بر دهان کفر ، مشت عدل را  

قامت دین از قیامش شد علم               گرچه قدش شدز بار غم دو تا

مشعل توحیدرا روشنگراست              دست یاررهبر راه  بقا 

  آنکه کاخ ظلم را ویران نمود          بهر یاری شهید کربلا

درس عصمت درس عفت ، درس دین    بر بشر آموخت در راه خدا

تاابد در قلب خوبان جهان             زنده باشدنام نیکویش بجا

(کربلایی) را گلستان کرد ورفت      دختر ارزنده ی  شیر خدا  

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام

یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام

از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من

بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام

اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست

کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام

تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم

یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام

قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است

چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده ام

دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود

ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام

تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم

یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام

تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو

در کف خود از برایت نقد جان آورده ام

تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد

گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام

کربلا تفسیر انسانیّت است

کربلا اوج خلوص نیّت است

کربلا یعنی عدالت تشنه است

تشنه خون عدالت دشنه است

کربلا تندیس ارزش های ماست

مکتب تدریس ارزش های ماست

کربلا یعنی تماشای بهار

نغمه ها از خیمه ها در هر کنار

کربلا یک سرزمین ساده نیست

خاک آن جز مخمل سجاده نیست

کربلا یعنی حسین و چشم باز

در میان تیر دشمن در نماز

کربلا یعنی اباالفضل و حبیب

آن همه مجروح و تنها یک طبیب

کربلا یعنی چگونه زیستن

ریسمانی سوی بال ریستن

کربلا یعنی قناتی در قنوت

اشک زینب نیمه شب در سکوت

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی

شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی

دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی

دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی

به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی

ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:30 | آرشیو نظرات

امام حسن ع

اى علوى ذات و خدايى صفات

صدر نشين همه كائنات

سيد و سالار شباب بهشت

دست قضا و قلم سرنوشت

صبر هم از صبر تو بى تاب شد

كوزه شد و زهر شد و آب شد

بعد شهادت نكشيد از تو دست

تير شد و بر تن پاكت نشست

سبزه برآمد ز گلستان دين

تا رخ تو سبز شد از زهر كين

ريشه دين گشت همايون درخت

تا ز تو خورد آن جگر لخت لخت

ملّت اسلام كه پاينده باد

مشعل توحيد كه تابنده باد

هر دو رهين خدمات تواند

شكرگزارنده ذات تواند

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:29 | آرشیو نظرات

امام حسن ع

مهرت به كاينات برابر نمى شود

داغى ز ماتم تو فزون تر نمى شود

از داغ جانگداز تو اى گوهر وجود

سنگ است هر دلى كه مكدّر نمى شود

ظلمى كه بر تو رفت ز بيداد اهل ظلم

بر صفحه خيال مصوّر نمى شود

تنها جنازه تو شد آماج تير كين

يك ره شد اين جنايت و ديگر نمى شود

بى بهره از فروغ و لاى تو يا حسن

مشمول اين حديث پيمبر نمى شود

فرمود ديده اى كه كند گريه بر حسن

آن ديده كور وارد محشر نمى شود

دارم اميد بوسه قبر تو در بقيع

امّا چه مى توان كه ميسّر نمى شود

با اين ستم كه بر تو و بر مدفنت رسيد

ويران چرا بناى ستمگر نمى شود

آن را چه دوستى است «مؤيّد» كه ديده اش

از خون دل ز داغ حسن تر نمى شود

 

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:29 | آرشیو نظرات

امام رضا ع

غزیب شهر خراسان عزیز زهرایم

رئوف همچو خدای رحیم و یکتایم

به دستگیری سائل همیشه مشهورم

منم که ضامن آهو میان صحرایم

به هر کجا که صدا می کند مرا مسکین

به غزبت دل خونم قسم که می آیم

رضای فاطمه را از من غریب بجو

که من کلید رضای علی و زهرایم

به نام من به در آور لباس احرامت

که من خود عاشق این جامه مصفایم

اگر شرایط احرام تو شکسته شده

مدار غصه به حکم تو خورده امضایم

قبولی زحمات محرم و صفر است

هر آن که ناله زند در عزای عظمایم

منم غریب که جز من کسی غزیب نشد

بجز جواد کسی بر دلم حبیب نشد

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:28 | آرشیو نظرات

امام رضا ع

در گوشه‌ي اين حجره چون مرغِ پريشانم
كي در بر من آيد آن نورِ دو چشمانم
آخر به كجا ديده مهمان كشي و غربت
در طوس و خراسان من غربت زده مهمانم
افتاده در اين حجره تنها و غريبانه
كي مي‌رسدش از ره آن زائر نالانم
هستي تو مراد من چون لاله جواد من
من منتظرم بابا خونين شده مژكانم
آن جرعه‌ي زهرآكين سوزانده همه جسمم
در حجره‌ي در بسته من قاري قرآنم
آن لحظه كه مادر شد خونين دل و پژمرده
آيد نظرم هر دم مي‌نالم و گريانم
مادر تو بيا بنگر بي ياور و بي يارم
از سوزش قلبِ خود من سر به گريبانم
يادي كنم از جدم لب تشنه جگر سوزان
از زهر عدو دردي افتاده بر اين جانم

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:27 | آرشیو نظرات

محمد ص

چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است

یا که گیتی را فنا گردیده وقت محشر است

بر چه می ریزد سرشک تلخ از مژگان فلک

عالمی را رخت ماتم نوحه گر بر پیکر است

ارض هستی یکسره گردیده بی صبر و سکون

خون چکان عرش و فلک در ماتم پیغمبر است

فاطمه دخت نبی می سوزد از هجر پدر

خلقت هستی پریشان از نوای کوثر است

یک طرف نالان حسن سویی حسین و زینبین

سوی دیگر دل غمین بهر برادر حیدر است

ناگهان آمد سروشی غم مخور زهرای من

نگذرد چندی پدر واصل به وصل دختر است

مهر تابان هدایت گشته خاموش عاقبت

مرتضی دیگر غریب و بی کس و بی یاور است

آب غسل تو نخشکیده هنوز ای نور حق

دخترت پهلو شکسته بین دیوار و در است

بعد تو از آتش بدعتت سرایت سوختند

غنچه نارسته ای از ظلم کینه پرپر است

خیز از جا یا رسول الله بنگر بی معین

ریسمان بر گردن فتاح و میر خیبر است

یا رسول الله چنان سیلی به زهرایت زدند

کز شرارش تا ابد نیلی عذار دخت راست

یا رسول الله زجا برخیز و زهرا را ببین

آنکه را خواندی ابیها را گرامی مادر است

یا رسوالله علی شد بعد تو خانه نشین

حق شده خاموش وناحق بهر امت رهبر است

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:27 | آرشیو نظرات

محمد ص

چرا چشمت پر اشک و سینه ات پر آه می باشد

مخور غصه پس از من عمر تو کوتاه می باشد

مسوزان قلب بابا را چنین ناله مزن زهرا

که شاد از ناله تو دشمن گمراه می باشد

علی را کرده ام مأمور صبر و تو کنارش باش

پس از من روز های بی کسی در راه می باشد

سپر بهر علی شو وقت آتش سوزی خانه

بدان که قتلگاه تو همین در گاه می باشد

همین که می زند زخم زبان بر من به پیش تو

تو را بعد پدر در کوچه سد راه می باشد

بلرزاند مرا در قبر تا بر تو زند سیلی

که از مهری که من دارم به تو آگاه می باشد

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:26 | آرشیو نظرات

محمد ص

السلام اى سايه ات خورشيد ربّ العالمين

آسمان عزّ و تمكين، آفتاب داد و دين

مُظهر تنزيل «بلّغ»، مَظهر اسرار غيب

مطلع «يتلوه شاهد» مقطع حبل المتين

معنى هر چار دفتر، خواجه هر هشت خلد

داور هر شش جهت، اعظم اميرالمؤمنين

صورت معنى فطرت باعث ايجاد خلق

بهترينِ نسل آدم، نفس خيرالمرسلين

صاحب «يوفون بالنذر» آفتاب انّما

قرة العين لعمرك نازش روح الامين

در جهان از روى حشمت چون جهانى در جهان

در زمين از روى رفعت، آسمانى بر زمين

مثل تو چون شبه ايزد در همه عالم محال

ور بود ممكن نه الاّ رحمة للعالمين

كاتب ديوان امرت، موسى درياشكاف

پرده دار بام قصرت، عيسى گردون نشين

از عطاى دست فياض تو دريا مستفيض

وز رياض نزهت طبع تو رضوان خوشه چين

عالم علم لدنى، رازدار لو كشف

ناصر دين نفس پيغمبر امام المتقين

ناشنيده از زمان مهد تا پايان عمر

بى رضاى حق ز تو حرفى كرام الكاتبين

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:26 | آرشیو نظرات

در مصیبت رسول خدا

در مصیبت رسول خدا
مدینه، چه کردی رسول خدا را
گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را
چه بیدادگر بود، این چرخ گردون
که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

 

دریغا! که روح دعا، رفت در خاک
گرفتند از ما روان دعا را
به سوگ محمّد، بگریید، یاران
که زهرا ببیند، سرشک شما را
بیارید گل بر در بیت زهرا
که هم‌درد باشید، خیرالنسا را
الهی الهی که اهل مدینه
نبینند، تنهایی مرتضا را
الهی نبینم که زهرا به صحرا
دهد آب با اشک خود نخل‌ها را
مبادا که در بیت وحی الهی
بدون طهارت، گذارید پا را
ببوسید، روی حسین و حسن را
تسلّا دهید این دو صاحبْعزا را
خدا را چه شد، آن طبیب دو عالم
که آورد، بر زخم‌ جان‌‌ها، دوا را
نه لب بر گلوی حسینش نهاده
نه بوسیده لعل لب مجتبا را
سلامی نداده است، بر اهل‌بیتش
زیارت نکرده است، بیت‌الولا را
زنان مدینه، چو جان در بر خود
بگیرید، دخت رسول خدا را
مبادا مبادا، گذارید تنها
در این روزها، عصمت کبریا را
زنان مدینه، به جان پیمبرi
بگویید اسرار این ماجرا را
چرا شعله از بیت زهرا بلند است
ببینید، آتش زدند آن سرا را
دریغا! دریغا! که در پشت آن در
شکستند، ار کان ارض و سما را
بیایید، در آستان ولایت
که کشتند، ریحانة المصطفا را
خطاکار، آن بود، ای اهل عالم
کز اوّل رها کرد، تیر خطا را
خدا را در بیت توحید و آتش؟
یهودند این جانیان، یا نصارا؟
یهود و نصارا به پیغمبر خود
روا داشت کی این چنین ناروا را؟
کسی کو زند، لطمه بر روی زهرا
به قرآن که کفرش بود آشکارا
نه سهمی، ز قرآن و اسلام دارد
نه دیده است، یک لحظه رنگ حیا را
ندیده است، پیغمبری، جز محمّدi
ز امّت، چنین ظلم و جور و جفا را
شراری، ز بیت‌الولا رفت بالا
که بگرفت در کام خود کربلا را
عدو، آتشی زد به بیت ولایت
که بگرفت، تا حشر، دودش فضا را
زمام سخن را نگهدار «میثم»
که آتش زدی، قلب اهل ولا را

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:25 | آرشیو نظرات

مداحی

من از اشکی که میریزد زچشم یار میترسم

 

از آن روزی که اربابم شود بیمار میترسم

 

رها کن صحبت یعقوب و دوری و غم فرزند

 

من از گرداندن یوسف سر بازار میترسم

 

همه گویند این جمعه بیا ! اما درنگی کن

 

از اینکه باز عاشورا شود تکرار میترسم ...

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:24 | آرشیو نظرات

مداحی مهدی (ع)

ای تیر نگاهت به دل زار کجایی

ای روی گلت شمع شب تار کجایی

آرام و قرار دل بی تاب و شکیبم

آرام وقرار دل بیمار کجایی

گویم به که مانی که خلایق بشناسند

در مشکل من فاطمه رخسار کجایی

هر جا که تو هستی دل حسرت زده انجاست

خود گو به من خسته گو ای یار کجایی

 

+ نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه سوم خرداد 1391 و ساعت 23:23 | آرشیو نظرات

مداحی مهدی (ع)

چشمم به جز بروی تو بینا نمی شود

مایل به سیر و گشت و تماشا نمی شود

عالم اگر به طنز شود چون تو نیستی

لبهای من به خنده دگر وا نمی شود

خواهان حرکتیم ولی غیر ممکن است

پایی که سست گشت توانا نمی شود

با جان و دل قبول نموديم بار عشق

گفتيم پشتمان که دگر تا نمی شود !

غافل از اینکه عارضه عشق در جهان

تنها غمی بود که مداوا نمی شود

آنگه به اشتباه خود آگه شدم که هیچ

راهی برای فیصله پیدا نمی شود

حالا نه اينکه پشت من از دوريت خميد

طوری خميده است که بالا نمی شود

يار غريب ، اين کلام تو در خاطرم پريد

حق با تو بود ، فاصله معنا نمی شود

 

از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد

نشناخته توصيف مقامش نكنيد

هر كس در او محبت زهرا نيست

علامه اگر هست سلامش نكنيد

 

اس ام اس(پيامک) فاطميه، شهادت حضرت زهرا (س)
 
در خانه آه دارد علي
عشق پهلو شکسته داردعلي
آن پسر جان داد فداي مادرش
حسن حسين داغ مادر دارند ياعلي

 

اس ام اس(پيامک) فاطميه، شهادت حضرت زهرا (س)
 
يا علي رفتم بقيع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
يا علي قبر پرستويت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بويت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بي فاطمه (س) بي حاصل است
فاطمه (س) حلال صدها مشکل است

 


سبد سبد بياريد گلهاي  نيلوفري رو

بيايد عزا بگيريم روزاي بي مادري رو

بگيد چاووش بخونه غم از دلا امون برده

بگيد حجله بيارند آخه مادر جوون مرده

 

 


پيغمبري كه عمري غمخوار امتش بود

روي كبود زهرا (س) اجر نبوتش بود؟

 

 

 

 

فاطميه قصه گوي رنجهاست      فاطميه تفسير سوز مرتضي ست

فاطميه شعر داغ لاله است             قصه ي زهراي 18 ساله ست

فاطميه شرح ديوار و در است    دفتر در مقام سخت زينب پرور است

 

 

ما گوشه نشينان غم فاطميه ايم


محتاج عطا و كرم فاطميه ايم

عمري است كه از داغ غمش سوخته ايم

 

ديدم که ازپس در پهلوي من شکسته است
فرياد من درآنجا علي علي علي بود
بر روي من با ميخ در نوشتند
اين جرم گفتن علي علي علي بود
من هم زخون بر روي در نوشتم
تنها گناه زهرا علي علي علي بود



 

اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :

زآن روزي که سيلي خورد زهرا
سيه شد روزگار اهل معنا
شنيدم زعارفي که مي فرمود
حکم فرج را کند زهراي سيلي خورده امضا

 

اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :

زهرا كه شهيد گشت بي جرم و گناه

هست از غم او، سينه ي عالم پر آه

خدا كجا و سيلي خوردن

لا   حول   و  لا  قوه   الا   بالله

 

اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :

 


کشته شد محسن آنان که تماشا کردنند
سند تير به اصغر زدن امضاء کردنند

اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :

اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت

اي كاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد دل محسن زهرا اين بود

اي كاش در سوخته مسمار نداشت

كاش قلبم به قبرش راه داشت

كاش زهرا هم زيارتگاه داشت

 

اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :


دل از غم فاطمه توان دارد، نه

و ز تربتِ او كسي نشان دارد، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاري

جز مهدي صاحب الزمان دارد، نه

 

 


 

اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :

بعد از اين خورشيد مي ماند غريب ، مي تراود از لبش ام يجيب . . .




اس ام اس ايام فاطميه ، sms ايام فاطميه :

از مشرق قلبم رسيده فاطميه . رخت عزايم كو ، رسيده فاطميه . . .

شهادت حضرت زهرا ، شهادت حضرت فاطمه ، دهه فاطميه ، عزاداري ، سوگواري :


حضرت محمد (ص) : فاطمه پاره تن من است . هر كه او را بيازارد ، مرا آزرده خاطر كرده است و هر كه او را شاد كند ، مرا نيز خوشحال نموده است .

پيامك ايام فاطميه ، مسيج ايام فاطميه

 

دکتر شريعتي:

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

 

«فاطمه، فاطمه است»

 


حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود ،

خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود ،

 اي كه ره بستي ميان كوچه ها بر فاطمه ،

 گردنت را مي شكست آنجا اگر عباس بود .

 شهادت حضرت زهرا (س) بر شما تسليت باد

جناب مسلم اۇشاقلارێنێن احوالاتی

مسلم اوشاقلاری

 

قاباقجا دئدیک کی منعم‌ین نوحه‌لری آیرێ شاعیرلریمیزین نوحه‌لرینده‌ن فرقلی گؤرۆنۆر*، ایندی بۇ قوْشقۇنۇ اوْخۇیۇب اوْنۇن نوحه‌لرین آرتێق تانێیاق.

 

مسلم یارالێ تئشنه، ترک ائیله‌دی دۆنیانێ

قوْیـدۇ الـی قوْینۇندا، بیر جۆت قۇزۇ قۇربانێ

 

 

چون سئیف‌-ی-بنی هاشیم، چالدێ ال-آیاق قاندا

قــالــدێ ایـکــی شـهــزاده، آواره بییـابــانــدا

گـه قالـدێـلا چـؤللـه‌رده، گـه گۆشـه‌ی-ی-زیندانـدا

تـا چێخـدێـلا زینـدانـدان، بیــر مـوقـع-ی-بحـرانـدا

 

آیا هارا گئتسینله؟ غۆربت یئری گۆن باتدێ

آللاه ایکی شهزاده، بس هاردا گئدیب یاتدێ

 

ظۆلمه‌ت بۆرۆیۆب شهری، گئتسینله مکان یوْخدۇ

یا اوْردا اوْتۇرسۇنلا، دۆشمه‌نده امان یوْخدۇ

یا چؤللــه‌ره قاچسێنلا، قاشماقلێقا1 جان یوْخدۇ

یاپراق کیمی تیتریلله‌ر، روخساریده قان یوْخدۇ2

 

قالساق دئدیله‌ر بۇردا، دۆشمه‌ن گؤره‌جئک قارداش

صبّاح زیاد اوْغلۇ، وای اؤلدۆره‌جئک قارداش

 

یۆز قوْیدۇلا صحرایه، قان یاش الئییر گؤزله‌ر

قوْرخۇللا قارانلێقدا قاشدۇقجا3 بده‌ن تیتره‌ر

هر دم اوْ کیچیک قارداش، آغلار اۇجادان سسله‌ر

گل غئیره‌تیوه قۇربان، عبّاس-وْ-علی‌اکبر

 

باغرێم قارالێب بابا، رنگیم سارالێب بابا

گل دربئده‌ر اطفالون، چؤللـه‌رده قالێب بابا

 

دۇردۇ یارالێ قۇش تک، دۆشدۆ یوْلا یوْلاندێ

آغلاردێلا گئتدیکجه، صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ

بیر عوره‌ت اوْ اثناده، گؤردۆ اۆره‌گی یاندێ

گتدی ائوه گؤز یاشلێ، باشلارێنا توْلاندێ4

 

سۇ وئردی غذا وئردی، تا گۆن دوْلانێب باتدێ

بیر یئرده قۇجاقلاشدێ، یوْرقۇن بالالار یاتدێ

 

یاتدێ اوْ بؤیۆک قارداش، روح اۆچدۆ قانادلاندێ

رؤیاده گؤرۆب ناگه فانوس-ی-خودا یاندێ

پئیغه‌مبه‌ر-ی-خاته‌مدیر، شاهه‌نشه‌هی مرداندی

آمما اۇجا قامه‌تلی بیر شخص نومایاندێ

 

دیققه‌تله نظه‌ر سالدێ، یاندێ اۆره‌گ اوْدلاندێ

گؤردۆ آتاسێ مسلم، اؤز قانینه غلطاندێ

 

فوْره‌ن یۇخۇدان دۇردۇ، آز قالدێ چێخا جانێ

اوْل خێرداجا  قۇربانه، کشف ائیله‌دی رؤیانێ

الان بابامێ گؤردۆم، جیسمینده‌ن آخێر قانێ

بیز ترک ائده‌ریک بیلدیم، صبّاح بۇ دۆنیانێ

 

حاریث یۇخۇدان دۇردۇ، نیصف‌-ی-شب-ی-ظۆلمانێ

گؤردۆ اوْ قارانلێقدا، آغلار ایکی قۇربانێ

 

قانۇن-ی-محمّد ده واجیبدی مسلمانه

کافیرده اگه‌ر اوْلسا رحم ائیلییه مئهمانه

بیر ظۆلم ائله‌دی بی‌دین، اوْل خێرداجا قۇربانه

بیرده‌ن دئدی وای بابا، لبله‌ر بوْیانێب قانه

 

اسدی یارالێ لبله‌ر، تر آخدێ جبینینده‌ن

یالواردێ امان ظالیم، اؤلدۆرمه یئتیمه‌م من

 

اوْل قانلێ دوْداقلاردان، یاندێم سسی قوْزاندێ

صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ، حاریث قوْلۇ چێمراندێ5

بیر جۆت بالاجا قارداش، وای قوْلا باغلاندێ

گلدی اوْ خانێم عوره‌ت، باشلارێنا توْلاندێ6

 

ایبراهیم اۆزۆن دۇتدۇ، اوْل عوره‌ته یالواردێ

گل آخێر-ی-عؤمرۆمده، بیر کلمه سؤزۆم واردێ

 

الان باتارێق قانه، بۇ آخه‌ر-ی-ساعه‌تدیر

وئردیک سنه چوْخ زحمه‌ت، بۇ آخه‌ر-ی-زحمه‌تدیر

بیر کلمه سؤزۆم واردێر، چوْخ غملی وصیّت‌دیر

بیر خێردا باجێم واردێر، گؤزله‌ر بیزی مدّت‌دیر

 

گؤنده‌ر اوْ قارا بخته، القانه باتان جامه

بیر جۆت بالاجا کؤینه‌ک، بیر جۆت یاشێل عمّامه

 

آچێقلاما:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- قاچماقلێغا

2- اۆزۆنۆن رنگی قاچێب

3- قاچدێقجا

4 و 6- منجه "دوْلاندێ" دۆزدیر. آنجاق "توْلاندێ" دا دۆز اوْلابیله‌ر.

5- چیرمه‌مک، چێرماماق، چێمراماق: بالا زدن، بالا کشیدن - قوْلۇن چێمرادێ: آستینش را بالا زد.

 

* یۇخارێداکی نوحه‌نی بۇ نوحه ایله قارشێلادێن (مقایسه ائدین):

 

آللاه ریضاسی رحم ائت، بیز بینه‌وایه حاریـث

دوْران بیزی سالێبـدێر، یۆز میـن بـلایه حاریث

 

ائتـمـــه بیــزه اذیــت، سـالمـــا بیـــزی ایــاغـــه

هئچ کیمسه اؤز ائوینده، ظۆلم ائیله‌مه‌ز قوْناغــه

ظالێــم مــروت ائیلــه، ایکــی یتیــم اۇشــاغـــه

بیر کیمسه یوْخ یئتیشسین، آخه‌ر هرایه حاریث

 

ال ساخـلا چکـمه خنجـه‌ر، پئیغـه‌مبه‌ره باغێشـلا

شیر-ی-خۇدایـه گـل گئـچ، اول سروه‌ره باغێشـلا

قان یاش تؤکه‌ن سیته‌مده‌ن بۇ گؤزلـه‌ره باغێشـلا

اوْلسـا گـۆنـاهێمێـز گئـچ، خیـر-وْ-النسایـه حاریث

شاعر: نائح

حضرت ابوالفضل نوحه‌‌سی

بنی هاشیم آیێ باتدی – قوْشار: اردبیللی منعم

 

آچێقلاما: بۇ نوحه‌نی حاج صدیف اردبیلی گؤزه‌ل ایفاده ائدیب. آنجاق متنه باخاندا بۇ نوحه و شئعرین فرقلی و آیرێ تۆرلی اوْلماسێنێ بیلمه‌ک اوْلۇر. من بۇ چئشید شئعرین و نوحه‌نین آدێن بیلمیره‌م:

 

آی چێخدێ سۇدان باتدێ، اطفاله خبر چاتدێ

سۇ گؤزله‌مه‌سین قێزلار، عباس عله‌می یاتدێ

 

باتمێش قانا سرلئشگـه‌ر، طبّال وۇرۇر لئشگــه‌ر
سعـد اوْغلـۇ گۆلـه‌ر آممـا، آغـلار قـره معجه‌رله‌ر
بیر یاندا دۆشۆب سققا، بیر یاندا قوْپۇب محشه‌ر
آیا گؤره‌سن کیمدیـر، هر دم اۇجـادان سسلـه‌ر


بس هـارداسـان عبّـاسیــم؟ ائی قانــه باتـان پئیکـه‌ر
سس وئــر سسیمـه آخـه‌ر، انصاریـم اوْلـۇب قارداش
دوْغـرانـدێ جـوان اوْغلـۇم، قـددیم بـۆکـۆلۆب قارداش
گل اۆستیمه هر یئرده‌ن، دۆشمه‌ن تؤکۆلۆب قارداش


قوْلسۇز یێخێلێب سققا، قانیله دوْلـۇب گؤزلـه‌ر
ایستـه‌ر وئره عبّاسه، سۇ خاتم-ی-پئیغه‌مبـه‌ر
سققا سۇوا باخدێقجا، آغلار بئله عرض ائیلـه‌ر
گهـواره‌ده یـا جــدّا، عطشانـدی علـی اصغــر


چێخدێ توْز آراسێندان شه گؤزله‌ره گؤرسه‌ندی
غئیـره‌تلـی وزیـر اوْنـدا، بیـر تیتـره‌دی ترپـه‌نــدی
عفو ائیله یارام چوْخدۇر، ائی فاطیمه دیلبه‌ندی


شه گؤردێ خوداوندا حئیره‌تلی تماشادێر
دؤرد نورون آراسێندا، بیر قامه‌ت-ی-رعنادیر
حیدر دئییر اوْغلۇم وای، بیر ماته‌م-ی-عوظمادیر
آغلار باشێ اۆستۆنده، صدّیقه‌ی-ی-کبرادیر


دۆشدۆ آلێب آغۇشه، بیر حسره‌تیله‌‌ن باخدێ
عبّاس گؤزۆن یۇمدۇ، باش دال طره‌فه آخدێ
شاه آغلادێ یا الله، شام اهلی دۇرۇب باخدێ


هئی سسله‌دی جان قارداش، هئی گلدی نوا اۆسته
سس وئرمه‌دی یۆز وئردی، غم آل-ی-عبا اۆسته
قوْیدۇ یارالێ باشێن، توْپراغه مینا اۆسته
دؤرد مین اوْخ آتان بیرده‌ن، اوْخ آتدێ هوا اۆسته


سئل تک تؤکۆلۆب لئشگه‌ر، شاه-ی-شهدا اۆسته
باشلاندێ گینه دعوا، دونیای-ی-فنا اۆسته
گۆن باتدێ قاراتوْزدان، مئیدان-ی-بلا اۆسته
گۆن باتجاغێن آی چێخدێ، فی‌الفور هوا اۆسته
آی یوْخ یارالێ بیر باش، گؤرسه‌ندی جیدا اۆسته


کس عؤمریمی یا الله، یاندێ اۆره‌گیم یاندێ
نئیزه گؤگه قوْزاندێ، مئیدان ایشێقلاندێ
قارداش باشێن گؤردۆ، بیر پارچا قێزێل قاندێ


شمشیر وۇرۇب سولطان، محو اوْلدۇ قوْشۇن قاشدێ1
گلدی آتێن اۆستۆنده، تللی ائله‌کی آشدێ
سس قوْپدۇ عطش‌لرده‌ن، دریای‌-ی-بلا داشدێ
جام الده قاباغێنه، عطشان بالالار قاشدێ2


بیر سؤز دئدی اطفالی، آغلاتدێ موصیبه‌تده‌ن
من گلدیم عموز قالدێ، مئیداندا خیجاله‌تده‌ن
سۇ اوْلمادێ گؤنده‌رسین، قان آغلادێ غئیره‌تده‌ن


یالواردێ سۇسۇز قێزلار، بیز دیده تریک بابا
یاپراق کیمی وحشه‌تده‌ن، باخ گؤر اسه‌ریک بابا
سۇ آدێنێ اؤلسه‌کده، بیرده دئمه‌ریک بابا
سسله‌ن عمومیز گلسین، سۇ ایسته‌میریک بابا


1و 2- قاچدێ

قایناق: گلچین کربلا، بزبان ترکی شامل نوحه، سینه‌زن، افراد، رجز، دوبیتی، گردآورنده: فیروزی نیا، چاپ پنجم – بهار 75- چاپ علمیه – مرکز نشر فرهنگی بهترین

 

حضرت ابوالفضل (ع)ین امان‌نامه‌سی

 

حضرت ابوالفضل (ع) نوحه‌لری اۆچۆن بۇرایا کلیک ائدین

 

تل اۆسته چێخێب شئمر-ی-خطادیده خطاکار

آوازیله سسله‌ندی ابوالفضلی اوْ غدّار

 

گلدی اۇجا بوْیلۇ اوْ اۇزۇن قوْللۇ علمدار

تعظیم ائدیب عبّاسه او بی‌دین-ی-ستمکار

 

برنامه وئریب آشدێ باخێب بُهتیده قالدێ

تئز پارچالادێ چکمه‌سینین آلتێنا سالدێ

 

اوْلسئیدی اگر شهده‌ن ایجازه اوْیاناردۇن

بۇ تیغ-ی-شررباریله قانه بوْیاناردۇن

 

حئیرتله اوْ بی‌دین الینی بیربیره وۇردۇ

دال دالی گئدیب ساق دیزی اۆستۆنده اوْتۇردۇ

 

شاهین اوْ شجاعتلی علمدارینه باخدێ

شهلا گؤزۆنه قدّینه قوْللارێنا باخدێ

 

عرض ائیله‌دی عبّاس ائشیت موعظه منده‌ن

اؤز نفسیوه رحم ائیله ال چک بۇ حسینده‌ن

 

دونیا بۇ حسین‌سیز دئدی بیر کلمه‌ی-ی-لادور

چوْخ موعظه ائتمه بۇرا مئیدان-ی-بلادور

 

آیرێلدێ گلیب خئیمه قاباغێندا دایاندێ

ایستیردی گئده محضر-ی-سلطانه اۇتاندێ

 

سالدێ آشاغا باشێنێ جوش ائیله‌دی غیرت

من حدس ائدیر‌م گلمه‌دی چون چکدی خجالت

 

شاه-ی-شُهدا بیلدی بۇلۇتلار کیمی دوْلدۇ

گلدی اۇجا بوْی قارداشێلان قوْل بوْیۇن اوْلدۇ

 

قارداش دئدی مانع دگیله‌م گئتسوْن ابوالفضل

من بی‌کسی ‌بی‌یاوه‌ی ترک ائتسوْن ابوالفضل

 

من باغلامێشام روز-ی-ازل اؤلمه‌گه پئیمان

سن سالما بلایه اؤزینی تازه جاوانسان

 

منده‌ن نیگران اوْلما مرامه چاتارام من

دونیا سؤزۆنۆن داشێنێ باشدان آتارام من

 

صبّاح بۇ بیابانیده قانه باتارام من

شئشماهه بالام سینه‌ده راحت یاتارام من

 

عرض ائیله‌دی یا سیّدی قلبیمده یارام وار

نوکرلری قوْومازلار اگر قوْوسوْن هارام وار؟

 

درک ائتدی امان نامه سؤزۆن ماه-ی-مدینه

یێغدێ باشێنا دربه‌در اطفالی سکینه

 

سسله‌ندی آچێن باشۇزۇ باشۇزدا بلا وار

عبّاس عمومی کرب-وْ-بلادان آپارۇرلار

 

قێزلار گؤزۆ یاشلێ، هامودان دۆشدۆ قباقه

گلدی اوْ خانیم، سۆدامه‌ری آلدێ قۇجاقه

 

بیردن هاموسی سسله‌دی لای‌لای علی اصغر

گئتسه عمومیز وای بیزه وای علی اصغر

 

دۇرمۇشدۇ همان یئرده اۇزۇن قوْللۇ علمدار

بیرده‌ن آقانێ دؤره‌له‌دی خۇرداجا قێزلار

 

بیر ناله بلند اوْلدۇ سکینه اۆره‌گینده‌ن

اگله‌شدی یئره دۇتدۇ ابوالفضل اته‌گینده‌ن

 

عبّاس عمو گئتمه بۇ یانان لب‌لره خاطیر

قوْیما بیزی چؤللرده علی اصغره خاطر

 

فورا" آلێب آغوشه الین باشینه چکدی

جوش ائیله‌دی غیرت، گؤزۆنۆن یاشێنێ تؤکدۆ

 

آیرێلمئیوب هر قدر بۇ قوْللار بدنیمده‌ن

آیرێلمارام ای نازلی سکینه بالا سنده‌ن

 

گۆن باتدێ بلا آرتدێ گؤرۆندۆ مه-ی-تابان

اۇلدۇزلارێلان اوْلدۇ سماوات چێراغان

 

سؤندۆردۆ چێراغلارێ حسین قلبی‌لر اسدی

سسله‌ندی گئدین خالِق-ی-یکتا منه بسدی

 

صبّاح قیامتدی بۇ صحرای بلاده

کیم قالسا گره‌ک غرق اوْلا دریای-ی-بلاده

 

سس دۆشدۆ باشێندان داغێلێب چؤللره لئشگر

قێرخ آلتێ نفر قالدێ، اوْتۇز بئش قارا معجر

 

باخدێ داغێلان لئشگه‌ره آواره رقیّه

تؤکدۆ گؤزۆنۆن یاشێنێ بیچاره رقیّه

 

یاندێ گینه مشعل‌لر ائدیب حجّت‌ین اتمام

گؤردۆ دایانێب تیتره‌ییر عبّاس-ی-دل‌آرام

 

سسله‌ندی زُهِیر ایله حبیب ابن مظاهر

ای فاطمه دلبندی کی ای طیّب-وْ-طاهر

 

سن غرق اوْلاسان قانلێ بۇ دریاده حسینیم

بیز عازم اوْلاق مسکن-ی-مأوایه حسینیم؟!!

 

صبّاح نه دییه‌ک حضرت-ی-زهرایه حسینیم

سنده‌ن سوْرا عار اوْلسۇن اوْ دونیایه حسینیم

 

شاه-ی-شُهدا اللری قوْینۇندا دایاندێ

شمعین باشێنا دسته‌ی-ی-پروانه دوْلاندێ

 

ائتدی بیر اشاره چکیلیب پرده‌ی-ی-ظۆلمات

گؤرسه‌ندی اوْ دم گؤزلرینه روضه‌-ی-جنّات

 

امر ائیله‌دی اصحابه اگر اوْلسا قبیلوْز

تا اهل-ی-عیالی آپارێن ساکین ائدین سیز

 

عورتلروزی قوْیمئیون عُدوان آراسێندا

صبّاح قالالار ورطه‌-ی-توفان آراسێندا

 

گلدی هاموسی اهل-ی-عیالین ائدیب احضار

چێخدێلا سراسیمه اوْ عصمتلی خانێملار

 

سسله‌ندیله حضرت بۇیۇرۇر حاضر اوْلۇن تئز

بۇ قوْرخۇلۇ چؤلده‌ن سیزی بیر یانه چکه‌ک بیز

 

بۇ کلمه‌نی درک ائتدی اوْ غیرتلی خانێملار

بیرده‌ن هامۇسێ آغلادێ جوش ائیله‌دی قانلار

 

ناله گئجه‌نین عالمی قوْزاندێ سمایه

عورتلر اوْ شاهێن چادیرین آلدێ آرایه

 

سسله‌ندیله ای عالَمه اوممید حسین‌جان

رحم ائیله بیزی قوْما قاپۇندان سنه قۇربان

 

رحم ائت بۇ آدامسێزلارا پئیغمبره خاطیر

قوْما بیزی شئشماهه علی اصغر خاطیر

 

سسله‌ندی چادیردان اوْ زمان شاه-ی-شهیدان

صبّاح قوْپاجاقدۇر بۇ بیابانیده توفان

 

قصدیم بۇدۇ سیز قالمێیاسۇز قان آراسێندا

قانلار تؤکۆله‌ن وقتیده توفان آراسێندا

 

درک ائتدی خانێملار بۇ سؤزۆ آغلادێ های‌های

سسله‌ندیله ائیوای حسین وای حسین وای

 

بیز گئتدیک اگر جمع-ی-پریشان هارا گئتسین؟

زینبده آدامسێزدێ حسین‌جان هارا گئتسین؟

 

بۇ السیز آیاقسێز بۇ سۇسۇزلار هارا گئتسین؟

بی‌کس آتاسێز خۇرداجا قێزلار هارا گئتسین؟

 

بیز گئتدیک حسین نازلێ رقیّه‌وْن هارا گئتسین؟

قارداشسێز اوْ ایسته‌کلی رقیّوْن هارا گئتسین؟

 

زینب یانان اوْدالاردا دۆشۆب یاننێق حسینیم

چؤللرده قالێب قوْل-قوْلا باغلاننێق حسینیم

عاشورا جوشی‌سی

جوشی- قوْشار: اردبیللی منعم

 

بۇ نوحه‌نی ائله قوْشارێن اؤز دئییشینده گتیرره‌م و آردێندا اوْلارێن ادبی دئییشین ده گؤسته‌رره‌م کی بیلینسین نوحه شئعرلریمیزده چوْخلۇ قوْشارلارێن اؤز دئییش‌لرینده یارانێب و ادبی دئییش ده اوْلمایێبدێر. من بۇ ویبلاقدا ایمکان قده‌ری اوْلارێن ادبی دئییش ده یازمێشام آنجاق اوْرداکی بۇ ایش شئعرین وزنینده چتین‌لیک و یئته‌رسیزلیک یارادێر، چکینمیشه‌م

 

اخیامیــده‌ن آیــرێلـدێ، زهـرانـون1 اوْ دیلبــه‌نـدی

بیر خێرداجا قێز قاشدێ2 دالدان بابا سسله‌ندی

 

 ائـی قلبیمـون3 آرامـێ، گـؤر دیـده تــره‌م بـابا

بیکه‌س بالوْوام4 گؤزده‌ن قان یاش الـه‌ره‌م بابا

گئتمـه سـۇ آدێـن واللاه، بیرده دیمه‌ره‌م5 بابا*

هئی سسله‌دی جان بابا، قوْللارێن آچێب قاشدێ6

گلـدی اوْ کفـه‌ن گئیمیـش سولطانـه یاخۇنلاشدێ7

 

راکیـب بـوْیانـۇب8 قـانـه، مرکــه‌بـده آچـۇب شه‌هپـه‌ر9

سۆرعه‌تله گیـدور10 باشـدا، وار شـوْق-ی-علـی اکبـر

بیر سس ایشیدوب11 سالدێ، کشتی-ی-خودا لنگه‌ر

دؤنـدی12 دالا بیـر بـاخـدێ، یاشیـلـه13 دوْلـۇب گـؤزلـه‌ر

گل آغلامـا جـان بـالا، منـده‌ن سـوْرا14 آغـلارسـان

باشسێز بده‌نیم گؤرسوْن15 مئیداندا قۇجاقلارسان

 

گلـدۇن16 نییـه بس گلـدون اوْلمـا بـالا عطشـانسان

سۇ یوْخ بابا دردیم وار، چێخمێش عطـه‌شیم یاددان

آیاندێ؟17 بس دردون18 دئ باغرێمـێ ائتـدون19 قان

عــرض ائیلــه‌مـه‌ره‌م بابـا تــا دۆشمییـه‌سـن آتــدان

شاهێـن اتـه‌گیـن دۇتـدێ20 عـرض ائتدی یانایانـه21

گؤر یاشلێ قوْیۇب گئتمه، رحم ائت من-ی-نالانه

 

دۆشـدی22 آلـۇب23 آغـۇشـه اؤپـدی24 قــۇری25 لبـلـه‌رده‌ن

بــۇ اؤپــدی اوْ القـانــی26، پـــاک ائیـلــــه‌دی پـئیـکــه‌رده‌ن

بیر سؤز دئدی یاش تؤکدی27 کیپریک سانێ28 گؤزلـه‌رده‌ن

یـاندێــم باباجـان یــانـدێـــم، ائـــی وای بـــۇ بــلالـــه‌رده‌ن

گئتسوْن29 منـی دۆشمه‌نله‌ر یالقۇز گؤره‌جئک بابا

وای قـمچـــی‌لر آلتێنــدا شئمــر اؤلـدۆره‌جئـک بابا

 

دردین دیـوب30 آغـلاردێ اوْل قـانـلـۇ31 کفـه‌ن پـوشـه

شاهۇن32 غمی دریا تک موج ائتدی گلـوب33 جوشـه

توْپراق ایده اگله‌شـدی مـؤحکـه‌م باسـۇب34 آغـوشـه

ناگه یۇمولۇب گؤزله‌ر، دینجـه‌لدی گیـدوب35 هوشـه36

بیرده‌ن دۇرۇب عرض ائتدی، دردون آلارام بابا

مانیع دگـوله‌م37 والـلاه، گئـت آغـلامـارام بابا

 

الـده‌ن منـی قـوْیمـۇردۇن ائـی دردی اوْلان دریـا

ایندی دئیـوسن38 دۇر گئت نه اوْلـدێ سبب بابا

عرض ائیلـه‌دی اینجیتدیـم عفـو ائیلـه منـی بابا

الان یــۇخــۇدا گـــؤردۆم گلمیشـدی آنـام زهــرا

امر ائیله‌دی اینجیتمه مئهمانیمی قوْی گلسون39

آغلاتمـا یـوْل اۆستـۆنده جانانێمـێ قوْی گلسـون

 

آچێقلاما

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-    زهرانێن

2-    قاچدێ

3-    قلبیمین

4-    بالانام-بالاوام

5-    دئمه‌ره‌م، دیمه‌ره‌م- بۇ آنجاق ایکی جورده دئییلیر.

6-    قاچدێ

7-    یاخێنلاشدێ

8-    بوْیانێب

9-    شهپر

10-            گئدیر

11-            ائشیدیب

12-            دؤندۆ

13-            یاش ایله، یاشێلا، آنجاق شئر وزنینه گؤره گره‌ک یاشیله اوْخۇنا.

14-            سوْرا: سوْنرا، بعد، پس، دئمه‌ک سوْنرا سؤزۆنۆن قێسالتماسێ اوْلا بیله‌ر.

15-    گؤرسوْن: سه‌ن اکی بعض دئییش‌لرده‌ن اۆزه‌للیکله چاراوْیماق دئییشینده "سوْن" دئییلیر و بیلیریک بۇ سس اۇیغۇنلۇغونا قارشێ دێر. و ائله اوْنا گؤره من نوحه متن‌لرین یازاندا بۇلارێ ادبی یازێلێش و دئییش‌ده یازێرام

16-            گلدین

17-            منجه عیاندی دۆزدیر

18-            دردین

19-            ائتدین

20-            تۇتدۇ، دۇتدۇ

21-            یانایانا/ نالانا، آنجاق بۇردادا شئعر وزنی بۇلارێ یانایانه/نالانه دئمه‌گه ایجاب ائدیر.

22-            دۆشدۆ

23-            آلێب

24-            اؤپدۆ

25-            قۇرۇ

26-            القان: آلقان، قێپ قێرمێزی قان، لالا قان، بۆتۆن قان

27-            تؤکدۆ

28-            به سان مژگان؟ اوْلۇ کی بۇ آنلامێ اوْلا

29-            گئتسه‌ن، باخ 15

30-            دئییب

31-            قانلێ

32-            شاهێن

33-            گلیب

34-            باسێب

35-            گئدیب

36-    هوشا گئدمک: میرگی‌له‌نمه، یۇخۇیا گئتمه‌ک، گؤزلرین یۇخۇدان دۆشمه‌یی، بیر آزجا یاتماق، یۇخلاماق

37-            دگیله‌م

38-            دئییه‌ن

39-            گلسون: گلسین

 

*  آنجاق بۇردا بیر مصرع (بۆلگۆ) آز گؤرۆنۆر، نئجه کی قالان بندلر هامێسێ دؤرد و ایکی دیر. آنجاق بۇ بند اۆچ و ایکی دیر. من بۇنۇن دۆز اوْلۇب اوْلماماغێن بیلمیره‌م، نییه کی بۇ چئشید بیلگی‌ده‌ن باشێم چئێخمێر. آنجاق منعم‌ دن یازدێغێم ایکی نوحه ده آیرێ نوحه‌لر ایله‌ن بیر فرقی ده گؤرۆنۆ اوْدا بۇدۇر کی بندلرین سوْنۇندا پایمه‌نبه‌ر تۇتماق اۆچۆن شاه‌بئیتین قافیه و یاخود ردیفی بیرده‌له‌نمیر (تیکرار اوْلمۇر) اؤرنک اۆچۆن بۇ نوحه ده گره‌ک "ـه‌نـدی" پارچاسێ بندلرین سوْن بئیت و یا خود سون میصراعین آخێرینده گلمه‌سی پایمه‌نبه‌ر تۇتماق اۆچۆن لازیم دیر

دئمه‌لی بۇ چئشید نوحه‌لرده نوحه اوْخۇیان اؤزۆ بندین سوْنۇنا چاتاندا دئییم دۇرۇمۇ ایلا و یا ال ترپه‌تمه‌سی ایله پایمه‌نبه‌ر تۇتانلارا بندین بیتمه‌سین آندێرار.

مسلم اوشاقلاری

جناب مسلم اۇشاقلارێنێن احوالاتی

قوْشار: اردبیللی منعم

 

قاباقجا دئدیک کی منعم‌ین نوحه‌لری آیرێ شاعیرلریمیزین نوحه‌لرینده‌ن فرقلی گؤرۆنۆر*، ایندی بۇ قوْشقۇنۇ اوْخۇیۇب اوْنۇن نوحه‌لرین آرتێق تانێیاق.

 

مسلم یارالێ تئشنه، ترک ائیله‌دی دۆنیانێ

قوْیـدۇ الـی قوْینۇندا، بیر جۆت قۇزۇ قۇربانێ

 

 

چون سئیف‌-ی-بنی هاشیم، چالدێ ال-آیاق قاندا

قــالــدێ ایـکــی شـهــزاده، آواره بییـابــانــدا

گـه قالـدێـلا چـؤللـه‌رده، گـه گۆشـه‌ی-ی-زیندانـدا

تـا چێخـدێـلا زینـدانـدان، بیــر مـوقـع-ی-بحـرانـدا

 

آیا هارا گئتسینله؟ غۆربت یئری گۆن باتدێ

آللاه ایکی شهزاده، بس هاردا گئدیب یاتدێ

 

ظۆلمه‌ت بۆرۆیۆب شهری، گئتسینله مکان یوْخدۇ

یا اوْردا اوْتۇرسۇنلا، دۆشمه‌نده امان یوْخدۇ

یا چؤللــه‌ره قاچسێنلا، قاشماقلێقا1 جان یوْخدۇ

یاپراق کیمی تیتریلله‌ر، روخساریده قان یوْخدۇ2

 

قالساق دئدیله‌ر بۇردا، دۆشمه‌ن گؤره‌جئک قارداش

صبّاح زیاد اوْغلۇ، وای اؤلدۆره‌جئک قارداش

 

یۆز قوْیدۇلا صحرایه، قان یاش الئییر گؤزله‌ر

قوْرخۇللا قارانلێقدا قاشدۇقجا3 بده‌ن تیتره‌ر

هر دم اوْ کیچیک قارداش، آغلار اۇجادان سسله‌ر

گل غئیره‌تیوه قۇربان، عبّاس-وْ-علی‌اکبر

 

باغرێم قارالێب بابا، رنگیم سارالێب بابا

گل دربئده‌ر اطفالون، چؤللـه‌رده قالێب بابا

 

دۇردۇ یارالێ قۇش تک، دۆشدۆ یوْلا یوْلاندێ

آغلاردێلا گئتدیکجه، صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ

بیر عوره‌ت اوْ اثناده، گؤردۆ اۆره‌گی یاندێ

گتدی ائوه گؤز یاشلێ، باشلارێنا توْلاندێ4

 

سۇ وئردی غذا وئردی، تا گۆن دوْلانێب باتدێ

بیر یئرده قۇجاقلاشدێ، یوْرقۇن بالالار یاتدێ

 

یاتدێ اوْ بؤیۆک قارداش، روح اۆچدۆ قانادلاندێ

رؤیاده گؤرۆب ناگه فانوس-ی-خودا یاندێ

پئیغه‌مبه‌ر-ی-خاته‌مدیر، شاهه‌نشه‌هی مرداندی

آمما اۇجا قامه‌تلی بیر شخص نومایاندێ

 

دیققه‌تله نظه‌ر سالدێ، یاندێ اۆره‌گ اوْدلاندێ

گؤردۆ آتاسێ مسلم، اؤز قانینه غلطاندێ

 

فوْره‌ن یۇخۇدان دۇردۇ، آز قالدێ چێخا جانێ

اوْل خێرداجا  قۇربانه، کشف ائیله‌دی رؤیانێ

الان بابامێ گؤردۆم، جیسمینده‌ن آخێر قانێ

بیز ترک ائده‌ریک بیلدیم، صبّاح بۇ دۆنیانێ

 

حاریث یۇخۇدان دۇردۇ، نیصف‌-ی-شب-ی-ظۆلمانێ

گؤردۆ اوْ قارانلێقدا، آغلار ایکی قۇربانێ

 

قانۇن-ی-محمّد ده واجیبدی مسلمانه

کافیرده اگه‌ر اوْلسا رحم ائیلییه مئهمانه

بیر ظۆلم ائله‌دی بی‌دین، اوْل خێرداجا قۇربانه

بیرده‌ن دئدی وای بابا، لبله‌ر بوْیانێب قانه

 

اسدی یارالێ لبله‌ر، تر آخدێ جبینینده‌ن

یالواردێ امان ظالیم، اؤلدۆرمه یئتیمه‌م من

 

اوْل قانلێ دوْداقلاردان، یاندێم سسی قوْزاندێ

صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ، حاریث قوْلۇ چێمراندێ5

بیر جۆت بالاجا قارداش، وای قوْلا باغلاندێ

گلدی اوْ خانێم عوره‌ت، باشلارێنا توْلاندێ6

 

ایبراهیم اۆزۆن دۇتدۇ، اوْل عوره‌ته یالواردێ

گل آخێر-ی-عؤمرۆمده، بیر کلمه سؤزۆم واردێ

 

الان باتارێق قانه، بۇ آخه‌ر-ی-ساعه‌تدیر

وئردیک سنه چوْخ زحمه‌ت، بۇ آخه‌ر-ی-زحمه‌تدیر

بیر کلمه سؤزۆم واردێر، چوْخ غملی وصیّت‌دیر

بیر خێردا باجێم واردێر، گؤزله‌ر بیزی مدّت‌دیر

 

گؤنده‌ر اوْ قارا بخته، القانه باتان جامه

بیر جۆت بالاجا کؤینه‌ک، بیر جۆت یاشێل عمّامه

 

آچێقلاما:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- قاچماقلێغا

2- اۆزۆنۆن رنگی قاچێب

3- قاچدێقجا

4 و 6- منجه "دوْلاندێ" دۆزدیر. آنجاق "توْلاندێ" دا دۆز اوْلابیله‌ر.

5- چیرمه‌مک، چێرماماق، چێمراماق: بالا زدن، بالا کشیدن - قوْلۇن چێمرادێ: آستینش را بالا زد.

 

* یۇخارێداکی نوحه‌نی بۇ نوحه ایله قارشێلادێن (مقایسه ائدین):

 

آللاه ریضاسی رحم ائت، بیز بینه‌وایه حاریـث

دوْران بیزی سالێبـدێر، یۆز میـن بـلایه حاریث

 

ائتـمـــه بیــزه اذیــت، سـالمـــا بیـــزی ایــاغـــه

هئچ کیمسه اؤز ائوینده، ظۆلم ائیله‌مه‌ز قوْناغــه

ظالێــم مــروت ائیلــه، ایکــی یتیــم اۇشــاغـــه

بیر کیمسه یوْخ یئتیشسین، آخه‌ر هرایه حاریث

 

ال ساخـلا چکـمه خنجـه‌ر، پئیغـه‌مبه‌ره باغێشـلا

شیر-ی-خۇدایـه گـل گئـچ، اول سروه‌ره باغێشـلا

قان یاش تؤکه‌ن سیته‌مده‌ن بۇ گؤزلـه‌ره باغێشـلا

اوْلسـا گـۆنـاهێمێـز گئـچ، خیـر-وْ-النسایـه حاریث

شاعر: نائح

حضرت ابوالفضل نوحه‌‌سی

بنی هاشیم آیێ باتدی – قوْشار: اردبیللی منعم

 

آچێقلاما: بۇ نوحه‌نی حاج صدیف اردبیلی گؤزه‌ل ایفاده ائدیب. آنجاق متنه باخاندا بۇ نوحه و شئعرین فرقلی و آیرێ تۆرلی اوْلماسێنێ بیلمه‌ک اوْلۇر. من بۇ چئشید شئعرین و نوحه‌نین آدێن بیلمیره‌م:

 

آی چێخدێ سۇدان باتدێ، اطفاله خبر چاتدێ

سۇ گؤزله‌مه‌سین قێزلار، عباس عله‌می یاتدێ

 

باتمێش قانا سرلئشگـه‌ر، طبّال وۇرۇر لئشگــه‌ر
سعـد اوْغلـۇ گۆلـه‌ر آممـا، آغـلار قـره معجه‌رله‌ر
بیر یاندا دۆشۆب سققا، بیر یاندا قوْپۇب محشه‌ر
آیا گؤره‌سن کیمدیـر، هر دم اۇجـادان سسلـه‌ر


بس هـارداسـان عبّـاسیــم؟ ائی قانــه باتـان پئیکـه‌ر
سس وئــر سسیمـه آخـه‌ر، انصاریـم اوْلـۇب قارداش
دوْغـرانـدێ جـوان اوْغلـۇم، قـددیم بـۆکـۆلۆب قارداش
گل اۆستیمه هر یئرده‌ن، دۆشمه‌ن تؤکۆلۆب قارداش


قوْلسۇز یێخێلێب سققا، قانیله دوْلـۇب گؤزلـه‌ر
ایستـه‌ر وئره عبّاسه، سۇ خاتم-ی-پئیغه‌مبـه‌ر
سققا سۇوا باخدێقجا، آغلار بئله عرض ائیلـه‌ر
گهـواره‌ده یـا جــدّا، عطشانـدی علـی اصغــر


چێخدێ توْز آراسێندان شه گؤزله‌ره گؤرسه‌ندی
غئیـره‌تلـی وزیـر اوْنـدا، بیـر تیتـره‌دی ترپـه‌نــدی
عفو ائیله یارام چوْخدۇر، ائی فاطیمه دیلبه‌ندی


شه گؤردێ خوداوندا حئیره‌تلی تماشادێر
دؤرد نورون آراسێندا، بیر قامه‌ت-ی-رعنادیر
حیدر دئییر اوْغلۇم وای، بیر ماته‌م-ی-عوظمادیر
آغلار باشێ اۆستۆنده، صدّیقه‌ی-ی-کبرادیر


دۆشدۆ آلێب آغۇشه، بیر حسره‌تیله‌‌ن باخدێ
عبّاس گؤزۆن یۇمدۇ، باش دال طره‌فه آخدێ
شاه آغلادێ یا الله، شام اهلی دۇرۇب باخدێ


هئی سسله‌دی جان قارداش، هئی گلدی نوا اۆسته
سس وئرمه‌دی یۆز وئردی، غم آل-ی-عبا اۆسته
قوْیدۇ یارالێ باشێن، توْپراغه مینا اۆسته
دؤرد مین اوْخ آتان بیرده‌ن، اوْخ آتدێ هوا اۆسته


سئل تک تؤکۆلۆب لئشگه‌ر، شاه-ی-شهدا اۆسته
باشلاندێ گینه دعوا، دونیای-ی-فنا اۆسته
گۆن باتدێ قاراتوْزدان، مئیدان-ی-بلا اۆسته
گۆن باتجاغێن آی چێخدێ، فی‌الفور هوا اۆسته
آی یوْخ یارالێ بیر باش، گؤرسه‌ندی جیدا اۆسته


کس عؤمریمی یا الله، یاندێ اۆره‌گیم یاندێ
نئیزه گؤگه قوْزاندێ، مئیدان ایشێقلاندێ
قارداش باشێن گؤردۆ، بیر پارچا قێزێل قاندێ


شمشیر وۇرۇب سولطان، محو اوْلدۇ قوْشۇن قاشدێ1
گلدی آتێن اۆستۆنده، تللی ائله‌کی آشدێ
سس قوْپدۇ عطش‌لرده‌ن، دریای‌-ی-بلا داشدێ
جام الده قاباغێنه، عطشان بالالار قاشدێ2


بیر سؤز دئدی اطفالی، آغلاتدێ موصیبه‌تده‌ن
من گلدیم عموز قالدێ، مئیداندا خیجاله‌تده‌ن
سۇ اوْلمادێ گؤنده‌رسین، قان آغلادێ غئیره‌تده‌ن


یالواردێ سۇسۇز قێزلار، بیز دیده تریک بابا
یاپراق کیمی وحشه‌تده‌ن، باخ گؤر اسه‌ریک بابا
سۇ آدێنێ اؤلسه‌کده، بیرده دئمه‌ریک بابا
سسله‌ن عمومیز گلسین، سۇ ایسته‌میریک بابا


1و 2- قاچدێ

قایناق: گلچین کربلا، بزبان ترکی شامل نوحه، سینه‌زن، افراد، رجز، دوبیتی، گردآورنده: فیروزی نیا، چاپ پنجم – بهار 75- چاپ علمیه – مرکز نشر فرهنگی بهترین

خلایقدن جفا گوردوم تماماً بی‌وفا گوردوم

وفاسیز آشنالردن عجائب ماجرا گوردوم

اولارکی لاف یک‌رنگی ووروب آخر دو رنگ اولدی

تمام اقربالر عقرب اولدی جان‌گزا گوردوم

کیمه بیل باغلادیم قطع اولدی امیدیم بلیم سیندی

فقط بیر آشنا عقرباده تک خدا گوردوم

فقط بیر تخم مرغی ساده و یکرنگ بیلمیشدیم

اونوندا کوینگین رد ایلدیم رنگین دو تا گوردوم

جهاندا قورخما دشمنن همیشه آشنادن قورخ

نه اینکه اشنانون حیله و مکرین خفا گوردوم

الونن اوپسه آلانما چکر آخر ایاقونن

سو اوپسه پای دیواره ییخیب ویران سرا گوردوم

زلیخا ایستمیردی یوسفی اوز نفسین ایستیردی

حامی اوز نفسینین محبوبیدور دنیانی لا گوردوم

صمیمیت محبت عشق بازی ایتده کاملدی

بو حیوانین وفاسین راه حقه آشنا گوردوم

شاعر: منعم




مجنونون آدی ائیله کی دیل ده‌ن دیله دوشدی

مجنونون آدی ائیله کی دیل ده‌ن دیله دوشدی

گوردی قالا بیلمیر داخی چول ده‌ن چوله دوشدی

بیر گول وار ایدی دوره چمنزار ایدی زیبا

آقشام چاغی گلدی او گوزه‌ل منزله دوشدی

گون باتدی غم آرتدی چولون آهولاری یاتدی

خول‌لار باشین اگدی او قده‌ر چلچله دوشدی

چرخین قارالان چهره‌سی کوکب‌له بزه‌ن‌دی

رخسار سیاهه ائله بیل آبله دوشدی

اسدی او بیابان ده بیر باد غم‌انگیز

غم‌لر بورویوب آتش عشقی دیله دوشدی

صبح اولدی چمن گولدی شتر زنگی چالیندی

گلدی گولون اطرافینه بیر قافله دوشدی

اگلشدی‌له باهم دئدی‌لر وای بو نه حال دی

نیلیم دئدی دوران دولانیب ایش بئله دوشدی

سوز دوندی دانیشدی بیری پول‌دان بیری مال‌دان

مجنونه آجیق گلدی بو سوزلر گله دوشدی

دوندی دئدی پول صحبتی عمری هدر ائیلر

اولدوزکی گوره‌رسوز پولوز ال ده‌ن اله دوشدی

بیر سوز دانیشون کی ایکی دنیالره دگسین

بیرکیم دئمه‌سین کی بو سوزوز نافله دوشدی

هر لحظه دانیشساز دانیشین لیلی سوزونده‌ن

گولشنده گوروم بولبولوم هانسی گوله دوشدی

هر گون باخارام عکسینه آئینه‌ی دل ده

صد حیف اولا مابین‌یمیزه فاصله دوشدی

عشّاق وطن جبهه‌ده غرق اولدی لا قانه

منعم وطن آواره سی چول ده‌ن چوله دوشدی

شاعر: منعم




 

 

متن شعر­ اله وردی از اشعار استاد منعم اردبیلی:

بیر نفر پیر کهن­سال اُوزی نورانی کیشی
دیدی من کعبه ده اعمالی قوتاردیم باشا باش
گیجه یاتدیم یوخودا عصرون امامین گوردوم
یوخودان فوری اویاندیم دیدیم ایش قورتاردی
هامی گتدی وطنه من تک و تنها قالدیم
ایل دولاندی گِنه اعمالی قوتاردی حاجیلار
آغلادیم یاتدیم او آخر گیجه گوردوم یوخودا
دیدی اعمالوی معناده قبول ایلدیلر
آغلادیم عرض ایلدیم گتمگه قادر دگولَم
هر نَیِم واردی بوبیرایلده ساتوب خرج ایلدیم
دیدی تاپشوردوم آپارسون حاجی ا... ویردی
دایانوب بیت خداده سنی اَلان گوزلور
ناپدید اولدی اویاندیم یوخودان شُکر ایلدیم
باتدی­آی صبح آچیلوب قرمزی­رنگ اولدی­هوا
کاروان توشدی یولا زنگ شتر سسلندی
کاروان دوتدی بیابان یولی من کعبه یولون
یتشوب کعبیه گوردوم دایانوب منتظریم
مخلصم عرض ایلدیم دوت دیدی دامانیمدن
اَل آتوب دامننه چنگ توسّل وردیم
دیدی آچ گوزلروی باخ اوسیزون کندوزدی
قریه میز قریه سولا آدیم ا... وردی

 

صحبت ایلوردی سوزی قابل گفتار اولسون
حاجیلار ایستدیکه یثربه زوار اولسون
دیدی باطلدی سنون حجّوی تکرار اولسون
بیرایلی قالمالیام مکه ده اجبار اولسون
هرنه وار ساتدیم ایلده که امرا اولسون
بیر نفر اولمادی من بی کسه غم خوار اولسون
گلدی حضرت منیچون مژده ی دیدار اولسون
دور قَیِت شهروه یولارسنه هموار اولسون
یوخ وسیلم قَییدم سوز نِجه اِنکار اولسون
بیرزادیم یوخدی داخی رایج بازار اولسون
سنی اوز شهرُوه قویمازسنه دشوار اولسون
شیعه آل علیدور  اونا حق یار اولسون
گوزلریم ایستمیوردی گِنه بیدار اولسون
ایسدیوردی حاجیلار قافله سی بار اولسون
اَلَرّحیلون سسی اوج ایلدی اخطار اولسون
تاگورَم کیمدی منه قافله سالار اولسون
دیدی سن سن اومسافر بویور اظهار اولسون
گوزلرون یوم بدنون غیبیده سیّار اولسون
باغلادیم گوزلریمی مانع دیدار اولسون
سِرّیمی کشف ایلَمه صحبت اغیاراولسون
گیت خداحافظون ا... سنیچون یار اولسون

امام زمان

یا ابا صالح دلم پر ز غمه

هر چی از عشقت بگم بازم کمه

خدا کنه زنده باشم و ظهورتو ببینم

سرمو رو پات بزارم و کنار تو بشینم

یابن الزهرا تویی سلطان دلم

به خدا از روی تو من خجلم..

فدای خال هاشمیت . کجا در این زمینی

تویی که دلبر منی . تویی که بهترینی

یابن الحسن خیلی وقته که دلم تنگ برات

الهی که بشم فدای نیم نگات

یابن الحسن این دل کوچک و خسته ام بی قرار.. بی قرار..

کار من هر روز و هر شب انتظار... انتظار...

انتظار تو آقا جون هممون و کرده پیر

با یک نیم نگاهت ارباب ما را کردی اسیر

التماست می کنم من ... به زار چشمات ببینم

به زار آقا باسه یک بار من کنار تو بشینم

از همون وقتی که رفتی دیگه قلب ما شکست

عقده های سخت و سنگین روی سینه ها نشست

مهدی و گناه مردم ... مهدی و جور همه

انشاءلله میای آقا جون ... ای امیر فاطمه

اگر خدا کمک کنه منتظرت می مونم

به کوری چشم عدو اشهد مو می خونم

ز شرار دل می سوزم ز تمامی وجود

بسم رب الشهدا یکی بود یکی نبود

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

روزهای جبهه و جنگ روزهای قشنگی بود

روزهای قشنگی بود روزهای سخت جدایی

کا شکی جنگ تموم نمی شد می شدیم کربلایی

توی جنگ و جبهه ها یک بچه ی کوچیک بودم

نبودم جبهه ولی من به اونا نزدیک بودم

خاطرات اون روزها هیچ وقت ز یادم نمی ره

مرغ دل به یاد تابوت شهید پر می گیره

مادری چشمش به در چرا عزیزم نیومد

بعد چند روز پسرش به روی دستا میو مد

اما بعد از جبهه ها ما از خوبا جدا شدیم

لباس خاکی فراموش شد و بی وفا شدیم

دست بیعت با شهید و آرمانش نزدیم

اون چیزی که اونا خواستن ما هرگز نشدیم

اونجا با ذکر حسین شبونه معبر می زدن

همه جا جار می زدن غلام ابن الحسنن

ذکر یا بن العسگری از لبشون کم نمی شد

غیر یا مهدی چیزی به دردها مرهم نمی شد

اینجا کم کم خاطرات و از تو ذهن ها می برن

دیگه حرفی از شهید تو مجلس ها نمی زنن

اونجا ناله می زدن چرا آقا مون نمی یاد

حال جبهه خبر از حضور آقامون می داد

اینجا خون به قلب ناز مهدی زهرا شده

صوت موسیقی طنین انداز محفل هل شده

اونجا کرخه و دو کوهه جنت جانبازها بود

جزر و مد رود دز مبهوت اشک چشمها بود

اینجا با زخم زبون جانباز و تحویل می گیرن

همه ی عزت و تو ثروت و تحصیل می بینن

اونجا سر بند ابا الفضل به دلا توان می داد

بسیجی با لب تشنه لب دریا جان می داد

اینجا غیرت می دنو عشق تمدن می خرن

با حجاب بی حجاب دم از تمدن می زنن

اونجا رفتن روی مین که دنیا رو رها کنیم

درد بی درمونه دنیا دوستی رو دوا کنیم

اونجا زیر برف و بارون توی سنگرهای سرد

اینجا ویلاء و تجمل رو دلها نشونده درد

یکی محزون یکی خندون شیوه ی اونا نبود

این طریقه نبوی و سیره مولا نبود

در ازای پاره ی دلی که جبهه داده بود

خونه ی خشتی سزای مادر شهید نبود

این وصیت نامه ی بت شکن خمین نبود

روی بوم خونه ها جزء پرچم حسین نبود

کوچه های شهر ما بی روضه و دعا نبود

جای هر خون شهید تو مجلس ها گناه نبود

رهبر غریب ما اون روزها دلگیر نبود

صورت شبیه ماهش این قدر پیر نبود

رد پای شهدا تو زندگیها گم شده

شیوه ی عصر جهالت شیوه ی مردم شده

چه طوری روز قیامت آقا رو صدا کنیم

تو چشمای مادرش زهرا چطور نگاه کنیم

آقا جون دستم بگیر رنگ جماعت نباشم

دیگه از جدت حسین دارم خجالت می کشم

حالا که اومده مردی که رفیق شهداست

بچه ی جبهه و جنگ و با صفا وبا خداست

اومدم آشتی کنم با تو به و لله آقا جون

رو تو بر نگردون از من جون زهرا آقاجون

بس که بد سر زده از من دیگه دل خسته شدم

به سرم هر چی بیاد حقم ولله آقا جون

آقا من تو رو قسم می دم به یک مرد قریب

همونی که کشته شد کنار دریا آقاجون

همونی که یک روزی خیمه هاشو آتیش زدن

دخترش آواره شد میونه صحرا آقاجون

مددی کن که شبیه شهدا پاک بشم

ذکر یا بن العسگری بگیرم و خاک بشم

 

الهم عجل لولیک الفرج

 

 

يه عالم گريه دارم يه عالمه حرف حساب ~

 

اين روزا عجيب حال وهوای گريه دارم

...اين روزا دلم مدام بهانه ميگيره

......اين روزا دلم ميخواد اسمت ويه جوری صدا بزنم که دلم اروم بگيره

.........دلم ميخواد اسمت و تا ته دنيا صدا بزنم

...............اين روزا يه چيزی رو دلم سنگينی ميکنه ...يه حرفی هست که تو گلوم گير کرده وفقط بايد به تو بگم 

                          به خود خود خودت......

وتو صدام وبشنوی

...وتومثل هميشه دلداريم بدی

.....وتويه چيزی بگی که دلم اروم بشه

.......وتو يک جوری نگاهم کنی که ديگه اين همه دلتنگ نباشم

دلم ميخواد برم روی بلندترين قله دنيا      اوج اوج اوج     وفرياد بزنم :

 

يا من اسمه و دوا وذکره و شفا

 

انا عبدک ضعيف الذليل والحقير والمسکين وامستکين

انا عبدک ضعيف الذليل والحقير والمسکين وامستکين

انا عبدک ضعيف الذليل والحقير والمسکين وامستکين...........

 

 

 

****

عشق دردانه است ومن غواص ودريا ميکده

سر فرو بردم در اينجا تا کجا سر بر کنم

عاشقان را گر در اتش می پسندد لطف دوست

تنگ چشمم گر نظر در چشمه کوثر کنم

 

 

ز احمد تا احد يک ميم فرق است
جهاني اندر اين يک ميم غرق است

 

يقيناً ميم احمد ميم مستي است
که سرمست از جمالش چشم هستي است

 

ز احمد هر دو عالم آبرو يافت
دمي خنديد و هستي رنگ و بو يافت

 

اگر احمد نبود آدم کجا بود
خدا را آيه اي محکم کجا بود

 

چه مي پرسند کاين احمد کدام است
که ذکرش لذت شرب مدام است

 

همان احمد که آوازش بهار است
دليل خلقت ليل و نهار است

 

همان احمد که فرزند خليل است
قيام بت شکن ها را دليل است

 

همان احمد که جانش جام وحي است
به دستش ذوالفقار امر و نهي است

 

همان اول که اينجا آخر آمد
همان باطن که بر ما ظاهر آمد

 

همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمد

 

زنده ياد محمد رضا آقاسي

 

...اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلّيِکَ الفَرَج

(صاحب الزمان ادرکنی )

خلقش درود بر تو ای حجت خدا در روی زمين                          - درود بر تو ای ديده خدا  برخلقش  

 

درود برتو ای نور خدا که هدايت شوند                                      - بدان ره جويان و گشايش بر مؤمنان

الهی در قرنی كه تمدن و پيشرفت لجام گسيخته بشر جلوه‌های دروغين خويش را به رخ آدمی می‌كشد، از تو ايمنی می‌طلبم .

ایام شهادت دخت پیامبر و همسر ولایت حضرت زهرا (ص) را بر همه شیعیان تسلیت باد

مرا باور نمی آید ز روی اعتقا د

حقّ زهرا (ص)بردن و دین نبی را داشتن

***************

گـــر نگــاهی به مـــا کند زهـــرا (ص)

درد مــــا را دوا کنــد زهـــرا (ص)

*****************

من قطره ناچیزم و دریا زهــرا (ص)

امید من است در دو دنیا زهـرا (ص)

*****************

گـیـرند اگر نوار قــلبـم روزی

گــوید ضربان قــلـب من یا زهـرا (ص)



آجرک الله يا بقيه الله فی مصیبته...

آجرک الله يا بقيه الله فی مصیبته...  

    

همچوخورشید تا به کی تنها

                                                                                   

                                             همچو مهتاب تا به کی شبگرد

ای همایون همای پرده نشین

                                             جان زهرا به آشیان برگرد

حسین

زبان حال امام حسین به قمر بنی هاشم

ویر خبر قارداش دایانسون بو غریبون کاروانی

اندیرون یکسر بو یرده عترت آل عبانی

کربلا چوخ باصفا دور

کربلا کوی وفا دور

شیعه‌نین ورد زبانی

کربلا دور کربلا دور

گرچی قربانگاه اصلی روز ازلدن منا دور

بو یرون وار اختصاصی منبع فیض خدا دور

طور سینا دور بو صحرا یا دیار کربلا دور

دولدوروب صوت اناالحق بو دیار غم فزانی

وار خلیلون افتخاری بیر فدا کسدی مناده

من گرگ یتمیش ایکی قربان ویرم بو نینواده

بو هوای عشقیله باشیم گزر نوک جداده

زینبیم اَرِنی دینده سسلرم من لَن ترانی

بو همان یردور که جدّیم ایلیوب اوّلده اعلان

سویولون باغلار یوزیمه ظلم الیله آل سفیان

اصغریم قنداق ایچینده اوخلانار عطشان ویرر جان

سرخ رنگ ایلر بوغازیندن آخان قان آسمانی

زینبه بولدورمه قارداش یتمشوخ کرب و بلایه

گر ایشیدسه نینوا آدین گلر نی تک نوایه

چون بولور گوگلی بویرده توش اولار تیر بلایه

قولّارین باغلار اراذل اوج ایدر عرشه فغانی

سینمه دشمن بو چولده داغی داغ اوستن چکللر

سن کیمی قارداش غمینده قدیمی قارداش بوکللر

حقی اثبات ایتماق اوسته قانمی ناحق توکللر

خانه ویران ایلر اعدا خاندان مصطفانی

بو همان یردی کی دویماز زینبیم آه و نوادن

باشیمی لب تشنه آخر ذبح ایدر قاتل قفادن

سینم اوسته سینه داغلار ساچ یولار زینب وفادن

سولدورار باد مخالف بو صفالی گلستانی

مایلم قالسون قوم اوسته قانلی نعشیم با حقارت

ایلسون باشیم جداده، آیه‌ی کهفی تلاوت

تا جزاده شامل اولسون حالمه اذن شفاعت

تا چکم اوتدان کناره آغلیانی آغلادانی

کربلا چوخ باصفا دور

کربلا کوی وفا دور

شیعه‌نین ورد زبانی

کربلا دور کربلا دور

استاد کریمی مراغه‌ای

 

اولماقا آماج بلا گلورم کربلا

خاکون ایدم لعل و طلا گلورم کربلا

کعبه نی حیرتده قویوب حسناتون سنون

وادی سینادی مگر عرفاتون سنون

زمزمی شرمنده ایدر بو فراتون سنون

سنده ایدم سعی و صفا گلورم کربلا

هاردا منانون بو قدر شرف و شأنی وار

اصغر شش ماهه کیمی قوزی قربانی وار

هانسی خلیلین دیه گوروم، بله امکانی وار

تشنه ذبیحاً به قفا گلورم کربلا

سنده سپهرین گونی تک باتارام کربلا

اصغری آلّام سینمه باتارام کربلا

اوز قانیمی توپراقووا قاتارام کربلا

تا اولاسان خاک شفا گلورم کربلا

سنده امانت گمیسین سالاجاقلار گِله

باب الحوائج بالاسی دوشه جاق مشگله

سنده عشایر ساتاجاق سویی بیر جوت اله

ویرماقا عباسی فدا گلورم کربلا

سنده دمادم آخاجاق یوزومه گوز یاشیم

اوغلوم الیمدن گیده‌جاق اُله جاق قارداشیم

عزتّلن الدن اله دوشه جاقدیر باشیم

اولماقا تسلیم قضا گلورم کربلا

سنده رقیّم سولاجاق اولاجاقدیر یتیم

سنده قورام بزم عزا گلورم کربلا

سنده آخار زینبیمون  یوزه اشگ تری

غارته زهرا قزینون گیده‌جاق معجری

سینوی آچ باغریوا باس یارالی پیکری

ساخلا منی صبح و مسا گلورم کربلا

استاد کریمی مراغه‌ای



زندگی‌نامه استاد کریمی

میرزا حسین کریمی مراغه‌ای شاعر معاصر آذربایجانی است. او متولد 1310 در «روشت» از روستاهای مراغه است. کریمی ادامه دهنده سبک سنتی و کلاسیک شعر بود و غالباً در اشعار طنز رسم و رسوم زمان خود را به باد انتقاد گرفته است. اکثر اشعار او هر چند به ترکی آذربایجانی سرود شده‌اند ولی به علت مقید بودن به سبک قدیم و اوزان شعری با تعبیرات و اصطلاحات عربی و فارسی بسیاری آمیختگی دارند.

زندگی:

استاد کریمی مراغه‌ای سال 1310 هجری شمسی در یک خانواده کاملاً متدین و معتقد به اصول و مذهب تشییع و خاندان عصمت و طهارت چشم به دنیای پر آشوب گشود.

دوران کودکی را در جمع خانواده باصفا و صمیمیّت خود سپری ساخت. پدر او مرحوم ذاکر مراغه‌ای با تحصیلات قدیمه، شاعریست با احساس که در بازار مراغه به کار شمع‌ریزی و بقالی مشغول بوده، و با اندک سرمایه‌ای چرخ سنگین زندگی را به چرخش انداخته بود. گرچه از لحاظ مالی امکانات چندانی نداشت ولی دارای مناعت طبع بود که در قبال هر کس و نا کسی سرخم نکرده و با اتکاء به عنایت پروردگار از یک محبوبیت و احترام همگانی برخوردار بوده است. ایشان در دوران حیات خویش آثاری بس گرانبها به یادگار گذاشته است که مقادیر زیادی از آثار وی هنوز چاپ نشده است. او در زمان حیات خود تربیت فرزند ارشد خویش حسین کریمی را زیر نظر گرفته و برای تعلیم و تربیت فرزند همت گذاشت. 

تحصیلات، دوران کودکی، نوجوانی و جوانی: 

کریمی تحصیلات اولیه خود را با فراگیری درس‌هایی از قرآن مجید آغاز و سپس برای اخذ معلومات کلاسیک وارد مدرسه شد و اوایل سال ۱۳۲۰هجری شمسی دست در دست پدر فاضلش قدم به عرصه بازار نهاد. 

متاسفانه عدم سرمایه کافی نه تنها مانع ادامه تحصیلات آقای کریمی گردید بلکه مانع شد که پدر برای یگانه فرزندش محل کسبی دست و پا کند روی این اصل آقای کریمی بالاجبار برای تامین معاش خود به دستفروشی در بازار مراغه پرداخت و شب‌ها با تنی خسته و رنجور پای درس پدر نشست و به منظور فراگیری زبان فارسی و قرآن مجید و معلومات عربی و کسب مسائل دینی از پدر کسب فیض کرد تا اینکه توانست با استعداد خدادادی خود خوشه چین بوستان پربار پدر گردد و آشنایی کامل با اصول دینی پیدا کند. 

کریمی روزها درحالی‌که در کنار کارگاه کوچک شمع‌ریزی و بقالی پدر بی‌وقفه کار می‌کرد و ساعات بیکاری پشت پیشخوان دست فروشی قرار می‌گرفت و کوی و برزن شهر را برای فروش اجناس خود زیر پا می‌گذاشت بی‌توجه به مشقت‌‌های طاقت‌فرسای زندگی ترانه‌های امید را در زیر زبان زمزمه و کلماتی را بهم متصل می‌کرد. رفته رفته بازی با الفاظ او را متوجه این واقعیت ساخت که کلمات را به‌رشته کشیده و از جابجائی حروف، کلمات موزونی را به‌وجود آورد. گاه می‌ایستاد و آنچه را که زمزمه می‌کرد روی ورق پاره‌هایی می‌نوشت. ولی دل و جرات آن را نداشت که نوشته‌ها و گفته‌هایش را در محضر استاد خود ذاکر ارائه دهد، چرا که می‌دانست پدر از چهره‌های ادب و شمع محفل ادیبان شهر می‌باشد. تا اینکه روزی از روزها مرحوم ذاکر مراغه‌ای در کنار بساط دست‌فروشی پسرش حسین کریمی چشمش به پاره کاغذی افتاد که روی آن حروف و کلماتی به نظم کشیده شده بود، حدس می‌زد پسرش با یک تعلیم و تربیت جزئی روزی و روزگاری در سلک شاعران قرار گیرد، ولی واقعیت این است که مرحوم ذاکر هرگز در دوران ۱۵سالگی پسرش نمی‌توانست این پیش‌بینی را داشته باشد و شاید در آن زمان این تصور نمی‌رفت که روزی اشتهار و شهرت دست پرورده‌اش فراگیر خواهد بود و باز نمی‌توانست پیش‌بینی کند که شاگرد مکتب آموز پدر روزی و روزگاری در مقام استادی محافل ادبی قرار خواهد گرفت و شمع جمع ارباب فضل و دانش و شعر و شاعری خواهد بود. 

به‌هر تقدیر پدر دست فرزند خود را گرفت و به‌سوی گلستان و بوستان همیشه پربار شیخ اجل سعدی شیراز برد و این بار باب شعر و شاعری را رو در روی فرزند قرار داد و به تدریس فنون فصاحت و بلاغت و قواعد پیچیده شاعری پرداخت. حسین کریمی مراغه‌ای با دلی پر شور و احساس رقیق و دلی پرکینه از بازی زمان با چشمانی کینه توزانه به آنان‌که در پایمال کردن حقوق انسان‌ها وحشیانه همّت گماشته‌اند، نگریست. تضادهای ناروای حاکم بر جامعه را مورد بررسی قرار داد و آنان را در قالب اشعار خود گنجانید. گرچه استاد ذاکر از پیشرفت شاگرد خود خوشحال بود ولی عقیده و ایمانی که به خاندان عصمت داشت افکار فرزند را به‌سوی قتلگاه سالار شهیدان و ظلم و جنایت یزیدیان سوق داد. ناگفته نماند که مرحوم ذاکر هر هفته عزای حسینی را برپا می‌داشت و به همت این مرد وارسته مراغه‌ای هیئت شعرا و نوحه‌خوانان مراغه بنیان گذاشته شد و در آن زمان که مراغه فاقد انجمن ادبی بود، شعرا و ادبا در زیر بیرق عزای حسینی جمع می‌شدند و سرودهای خود را به مشتاقان عرضه می‌کردند و مورد نقد و بررسی و اصلاح قرار می‌گرفتند، و حسین کریمی نیز در این مجالس همراه پدر شرکت می‌جست و از آن بهره می‌برد. 

حسین کریمی دستی به سر و صورت مغازه شمع‌ریزی پدر کشیده و در جوار آن به آب نبات‌پزی و سوجوق فروشی پرداخت تا اینکه در سال ۱۳۵۴ پدر را از دست داد و باز دکان پدری را ترک نگفت و همچنان جانشین پدر در دکان و در هیئت شعرا و نوحه‌خوانان بوده و زمام امور را با لیاقت و با تجربیاتی که از پدر اندوخته بود به‌دست گرفت.

استاد کریمی علاوه بر آثار گران‌بهایی که به‌نام رنگارنگ تدوین کرده‌اند دارای آثار ارزشمند و سوزناکی در مراثی خاندان آل عصمت و طهارت در ۱۸ جلد به شرح ذیل می‌باشد:

  • ۱۴ معصوم
  • انتقام کربلا
  • دریای اشک
  • گلشن عزا
  • بزم غم
  • آتشکده کریمی
  • غوغای انقلاب
  • احرام عشق
  • جلالت‌ها
  • کتاب غم
  • گلستان کریمی
  • بوستان کریمی

از کعبه تا کربلا، که تا به‌حال تجدید چاپ شده و در دسترس مشتاقان قرار گرفته است.

خانواده استاد کریمی:

استاد کریمی از ازدواج با همسر خویش دارای ۵ پسر و جمعاً ۱۱ نوه می‌باشد که همه پروانگان شمع وجود و مریدان درگاه پدرند و هنوز هم که هنوز است تعالیم مرحوم ذاکر در جمع خانواده کریمی حکم‌فرماست.

استاد کریمی در حال حاضر مغازه پدر را براساس علاقه‌ای که به کتاب و اشاعه فرهنگ دارد به کتاب‌فروشی تبدیل کرده و در قسمتی از کتاب‌فروشی در جایگاه پدر با همان کیفیت و صمیمیت ابوی مرحومش پا برجاست؛ و کرسی کوچکی در انتهای مغازه و در کنار آن سماور نفتی با چند استکان قرار دارد که این مغازه را به مرکز تجمع شعرای مراغه‌ای تبدیل کرده است. در این مغازه ادبای مراغه دورادور استاد جمع شده و به رهنمودها و سخنانش گوش فرا می‌دهند و می‌توان گفت کلاسی است برای نو آموزان مکتب شاعری.

روزهای جمعه هیئت شعرا و نوحه‌خوانان تحت رهبری و ارشاد استاد کریمی هر هفته در منزل یکی از شرکت کنندگان برگزار می‌گردد و علاوه بر آن در ایام مبارک ماه رمضان همه شب بعد از افطار در زیر پرچم هیئت مشتاقان جمع می‌شوند و روزهای محرم‌الحرام از اول تا پایان محرم همه روزه مراسم عزاداری ترتیب داده می‌شود که سخنان حکیمانه استاد رونق بخش این مجالس می‌باشد.

دوران میان‌سالی و پیری:

استاد کریمی با کبر سن تنی سالم و روحیه‌ای قوی و عزمی استوار و اراده‌ای آهنین دارد اغلب در سیر و سیاحت است و عقیده بر این دارد که انسان به‌خصوص شاعر همیشه باید سیر و سیاحت داشته باشد.روی این اصل سالی چند بار با دوستان به شهرها مسافرت می‌کند و هر بار سفرنامه‌های منظومی ره آورد این مسافرت‌هاست که در حال حاضر سفرنامه‌های کریمی در حدود ۳۰۰ صفحه وزیری آماده چاپ می‌باشد که در هر یک از ابیات سفرنامه‌ها دریایی از پند و اندرز گنجانیده شده است. سفرنامه‌های استاد کریمی همه و همه به شهد پند و اندرز آلوده به طنز می‌باشد اما سفرنامه زیارت شام و به‌خصوص اخیراً به مکه مکرمه به شیوه‌ی مذهبی- عرفانی تنظیم و تدوین گردیده است که نه تنها از نظر قدرت بیان بلکه از لحاظ رعایت اصول و قواعد شعری در نوع خود بی‌نظیر بوده و توانسته است عظمت اسلام و کنفرانس اسلامی را در یک تابلوی بسیار گویا مجسم سازد. با این‌حال متاسفانه این سفرنامه‌ها مانند دیگر آثار استاد همچنان بدون چاپ باقی مانده است.

وی ضمن سرودن مراثی و ذکر مصیبت‌های حضرت حسین(ع) با علاقه‌ای که به طنز داشته راه طنز را برای اشعار خود برگزید، چرا که به‌خوبی تشخیص داده بود که تنها از راه طنز و فکاهی می‌تواند دردها و آلام جامعه را به گوش مسئولین امر برساند و باز متوجه شده بود که تنها می‌تواند مردم به خواب رفته و بی‌خبر از مظالم ظلم را با شیپور طنز بیدار سازد. روی این اصل سروده‌های خود را در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی در قالب یک جلد رنگارنگ به قطع جیبی در سیصد صفحه به چاپ رسانید. هنور چند صباحی از طبع کتاب نگذشته بود که چاپ اول نایاب گردید و اشعار آمیخته به چاشنی طنز کریمی دیوار خانه‌ها را شکست و دست به‌دست مردم مشتاق شهرهای آذربایجان گردید و اشعارش دهن به دهن در کوچه و بازار پخش شد.استقبال مردم موجبات تشویق و ترغیب میرزا حسین کریمی مراغه‌ای برای چاپ دوم رنگارنگ و سرودن جلد دوم آن را فراهم ساخت، در سال ۱۳۳۹ جلد دوم رنگارنگ به چاپ رسید و در نتیجه جلد سوم آن را سال ۱۳۴۲به اتمام رساند. تشویق و حمایت و علاقه‌مندی مردم موجب شد که استاد کریمی اشعار طنز و غزلیات خود را در ۱۵ جلد تدوین و به‌چاپ رساند که به شرح زیر می‌باشد:

  • جلد اول رنگارنگ چاپ اول ۱۳۳۸، ۲۳ بار تجدید چاپ شده است.
  • جلد دوم رنگارنگ چاپ اول ۱۳۳۹، ۱۰ بار تجدید چاپ شده است.
  • جلد سوم رنگارنگ چاپ اول ۱۳۴۲، ۱۰ بار تجدید چاپ شده است.
  • جلد چهارم رنگارنگ چاپ اول ۱۳۴۵، ۱۰ بار تجدید چاپ شده است.
  • جلد پنجم رنگارنگ چاپ اول ۱۳۴۷، ۱۰ بار تجدید چاپ شده است.
  • جلد ششم رنگارنگ چاپ اول ۱۳۵۳، ۱۰ بار تجدید چاپ شده است.

برگرفته از سایت ویکی‌پدیا با اندکی تلخیص



ساقلئقئمدا منی یاد ائت اخوی

من اولندن سورا جئرما یَخَوی

ساقلئقئمدا منی دیندیر دیلیلن

گلمه ترحیمیمه تاج و گولیلن

ساقلئقئمدا الیوی چک باشیما

یاخما بورنون زئلئغن باش داشیما

تا وارام اوزمه الیمدن، الیوی

نه قرا گی؛ نه اوزاد سقلووی

قوی یانیئم من سنه سنده منه یان

سن منه جان ده؛ دیگیم من سنه جان

سالالما قبریمه شالوار؛ باقووئ

دایاما بوگرومه س...ک؛ داش...اقووئ

دیلیم اولسیدئ بوزاردئم تاقووی

الیم اولسیدئ کسردیم آقووئ

ساقلئقئمدا قولووی بوگنوما سال

گاهی گاهی بو سولان گونلومی آل

هئش گلیب قبریمه یاد ایتمه منی

باشیما چالما غلط فاتیحه‌نی

قالاما شمعیله سونقار گو...مه

اولموشم؛ یاخمامئشام بال گو...مه

کاش گورکان قویا قبریمه دلیک

منیله دفن اولا بیر جانلی چلیک

او آداملار کی گلیر فاتیحیه 

ساقلئقئمدا منه چیخمازدئ ییگه

اوزادئدیم کفن آتدان چلیگی

زور وئریدیم گنلردی دلیگی

بابا ساقلئقئدا منیم گول اؤزؤمه

مشتری اول سوزؤمه هم اوزؤمه

منی تشویق ائله طلعت لریله

گونلومی شاد ائله دعوت لرله

نه یالاندان چپی، قه قه لریله

مرسی، احسن، یاشا، به‌به لریله

ائل گرک قیمت اشعاری بیله

نیه ایراندا گورک شاعیر اوله

صنعت شعری چکیلر فیسادا

دوشدی بازاری فیصاحت کاسادا

بیر غزل کی گلیر عشقیله باشا

کیم آلئر غزلی بیرده باشا

سعدی، حافیظ، بابا طاهر، خیام

سحرین ائتدی ناهار، ناهارسئز اخشاما

کیمدی گیگدی اگنینه قیمتدی قبا

سالمادئ چیگنینه بیر تازه عبا

شهریارین ادی دیللرده گزیر

تازه حیدر بابا اللرده گزیر

بیر کیچیک ائوده گونون وئردی باشا

قالدئ بیر مانقالئ بیر حوقا ماشا

ای خدا وئر بیزه عقل و شعور

شاعری ائلمیک زینده به گور

استاد کریمی

 

خیر اولا شیطانی گوردوم گئجه

خلقدن ایلوردی شکایت منه

گیچدوق اوتوردوق ایکیمیز کافه ده

حالتینی ایتدی حکایت منه

سویلدی شاعر سنه وار خواهیشیم

چوخ عرفائیله اولوب گردیشیم

عفو ایله بیر دفعه دوشوبدور ایشیم

من یازیقام ایله حمایت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

آدمی خلق ایتدی خدای کریم

ایلمدیم سجده من اولدوم رجیم

سوز اوزانیب ایندی اولوب بیر سیجیم

دائم ایدیر حمله بو ملت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

منکه بولاردان جانیم ال چکمیشم

شیطنتین بوخچاسینی بوکموشم

بیرجه کیمین بالدیزینی سیکمیشم

بیر بله ایلول‌له اذیت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

رشوه‌نی مین مین قاهاروب خان یسین

نفع ربانی حاجی ترخان یسین

تهمتینی بس نیه شیطان یسین

داغدان آغیر گلدی بو منت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

آدمه من ایلمدیم سجده گر

واریدی صلبنده سنون تک بشر

ایندی اولوبدور هامی بیر پارچا شر

قالدی یالاندان بو اهانت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

اوستادی خلق ایندی تاپولماز ناشی

چیخمیا تا مکر و حیل‌دن باشی

هر کس اولوبدور اوزی شیطان باشی

هیچ ایشه ورمول‌له دخالت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

تابع نفس اول می‌سوز ای فکری خام

مین جور اویوندان چیخی‌سوز صبح و شام

مفته منی متهم ایلور عوام

قویمامی‌سوز ذره جه فرصت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

کبلایی آرتوق آلیر اسگیک ساتور

گونده ساری یاغه نباتی قاتور

پیس پیس اوتانمور ایله قالخور یاتور

لعن ایدیر از روی حماقت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

پیس بولوسوز گر منی ای زنجلب

آخ نه دوشوب‌سوز دالیما داوطلب

سیز کی تانیر سیز منی یاللعجب

بس نیه ایلورسوز اطاعت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

من بابا پیغمبریدیم بیر زمان

طاعت ایدردی منه جان ابن جان

رتبه می آرتیردی خدای جهان

ویردی اوز عرشینده سکونت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

گوی ده نه اجالیله اهل سما

صف چکوب ایلردی منه اقتدا

آخری بیر کلمه‌نین اوسته خدا

ایلدی تنبیه و سیاست منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

ایتدی تکبر منی خار و ذلیل

چیخدی الیمدن او گوزل سلسبیل

طولی چکوب سجده‌مین اوغلوم مین ایل

حق اوزی ورمیشدی فضیلت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

سیز ایله بد ذات‌سوز ای بدخصال

آدمی خلق ایتدی حق ذوالجلال

اولدی وجودی منه وزر و وبال

اولدی اونون خلقتی نقمت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

سجده‌نی من ایلمدیم آدمه

سیز ایدی‌سوز سجده بنی آدمه

آدیوز اسلامدی با این همه

سیز نه بشرسوز گنه رحمت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

سیز ده هله یوخدی او شان و مقام

خلقه انا الله دیورسوز ای عوام

تخت ریاستدن اوتور صبح و شام

اللشوب ایلیرسوز عداوت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

لاپ گده بیر یول یمی‌سوز غیرتی

عصمتی حیثیتی شخصیتی

بیر بیره قاتدوز کیشینی عورتی

دگسین اوغول سیزدکی غیرت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

هاردا دیدیم من بو خانیم قیزلارا

خوش بزنه وسمه چکه فر قویا

مرثیه لرده گتوره مین ادا

بوشلادا بسدور بو لجاجت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

آخ نه دوشوبسوز دالیما عمر و زید

ایستمیرم من بابا سیز تک مرید

آی گده لاپ سیز منی ایتدوز یزید

سیزدن اوغول چیخمادی امت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

جامعه ده بللی دیور مسلک‌وز

مذهب اسلامده یوخ مدرک‌وز

یوز منی وطی ایلی‌سوز هر تک تک‌وز

ایتمی‌سوز هر حیلده سبقت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

نفسیوه تنبیه ایله اوغلوم بالا

من دیورم بانقانی آل قات بالا

دوش قاباغا هر نه گلور قارمالا

باس اوروجی ایله شماتت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

من هاچان ایتدیم بو قدر انقلاب

هاردا قمار اوینادیم ایچدیم شراب

مفتضح ایتدوز منی ای بی‌حجاب

وردوز عجب بوللی خصارت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

گه منه ملعون دیوسوز گه شرور

عکسیمی گه شل چکی‌سوز گاهی کور

گاهی گورورسوز یوخودا مثل حور

هیچ یاراشور گور بو شباهت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

تاپ او کریمی‌نی سحر ای پسر

سویله بوگفتاری اونا سر بسر

منع ایله‌سین خلقی او نیکو سیر

ایلمسون لعن جماعت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

بعضی صفت‌لر گورورم آشکار

هیچ بیری منده یوخیدی سیزده وار

قانمامی‌سوز غیرت و ناموس و عار

پیس پیس ایدیرسوز هله لعنت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

کریمی مراغه‌ای

 

گؤردو بیر بولبولو قفسده اسیر

قارقا بیر گون ائدیردی گلشنی سئیر

بلکه آزاده پر چالوب دولانا

اؤزونو هی وورور اویان بویانا

ائشیگین عطرینی قفسدن آلیر

بوشلییوب ایستراحتی چابالیر

گلیر شوره، دل یاراسیندان

باخیر سیملرین آراسیندان

ای اولان شاه عشقه بنده عشق

قارقا عرض ائتدی ای پرنده عشق

سنی ارباب ائدوبدو زندانی

ندی تقصیرون ای وفا کانی

سنه جانا، روا دگول زیندان

بو نظافت بو سس بو نوطقو بیان

اَوولی‌ندن بئله اولوب مرسوم

دیدی بولبول که ای پرنده شوم

اولا آزاد کرکس و لشخوار

قالا زینداندا عندلیب و هَزار

قارقاروندان جهانیان منفور

سن کی سرقتده اولموسان مشهور

صابینی تاخجادان آلازلورسان

چؤرگی دسمالیلا جازلورسان

گردکان گورجگین قاپوپ اوچوسان

پنیری سفره‌دن ووروب قاچیسان

داراشیرسان، کی سنده یوخ امساک

شانسووا چیخسا پاک یا ناپاک

مسلکون مذهبون دگول معلوم

طینت‌ون پست و نییت‌ون می شوم

قفس غمده ساخلیوب دی منی

سنی آزاد ائدوب بو چرخ دنی

لیک اؤز باشیما بلادی دیلیم

دوتولان دیللره صفادی دیلیم

بودی جورموم کی خوش سخنرانم

گئجه گوندوز اسیر زندانم

قلم آتشینی قدرتی وار

هرکسین نوطقو وار فصاحتی وار

چئخا زنداندا عاقیبت جانی

گرک اولسون همیشه زیندانی

مجلسی لنگه وورما ایله تمام

ای کریمی ندور بو طول کلام

کریمی مراغه‌ای


وئرمیشم طاقت و آرامیمی ای یار سنه

عاشیقم، عاشیقم ای دیلبر عیار سنه

سووه‌رم بزم اولا خلوت قویاسان من ائلیم

دردیمی، محنتیمی، غصه‌می اظهار سنه

گزه‌رم کوچه و دربندی دالونجا سوخارام

پیچاغی قارنینا هر کس ائده آزار سنه

ایستی وقتینده سویونسان سالارام تئز ایچینه

کاسه‌نین بوز وئره‌رم شربت گلنار سنه

گل اوتور قوزا قیچون گیدیریم ای یار عزیز

هر نه سویسن جوراب و چکمه و شلوار سنه

نیه اُوجُوندا سیخورسان، ازیسن، سیندیریسان

نیلیوب آخ بو یازیخ قلب وفادار سنه

سن یخیل بالش ناز اوسته اُوزان منده چالیم

ضرب و قارمان و کمانچه، ویالون، تار سنه

اَیمه، شاخ ساخلا یانوندا، باخوب، اوپ قوی گوزوه

بو گوزل عکسی کی مندن قالور آثار سنه

دوگمه سین آچ آرالا، ساخلا قویوم اورتاسینا

آلمیشام ساک دولوسی، حیوا، لیمو، نار سنه

عیبی یوخ اینجیمه، ویش ویش دئمه، قوی تئز چیخاردیم

سیخسا باشماخ ایاقون، اولسا اگر دار سنه

دئوز بیر آز بندین آچیم تا وئریم الان اَلیوه

چتریوی وئرمیه زحمت، بو یاغیش قار سنه

گله‌سن باغدا وئررم بیر الیوه اویناداسان

قرمزی آلما، شمامه، گل بی‌خار سنه

ال ایاخ چالما، چالیشما، نئجه توتسان کئچه جک

دئمه خاطیر قویاجاخ چرخ جفاکار سنه

احتراماً دایارام آغزوا تا سن سوراسان

سولی قلیانی، کریمی دئیر اشعار سنه




حضرت‌رقیّه قتلگاهدا آتاسێنان ویداع ائده‌ره‌ک سؤیلر

سنیـن یانـۇنـدا گـؤر بابا، وۇرانـدا کـوفییان منـی

گئدینجه شامه اؤلدۆره‌ر، یقین بۇ ساریبان منـی

 

هانی ازه‌لکی عیزّه‌تیم، نه گلدی آل-ی-هاشیمه؟

قالێب هایاندا اکبریم؟ وۇرۇللا قمچی باشیمه

عمیم هانی؟ گلیب باخا گؤزیمده قانلێ یاشیمه

گؤره سالێب نه حالته؟ بۇ گرده‌ن-ی-زمان منی

 

مگه‌ر یتیمه قێزلارێ سالار بۇ حاله روزگار

نه وار باشێمدا معجریم، نه یۆزده بُرقَع-وْ-خمار

جفای-ی-تازییانه دن وجودیم اوْلدۇ زخمدار

ندیر گۆناهیم ائی بابا؟ وۇرۇر بۇ شامییان منی

 

ائدیبله غم خزینه‌سی، بۇ قلب-ی-پاره پاره‌می

یاناندا خئیمه‌گاهیمیز، آلێبلا گوشواره‌می

یوْخۇمدۇ بیر کسیم بابا، کسیبله راه-ی-چاره‌می

سالێبلا آت قاباغێنا، ائدیبله باغرێ قان منی

 

یتیمه بیر قێزام بابا، اسیر-وْ-خواره‌م آغلارام

گئدیبدی صبر-وْ-طاقه‌تیم، علیل-وْ-زاره‌م آغلارام

گله‌ن وۇرار، گئده‌ن وۇرار، یوْخۇمدۇ چاره‌م آغلارام

غریق-ی-سئیل-ی-اشک ائده‌ر، بۇ چشم-ی-خونفیشان منی

 

وۇرۇبدێ سیلی شئمر-ی-دون، بنؤوشه تک یانێب اۆزۆم

اوْدۇر کی متّصل تؤکۆر، عذاره قانلێ گؤزیاشێم

قوْلۇمۇ باغلایێب عدو، دؤنۆبدۆ شامه گۆندۆزۆم

کسیر قوْلۇمۇ اینجیدیر، بۇ بند-ی-ریسمان منی

 

نقدری صبر ائدیم مگه‌ر، دیل آچمایێم شیکایه‌ته

هله جفاسی دۆشمه‌نین، یئتیشمه‌ییب نهایه‌ته

عیالیوی اسیر ائدیب، چکیلله هر ویلایه‌ته

خرابه‌لرده اؤلدۆرۆر، بۇ مئحنه‌ت-ی-گیران منی

 

علاج یوْخدۇ دینمیره‌م، وۇراندا شئمر عیتابیله

باشۇن دالێنجا شامه دک، گره‌ک گله‌م شیتابیله

وئره‌م خرابه‌لرده جان، بۇ سوز-وْ-ائلتیهابیله

غم-ی-فیراقون ائیله‌ییب، علیل-وْ-ناتوان منی

 

دوْیۇنجا آغلێیانمادێم، اۆره‌کده قالدێ حسره‌تیم

دییار-ی-شامه عازیمه‌م، چتیندی بیر رجعتیم

بۇیۇر دارێخماسێن بی‌بیم، یئتیشسه هر اذیتیم

قاباغا وئرسین اللــه‌رین، وۇراندا ساریبان منی

 

بۇ اهل-ی-کینه آنلایێب کی من چوْخ ایستیره‌م سنی

اوْدۇر سبب کی چکدیله‌ر، بۇ قتلگاهیده‌ن منی

موزاحیم اوْلمایێم داخێ، مرخّص ائت رقیّه‌نی

اگرچی سن‌سیز اؤلدۆرۆر، بۇ ناله-وْ-فغان منی

 

گله‌نده؛ قارداشێم منی سوار ائدیردی محمیله

محبّت‌ ایله ائندیریب یئته‌نده هر منازیله

اوْدۇر کی آختارێر گؤزۆم، کی بلکه اکبریم گله

سوار ائده کجاوییه اوْ یار-ی-مئریبان منی

 

کریمی‌نین رقیّه‌ده‌ن حیمایه‌ت آرزوسی وار

همین بۇ شئعره جاییزه شفاعه‌ت آرزوسی وار

هوای-ی-شامی چوْخ سئویر، زییاره‌ت آرزوسی وار

دئییر یئتیر اوْ قبره ائی، خودای-ی-لامکان منی

   

بۇ دیار-ی-غم‌فزادور، نئینوا صحراسی زینب

حاضر اوْل هر ابتلایه، کربلاء زهراسی رینب

 

اگنیوه گئی غم لیباسین، باشه سال اکبر قاراسێن

دۇت ابوالفضلین عزاسین، کربلا زهراسی زینب

 

باغلانان «قالو بلی» ده، عهدیمین پابستی‌یم من

کاروان-ی-عئشق-ی-حقّه، رهبر-وْ-سردسته‌یم من

«البلاء للولائی» جامینین سرمستی‌یم من

دین-ی-ایسلامین حسین دیر، باش وئره‌ن یحییٰ‌سی زینب

 

سن منیم ایسته‌کلی باجێم، راز-ی-عئشقه مَحره‌میم‌سن

هر اموراتیمده زینب سن شریک-ی-اعظم‌یم سن

قتلگاه ایچره دۆشه‌نده، قان ایچینده همدمیم سن

فخر ائله سن‌سن حسین‌ین سیرّ-ی-عاشوراسی زینب

 

بۇ مینای-ی-کربلایه یاخشێ قۇربانلار گتیردیم

باغ-ی-دینه سۇ یئرینه، وئرمه‌گه قانلار گتیردیم

عالم-ی-ایسلامه قوربان، وئرمه‌لی جانلار گتیردیم

نهر-ی-علقمده یێخالار، قوْچ کیمی عبّاسی زینب

 

قتلگاه ایچره دۆشه‌نده، قانیمه غلطان یارالێ

یۆز یارلێ، گؤز یارالێ، باش یارالێ، جان یارالێ

من وئریم جان، سن ده سسله، جان یارالێ، جان یارالێ

ذات-ی-حقّ اوْلسۇن، بۇ عئشقین آفرین گویاسی زینب

 

گئچمه‌سه‌ باشێم جیدایه، پرچم ایسلام اۇجالماز

سن خیال ائتمه کی آخر، «مُنتقم» بۇ قانێ آلماز

صاحب-ی-قان، ذات حقّ‌دیر، ائیله‌مه غم یئرده قالماز

قائم-ی-آل-ی-محمّد دَندی، قان دعواسی زینب

   

باخ تشته شیعه، گل داده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

یاندێ بۇ آیدا دللَر سۇسۇزدان

سوْلدۇ سارالدێ گۆللَر سۇسۇزدان

جان وئردی آخر اصغر سۇسۇزدان

چون اوْلمادێ سۇ سقّاده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

نازلێ سکینه الده سۇ جامێ

عبّاسه گلدی، وئردی سلامی

چون شه قێزێدێ وار ایحتیرامی

یانێر سۇسۇزدان، شهزاده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

عبّاس اوْ طئفلین بیلدی خیالین

گؤردۆ عطشده‌ن سوْلمۇش جمالین

سیلدی گؤزینده‌ن اشک-ی-ملالین

آغلار اوْ حاله سقّاده آغلار

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

گئچدی قۇلۇندان اعداء یانێندا

باشێن اۇجاتدێ زهراء یانێندا

جان وئردی عطشان دریا یانێندا

غرق اوْلدۇ قانلێ دریاده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

اکبر سۇسۇزدان اؤز قانێن ایچدی

اصغر بوْغازێن اوْخ تئشنه بیچدی

حدّینده‌ن امّا چوْخ ظۆلم گئچدی

قان جوشه گلدی صحراده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

معناده تشتین شُغلی فغاندی

سۇ تشت ایچینده بیر لخته قاندێ

آل-ی-عبانین گۆلزاری یاندێ

گلدی حَرملَر فریاده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

 

ای سۇ دؤنئیدۇن قانه حیاده‌ن

قاتل حسین‌ین باشێن جفاده‌ن

جان اۆسته کسدی عطشان قفاده‌ن

آغلا بۇ ظۆلم-وْ-بیداده آغلا

عطشان حسینی سال یاده آغلا

گلدی محرّم، قدسیان آغلار حسینه

سۇ تَشتینده ائیله‌ر فغان آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

باخ تشته سال یاده، سۇسۇز سقّانی شیعه

یاد ائیله حال-ی-اصغر-ی-عطشانی شیعه

سوْلدۇردۇ دۆشمن، نوگل-ی-لئیلانی شیعه

قان آغلا! پئیغمبرده قان آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

ای سۇ نده‌ن شرم ائتمه‌دۇن آل-ی-عباده‌ن

آخدۇن حسین‌ین قێزلارێ یاندێ جفاده‌ن

قاتل، حسین باشێن سۇسۇز کسدی قفاده‌ن

فکر ائتمه‌دۇن پیر-وْ-جاوان، آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

ای سۇ دؤنئیدۇن قانه سن کرب-وْ-بلاده

اصغر چالاندا ال-آیاق، ایستی هواده

اوْلدۇن گوارا لئشگه‌ر-ی-ابن-ی-زیاده

ائتدۇن ربابی باغرێقان آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

باخدێ سنه قان آغلادێ عطشان رقیّه

یاندێ سکینه ائیله‌دی افغان رقیّه

عبّاسین ائتدی گؤزیاشێن آلقان رقیّه

سقّا ائده‌ر اشگین روان آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

اشگیله دوْلدۇرسۇن گره‌ک شیعه بۇ تشتی

دونیانێ آغلاتدێ حسین‌ین سرگذشتی

دۇتمۇشدۇ شور-ی-العطش یکسر اوْ دشتی

سۇ تشتیده ائیله‌ر فغان آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

تشتی گؤره‌نده، محنتیم اوْلدۇ زیاده

بیر آیرێ تشتی چۆن سالێر بۇ تشت یاده

گؤرره‌م حسین‌ین باشێنێ تشت-ی-طلاده

عطشان دوْداقدا خئیزران آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

ای تشت اوْلۇرسان گه سر-ی-یحیی‌یه بستَر

گاهی اوْلۇرسان مجتبیٰ قانیله احمر

معصومه‌نی گاهی قوْیۇرسان بی‌برادر

«زینب»له باهم هر زامان آغلار حسینه

بۇ حسرته صاحیب زامان آغلار حسینه

 

گینه عالمی غم آلدێ، گینه ماه-ی-ماتم اوْلدۇ

کی بۇ آیدا قدّ-ی-زینب، غم-وْ-غۆصصه‌ دن خم اوْلدۇ

 

علم-ی-عزا وۇرۇلدۇ، گینه فرشه طاق-ی-عرشه

چکیلیبدی قاره گویا، باشاباش رواق-ی-عرشه

گینه یا حسین شوعاری، یازێلێبدێ صاق-ی-عرشه

شه-ی-دینه بزم-ی-ماتم، گینه عرش-ی-اعظم اوْلدۇ

 

بۇ آیێن مصیبت‌ینده‌ن، گۆن عزا دۇتۇب، آی آغلار

فلک-وْ-مَلک دییه‌رلر، هامێ وای حسین وای آغلار

دئییب اصغره آناسێ، گؤزۆ یاشلێ لای-لای آغلار

اوْنۇن اوْخلانان بوْغازێ، هامێ شیعه‌یه غم اوْلدۇ

 

گینه نُه رواق اوْلۇبدۇ، مَلکوته بیت الحَزَن

گینه تئکیه‌لر آچێلدێ، دؤشه‌نیب بساط-ی-شیون

گینه شمع-ی-بزم-ی-ماتم، ائدیب آسمانی روشن

هامێ تئکیه‌لرده برپا، گینه قاره پرچم اوْلدۇ

 

عَر‌صات-ی-محشر اوْلدۇ، بۇ آیێن اوْنۇندا برپا

بالالار قالێب آناسێز، آنالار قالێبلا ثکلا

هامێ گؤزده اشک-ی-حسرت، هامێ دیلده واحسینا

آخان اشگ‌لر جماله، گۆلۆن اۆسته شبنم اوْلدۇ

 

بۇ آیێن اوْنۇندا توفان، قوْپۇب عرصه‌ی-ی-بلاده

یێخێب اشقیاء حسینی، یۆزۆ اۆسته کربلاده

آناسێ آچێبدێ باشێن، باباسێ گلیبدی داده

دئدیله‌ر حسین بۇ عالم، بیزه اؤزگه عالم اوْلدۇ

 

بۇ آیێن اوْنۇندا قاچدێ، چؤله قوْرخۇدان اۇشاقلار

دۆشۆب اسمه‌گه بدن‌لر، بؤلۆنۆبدۆ گۆل دوْداقلار

نئچه گوشواره اۆسته، بوْیانێب قانا قۇلاقلار

هامێ قلب قانه دؤندۆ، هامێ دیده پُر نم اوْلدۇ

 

بۇ آیێن اوْنۇندا بیر اوْخ، دگیب اصغره فلکده‌ن

آیێرێب اوْ طفلی سۆتده‌ن، آچێب اَللَرین بله‌کده‌ن

آناسێ دئدی دۆشئیدی، الۇن «حرمله» بیله‌کده‌ن

نه بالاما سۇ تاپێلدێ، نه یارایا مرهم اوْلدۇ

 

دئدیم آغلاما عزیزیم، سۇ خیالین آت آماندێ

سۇ کی اوْلمادێ ایچئیدۇن، بوْغازۇندا پارچالاندێ

یۆزۆن اللرۇن لیباسۇن، بله‌گۇن قانا بوْیاندێ

آناوۇن اوْغۇل اؤلۆنجه، هر آیێ محرّم اوْلدۇ

 

آقا یا حسین قاپۇندا، دئمیره‌م، «زهیر»‌م، «حرّ»‌م

هله ذرّه قطره‌یم من، سنه وصلیم اوْلسا کرّم

یۆزۆ قاره بیر ایته‌م من، یاتارام قاپۇندا هۆرره‌م

بۇ شرفلی آستانه، دۆشه‌ن ایت مکرّم اوْلدۇ

 

قوْشار: کریمی مراغه‌ای




طبقه بندی:

 

حسین

وقت رفتن همه را می بوسید

         به من از دور نگاهش را داد

                     یادگاری به همه داد و به من

                                انتظار سر راهش را داد....
                                        

کاسب کهنه کار من! باز بساط مي کني؟
جنس دلت به شهر ما، خوب فروش مي کند، عشق حراج مي کني؟
قلب اجاره مي دهي؟ نرخ خريدنت مرا، خانه به دوش مي کند...

نکند يوسف عمرم رود از مصر خيالت           باز آواره تنهايي چاهم بکني

حضرت آیت الله بهجت فرمودند: "ما هفتصد سال از معنویت عقبیم، زمانی بود که در نجف اشرف کسی که اهل کرامت (1) نبود نادر بود، اینک کسی که اهل کرامت است نادر است".

دۆشـدۆن هر وقته‌ کی بیر درده اباالفضلی چاغێـر

کربـــلا شـاهێنــه سـرکـه‌رده ابـاالفضلـی چاغێـــر

هــر نــه تعـریـف اوْلا شـاییستــه-وْ-زیبـه‌نـده اوْنــا

کــربـــلاده اؤزۆ شــــاه اوْلــــدۇ پنــاهــه‌نــده اوْنــا

ائی دۆشه‌ن مۆشگۆله دردین دئیگینه‌ن سنده اوْنا

چـاره یـوْخـدۇر در-ی-دیگـه‌رده ابـاالفضلـی چاغێــر

با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد                     در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد

ذهنش ز روضه هاي مجسم عبور كرد                  شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد

 

احساس كرد از همه عالم جدا شده ست

در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده ست

 

در اوج روضه خوب دلش را كه غم گرفت          وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت

وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت                   مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت

 

باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست

شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست

 

بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت                      دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت

يك بيت بعد واژه لب تشنه را گذاشت                    تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

 

حس كرد پا به پاش جهان گريه مي كند

دارد غروب فرشچيان گريه مي كند

 

با اين زبان چگونه بگويم چه ها كشيد                   بر روي خاك وخون بدني را رها كشيد

او را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد                        حتي براش جاي كفن؛ بوريا كشيد

 

در خون كشيد قافيه ها را، حروف را

از بس كه گريه كرد تمام لهوف را

 

اما در اوج روضه كم آورد و رنگ باخت              بالا گرفت كار و سپس آسمان گداخت

اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت                 خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت

 

بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود

او كهكشان روشن هفده ستاره بود

 

خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...          پيشانيش پر از عرق سرد و بعد از آن...

خود را ميان معركه حس كرد و بعد از آن...         شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...

 

در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس

شاعر كنار دفترش افتاد از نفس

اينجا كربلاى من است
باتو هستم اى برادر
كجا را مى گردى ؟
به دنبال چه هستى ؟
اگر مرا مى جويى
من همينجا هستم
درميان صفحات كتابهايم
با صلاتى عاشقانه صراط حق را يافتم
وشكوفه هاى نور آنچنان در دلم جوانه زد كه
برات رهايى از ظلمت را
از دستان مبارك اثر حضرت خورشيد گرفتم
واينجا يعنى
كوچه پس كوچه هاى كتابهايم
كربلاى من است....

من حسينم عاشق شيدائيم       

تشنه جان دارم ولي دريائيم

زير خنجر عشقبازي کرده ام        

 روي نيزه سرفرازي کرده ام...

ای حسین ای کربلا شاهی سلام اولسون سنه

اودلانان ظولمیله درگاهی، سلام اولسون سنه

 

ای شهید نیزه و خنجر، قتیل کربلا

ای چکه‌ن امت‌دن اؤترو، عصریده بی حد بلا

عالمین جانی سوسوز اطفالیوه، قربان اولا

ای حجاز و مکه‌نین شاهی، سلام اولسون سنه...

محرم آیینون چاتماسین بوتون عاشقلره تسلیت دیه م

 

آرشیو نظرات  

از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست

 

من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست

 

غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست

 

در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست

 

می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست

 

شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست

غزل هجرت

آيد آن روز كه من هجرت از اين خانه كنم                   از جهان پرزده در شاخ عدم لانه كنم

رسد آن حال كه در شمع وجود دلدار                           بال و پرسوخته كار شب پروانه كنم

روى از خانقه و صومعه برگردانم                            سجده بر خاك در ساقى ميخانه كنم

حالى حاصل نشد از موعظه صوفى و شيخ                  رو به كوى صنعى واله و ديوانه كنم

گيسوى و خال لبت دانه و دامند چسان مرغ                  دل فارغ از اين دام و از اين دانه كنم

شود آيا كه از اين بتكده بربندم رخت                           پرزنان پشت‏بر اين خانه بيگانه كنم

امام خميني (ره)

سر كوى تو، به جان تو قسم! جاى من است        به خـــــــــم زلف تو، در ميكده ماواى من است

عارفانِ رخ تو جملــــــــــــــــه ظلومند و جهول        اين ظلومىّ و جهولى، سر و سوداى من است

عاشـــق روى تو حسرت زده اندر طلب است         ســــــر نهادن به سر كوى تو، فتواى من است

عالـــــــم و جاهل و زاهد، همه شيداى تواند         اين نه تنهـــــــــــــا رقم سرّ سويداى من است

رخ گشـــــــا، جلوه نما، گوشه چشمى انداز         اين هــــــــــواى دل  غمديده شيداى من است

مسجد و صومعـــــــــه و بتكده و دير و كنيس         هر كجا مــــــــــــى‏گذرى، ياد دل‏آراى من است

در حجابيم و حجـــــــــابيم و حجابيم و حجاب         اين حجاب است كه خود، راز معماى من است

امام خميني (ره)

 

 

آرشیو نظرات  

غنچه ای کو که دهد بار دگر بوی ترا

طره ای کو مثل سلسله ی موی ترا

عاشقان را به جهان کعبه ی آمال تویی

سالکان عزم سفر کرده همه کوی ترا ...

سن سیز اوره گیم ناره گرفتار اولو گئتمه

کئچمیش قارا گونلر منه تکرار اولو گئتمه

مین دردیمه درمان گتیریب نرگس مستون

گئتسون دل سودا زده بیمار اولو گئتمه

اون دورت گئجه لیک آی کیمی ساچ کونلومه یوخسا

زولفون کیمی آیدین سحریم تار اولو گئتمه

کونلوم قوشو چیخمازدی چمن سئیرینه سن سیز

سنلن گوزلیم مایل گولزار اولو گئتمه

حاشا گوله بیر گول اوزومه دهر ده سنسیز

گولشنده ده گوللر گوزومه خار اولو گئتمه

جان نقدینه بیر نازینی ساتسون آلارم من

کیم من کیمی اول نازه خریدار اولو گئتمه

عشاق آرا باشیم اوجالار داغ کیمی قالسون

اغیار آرا عاصیم قوجالیب خوار اولو گئتمه

استاد عاصم اردبیلی

 

ایندیه‌تک بیله بیلوردم خانم

هرزه و هزیاندی ریاست میزی

ایندی اوتوردوم گورورم آی جانم

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

آخ نئجه راحت نئجه اگلشملی

هر نئجه یورقون اوتوسا دینجلی

چوخ یوموشاق سلقلی کیف سورملی

لایق سلطان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

میز نئجه میز اگلشنی جست ایدیر

رند و خرابات و قوی دست ایدیر

بی می و مینا آدامی مست ایدیر

رتبه‌ی شایان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

     

باخما کیچیک گورسنوری ظاهری

تک بیر آدامدان چوخا یوخدور یری

قوی الیوی آننوا باخ بیر چری

بیر یکه میدان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

        

میز نئجه میز نشعه‌ی ممتازی وار

موشک و جت تک گویه پروازی وار

باشدان آلور هوشی عجب گازی وار

محفل رندان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

       

ایلمه غم فخرایله شیش آی ماتان

من رئیس اولدوم کفیمه یوخ چاتان

صدر نشینم دگولم شارلاتان

دردیمه درماندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

واردی عجب معجزه‌سی بو میزین

کور ایدیر اوّل‌ده جلیسین گوزین

نه جلو ایستور نه اوزنگی نه زین

مین‌ملی مادیاند‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

دورسا حضوریمده اگر یوز نفر

سایمارام ایشکدی بولار یا بشر

یا بیر اوطاق کتلی یا بیر طویله خر

بیزلره یکساندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

       

آخ نئجه میز وار نه گوزل نقشه‌سی

اَل قول آچانمور سویورام هر کسی

اُلدویرورم هر کیمی چخمور سسی

مسلخ انساندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

سخت اولا قانون نئجه مثل دمیر

من اونی الده ایده‌رم چون خمیر

اولموشام ایندی ایله روشن ضمیر

مکتب عرفاندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

       

میز نئجه میز جنگده ارابه‌دی

دللری یاندیرماقا خوش تابه‌دی

خون ضعیفان بیزه نوشابه‌دی

باشدان ایاق قاندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

مؤمن اولا گبر اولا اسلام اولا

یوخ منه فرقی چاتارام قول قولا

دینی فدا ایلمیشم من پولا

دینله دشماندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

بو مثلی خوش دیدی احمد کوسا

ارمنی‌لیق یاخشیدی کبلای موسا

لیک قیامتده پوخی چخماسا

مسند شیطان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

عصر بیزیم عرصه‌ی میدان بیزیم

قصر بیزیم حوری و غلمان بیزیم

نفس بیزیم نعمت الوان بیزیم

معرض طغیان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

ظالمی مظلوم ایلسم ایلرم

حاکمی محکوم ایلسم ایلرم

هر کسی مسموم ایلسم ایلرم

مرکز بهتاندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

     

دائم الیمده ایکی مثقال قلم

ایسته‌سم عالملری ووررام به هم

پولدی پول اُستن یاغوری دم به دم

گورملی دکاندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

ملتی مین مین سویورام دویمورام

دولته دوقوز قویورام دویمورام

گونده اوتوز رنگ بویورام دویمورام

حیله‌ی الواندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

       

زال منم رستم دستان منم

گیو منم سام نریمان منم

اهرمنم خصم سلیمان منم

مسکن دیواندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

دویمارام اصلاً بله سرمایه‌دن

یوخدی سراغیم خبر و آیه‌دن

سنماسین ای کاش بو میز پایه‌دن

ثروت و ساماندی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

      

بس دی کریمی سوزی قاتما سوزه

سورمه آتون داشلقا قیتر دوزه

چکمه داخی ملتی چوخدا اوزه

یازمالی عنوان‌دی ریاست میزی

تخت سلیمان‌دی ریاست میزی

شاعیر: کریمی مراغه‌ای



نه گوزل خوش یاراشیرمش سنه ای جان مینی ژوب

حسنوه ویردی ترقی یوزه دوخسان مینی ژوب

ایوون آباد اولا عالمده مُد ایجاد ایلین

صبریمی طاقتمی ایلدی تالان مینی ژوب

نه دوتور قول قیچی نه یول یرینده یخوری

ایوون آباد ایلدون ایشلری آسان مینی ژوب

پسته‌نین اوستی آچیلدی کیلوسی برمی تومن

ایلدی آغ کلمین قیمتین ارزان مینی ژوب

گتور ای ساقی می نابله مست ایله منی

نازا قویما دورایاقه سنه قربان مینی ژوب

گجه گوردوم یوخودا امر معاشیم دوزه‌لوب

آلمشام قوینوما بیر شوخ بالا جیران مینی ژوب

اویانوب گوردوم اولوب خطه‌ی بغداد خراب

دیدیم ای وای سنه لعنت گله شیطان مینی ژوب

بیزیم آروادداباخور قزلارا کم کم اویانور

گینوب تازه بو بیمان قزی بیمان مینی ژوب

گر چی ایجاد ایلیوبدور بو مدی خارجه‌لی

واقعاً جای تعجبدی مسلمان مینی ژوب

آدی زهرا ننه‌سی فاطمه احمد آتاسی

اهل قرآنیدی بودلار قالوب عریان مینی ژوب

ننه‌سی بیر قیزا ایلوردی نصیحت کی قیزیم

یوزی قویلی اگیلوب سِیچمه بادمجان مینی ژوب

چوخ گوزتله بو لباسین بالا امنیتی یوخ

سنی بیردن گوره‌سن ایتدی پشیمان مینی ژوب

عمله گلسه متاعون داخی گلمز عمله

ایدور اوضاعوی بالمره پریشان مینی ژوب

خیلی مشگلدی اوزین ساخلیا ات گورسه پشیک

دوزه بیلمز گوره پول‌سوز سوبای اوغلان مینی ژوب

قویروغا مشتری یوخ قصابین احوالنه باخ

اوزماندان کی اولوب بیله فراوان مینی ژوب

نه قدر مد گوروسن خارجه سوغاتیدی لیک

بولارین جمله‌سی تک بیریانا بیریان مینی ژوب

اللرون وار اولا خیاطه خانم اُلمیه‌سن

همی دالدان یاراشیر همده قباقدان مینی ژوب

هوسون اولسا گیداخ انزلی‌یه رامسره

لب دریاده ایدر گور نجه طوفان مینی ژوب

کیم خدایا گوره‌سن آچدی بو خلقین یوزینی

نه حیا قویدی نه ناموس نه وجدان مینی ژوب

آدین اسلام قویان خارجه تقلید ایلمز

پوزوب اسلامی نه دین قویدی نه ایمان مینی ژوب

یل اسنده گیدیری فوری گوبکدن یوخاری

گزلین اسراری ایدیر ملته اعلان مینی ژوب

دین و ملت اشاقا گیتدی اتکلر یوخاری

تا گوراخ هاردا ویرر سئرینه پایان مینی ژوب

اقتصاد اهلیدی ایرانلار اسراف ایلمز

همی کم خرجیدی هم مفته هم ارزان مینی ژوب

حیف اولا بو قوجالار مدلاری رسوا ایلدی

قورومش بود قره ایرگنملی باخ یان مینی ژوب

بیزیم ایشکده بیر آز قوشقونا تغییر ویروب

دالی یانمش بودا ایستور اولا حیوان مینی ژوب

خردالوب خردالوب آخر تومان اولدی پاچا بند

قسالوب قسالوب ایتدی دونی دوران مینی ژوب

ای کریمی مدووی سنده دگیش اول ژیگولی

شعر و شاعر مینی ژوب دفتر دیوان مینی ژوب

شاعیر: کریمی مراغه‌ای


ایها الناس ویرون همتلن رای منه

منی وادارایلیون شرکت ایدوم انجمنه

شاعرم شعریله هر مطلبی تحریر ایده‌رم

قاری‌یم آیه‌نی اوز شائنیمه تفسیر ایده‌رم

سیل یخان ایولری بیر هفته‌ده تعمیر ایده‌رم

لادیمز حکمیمه مستاجر اولا یا سکنه

ایها الناس ویرون رای منه

قویمارام شهریده بیر ذره کثافت اثری

گرک آسفالت اولونا شهریمیزین کوچه‌لری

گوره‌سوز اوندا که آیا سوزیمون وار کسری

من فقط ماهه باش اگسم اگرم انجمه‌نه

ایها الناس ویرون رای منه

قویمارام شهریمیزین بودجه‌سی گیتسون هدره

قویمارام ظلم اولا بیر مو قدری بیر نفره

ییرم شام نهارا یاغ دوگی صبحانه کره

اوزه‌رم باشنی هر کیم سولسه هل پسنه

ایها الناس ویرون رای منه

ایشی ترتیبه سالوم شهره ویروم نظم و نظام

مد امروزیله تعمیر اولا مسجدله حمام

ناقصاتی ایلیوم بیر ایلین عرضینده تمام

هامی بیر دفعه دیسون احسن او رای حسنه

ایها الناس ویرون رای منه

نیه گورکان آلا قبرین بیرینه اللی تومن

نیه دینمور بو جماعت ایشه یوخ بیر یتیشن

بله اولسا قوجا دنیانی دوتار اولماز الن

اُلی گر اوز باشنا اولسا تریخلار کفنه

ایها الناس ویرون رای منه

نه روا شایع اولا شهریده مشروب و زنا

دولدورا تکیه و مسجدلری تذویر و ریا

قویمارام رایج اولا بیر بله تنزیل و ربا

خلق ایچینده گنه مرسوم اولی قرض‌الحسنه

ایها الناس ویرون رای منه

چوره‌گی میوه‌نی بازاردا فراوان ایده‌رم

هویجین آغ کلمین قیمتین ارزان ایده‌رم

اتی قصاب باها ساتسا اونی تاوان ایده‌رم

باسارام ایگنه‌یین‌لر قوسار آتدان تبنه

ایها الناس ویرون رای منه

شاعرم منده قویون صنف رجاله قوشولوم

کارت و پارت و پلوویله پولوم اولسون خوش اولوم

سوخولوم باند ریاستلره غمدن قوتولوم

نولی بش گون قویاسوز سرور اولام مرد و زنه

ایها الناس ویرون رای منه

قویمارام کتلیه آشپز قوخوموش کفته ویره

بیری اصنافی سویوب جنسین آلا سفته ویره

اوغلانا شوخ مه‌مه قزلار اُپوشی مفته ویره

بوسه‌نین هر جوتی قاخسون گرک آتمیش تومنه

ایها الناس ویرون رای منه

منی شهر اهلی تانور من بو ایشین ماهری‌یم

رئسا تک تکی موسا اولا من سامری‌یم

نابلد کی دگولم شهریویزین شاعری‌یم

یوخ خیانت نظریم دولته دینه وطنه

ایها الناس ویرون رای منه

سویرم منده چاتام منصبه آدیم یکله

یاغلی مجانی پلولارییه قارنیم دیکله

ساری رنگیم دورولا بو تیشی قیشلارکوکله

یاخشیلیق دوره سیدی سن منه یان منده سنه

ایها الناس ویرون رای منه

من اگر رای آپارام خوش سیزون احوالیزه

مرحبا طالعوزه شانسوزا اقبالویزا

جد و جهدیله یتورم سیزی آمالویزه

دده سوز سیز منه عورتلریویز مثل ننه

ایها الناس ویرون رای منه

حاضرم هر ایشوز اولسا دیمیون دال چاتارام

بله فکر ایلمیون سیزلری گوزدن آتارام

یری گورمز گوزوم اوندا باشیمی دوز دوتارام

دیمرم گیچدی سودان ایشکیم ایندی منه نه

ایها الناس ویرون رای منه

گله لازمدی حمامدا سو پولی بش قرانا

تا گیده سطح نظافت یوخاری خلق اویانا

شهر حسرت قالا قیللی ... کیرلی دابانا

یاسمن گونده ورا شانه او زلف سمنه

ایها الناس ویرون رای منه

نولی بش گونده کریمی اولا بیر جمعه آقا

داراشا بوغلی پشیک تک بالا قیماقه یاغا

بولیسوز هر ایشیویزده دوشرم من قباقا

ملکم ایندی من اوندا دونرم اهریمنه

ایها الناس ویرون رای منه

کریمی مراغه‌ای




حسین

منی یاد ائت

بازدید : 27573 مرتبه

تاریخ : 27 شهریور 1390

ساقلئقئمدا منی یاد ائت اخوی

من اولندن سورا جئرما یَخَوی

ساقلئقئمدا منی دیندیر دیلیلن

گلمه ترحیمیمه تاج و گولیلن

ساقلئقئمدا الیوی چک باشیما

یاخما بورنون زئلئغن باش داشیما

تا وارام اوزمه الیمدن، الیوی

نه قرا گی؛ نه اوزاد سقلووی

قوی یانیئم من سنه سنده منه یان

سن منه جان ده؛ دیگیم من سنه جان

سالالما قبریمه شالوار؛ باقووئ

دایاما بوگرومه س...ک؛ داش...اقووئ

دیلیم اولسیدئ بوزاردئم تاقووی

الیم اولسیدئ کسردیم آقووئ

ساقلئقئمدا قولووی بوگنوما سال

گاهی گاهی بو سولان گونلومی آل

هئش گلیب قبریمه یاد ایتمه منی

باشیما چالما غلط فاتیحه‌نی

قالاما شمعیله سونقار گو...مه

اولموشم؛ یاخمامئشام بال گو...مه

کاش گورکان قویا قبریمه دلیک

منیله دفن اولا بیر جانلی چلیک

او آداملار کی گلیر فاتیحیه 

ساقلئقئمدا منه چیخمازدئ ییگه

اوزادئدیم کفن آتدان چلیگی

زور وئریدیم گنلردی دلیگی

بابا ساقلئقئدا منیم گول اؤزؤمه

مشتری اول سوزؤمه هم اوزؤمه

منی تشویق ائله طلعت لریله

گونلومی شاد ائله دعوت لرله

نه یالاندان چپی، قه قه لریله

مرسی، احسن، یاشا، به‌به لریله

ائل گرک قیمت اشعاری بیله

نیه ایراندا گورک شاعیر اوله

صنعت شعری چکیلر فیسادا

دوشدی بازاری فیصاحت کاسادا

بیر غزل کی گلیر عشقیله باشا

کیم آلئر غزلی بیرده باشا

سعدی، حافیظ، بابا طاهر، خیام

سحرین ائتدی ناهار، ناهارسئز اخشاما

کیمدی گیگدی اگنینه قیمتدی قبا

سالمادئ چیگنینه بیر تازه عبا

شهریارین ادی دیللرده گزیر

تازه حیدر بابا اللرده گزیر

بیر کیچیک ائوده گونون وئردی باشا

قالدئ بیر مانقالئ بیر حوقا ماشا

ای خدا وئر بیزه عقل و شعور

شاعری ائلمیک زینده به گور

استاد کریمی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (3)

شیطان‌نامه

بازدید : 27680 مرتبه

تاریخ : 19 شهریور 1390

خیر اولا شیطانی گوردوم گئجه

خلقدن ایلوردی شکایت منه

گیچدوق اوتوردوق ایکیمیز کافه ده

حالتینی ایتدی حکایت منه

سویلدی شاعر سنه وار خواهیشیم

چوخ عرفائیله اولوب گردیشیم

عفو ایله بیر دفعه دوشوبدور ایشیم

من یازیقام ایله حمایت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

آدمی خلق ایتدی خدای کریم

ایلمدیم سجده من اولدوم رجیم

سوز اوزانیب ایندی اولوب بیر سیجیم

دائم ایدیر حمله بو ملت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

منکه بولاردان جانیم ال چکمیشم

شیطنتین بوخچاسینی بوکموشم

بیرجه کیمین بالدیزینی سیکمیشم

بیر بله ایلول‌له اذیت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

رشوه‌نی مین مین قاهاروب خان یسین

نفع ربانی حاجی ترخان یسین

تهمتینی بس نیه شیطان یسین

داغدان آغیر گلدی بو منت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

آدمه من ایلمدیم سجده گر

واریدی صلبنده سنون تک بشر

ایندی اولوبدور هامی بیر پارچا شر

قالدی یالاندان بو اهانت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

اوستادی خلق ایندی تاپولماز ناشی

چیخمیا تا مکر و حیل‌دن باشی

هر کس اولوبدور اوزی شیطان باشی

هیچ ایشه ورمول‌له دخالت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

تابع نفس اول می‌سوز ای فکری خام

مین جور اویوندان چیخی‌سوز صبح و شام

مفته منی متهم ایلور عوام

قویمامی‌سوز ذره جه فرصت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

کبلایی آرتوق آلیر اسگیک ساتور

گونده ساری یاغه نباتی قاتور

پیس پیس اوتانمور ایله قالخور یاتور

لعن ایدیر از روی حماقت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

پیس بولوسوز گر منی ای زنجلب

آخ نه دوشوب‌سوز دالیما داوطلب

سیز کی تانیر سیز منی یاللعجب

بس نیه ایلورسوز اطاعت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

من بابا پیغمبریدیم بیر زمان

طاعت ایدردی منه جان ابن جان

رتبه می آرتیردی خدای جهان

ویردی اوز عرشینده سکونت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

گوی ده نه اجالیله اهل سما

صف چکوب ایلردی منه اقتدا

آخری بیر کلمه‌نین اوسته خدا

ایلدی تنبیه و سیاست منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

ایتدی تکبر منی خار و ذلیل

چیخدی الیمدن او گوزل سلسبیل

طولی چکوب سجده‌مین اوغلوم مین ایل

حق اوزی ورمیشدی فضیلت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

سیز ایله بد ذات‌سوز ای بدخصال

آدمی خلق ایتدی حق ذوالجلال

اولدی وجودی منه وزر و وبال

اولدی اونون خلقتی نقمت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

سجده‌نی من ایلمدیم آدمه

سیز ایدی‌سوز سجده بنی آدمه

آدیوز اسلامدی با این همه

سیز نه بشرسوز گنه رحمت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

سیز ده هله یوخدی او شان و مقام

خلقه انا الله دیورسوز ای عوام

تخت ریاستدن اوتور صبح و شام

اللشوب ایلیرسوز عداوت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

لاپ گده بیر یول یمی‌سوز غیرتی

عصمتی حیثیتی شخصیتی

بیر بیره قاتدوز کیشینی عورتی

دگسین اوغول سیزدکی غیرت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

هاردا دیدیم من بو خانیم قیزلارا

خوش بزنه وسمه چکه فر قویا

مرثیه لرده گتوره مین ادا

بوشلادا بسدور بو لجاجت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

آخ نه دوشوبسوز دالیما عمر و زید

ایستمیرم من بابا سیز تک مرید

آی گده لاپ سیز منی ایتدوز یزید

سیزدن اوغول چیخمادی امت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

جامعه ده بللی دیور مسلک‌وز

مذهب اسلامده یوخ مدرک‌وز

یوز منی وطی ایلی‌سوز هر تک تک‌وز

ایتمی‌سوز هر حیلده سبقت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

نفسیوه تنبیه ایله اوغلوم بالا

من دیورم بانقانی آل قات بالا

دوش قاباغا هر نه گلور قارمالا

باس اوروجی ایله شماتت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

من هاچان ایتدیم بو قدر انقلاب

هاردا قمار اوینادیم ایچدیم شراب

مفتضح ایتدوز منی ای بی‌حجاب

وردوز عجب بوللی خصارت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

گه منه ملعون دیوسوز گه شرور

عکسیمی گه شل چکی‌سوز گاهی کور

گاهی گورورسوز یوخودا مثل حور

هیچ یاراشور گور بو شباهت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

تاپ او کریمی‌نی سحر ای پسر

سویله بوگفتاری اونا سر بسر

منع ایله‌سین خلقی او نیکو سیر

ایلمسون لعن جماعت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

بعضی صفت‌لر گورورم آشکار

هیچ بیری منده یوخیدی سیزده وار

قانمامی‌سوز غیرت و ناموس و عار

پیس پیس ایدیرسوز هله لعنت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

کریمی مراغه‌ای




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (1)

قارقا بولبولون موکالیمسی

بازدید : 27526 مرتبه

تاریخ : 19 شهریور 1390

گؤردو بیر بولبولو قفسده اسیر

قارقا بیر گون ائدیردی گلشنی سئیر

بلکه آزاده پر چالوب دولانا

اؤزونو هی وورور اویان بویانا

ائشیگین عطرینی قفسدن آلیر

بوشلییوب ایستراحتی چابالیر

گلیر شوره، دل یاراسیندان

باخیر سیملرین آراسیندان

ای اولان شاه عشقه بنده عشق

قارقا عرض ائتدی ای پرنده عشق

سنی ارباب ائدوبدو زندانی

ندی تقصیرون ای وفا کانی

سنه جانا، روا دگول زیندان

بو نظافت بو سس بو نوطقو بیان

اَوولی‌ندن بئله اولوب مرسوم

دیدی بولبول که ای پرنده شوم

اولا آزاد کرکس و لشخوار

قالا زینداندا عندلیب و هَزار

قارقاروندان جهانیان منفور

سن کی سرقتده اولموسان مشهور

صابینی تاخجادان آلازلورسان

چؤرگی دسمالیلا جازلورسان

گردکان گورجگین قاپوپ اوچوسان

پنیری سفره‌دن ووروب قاچیسان

داراشیرسان، کی سنده یوخ امساک

شانسووا چیخسا پاک یا ناپاک

مسلکون مذهبون دگول معلوم

طینت‌ون پست و نییت‌ون می شوم

قفس غمده ساخلیوب دی منی

سنی آزاد ائدوب بو چرخ دنی

لیک اؤز باشیما بلادی دیلیم

دوتولان دیللره صفادی دیلیم

بودی جورموم کی خوش سخنرانم

گئجه گوندوز اسیر زندانم

قلم آتشینی قدرتی وار

هرکسین نوطقو وار فصاحتی وار

چئخا زنداندا عاقیبت جانی

گرک اولسون همیشه زیندانی

مجلسی لنگه وورما ایله تمام

ای کریمی ندور بو طول کلام

کریمی مراغه‌ای




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (3)

زشت و زیبا

بازدید : 28457 مرتبه

تاریخ : 19 شهریور 1390

وئرمیشم طاقت و آرامیمی ای یار سنه

عاشیقم، عاشیقم ای دیلبر عیار سنه

سووه‌رم بزم اولا خلوت قویاسان من ائلیم

دردیمی، محنتیمی، غصه‌می اظهار سنه

گزه‌رم کوچه و دربندی دالونجا سوخارام

پیچاغی قارنینا هر کس ائده آزار سنه

ایستی وقتینده سویونسان سالارام تئز ایچینه

کاسه‌نین بوز وئره‌رم شربت گلنار سنه

گل اوتور قوزا قیچون گیدیریم ای یار عزیز

هر نه سویسن جوراب و چکمه و شلوار سنه

نیه اُوجُوندا سیخورسان، ازیسن، سیندیریسان

نیلیوب آخ بو یازیخ قلب وفادار سنه

سن یخیل بالش ناز اوسته اُوزان منده چالیم

ضرب و قارمان و کمانچه، ویالون، تار سنه

اَیمه، شاخ ساخلا یانوندا، باخوب، اوپ قوی گوزوه

بو گوزل عکسی کی مندن قالور آثار سنه

دوگمه سین آچ آرالا، ساخلا قویوم اورتاسینا

آلمیشام ساک دولوسی، حیوا، لیمو، نار سنه

عیبی یوخ اینجیمه، ویش ویش دئمه، قوی تئز چیخاردیم

سیخسا باشماخ ایاقون، اولسا اگر دار سنه

دئوز بیر آز بندین آچیم تا وئریم الان اَلیوه

چتریوی وئرمیه زحمت، بو یاغیش قار سنه

گله‌سن باغدا وئررم بیر الیوه اویناداسان

قرمزی آلما، شمامه، گل بی‌خار سنه

ال ایاخ چالما، چالیشما، نئجه توتسان کئچه جک

دئمه خاطیر قویاجاخ چرخ جفاکار سنه

احتراماً دایارام آغزوا تا سن سوراسان

سولی قلیانی، کریمی دئیر اشعار سنه

کریمی مراغه‌ای




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (2)

مشعل

بازدید : 2224 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

مگو که شهر پر از قصه‌ی نهانیِ ماست

به لوح دهر همین قصه‌ها نشانیِ ماست

ز چشم خلق چه پوشم؟ که قصه‌های دراز

عیان به یک نگه خامش نهانیِ ماست

اگر چه هر غزلی همچو شعله ما را سوخت

فروغ عشق، چو مشعل، ز صد زبانیِ ماست

اگر چه لاله‌ی ما شد ز خون دل سیراب

چه غم؟ که رونق باغی ز باغبانیِ ‌ماست

به گور مهر، شبانگه، به خون سرخ شفق

نوشته قصه‌ی پر دردی از جوانیِ ماست

شبی به مهر بجوش و ببین که چرخ حسود

سحر دریده گریبان ز مهربانیِ ‌ماست

مکش به دیده‌ی مغرور ما کرشمه‌ی وصل

که چشم پوشی ما عین کامرانیِ ماست

ز مرگ نیست هراسی به خاطرم سیمین!

که جان سپردن صد ساله زندگانیِ ماست...

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

شعله

بازدید : 2197 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

با او به شِکوه گفتم کو رسم دلنوازی؟

چو شعله تندخو شد کاین‌جا زبان درازی؟!

در آستان دلبر، سر باختن نکوتر

کان‌جا به پا درافتد آن سر که در نبازی

در بزم باده نوشان، از قهر، رخ مپوشان

با ناز خود فروشان، ماییم و بی‌نیازی

در پای دلستانی، دادیم نقد جانی

این مایه شد میسر: کردیم کارسازی

آه از حریف ناکس، ای دل، بیا کزین پس

گیریم اختران را، چون مهره‌ها، به بازی!

ننگ است، ننگ، سیمین! چون غنچه چشم تنگی؛

در باغ دهر باید، چون تک، دستبازی

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

گل یخ

بازدید : 2280 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

این چنین سخت که آشفته‌ات ای چشم کبودم

به خدا شیفته‌ی هیچ سیه چشم نبودم

زنگِ‌ بالای سیاهی‌ست کبودی، که من اینک

نقش هر چشم سیه را ز دل خویش زدودم

دیر در دامنت آویختم ای عشق! چه سازم؟

به زمستان تو همچون گل یخ دیده گشودم

بوسه‌ی گمشده‌ام بود به لب‌های تو پنهان

که به دلخواه، شبی بر لب کس چهره نسودم

جگرم چک شد از خنجر خونریز ملامت

تا چو گل راز دل خویش به بیگانه نمودم

سوختم، سوختم از عشق تو چون شاخه‌ی خشکی

به امیدی که براید ز سر کوی تو دودم

آهِ سرد است، نه شعر این که سراید لب سیمین

آتش مهر تو باید که شود گرم، سرودم

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

نسیم

بازدید : 2173 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

باز هم بیمار می‌بینم تو را...

ای دل سرکش که درمانت مباد!

برق چشمی آتشی افروخت باز

کاین چنین آتش به جانت اوفتاد

ای دل، ای دریای خون! آشفته‌ای

موج غم‌ها در تو غوغا می‌کند،

بی‌وفایی‌های یارت با تو کرد

آنچه توفان‌ها به دریا می‌کند...

او اگر با دیگران پیوست و رفت،

غیر ازین هم انتظاری داشتی؟

بی‌وفایی کرد، اما- خود بگو-

با وفا، تا حال، یاری داشتی؟

او نسیم است... او نسیم دلکش است:

دامن شادی به گلشن می‌کشد

خار و گل در دیده‌ی لطفش یکی‌ست:

بر سر این هر دو، دامن می‌کشد

او نسیم است و چو بر گل بگذرد،

عطر گل با او به یغما می‌رود،

با تن گل گر چه پیوندد، ولی

عاقبت آزاد و تنها می‌رود...

تو گلی و او نسیم دلکش است

از پیِ پیوند کوتاهش برو؛

پرفشان، یک شب ز دامانش بگیر،

چند گامی نیز همراهش برو...

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

گل خشک

بازدید : 1364 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

مگر، ‌ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی

که رخ تابیدی و در من به چشم دیگری دیدی؟

ز اشک من چه می‌دانی گرانی‌های دردم را؟

ز توفان شبنمی دیدی، ز دریا گوهری دیدی

به یاد آور که می‌خواهم در آغوشت سپارم جان

در آغوش سحر در آسمان گر اختری دیدی

الا ای دیده‌ی جانان! ز افسون‌ها چه می‌نالی؟

نکردی خویشتن بینی، کجا افسونگری دیدی؟

مرا مانده‌ست عقلی خشک و دامانی تر از دنیا

بسوز، ‌ای آتش غم! هر کجا خشک و تری دیدی

تو را حق می‌دهم، ای غم که دست از من نمی‌داری

که با کمتر کسی این سان دل غم پروری دیدی

مرا، ای باغبان دل! اگر سوزی، سزاوارم

که در گلشن نهال خشک بی‌برگ و بری دیدی

تهیدستی، نصیب شاخه، از جور خزان آمد

میان باغ اگر گنجینه‌ی بادآوری دیدی

ز سیمین یاد کن، و ز نام او در دفتر گیتی

اگر برگ گل خشکی میان دفتری دیدی

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

دیوانه پسند

بازدید : 1364 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش

ما را چه گنه بود؟ خطا کرد کمندش

با آن همه دلداده دلش بسته‌ی ما شد

ای من به فدای دل دیوانه پسندش

نرگس ز چه بر سینه زد آن یار فسون کار؟

ترسم رسد از دیده‌ی بدخواه گزندش

شد آب، دل از حسرت و، از دیده برون شد

آمیخت به هم تا صف مژگان بلندش

در پرتو لبخند، رخش، وه، چه فریباست!

چون لاله که مهتاب بپیچد به پرندش

گر باد بیارامد و گر موج نخیزد

دل نیز شکیبد، مخراشید به پندش

سیمین طلب بوسه‌یی از لعل لبی داشت

ترسم که به نقد دل و جانی ندهندش

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

غنچه‌ی راز

بازدید : 1333 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

چهره‌ام تازه چو برگ گل ناز است هنوز

نگهم غنچه‌ی نشکفته‌ی راز است هنوز

به درنگی دل ما شاد کن، ای چنگیِ عشق!

که بسی نغمه درین پرده‌ی ساز است هنوز

از من و صحبت من زود چنین دست مدار

که مرا قصه‌ی جانسوز، دراز است هنوز

دامن از ما مکش، ای دوست! چو خورشید غروب

که به دامان توام دست نیاز است هنوز

سرد مهری مکن، ای شمع فروزان امید!

بوسه‌ام آتش پرهیز گداز است هنوز

نفسی در بر من باش، که عطر نفسم

چون شمیم گل تر، روح نواز است هنوز

من خداوند وفایم، ز برم روی متاب

ای بسا سر که به خاکم، به نماز است هنوز

به سر گیسوی سیمین دل دیوانه ببند

ز آن‌که این سلسله دیوانه نواز است هنوز...

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

آتش تمنّا

بازدید : 1335 مرتبه

تاریخ : 13 شهریور 1390

هوای وصل و غم هجر و شور مینا مُرد

برو! برو! که دگر هر چه بود در ما، مُرد

لب خموش مرا بین که نغمه ساز تو نیست

به نای من- چه کنم- نغمه‌ی‌های گویا مُرد

به چشم تیره‌ی من راز عاشقی گم شد

میان لاله‌ی او شمع شام فرسا مُرد

به دامن تو نگیرد شرار ما، ‌ای دوست!

درون سینه‌ی ما آتش تمنّا مُرد

ستاره‌ی سحری بود عشق بی‌ثمرم

میان جمع درخشید، لیک تنها مُرد

ندید جلوه‌ی او چشم آشنایی را

گلی دمید به صحرا و، هم به صحرا مُرد

دریغ و درد! مگر داستان عشقم بود

شکوفه‌یی که شبانگه شکفت و فردا مُرد؟

ز دیده‌ی کس و ناکس نهان نماند، دریغ!

چو آفتاب به گاه غروب، رسوا مُرد

سیمین بهبهانی




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (0)

بگو کجاست؟

بازدید : 2534 مرتبه

تاریخ : 7 شهریور 1390

ای مرغ آفتاب!

زندانی دیار شب جاودانیم

یک روز، از دریچه زندان من بتاب

       

می‌خواستم به دامن این دشت، چون درخت

بی‌وحشت از تبر

در دامن نسیم سحر غنچه وا کنم

با دست‌های بر شده تا آسمان پاک

خورشید و خاک و آب و هوا را دعا کنم

گنجشک‌ها ره شانه‌ی من نغمه سر دهند

سرسبز و استوار، گل افشان و سربلند

این دشت خشک غمزده را با صفا کنم

     

ای مرغ آفتاب!

از صد هزار غنچه یکی نیز وا نشد

دست نسیم با تن من آشنا نشد

گنجشک‌ها دگر نگذاشتند از این دیار

وان برگ‌های رنگین، پژمرده در غبار

وین دشت خشک غمگین، افسرده بی‌بهار

      

ای مرغ آفتاب!

با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد،

آزاد و شاد پای به هرجا توان نهاد،

گنجشک پر شکسته‌ی باغ محبتم

تا کی در این بیابان سر زیر پر نهم؟

با خود مرا ببر به چمن‌زارهای دور

شاید به یک درخت رسم نغمه سر دهم

من بی‌قرار و تشنه‌ی پروازم

تا خود کجا رسم به هر آوازم...

 

اما بگو کجاست؟

آنجا که -زیر بال تو- در عالم وجود

یک دم به کام دل

اشکی توان فشاند

شعری توان سرود؟

فریدون مشیری




طبقه بندی:

ارسال توسط N_Behzad

نظرات (2)

فال حافظ

بازدید : 2512 مرتبه

تاریخ : 7 شهریور 1390

درآمد از در، خندان لب و گشاده جبین،

کـنـار من بنشست و غـبـار غم بنشاند

فشرد حافظ محبوب را به سینه خویش

دلم به سینه فرو ریخت!

‌«تا چه خواهی خواند!»

به ناز، چشم فرو بست و صفحه‌ای بگشود،

ز فرط شادی کوبید و پای و دست فشاند!

مرا فشرد در آغوش و خنده‌ای زد و گفت:

«رسید مژده، که ایام غم نخواهد ماند!»

هزار بوسه زدم بر ترانه استاد

هزار بار بر آن روح پاک، رحمت باد!

فریدون مشیری

حسین

حضرت زینب (س) قارداشا خیطاب ائدیر:

 

ای نوک جداده اوخویان آیه قۇرآن

لعل لب عطشانیوه زینب اولا قۇربان

بو رسمدی عاشق اولۇ بلبل گۆله قارداش

بیر لطف ائله دیندیر باجیوی گل دیله قارداش

وای زینبه باشون بله‌شیبدیر کۆله قارداش

بیر باشکی آنام فاطمه بسله‌ردی گۆل اۆسته

خولی نه جسارتله اوْنۇ قوْیدۇ کۆل اۆسته

 

هر یانه باشون گئتسه دالێنجا گله‌ره‌م من

گؤزده‌ن یۆزه قان یاش باجون اؤلسۆن اله‌رم من

بیر یاره‌لی آهویه شبیهه‌م مله‌ره‌م من

قۇرآن سسیوه سن بیلیسه‌ن چوْخ هوه‌سیم وار

ال چکمه‌ره‌م اؤلسه‌مده حۆسئن تا نفه‌سیم وار

 

مجنون کیمی صحرالری آردۇنجا دوْلاننام

باخدێقجا یارالی باشۇوا غمدن اۇساننام

پروانه کیمی شمع شبستانیوه یاننام

پروانه کی باغلاندێ قانادێ اۇچا بیلمه‌ز

اۇممۇدو دؤنه‌ر یاسه داخێ پر آچا بیلمه‌ز

 

سن تک گۆن، ابوالفضل کیمی بیر قمر اوْلماز

اوْغلۇن علی اکبر کیمی شیرین ثمر اوْلماز

اصغر کیمی پیکانی امه‌ن سۆد امه‌ر اوْلماز

دونیا بوْیۇ هر بیر باجێ بیلسین بۇنۇ قارداش

بیکه‌س باجیوین سن سن اێشێقلی گۆنۆ قارداش

××××××××××××××××××××××××××××

حضرت زینب (س) قارداشا خیطاب ائدیر:

نئچه مدتی باجون قبریوه حسرتدی حسین

بۇ زیارت منه معناده سعادتدی حسین

فرقتون زینبه بۇ مدتی چوْخ مشکل اوْلۇب

منه همدم غم و اندوهیله درد دل اوْلۇب

عاقبت شامده ویرانه بیزه منزل اوْلۇب

هاموسوندان چتینی طعن و شماتتدی حسین

 

×××××××××××××××××××××××

شاعیرین شعرلرین اوخویاندان سوْرا اوْنون، شعر طبعینه و گؤزل شعر دئمه‌سینه و آنجاق سئوگیسه‌ل بیر شاعیر اوْلماسێنا اینانێرێق.

بۇ شعرلر بیرینجی باخێشدان ائله شعر جهتیندن بتر اؤنه‌‌ملی‌دیرلر و آنجاق مرثیه ادبیاتیندادا اؤزۆنه آچێق و ساخلانمێش بیر یئر واردێر.

افسوسلار بۇ شاعیردن من ایندیه‌دک هله معلومات اله گتیرمه‌میشه‌م، آنجاق اوْنۇن اۆسته گؤستردیییم کیتابی منیم الیمه چاتدێ و بۇ نوحه و شعرلری اوْندان یازدیم. بۇ شاعیردن بیلگیلری اوْلانلاردان اوْنۇ تانێیێب تانێتدیرماق اۆچۆن یاردێم ایستیره‌م.

رسول اکرمین (ص) عمامه‌سی

رسول اکرمین (ص) عمامه‌سی

 

ســؤزۆمـۆن مئحـوری پئیغه‌مبرین عمامه‌سیدی*

 

کافیری حیفظ ائده‌ن عمامه، قێلێجـدان یـارادان

ایتـی شمشیـره دوچـار اوْلـدۇ، بـؤلۆنـدۆ آرادان

کربلا شاهی حسین بن علی، قطب-ی-زمـان

گؤزه‌ل اوْغلـۇن ائلییـه‌ن لحظـه‌ده مئیـدانـه روان

محضر-ی-جددینه فیکر ائدیب، اوْلان حیرز امان

 

 

غرق ائدیب خئیمه‌ده کیپریکله‌رینی گؤز یاشێنا

همـان عمـامـه‌نـی قـوْیـدۇ علــی اکبـر بـاشێنـا **

آنـاسـێ درک ائـلـه‌دی اوْغلۇنۇ بوْینـۇندا کفـه‌ن

دئـدی روْشـن دی علـی دوْغـراناجـاق بـۇ بدن

باشدا عمامه‌سینه باخجاق اوْ مهجور-ی-وطن

 

وار اۇمۇدۇم دئدی ائی شبه-ی-رسول-ی-مدنی

بـاخێـب عمـامــه‌وه اؤلـدۆرمییـه کوْفـفـار سنـی

روبــه‌رو اوْلــدۇ سیپـاهـــه اوْ پئیـــه‌مبـــه‌ر سیمـــا

اوْلمـــادێ کـــوفــه شیـــوخ‌ینـده نجــابـه‌ت اصــــلا

بۇ حۆسئینین دئدیله‌ر اوْغلۇدی یا کی طاها عجه‌با

 

صــــوره‌تینــــده گــؤر نــــه وجــاهـــه‌ت وارێـــدێ

جددی تک باشدا یاشێل تاج-ی-سیاده‌ت وارێدێ

کاش حۆسئن بئیعه‌ت ائده زاده-ی-بـۇ سئفیـانـه

بــۇ جـوان حئیفیــدیـر آخــه‌ر یێخـێــلا مئیــدانـــه

نه روادیـر بۇ گـــؤزه‌ل گـؤزلــه‌ری باتسێــن  قـانـه

 

 

 

* بۇ شعرین هانسێ شاعر د‌ن و یا هانسێ کیتابدا اوْلماسێنێ بیلمیره‌م، بۇنۇ نئچه ایل بۇندان قاباق "حاج داوود علیزاده اردبیلی" نین بیر کاسئتینده‌ن یازمێشدێم، آنجاق بۇ بؤیۆک مداحیمیز بۇ مطلبی گؤزه‌ل و بوْر سس ایله‌ن ایفا ائدیب، کاسئتین آدێ منجه "علی اکبر ع" روضه‌سی دیر و ایندی هانسێ ایل و هاردا؟ بیلمیره‌م

** منظور رسول (ع) ین اوْ عمامه‌سی کی رسول اکرم صفوانین باشێنا قوْیدۇ کی موسلمانلار اوْنۇ اؤلدۆرمه‌سینله‌ر، اوْنا امان وئردی، و امام حۆسئن (ع) عاشورا گۆنۆ اوْ عمامه‌نی علی اکبر ع (بنی هاشیمین لاپ رسول اکرمه اوْخشار ایگیدی) باشێنا قوْیۇب اوْغلۇن ساواشا یوْللادێر

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧

تگ ها: شاعران مرثیه سرای ترک و حاج داوود علیزاده و متن نوحه ترکی و علی اکبر(ع)



اربعین نوحه‌سی

آشاغیدا خدمتینیزه تقدیم اولان شعرلر حؤرمتلی مرثیه شاعری علیرضا حضرتی «حبیب»دن‏دیر.

منبع:http://agit.parsiblog.com/ آذربایجان مرثیه ادبیات آراشدیرما ائوی

 اربعین نوحه‌سی ـ حضرت زینب علیها السلام اۆره‌گ سؤزۆ

--------------------------------------------

دور اى وفالى قارداشیم زینبون گلدى

                 زینبون گلدى

کرببلالى قارداشیم زینبون گلدى

                 زینبون گلدى

 

-------------------------------------------------
اى نور چشم مصطفى آچ گؤزون قارداش
جان عزیز مرتضى آچ گؤزون قارداش
پرورده‏ى خیر النّسا آچ گؤزون قارداش
                    پوزغون جلالى قارداشیم زینبون گلدى

احوالیمى دور آل خبر باغریقانم من
یوللار یوروبدور جانیمى خسته جانم من
دیندیر بو غملى زینبى میهمانم من
                    آه اى وفالى قارداشیم زینبون گلدى

اى رهبر عشقیم منى پیشواز ائله
دور بو سفیر نهضتون سرفراز ائله
قارداش باجونلان بیر دانیش کشف راز ائله
                    باشى بلالى قارداشیم زینبون گلدى

پاتخت ظلمه ولوله سالدیم آى قارداش
الله بیلور زنده نجه قالدیم آى قارداش
اول دوردمین‏اوخلى‏کوینگون آلدیم‏آى‏قارداش
                    چوخدور مقالى قارداشیم زینبون گلدى

اى کعبه‏ى شش گوشه‏سى قبله‏ى آمال
یاتما کفنسیز قبریده چوخ پریشانحال
دور دورد مین اوخلى کوینگون زینبوندن آل
                    ائلدن آرالى قارداشیم زینبون گلدى

 اى شهریار شهر غم گلدى مهمانون
قید اسارتدن رها اولدى طفلانون
گلدى باجون زینب اولا مرثیه‏خوانون
                    قلبى یارالى قارداشیم زینبون گلدى

قان آغلادیم قارداش حسین کوفه‏دن شامه
عشقونله اوردا باشلادیم اؤزگه هنگامه
تنگ ایلدیم بو عالمى چشم ظلاّمه
                    زهرا مثالى قارداشیم زینبون گلدى

قانه سرشگیم قاتدیلار دؤزدوم آى قارداش
قیزلاروى آغلاتدیلار دؤزدوم آى قارداش
کول سپدیلر، داش آتدیلار دؤزدوم آى قارداش
                    آرتدى ملالى قارداشیم زینبون گلدى

چوخ غصّه چکدیم قالمیشام لیک پاینده
بیر غم ولى بو زینبى ائتدى شرمنده
ئولدى رقیّه اولموشام من سرافکنده
                    پوزغوندى حالى قارداشیم زینبون گلدى

                          ***

 

اربعین نوحه‌سی ـ حضرت زینب علیها السلام اۆره‌گ سؤزۆ

--------------------------------------------------------
دور پیشوازه قارداش غم کاروانى گلدى

زینب باجون گتیردى آل عبانى گلدى

            غم کاروانى گلدى

--------------------------------------------------------
اؤز قانیوه باتیبسان مقصودیوه چاتیبسان
شش‏ماهوى آلوبسان آغوشیوه یاتیبسان
یاخشى بو بى‏نوانى گؤزدن اخى آتیبسان
                    غم غصّه‏دن امانه آزرده جانى گلدى

سنسیز فنا جهاندا آواره قالمیشام من
غملر تهاجمینده گل‏تک سارالمیشام من
باخ گؤر نجه جفادن قارداش قوجالمیشام من
                    غربتده چکدى زینب مینلر بلانى گلدى

هئچ بیر چتین غم اولماز دنیاده آیریلیقدان
زینب باجون گلوبدى فریاده آیریلیقدان
مین شکر اولا قوتاردى دلداده آیریلیقدان
                    هجران باشا یتیشدى وصلت زمانى گلدى

سنسیز باجون حسینیم جور و جفایه دوشدى
قول باغلى قید ظلم قوم دغایه دوشدى
شاهددى قانلى باشون باشیم بلایه دوشدى
                    معناده قانه دوندى اشگ روانى گلدى

صرف ایلمیشدیم آخر عزّتلن عمرومى من
صبریم تالاندى قلبیم اودلاندى غصّه‏لردن
عبّاس و اکبر ئولدى اولدوم اسیر دشمن
                    اشرار آچدى باب جور و جفانى، گلدى

واضح دئسم دوتار اود آفاق غملریمدن
درد اهلى‏سن بیلرسن بو دیده‏ى تَریمدن
غمچى غمین اوخورسان بو نیلى پیکریمدن
                    وار زینبین قولوندا غمچى نشانى گلدى

اشرار کینه‏پرور فرصت تاپیب جفایه
ائتدى بهانه هر دم غمچى گدیب هوایه
نه اولدى یار و یاور اطهار بى‏نوایه
                    نه سسلینده داده صاحب لوانى، گلدى

زینب یورولمیوبدى خصمین عداوتیندن
نه زجر دون و شمرین ظلم و شقاوتیندن
جانه گلوب بو قومین زینب شماتتیندن
                    گؤزیاشى گؤزلریمدن سیلاب سانى گلدی

منبع:http://agit.parsiblog.com/ آذربایجان مرثیه ادبیات آراشدیرما ائوی

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٧

تگ ها: شاعران مرثیه سرای ترک و علیرضا حضرتی و اربعین و متن نوحه ترکی

شاه بیتهای بدون متن

شاه بیتهای بدون متن

بیر نئچه گؤزه‌ل نوحه‌نین یالنێز شاه‌بئیتی یادێمدادێر و افسوسلار اوْلسۇن کی اوْلارێن متنینه الیم چاتمادێ. کیمسه‌ده بۇ نوحه‌له‌ر اوْلسا ایسته‌ییم وار لۆطف ائدیب اوْلارێن گؤنده‌رسین بۇ وبده اؤز آدێنا یایێلاجاق.

 

چند نوحه زیبا و ماندگار از همان دوران کودکی در ذهنم نقش بسته است که متاسفانه هنوز نتوانستم به متن آنها دسترسی داشته باشم و آنها را پیدا کنم. از تمامی علاقمندان اباعبدالله الحسین و دوستداران نوحه و ادبیات مرثیه ترکی خواهش دارم در صورت دسترسی داشتن به این نوحه ها که در زیر شاه‌بئیت آنها را می آورم. آنها را جهت درج در این وبلاگ با اسم خودشان برای ما بفرستند و یا هر نوحه که به نظرتان زیبا و ماندگار است. و در این وب باید درج شود.

 

"سۇ یوْخۇمدێ قێزلارۇندان، بیلیسه‌ن خجاله‌ته‌م من

مــن خئمییــه آپارمــا، بــۇ مکــانــدا راحـه‌تـــه‌م مـن"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"آی چێخدێ سۇدان باتدێ، اطفاله خبه‌ر چاتدێ

سۇ گؤزله‌مه‌سین قێزلار، عباس عله‌می یاتدێ"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"گــل کــربــلا چــؤلۆنــده مینــایه یا محمد

مظلوم حۆسئینون آغلار سققایه یا محمــد"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"شیرمـردون یێخێلێـب توْپراغـا قارداش یارالێ

ائیله‌ره‌م سجده، جبینیم یارالێ، باش یارالێ"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شامئ غریبان سؤال-جاوابێ (حضرت رقیه و امام حسین (ع))

"دئ گؤرۆم بۇ نیمه‌یئ شب قێزێم، یانێما نه عیلله‌ته گلمیسه‌ن

سن آت دؤشۆنده قوْوۇب قوْشۇن، بیلیره‌م شیکایه‌ته گلمیسه‌ن"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"ای نـور-ی-عینیــم، منـــزیل موبــاره‌ک

بی‌کس حسینیـم، منـــزیل موبـــاره‌ک

 

لازێـم‌دێ یاتســۇن، بۆلبـۆل گــۆل اۆستــه

تا سایــه سالســۇن، بۆلبــۆل گۆل اۆستـه

دۇر سینـه‌مـه گــل، یاتمـــا کـــۆل اۆستـــه

ای نـــــور-ی-عینیـــم، منـزیـــل مــوبـاره‌ک

....

شاعر: حاج رضا صراف"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"من عزیز-ی-فاطیمه‌یه‌م فله‌ک، منه حۆرمه‌تۆن نده‌ن اوْلمادێ

اؤلــۆره‌م کنـارئ دمئشقیـده، باشێـم اۆستۆنه گله‌ن اوْلمادێ"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"ائی دست-ی-دیل روْباسێ، موشگول گوْشا اباالفضل

دسـت-ی-گیـرئه گـــوْشــایــه، جانـلار فـــدا ابــالفضـل"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"بـاشلانــدێ حــۆسئینیــن، ایـــام-ی-عــزاســی

سیزده‌ن کؤمه‌ک ایستیر، شاهێن شوْهه‌داسـی"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"گلمیشیک ائی شیعه‌له‌ر، شام-ی-غریبانه بیز

وئرمـه‌گـه باش ساغلێغـێ، زینب-‌ی-نالانه بیـز"

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"دوْلانێر علی قێزێ مقتله‌لی، قـان ایچینده بیـر بده‌ن آختـارێر

یوْلۇن اۆسته قافیله لنگ اوْلۇب، باجێ قارداشا کفه‌ن آختارێر"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زینبیـن قـۇربانلارێن قارداش آماندێر سـال یوْلا

ائیله‌مه مأیوسی‌دیر، باشه دوْلاندێر سال یوْلا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حضرت رقیه (س) – شاعر: منزوی

حضرت رقیه (س) – شاعر: منزوی

 

استاد رحیم منزوی در توصیف مصیبتها و بیان لطیف وقایع و صحنه‌های کوچک و ریز کربلا به همان اندازه که جنگ و شهادت امام و یاران با وفایش را ترسیم می کند به خوبی به نظم در می آورد. در این پست دیدار حضرت رقیه با نعش بابای عزیزش را در شام غریبان می خوانیم. "یا رقیه"

 

ظۆلمه‌ت گئجه، آی دوْره‌سینه هاله گله‌نده

قوْرخار نئجه شخص اوْلسا، ائدر ناله گله‌نده

 

 

ایجـاد اوْلـۇنار موختـه‌لیف اشکال-وْ-عجاییب

تلّ اۆسته و یا اینکـه سییـه‌ه چـاله گلـه‌نده

 

ئوز کؤلگه‌سینه باخسا هراسان اوْلۇ اینسان

قوْرخـار گؤزۆنـه، هئیکـه‌ل-ی-ابطالـه گله‌نـده

 

بیلمه‌م اوْ حۆسئینین قێـزی اۆچ یاشـدا رقیّه

نـه حالیلـه گلـدی گئجــه گــوْدالــه گلــه‌نـده

 

وئردی یۇخۇیا دۆشمه‌نی دۇردۇ یوْلا دۆشـدۆ

قوْرخــدۇ دۇتــولا فـرقـه‌یئ جههــالـه گله‌نده

 

حتی ائله گلدی کی اوْنۇ گؤرمه‌دی بیر کس

سیررین دئمـه‌دی،عمّـی‌یه، اطفالـه گلـه‌نده

 

گلمیشدی همان یوْل کی اوْ زهرایئ سه ساله

حتمــه‌ن ایتیـره‌ر سـالک-ی- صـد سالـه گله‌نـده

 

فیکر ائیلمه کیم گتـدی اوْنـۇ مقتلـه بیر بـاش

عاشیق یـوْل ایتیرمـه‌ز رهـئ آمالــه گله‌نــده

 

زهـرا سسینی آلـدێ اوْ قێـز مقصـده چـاتدێ

زهـرایـه اؤزۆن ائیلــه‌دی هــم نالــه گلــه‌نــده

 

سس گلدی قێزیم سینه‌مه گل یاخشێ گلیبسه‌ن

تـۆش اولمـامێسـان شمر-ی-بــد افعـالــه گلـه‌نــده

 

دیققه‌تله باخێب گؤردۆ کی بیر نعشیدی بی‌سر

آهێ گلی چـۆن شعلـه‌‌ی-ی-جـووالـه گلـه‌نــده

 

سالــدێ اؤزۆنـۆ سینـه‌سینه ائیله‌دی فـــریاد

گـــؤر قالـدێ رقیّوْن بـابـا نـه حالــه گلــه‌نــده

 

گاهــی ایاغێــم داشـه دگیب گاه یێخیلدیــم

قان وئردی دیلیـــم دیده‌یئ سیّالــه گلـه‌نـده

 

امما بابا چۆن شمر یۇخۇدۇ باشێمێن اۆسته

صد شوکــر ائیله‌دیم ایندی بۇ مئنواله گله‌نده

 

عالـه‌م منـه رحم ائیله‌دی شمر ائله‌میر امما

تاپشێر منـی بـارێ سـن اوْ قتّـالــه گلـه‌نــده

 

یا قوْیسۇن اؤلۆم یا منی اؤز باشیمه قوْیسۇن

لای لای دئییــم اؤز اصغریمـه حالـه گـلـه‌نـده

 

سۆد گلمیشدی دؤشله‌ری دوْلمێشدێ ربابون

قالمێشـدێ آنـام آیـرێ بیــر احـوالــه گلــه‌نــده

 

بیر سؤزده دئییم قوْی بابا شمرین سیته‌میندن

گؤر ائتدی نه‌لـه‌ر خئیمـه‌ی-ی-ائجلالـه گله‌نـده

 

سجادی یۆزۆ اۆستـه سالێـب چکـدی رداسیـن

اوْد وۇردۇ خییامـه، طمــع-ی-مالـــه گلــه‌نــــده

 

پــر وۇردۇم اۇچــام بیــر طــره‌فه خئیمــه یانانـدا

اوْد شؤعلـه چکیـب دۆشـدۆ، پر-وْ-بالـه گلـه‌نـده

 

یانــدێ اتـه‌گیــم قـارداشێــم عابــد یــانـان اوْددا

یئـر گــؤی سیتـــه‌م-ی-شئمریله زیلزاله گله‌نـده

 

گـوشـواره چێخێنـجـا قـولاغێمـــدان منــی وۇردۇ

بیــداد ائلـــه‌دی غــاره‌ت-ی-امــوالــه گـلــه‌نـــده

 

سیلــی یئــری معلومیــدی، قمچـی یئـری امما

مـعلــوم اوْلـــۇ ویــرانییـــه، غسّــالـه گلــــه‌نـــده

 

غاره‌ت سیتــه‌میـن «منزوی» یاد ائلـه‌ییب آغــلار

سـارِیقلــه‌ر الـــی صفحــه-ی-«آماله» گلــه‌نـــده

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٩ دی ۱۳۸٧

تگ ها: منزوی اردبیلی و حضرت رقیه و متن نوحه ترکی و شاعران مرثیه سرای ترک

مدینه نوحه سی- راجی تبریزی

ایمامین مدینه‌ده‌ن چیخمه‌ک نؤحه‌سی- شاعر: تبریزلی راجی

قافلــه‌ی-ی-غــم دۆزۆلــدۆ سمـت-ی-راه-ی-نئینــوایـه

وقت اوْ وقت اوْلۇب کی گلسین، فاطیمه‌چی نئی‌نوایـه

 

 

اوْل مریضی گـؤردۆ ناگــه، جیلــوه‌لـــه‌نــدی پرتــوْ-ی-نور

صحن-ی-خانه‌ی-ی-پئیه‌مبه‌ر اوْلدۇ رشگ-ی-وادیئ طور

چۆن کلیم اوْ نورو گؤرجه‌ک، غش ائدیب اوْ زار-ی-مهجور

هوشه گلدی مثـل-ی-موسـی، تیکیـه ائیلـه‌دی عصایـه

 

دۆشدۆ تا گؤزۆ حۆسئینه، باشلێب اوْل زامان شیکایه‌ت

سـؤیلــه‌دی مگـه‌ر ائـده‌رلـه‌ر، نـاخـوْشـۇ بئلـه عییـاده‌ت

بیلمیـره‌م بـۇ گـۆن نه گـۆنـدۆر، اۆز وئـریب منه سعاده‌ت

روز-وْ-شب اوْگۆنـده‌ن اؤتـری، ال گـؤتـۆرمۆشه‌م دوعایـه

 

وصلـون ائتمیشـه‌م تمـه‌ننـا چـۆن خۇدای لـم یـزه‌لــده‌ن

یئمیشـه‌م مـوراده قوْیمـام دامـه‌ن-ی-ویصـالــۇن الــده‌ن

قــوْی گـؤرۆم یـۆزۆن دوْیـۆنجـا، قـوْرخـارام بـابا اجـه‌لـده‌ن

هیجـریـوی فلـه‌ک مبـادا تـــۆش ائـده بــۇ مــوبتــه‌لـایــه

 

ائیلـه‌ییب اوْنـۇ اوْ سروه‌ر، قیصصـه‌ی-ی-سفـه‌رده‌ن آگـاه‌

آیـرێلیــق آدێـن ائشیتجـه‌ک، قلبـده‌ن اوْ چکــدی بیــر آه

عرض قێلدێ چۆن گئدیرسه‌ن، ائی بابا منی سن آلـلاه

بـۇ مــدینـه ایچـــره تـاپشێــر، اوْل عمـــوی بـــا وفـایـــه

 

سؤیله‌ییب قێزێم وفا یوْخ، گردیش-ی-سئپئهر-ی-دوندا

ائیلییه غریق چیشمون، بـۇ سیریشـگ-ی-لالـه‌گـونــدا

مـن ایلـه گئــده‌ر عیـراقـــه، بــۇ مدینـــه‌ده‌ن عمــون دا

آفیتــابیـــده‌ن گـــؤرۆنمــه‌ز، آیــرێــلا جهــانــدا ســایـــه

 

عرض ائدیب بابا گئده‌رسیـز، ایندیکـی هامیـز زن-وْ-مرد

درد الینـده‌ن عابئـدینـون مـن تـک عـارئضـی اوْلــۇب زرد

بس گلیـن اوْنـۇ آپارمێــن، مـن اوْلـۇم اوْنـۇن-لا همـده‌رد

مئیـل ائـده‌ر همیشـه چۆنکی، برگ-ی-کاه-ی-کهروْبایه

 

فاطیمــه دئــدی خــولاصــه هــر جـــوان-ی-نـامــورادی

دفتــه‌ر-ی-سفــه‌رده گــؤردۆ، ثـبت اوْلــۇبـدۇ بیربیر آدێ

عرض ائدیبدی واردێ بیللــه‌م بـۇ سفـه‌ریـن ایمتیـدادی

باری قــوْی سکینــه قالسێـن تـا وئــره‌ک صــدا-صـدایه

...

چـۆن منـی قوْیۇب گئدیرسیز، ایندیکی مدینه‌ده‌ن سیـز

بۇ سفه‌رده غیفله‌ت ائتمین، باری بـۇ سکینـه‌ده‌ن سیـز

حیفظ ائدین اوْنۇ ائی عمه، ظۆلمئ اهلئ کینه‌ده‌ن سیز

قـوْیمایێـن گلینجـه یئتسیـن، درد-وْ-غــم اوْ مــه لیقـایـه

 

کیمسه‌ده‌ن بۇ دردی جۇرمۇن مومکون اوْلسا گر علاجی

کولل-ی-عاله‌مین حۆسئینه چۆنکـی واردێ ائحتییـاجـی

روز-ی-حشریـده گـومـانیـم، یــوْخ بیـر اؤزگـه زاده راجـی

اشکئ چشمئ خون فیشانده‌ن، توشه جمع قێل جزایه

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۸ دی ۱۳۸٧

تگ ها: شاعران مرثیه سرای ترک و راجی تبریزی و متن نوحه ترکی

طئفلان مسلم قضیه‌سی

طئفلان مسلم قضیه‌سی

اثر گرانبها و ارزشمند حاج عباسقلی یحیوی را که به شرح سرگذشت دو طفل معصوم مسلم بن عقیل (ع) پرداخته است را در این پست می آورم. اگر کاست حاج سلیم موذن زاده را با عنوان "مصیبت طفلان مسلم" بدست آورید این سروده را استاد گرانقدر با زیبایی تمام اجرا کرده است و متن را نیز دقت کنید به مشخصه های شعر استاد یحیوی پی خواهید بود. حماسی و تجسمی و ..

 

اینکه استاد یحیوی در به تصویر کشیدن حوادث کربلا به وسیله شعر بی بدیل و فوق العاده بوده است ادعای خالی نبوده و اگر کسی اندک مطالعه ای در آثار ایشان داشته باشد این امر بر وی آشکار خواهد شد. ایشان به سان نقاشی حوادث را به تصویر می کشد و به سان صحنه پردازی به توصیف صحنه های قضایا می پردازد و خواننده خود را در شرایط و متن قضیه می یابد.توصیف دقیق افراد و صحنه ها از یک طرفی و شور حماسی دادن به داستان از طرف دیگر، خواننده را به دنبال کردن قضیه وامی دارد. در حقیقت هم حماسه سرایی و هم تجسمی کار کرده است و این دو خصلت در بیشتر اشعار مرثیه ای ایشان به چشم می خورد. "آللاه اوْنا غنی-غنی رحمه‌ت ائله‌سین"

در مورد قضیه طفلان مسلم بن عقیل (ع) واقعا" یحیوی چنان این قضیه را به تصویر کشیده است اینگار که فیلم نامه نوشته است با جزئیات تمام و ارائه وضعیت مکانی و زمانی حادثه و پر از لطائف ادبی، واقعا" زیباست.من در قسمت پست دانلود نوحه و اوْخشامای وبم قطعاتی از اجرای استاد سلیم موذن را قرار می دهم امیدوارم که فیض یاب شوید

سعی من بر این است که در ادامه باز هم از این نوع آثار در وب قرار دهم. التماس دعا

 

طفلان-ی-مسلم قضیه‌سی

شهر-ی-یثربده‌ن حـۆسئـن قافله‌سـی باغـلادێ بـار
اهل-ی-بئیت-ی-نبــه‌وی، محمئـل-ی-زررینـه ســوار
تـۇتــدو زینب اوْ زمــــان تخـــت-ی-روانینــــده قــــرار
مسلمـون خێـردا ایکـی، اوْغلــۇ قێــزی بیـــر حـره‌مــی
همـره-ی-قافیلـــه، یــانینــــده کنیــــز-وْ-خــده‌مـــی


مکــه‌ده‌ن خــاک-ی-عیـراقـــه کیمـی صحـرای دئـراز
نـوْجـــوانـان بنــی هاشیمه ائیلـه‌ردیلــه ناز
بس کی خاطیرله‌رین ایسته‌ردی شه-ی-مولکئ حئجاز
هر گۆن ائحضـار ائلییه‌ردی شـره‌ف-ی-خیـدمه‌تینـه
ال چکـه‌ردی اوْلارێن زولفـونـه هــم صـوره‌تینـه


تنگیدیـر شعریـده چـۆن شـرح-ی-مقــالاتــه مقــام
مطله‌بـه تئـز تاپـاق ال ائیلـه‌مـه‌دیـم طـول-ی-کـلـام
کـربـلاده وۇرولــوب امــر-ی-امـامیلــه خییــام
اوْلـدۇ مأنـوس-ی-حـره‌م قلبیــده مسلــم یاراسـی
مسلمـۇن بـانـوی-ی-بـا‌عیصمـه‌تی هـم اۆچ بالـاسـی


ایکـی اوْغـلان گلیـب ایـذن ایستـه‌دیلـه‌ر مئیـدانـه
وئرمـه‌دی ایـذن دئـدی شـاه اوْ ایکـی قۇربانــه
بس کیفـایـه‌ت دیر آتـوْز کوفـه‌ده باتمێـش قـانــه
سیـز منیـم ناییبــیمیـن گۆلشـه‌نیـنین گۆللـــه‌ریـسیـز
نخـل-ی-ماتـه‌مـده سییـه‌ه‌ پـر بـلا بـۆلبـۆللـه‌ریـسیـز


الغــه‌رض قتـل-وْ-قیتـال اوْلـدۇ تمــام عـاشـورا
تـؤکـۆلـۆب خئیمـه‌لـه‌ره سئـل کیمــی افــراد-ی-بــلا
وۇردولار سوْیــدۇلار عـوْره‌ت اۇشــاقێ بـی پـروا
یانـدێـرێـب خئیم-ه-وْ-خـرگـاهـی الوْولانـدێ حشـه‌م
قاچـدێــلار دشــت-وْ-بییـابــانـــه عـزیــــزان-ی-حـــره‌م


بـالا قێـزلار کـی قـوْیـۇب یـۆز هـره‌سـی بیـر طــره‌فــه
بیـر علقـه‌م طـره‌فـی بیـری راه-ی-نجفـه
مسلمون خێـردا قێـزی اوْلـدۇ قاچـان وقتـه خفـه
قـاچمـاغـا تاپمـادێ یـوْل قطـع-ی-اۇمـود اوْلــدۇ اوْ قێــز
یێخیلیـب آتـلار ایاغینـه شهیـد اوْلـدۇ اوْ قیــز


یئـل اسیـر، قالخێـر الـوْو، دشتـی باسیـب دود-وْ-بـوْخار
گـؤز گـؤزۆ گـؤرمـه‌ز هـوانـی بـۆرویـوب گـرد-وْ-غـوبار
اوْ ایکـی طئفل، اوْ تــوفـاندان اؤزۆن ائتـدی کنـار
قاچێـب آخێـر یـوْرۇلان وقتـه آچێـب گـؤزلـه‌رینـی
نـاگـه‌هـان تاپـدێـلار جنگـه‌ل-ده اوْلار اؤزلـه‌رینـی


نئـی‌لـه‌ریـن شاخـه‌سـی آلتێنـدا اوْلـۇبـلار پینـهان
ائشیـده‌ردیـلـه هیـاهـو سـسـینــی مئیــدانـدان
قـوْرخـۇدان قـوْل بـوْی-ۇن اوْلـدوْ ایکـی قارداش لـرزان
یئـره بیهـوش دۆشـوب بیلمـه‌دیلـه‌ر شـور-وْ-شـری
گتیـریـب هوشـــه شـابـانگـاه نسیمیــن اثــه‌ری


گــؤز آچێب دؤرد طـره‌فـه بـاخـدێـلار چوْخ دیققه‌ت ایله‌ن
جنگه‌لی خئیمه‌دن آرتێق تاپێب امنیت ایله‌ن
صۆبـح ائدیبله‌ر گئجه‌نی دیل دوْلۇسۇ وحشه‌ت ایله‌ن
گۆن دۆشه‌ن وقته داغا دۆشدو بۇلار صحرایه
وۇردولار چنــگ-ی-توه‌سســول کـــرم-ی-یئکتـایــه


بعضی مقته‌ل ده یازێب قیرخ گئجه بعضی‌سی بیر ایل
گزدیله چؤللـه‌ری آواره نه یوْلداش نه دلیل
گه علف ریشه‌سی مئیل ائتدیله گه برگ-ی-نخیل
دوْلانێب تاپمادێلار یوْل اوْ ایکی سرگه‌ردان
نه آیاق رددی نه بیر جادده نه شهر-وْ-آبادان


بیر چراگاهه یئتیب گؤردۇ اوْ یوْرغۇن بالالار
اوْردا بیر دسته قوْیۇن اوْتلۇر عجه‌ب منظه‌ره وار
گلله‌بان الده آغاجێ دۇروب اطرافه باخار
اده‌ب ایله دایانێب وئردیله چوپانه سلام
دئدیله‌ر وئر بیزه ایمکان قده‌ری آب-وْ-طعام


نئچه مۆدده‌ت دی طعام آدلێ غذا گؤرمه‌میشیک
آب-ی-باران دان ایچیب برگ-ی-دیره‌ختان یئمیشیک
پا بۆره‌هنه دوْلانێب چؤللــه‌ری آللاه دئمیشیک
ایتیریــب یوْلــلارێ کنــده شهـــه‌ره چاتمامێشیـق
قوْرخۇموزدان گئجه گؤز یۇممامێشیق یاتمامێشیق


گلله‌بان عرض ائله‌دی ائی ایکی نورانی اۇشاق
دئیین اصل-وْ-نسبیز، چؤللـــه‌ره دۆشدۆز نه سایاق
ساخلارام گر تانێسام گؤزله‌ریمین اۆسته قوْناق
آگه اوْل، بیز دئدیله‌ر مسلمون اوْغلانلارێ‌یـێـق
ظۆلم اوْدوندان قۇتاران حال-ی-پـریشـانـلاری‌یـێـق


شیعـه‌ی-ی-حضره‌ت موْلا ایدی بس کی اوْ جوان
آغالارێن تانێدێ ائیله‌دی شیدده‌تله فغان
ال ایاق‌لارێن اؤپۆب معذه‌ره‌ته آچدێ زبان
بعد از آن سوفره ده حاضیر ائله‌دی شیر-وْ-فطیر
رغبـه‌ت ایله یئدیله‌ر شیـر-وْ-فطیـر اوْلـدۇلا سیر


دئدی جانیم سیزه قۇربـان اوْلا گـۆل پارچـالاری
قصـد ائـدیبسیز گئده‌سیز هانسێ گـؤزه‌ل شهره ساری
رهنۇمالێق ائله‌ییم من سیزه حافیظ دی تاری
یا قالێن زینده‌گی‌یئ ساده‌یه عاده‌ت ائله‌یین
منزیلیم غاریدی خوْش اوْلسا قیناعه‌ت ائله‌یین


دئیدله‌ر شهر-ی-مدینه نئچه فرسه‌خ دی بۇرا
عرض ائدیب شهر-ی-مدینه هارا؟ بۇ جۆلگه هارا؟
کوفه اطرافی دی بو یئر کی ائدیر گله چرا
دئدیله‌ر بیر نئچه گۆن بۇردا بیزی ائیله نیهان
شایـه‌د احوالیمیـزه رحم ائلـی‌یـه‌ن اوْلـدۇ عیان


سۆپۆروب آلدێ توْزۇن غاری مۆزه‌ییـه‌ن ائلـه‌دی
بیر قـوْیـۇن جیلدین اوْنـا فرش-ی-نیشیمـه‌ن ائلـه‌دی
ایکی شهزاده همون غاریده مسکه‌ن ائله‌دی
ائتدی مشغول چوْبان خوْش مزه صؤحبـه‌تلـه‌رینـه‌ن
وئردی تسکیـن اوْلارا شیـرین حیکایـه‌تلـه‌رینه‌ن


از قضـا ابـن-ی-زیاد ائیلـه‌دی بیر عیـدده روان
مالییات آلماغا اغنـام-وْ-حشـه‌مـده‌ن او زامان
بیری مأمـوریلـه‌رین ساخـلادێ بـۇ یئـرده عینان
اوْلدۇ مشغول قـوْیۇنـلارێ سایێـب داغـلامـاغـا
غاریـده گؤزلـه‌ری دۆشـدو ایکـی معصوم اۇشـاغا


دئـدی بـۇ طیفلی‌لـه‌رین بـۇردا نـه کئیفیتـی وار
دئـدی یـا شئیـخ حقیـره بۇلارێن نیسبـه‌تی وار
دئـدی سـن دۆز دئمـه‌دیـن بۇنلارێن آی صـۆره‌تـی وار
دۆز دئسـه‌ن گیـزله‌دیره‌م سیررینـی آلـلاهـه قسـه‌م
نسـل-ی-اینسـان دگیلــه‌م قصـد-ی-اذیـت ائتســه‌م


اوْ لعینیـن قسـه‌مـی شـاد ائدیـب اوْل طیفلـی‌له‌ری
دئدیلـه‌ر مسلمــون اوْغـلانلارێ‌یێـق بیـل خبــه‌ری
کــربـلاده‌ن قـاچێـب آواره گـزیــب کــوه-وْ-بــری
اوْلمـۇشـوق بـۇردا پنـاهـه‌نـده بـۇ مغغـارییـه بیــز
اینـدی مؤحتـاجیـق ایـا شئیـخ ره چـاریـیه بیــز


دئـدی بختیـم مـن اتئـدی نـه عجـه‌ب صئیـده دوچـار
سیـزی دربـار-ی-امیــره آپـارێـم میثـل-ی-شیـکـار
خلعـــــه‌ت آلــــلام دیره‌م-ی-نوْقـــــره-وْ-زریـــن دینــار
تئـز قبـاغیمـه دۆشــۆن اوْلمییـه تـا حـؤصـه‌لـه تنـگ
طئـی ائدین کوفـه یـوْلـۇن ائیلـه‌مئیین ذرره دیره‌نگ


قسه‌م-ی-کاذیبین اوْل حیله‌گرین گؤردۆ شبان
دئدی مئهمانلارێمی وئرمه‌ره‌م اؤلسه‌مده اینان
اؤزۆن آتدێ قاباغا سینه‌سین ائتدی قلخان
ایکی‌سی اوْلدۇ گلاویز کئشاکئش اوْجالێب
چوْخ تلاش ائتدی شبان قودره‌تی قوْلدان آزالێب


سیلی-وْ-موْشت-وْ-لگه‌د ضربه‌سی سوست ائتدی قوْلۇن
باغلادێ ظالیم همون ساعه‌ت اوْنۇن ساغ-وْ-سوْلۇن
هر اۆچۆن ائتدی اسیر باشلادێلار کوفه یووْلۇن
گۆن غروب ائیله‌دی عاله‌م گئیینیب قاره حئجاب
مرکه‌بینده‌ن آشاغا دۆشدۆ غولام ائیله‌دی خواب


قوْللارێن آچدێ شبانین ایکی سئبطئین-ی-عقیل
وئردیله‌ر ایذن دۇروب قاچدێ اوْ جانباز-ی-جمیل
اوْیـانێب صـۆبـح آچێـلان وقتـه غـولام-ی-بد اصیـل
ائیلـه‌ییب گـؤردۆ شبـان، نیصـف-ی-شبانـگـاه فـرار
آجیغینـدان وئـریب اوْل طیفلی‌له‌ره زجر-وْ-فیشار


چاپاراق، قصر-ی-زییاده یئتیب اوْل نسل-ی-فیساد
اوْ ایکی طیفلی چکیب مجلیسه با داد-وْ-عیناد
جوشه گلدی غضه‌بی حۆکم ائله‌دی ابن-ی-زییاد
اوْلارا ظـۆلمــه‌ت-ی-زینـدانیــده وئرسینلــه مقــام
وئرمه‌سینلـه سـۇ سـرین شـربه، دوْیـۇن قـدری طعام


قالـدێـلار مــۆدده‌ت-ی-طــولانــی قــارا زینــدانــدا
ال ایــاق کۆنــده-وْ-زنجیــریــده، زحمــه‌ت جـاندا
بیـر گئجـه آچـدێــلا دیــل محضـه‌ر-ی-زیندانبانـدا
مذهــه‌ب-وْ-دینیــوی یــا شئیــخ، بۇیــور ائیلـه کـره‌م
دئــدی ایسلایمــده مـذهـه‌ب ده علی شیعـه‌سی‌یه‌م‌


دئدیله‌ر کیم دی محمد؟ دئدی پیغه‌مبه‌ر دیر
دئدی کیم دیر علی کی لقبه‌ی حئیدر دیر؟
دئدی موْلا دی منه شیعه‌لره سروه‌ردیر
دئدیله‌ر حضره‌ت-ی-زهرا، حسنین کیم دیر مگه‌ر
دئدی زهرا صدف-ی-دین، حسنین دیر گوْهه‌ر


دئدیله‌ر دین-وْ-دیانه‌تده کی سن دم وۇروسان
شیشه‌ی-ی-قلب-ی-رسولی نییه بس سێندیریسان؟
مسلم اوْلادینی زینداندا اوْدا یاندێرێسان
بیز ابوالطالبین ائی شئیخ ایکی نوواده‌سیییک
مسلمون سبز-ی-کمه‌ر جامه سییه‌ه زاده‌سیییک


تانێدێ چۆن ایکی شهزاده‌له‌ری مرد-ی-سلیم
یێخلیب اؤپدۆ ایاغلارینی ائتدی تعظیم
شل اوْلایدێ دئدی زنجیر وۇران وقته الیم
گؤتۆروب کۆنده-وْ-زنجیری وئریب بیر نئچه نان
آچدێ زیندانی مدینه یوْلۇنو وئردی نیشان


پر آچێب کۆنج-ی-قفه‌سده‌ن چێخیب اوْل تئیهوله‌ر
قاچدێ صییاد الینده‌ن قۇرتاران آهوله‌ر
چکدی آسوده نفه‌س توْردان اۇچان یاهوله‌ر‌
بیلمئـییـر‌له‌ر هارا گئتسین‌له‌ر شب-ی-ظۆلمانی؟
هارا آیا چاتاجاق ایشله‌رینین پایانی؟


نابله‌د شهری دیر غۆربه‌تدی جماعه‌ت خونخار
قوْرخۇشورلار گئجه‌نین عاله‌می داروغه دۇتار
اؤز ایاق سسله‌رینه دیسکینیب ائیله‌رله فرار
کوچــه-وْ-بــرزه‌ن-وْ-دربـــه‌نـــدی هـــراســـان دوْلانیـــر
ال اله وئرمیش اوْلار گاه قاچێب گه دایانێر


تنگنا کوچه‌له‌ری گزدی، اوْ وحشه‌ت زده‌له‌ر
یئتدیله‌ر بیر باغا گؤردیله‌ر اێشیقلاندێ سحه‌ر
اؤزله‌رین بیر آغاج اۆستۆنده نیهان ائیله‌دیله‌ر
کی مبادا گؤره یوْلدان کئچه‌ن اول طیفلی‌له‌ری
یئتشیه تازه دن آزاده‌له‌ره جان خطه‌ری


آغاج آلتدا واریدی چئشمه سۇیو، آب-ی-زوْلال
بیر کنیز الده سبو گلدی خۇرامان خوْشحال
گؤردۆ سالمێش سۇیا اؤز عکسین ایکی ماه جمال
آغاج اۆستۆنده ساتاشدێ ایکی طیفله نظه‌ری
تؤکۆلوب چیی‌نینه چین-چین اوْ قرا طۆرره‌له‌ری
{منظه‌ره‌یه باخ-گؤر نه یازێب یحیوی}

دئدی ائی جیلوه‌گران سیزده تجه‌للا گؤرۆره‌م
صورتوزده نۆجه‌با شأنیدی، پئیدا گؤرۆره‌م
سیزده افسۆرده‌لیک آثارین هووئیدا گؤرۆره‌م
گیزله‌نیب سیز بئله یارپاق دا نه اوْلمۇش سبه‌بیز؟
هانسێ شهر اهلی سیز آیا، ندیر اصل-وْ-نسه‌بیز؟


دئدیله‌ر ایندیکی گؤردۆن بیزی محبوبه کنیز
هاشیمی طاییفه‌میز، شهر-ی-مدینه یئریمیز
ایکی قارداشێق اۇشاق، مسلمه فرزند-ی-عزیز
چێخمیشیق کرب-وْ-بلادن قۇرولان توفاندان
قاچمێشیق دست-ی-جفا کیشمه‌کئش-ی-زینداندان


دئـــدی اوْلســـۇن احــد-وْ-حــی‌-وْ-تــوانـایـه قســه‌م
آپارێب جان کیمی سیزی منزیلده گیزله‌دیره‌م
لۆطف ائدین توْپراغین اۆسته قوْیۇن آهیسته قده‌م
آپارێم منزیل-ی-بانوده یاتێب رام اوْلاسێز
اینجـی‌ییبـسیز نئچه گۆن غۆصصــه‌دن آزاد اوْلاسێز


شؤوق ایله دۆشدۆ قاباغا اوْل زن-ی-عاطیفه دیل
تیتره‌شیر واهیمه‌ده‌ن دالدا گله‌ن اوْ ایکی گۆل
قاپێنێ آچـدێ کنیـز، اوْلدۇلا صحنــه داخیــل
خانێمێن گؤزله‌ری دۆشدۆ ایکــی زیبــا اۇشاغا
آیرێلیق گؤرمیش آنالار کیمــی قاچــدێ قاباغا


سوْرۇشوبدور اوْلارێن حاله‌تینی خادیمه‌ده‌ن
خانێما مطلبی عــرض ائیلـه‌دی واضیــح روْشه‌ن
تانێـدێ چۆن آغاسێ مسلمون اوْلادین اوْ زن
دئدی جانیم سیزه قۇربان بۇ نئجه عاله‌م دیر
ایاغیز آبیله دیر طۆرره‌له‌ریز بر هم دیر


آلدێ آغوشینه، اؤپدۆ اوْلارێن دیده‌له‌رین
سپدی عنبه‌ر توْزۇنو، سیلدی یۇدو زولفله‌رین
وئردی مئیل ائیله‌دیله‌ر گرم غذا، آب-ی-سرین
رختئخاب آچدێ سوْرا خانه‌ی-ی-خلوه‌تده یئره
قوْل بوْیۇن دۆشدو ایکی قارداش اوْ ساعه‌تده یئره


کوفه ده ابن-ی-زییاد حۆکم ائله دی چکدیله جار
مسلومون طیفلی‌له‌رین ائیله‌سه هر کیمسه شیکار
آلاجـــاق خلعــه‌ت-وْ-اینعــامینــی بــی‌حد-وْ-شیمــار
حاریث-ی-ظالیـم اوْ بـی‌رحم ائلـه‌دی سعی-وْ-تلاش
تاپـا اوْل طیفلـی‌له‌ری تاکــی آلا چــوْخ پـاداش


گئجـه گــۆنـدوز چاپێب آت گـزدی هامـێ رهگۆذه‌ری
مرکه‌ب اؤلدۆ پییاده قــوْیـۇب اوْل نسل-ی-شری
صـۆره‌تینــده‌ن تــؤکـۆلـۆر زهــر-ی-هـلاهیــل اثــه‌ری
گلــدی نصف-ی-شب ایــدی منـزیلینــه توْخـم-ی-حرام
عوْره‌تینــده‌ن عصبـانیـت ایلــه ایستــه‌دی شـام


خشمگیـن حالـدا غـذا صـرف ائلـه‌دی ایچـدی شـراب
خـابگاهینـه گئدیب چکـدی گـؤزه سـۆرمه‌ی-ی-خواب
اوْ طــره‌فـده یـۇخـو گـؤردۆ ایکـی شهـزاده جنـاب
آتامێز مسلمو گـؤردیـک دئدیلــه‌ر آغـلادێـلار
اوْلارێــن سسلـه‌رینـه اوْلــدۇ اوْ ظالیـم بیــدار


کــوزه یاغــدا‌نیـدا؟ خۇرمــا لیفــی‌نــی یانـدێــردێ
آجـێغینـدان تـپیـگـیلـه قــاپێنــێ سێنـدیـردی
هـر بیـرینـه اوْلارێـن بیـر نئچـه سیلـی وۇردێ
دئـدی کیـم سیـز؟ کیـم؟ ..عـرض.. ائـدیـن سـیز اؤزۆزی
دئدیلـه‌ر مسلمون اوْغـلانلارێ‌یـێق وۇرمــا بیـزی


حبسیده‌ن قاچمێشیق عزم ائیله‌میشیک بیز وطه‌نه
قالێب آواره دۆشۆب مۆشکۆله درد-وْ-مؤحه‌نه
اوْلمـۇشـوق بـۇ گئجـه‌نین وقتی پناهه‌نده سنه
مــرد اوْلان کیمسـه‌نه اینجیـدمـه‌ز آتـاسێـز اۇشـاغـێ
وۇرمـاز ائـو صاحیبـی اۇممـودیـله گلمیـش قـوْنـاغـی


باخمادێ قلبیده ظالیم اوْلارێن نیسگلینه
آتدێ ال قهریله تازه دارانان کاکیلینه
دوْلادێ ساغ اله زولفون بیرینی سوْل الینه
هئی وۇرۇب چکدی غضب‌له یۆزۆ اۆسته سۆردۆ
یۆزله‌رینده‌ن یئره قان آخدێ ائوی قان بۆرۆدۆ


حاریثین عوْره‌تی قاچدێ اریـنیـن دۇتـدۇ الیـن
منـه مئهمـانـدی بۇلار، سـؤیلـه‌دی ائـی مرد-ی- لعیـن
بۇنـدان آرتێـق ائیلـه‌مـه حضـره‌ت-ی-زهـرانی غمین
یا وۇر اؤلدۆر منـی یا وئـر منـه ایقرار طلاق
یا کی بوْشلا وطه‌نه گئدسین ایکی بیکه‌س اۇشاق


گؤرۆسه‌ن طفلی‌له‌رین یۆز گؤزۆ قانه بله‌نیب
وۇدۇغون سیلی‌له‌رین یۆزله‌رینه رددی دۆشۆب
چکیلیب رنگ رمه‌قله‌ر ساری گۆل تک سوْلۇشوب
غضه‌ب-وْ-قهر-ی-ائلاهیده‌ن اۇتان ائیله هراس
طیفل معصومی‌له‌ره رحم ائله ائی حق نشیناس


حاریثین کئشمه‌کئشی صۆبحه چکیب عوْره‌تینه‌ن
فاییده وئرمه‌دی یالوارماغینان میننه‌تینه‌ن
اؤز ائوینده‌ن چێخادێب طیفلی‌له‌ری سۆرعه‌تینه‌ن
                    [اللـه‌رین باغلاێ، کاکیلله‌رین باغلادێ]
لب-ی-دریایئ فراته یئتیب اوْل مرد-ی-شریر
وئردی شمشیر غولامه دئدی باشلارێن آییر


آتدێ شمشیری یئره وۇردۇ اؤزۆن نهره غولام
ساحیله چێخدی دئدی حاریثه ائی بدفرجام
ائتمه‌ره‌م سن کیمی قان تؤکمه کناهه ت ؟ اقدام
شأنیم اسکیکدی غولامه‌م دئمه یوْخ منده کمال
آتادان نۆطفه‌یئ پاکه‌م یئمیشه‌م شیر-ی-حلال


آلدێ شمشیرین اله قصد ائله‌دی ظالیم اؤزۆ
برق شمشیره اوْ معصومی‌له‌رین دۆشدۆ گؤزۆ
دۇتۇلۇب دیللـــه‌ری آغزێندا گیرئه‌له‌ندی سؤزۆ
دیل دۆتار دۆتماز اوْ ملعونه اوْلار ائتدی جواب
اؤلدۆرۆسن نه جهتده ن بیزی ائی خانه خراب


بیز اۇشاق سن کیشی‌سه‌ن سؤیله سنه نئیله‌میشیک
سنه مئهمانیک ائوینده چؤره‌گینده‌ن یئمیشیک
سؤزۆ گیزله‌تمه‌میشیک، آدێمیزی دۆز دئمیشیک
سال قۇلاقلارێمیزه حلقه آپار شهریده سات
یا کی وئر ابن–ی-زییاده بیزی در حال-ی-حیات


دئدی باشلاریزا پۇل وئرسین امیر مۆشته‌ریدیر
دئدیله‌ر زینده آپارسوْن بۇ ایشین بئهته‌ریدیر
بۇ بیزیم باشلارێمێز الده اوْنۇن خنجه‌ریدیر
یا باغێشــلار بیــزی آزاد ائــده‌ر آللاهــه گــؤره
یـا کــی حـؤکم ائیلـه‌ســه تــؤک قانێمێـزی اوْردا یئره


یا کی رحم ائیله یئتیمیک ده اوْلۇب حیکمه‌تیمیز
وار بیـزیــم احمــد-ی- محمودیـلــه خـویشیـت‌یمیـز
حؤکم-ی-قۇرآنه بـاخ آرتێـرمـا بیزیـم زحمــه‌تیمیز
دئدی نه دین-وْ نه قۇرآن، نه محمــد تانێیـام
هامـێ‌سێندان سیـزی اؤلدۆرمـه‌گی چوْخ خوْش تانیێام


دئدیله‌ر ایندیکی تصمیمیوه تغییر اوْلماز
وئر بیزه مؤهله‌ت ایکی رکعت ائده‌ک راز و نیاز
دئدی مانئع دگیله‌م گرچی ثمه‌رسیزدی نماز
قوْللارێن چیمرئییب آلدێلا وضو اوْلدۇ تمام
قـیبله سمتینه نماز ائتمـه‌گه ائتدیله قییام


لفــظ-ی-تکبیریلــه یــاد ائیلــه‌دیلــه‌ر آلــلاهــی
ائتدیلــه‌ر صئـدقیـلــه تصـدیـــق رســول-وْ-آللاهی
قێلــدیــلار ذیکــر-ی-ایمــامــه‌تده ولــی-وْ-آللاهی
دئییــب اذکار-ی-صــلاتــی قۇتاریب چکدیلـه آه
آرامێزدا اؤزۆن حؤکم ائت دئدیله‌ر یا آللاه


دئدیله‌ر عوْره‌ت-ی-حاریث کی شهید ائتدی بیزی
باغلا بیر بوخچایا پیراهنینه‌ن زۆلفیمیزی
یثـریــبه گؤنــده‌ر اوْ قانــه باتـان آثاریمیـزی
اوْلسـا گــر ائولـه‌ریمیـزده باجیمیز یا آنامیز
باتمێشیـق باخبـه‌ر اوْلســۇن نه نوْعـی قانـا بیز


اوْل لعین دۇتدو بؤیۆک قارداشێن اووه‌ل یاخاسێن
آتدێ ابراهیم اؤزۆن کسدی اوْلارێن آراسێن
اللــه‌رین وئردی قباغه یئدی خنجه‌ر یاراسێن
دئدی تئز وۇر منی اؤلدۆر کی اؤلۆم راحه‌ت اوْلام
یوْخدۇ قان ایچره گؤره‌م قارداشیمێ منده دوام


تئز محمد دئدی اؤلدۆر منی ائی دیو-ی-جهان
نعشیمی قارداشێمێن گؤرمه‌گه یوْخ منده توان
قوْی قارێشسێن سوْرادان بیربیرینه هر ایکی قان
منه تأکید ایله ابراهیمی تاپشێرمیش آنام
نه روادیر باتا قانه دایانێب منده باخام


اوْلارێــن زولفــونــو حاریــث الینــه دستــه‌لــه‌دی
دفعه‌ته‌ن هر ایکی‌سینین باشێنێ ذیـبــح ائلـه‌دی‌
کمــه‌رین پیــره‌هه‌نین قیـرمیزی قانه بله‌دی
غئیظ ایله نعشیله‌رین آتدێ فراته اوْ دنی
گؤردۆله‌ر اوْلدۇ هم آغۇش ایکی باشسیز بده‌نی


ایکی آشوفته‌له‌نه‌ن طۆرره‌له‌ری قانلێ هؤرۆب
ایکی‌سین بیربیرینه باغلێ بیر الده گؤتۆرۆب
هوه‌س-ی خلعه‌تیله ابن-ی-زیاده یئتیریب
خوْنچادا تخت قباغینده اوْنۇ قوْیدۇ یئره
واهمه سالدێ اوْنۇن منظه‌ره‌سی قلبله‌ره‌


گؤردۆله‌ر اوْل بالاجا باشلار گؤزله‌ر سۆزۆلۆب
گؤیــه‌ریـب اۆزلــه‌ری قاشــه قــان دۆزۆلــۆب
سێندێریـب دیشله‌رینـی سیلــی زنخـه‌دان ازیلیــب
باغلانیـب سیـب-ی-بهئشتـی تک اوْلار بیـر-بیـرینه
قانلـێ تـوْز لککـه سالێب صفحه‌ی-ی-صـــوره‌تله‌رینه


دۆشــدۆ بــۇ منظـــه‌ره‌ده‌ مجلیســـه آواز-وْ-نــوا
اوْ قساوه‌تــده زییــاد اوْغلــۇ اؤزۆ اهـل-ی-جـفـا
اۇجادان آغلادێ اوْل طیفلی‌له‌رین حالینــه تا
وئـردی دستور اوْ یئر کی کسیلیب بۇ باشلار
دئدی آیا بۇ مجلیسده علی عاشیقی وار
...

دئدی آپار بۇ ظالیمین باشین اوْردا کس

...

دستور وئردی باشلارێن او قانین یۇدولار

قویدولار خونچییا حاریثین قوْلارین باغلاییبلار

تامام اۇشاقلار داش وورا وورا آپاردیلار ...

...روضه نی دانلود پوستوندان دانلود ائدیب قۇلاق آسین..

توضیحات:

1.          چون این اشعار را از روی نوار پیاده کردم. احتمال اشتباه شنیداری در آن وجود دارد. پیشاپیش عذرخواهی من را قبول کنید.

2.          چون وقت کم بود و یکبار بیشتر نتوانستم اشعار را بررسی کنم وجود غلط های املایی و خلاف آیین نگارش زبان ترکی در اشعار محتمل است. که انشاءالله بر بنده ببخشایید و چنانچه موردی بود اگر تذکر دهید. ممنون می شوم.

3.          برای گوش دادن به قطعه هایی از اجرای این مرثیه سوزناک توسط حاج سلیم موذن به قسمت دانلود نوحه و اوْخشاما مراجعه نمایید.

نویسنده : حسین محمودی و یولداشلار ; ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ دی ۱۳۸٧

تگ ها: طفلان مسلم و شاعران مرثیه سرای ترک و متن نوحه ترکی و یحیوی اردبیلی

 

حسین

حضرت علی (ع) بقیعده گئجه‌لر دیله گلیر:

 

بقیعه عادت ائدیب شاه لافتی گئجه‌لر

گۆنۆز گله‌نمیر ائدیر ناله و نوا گئجه‌لر

 

خجالتیله باتیر گۆن ائشیتمه‌سین سسینی

آیێندا عشقی یوْخ حتی اوْلا نما گئجه‌لر

 

گئجه اوْلاندا گئده‌ر قۇشلار آشیانه‌سینه

بقیعده دوْلانێر غصه‌لی هما گئجه‌لر

 

هامێ یاتێر اؤز ائوینده خیال-ی-راحتیله‌ن

آلێر قوجاغه بالاسێن یاتێر آنا گئجه‌لر

 

ولی یاتانمێر علی چون اؤلۆبدۆ زهراسی

یئرینی بوْش گؤرۆر ائیلیری بکا گئجه‌لر

 

نه زحمتله‌ن علی یۇخلادێر بالالارێنی

گلیر بقیعه تاپا دردینه دوا گئجه‌لر

 

یواش آتێر قدمین دورماسێن حۆسئن یۇخۇدان

یاتانمێری آناسێز چون اوْ مه لقا گئجه‌لر

 

و لیک بعضی گئجه تا دۇرۇر حۆسئن یۇخۇدان

دئییر بابام گئدیری ای خدا هارا گئجه‌لر؟

 

ساغا سوْلا باخێرێ دشمن ائتمه‌سین تعقیب

قالێب نه حاله خدا شاه اؤلیا گئجه‌لر

 

ملک‌لر آغلێر علی اوْخشایاندا فاطمه‌نی

ائوینی ترک ائدیری شاه لافتی گئجه‌لر

 

خطاب ائدیر یانا یانا یارالێ زهرانی

سن اؤلدۆن، اوْلدۇ علی درده مبتلا گئجه‌لر

 

گۆنۆز قۇرانمێرێ اؤز منزلینده بزم عزا

قۇرۇبدۇ مجلس ترحیم مرتضی گئجه‌لر

 

گۆنۆز قۇجاخلێرام اؤز منزلیمده دیزلریمی

مزارون اۆسته واریم دلده آه و وا گئجه‌لر

 

دعا ائله منی الله سنه ائده ملحق

کی بلکه خاتمه تاپسێن بۇ غم فزا گئجه‌لر

 

نقدری سسلیر حبیبی و لیک سس گلمیر

دوباره سئوگیلی‌سین سسله‌نیر آقا گئجه‌لر

 

اوْ گۆنکی منزله دشمن تؤکۆلدۆ وحشتیله‌ن

بیر اوْلدۇ گؤزلریمه گۆندۆزۆم و یا گئجه‌لر

 

ملک اؤپه‌ن قاپێمێز مقتل اوْلدۇ محسن‌یمه

ائویمده یوْخدۇ گۆنۆز رونق و صفا گئجه‌لر

 

مزارون اۆسته علی دلده غم گؤزۆنده سرشگ

حسین و زینبه ائیلیری دعا گئجه‌لر

 

چوْخ آرزو ائدیری قهرمان-ی-بدر و حنین

علی‌نین اؤلمه‌یینه حق اوْلا رضا گئجه‌لر

 

یارالێدێر  اۆره‌گیم وئر جواب مرهم قوْی

مریض اوْلمۇشام هجرونده قێل شفا گئجه‌لر

 

تؤکۆلسۆن آز قالێرێ توْپراق اۆسته اۇلدۇزلار

تؤکه‌نده گؤز یاشێ شاه کربلا گئجه‌لر

 

یئری وار عرض اوْلا ای شهریار-ی-کون و مکان

عنان-ی-صبرون الوندان اوْلۇب رها گئجه‌لر

 

خانمون آیرێلێغێ حالیوی پوْزۇبدۇ سنین

کی ایستیرسه‌ن اؤلۆم آللاهیدن اوْلا گئجه‌لر

 

قوْلۇندا واردێ توان، ذوالفقار الونده هله

هامێ باشۇندادێ جز خیرة‌النسا گئجه‌لر

 

گۆنۆز گلیر ائوه مقداد و بوذر و سلمان

سنه تسلی وئره‌ن یوْخ فقط شها، گئجه‌لر

 

صلاح دینه گؤره ذوالفقاری چکمیرسن

اسیر، گله‌نده سسون قوم اشقیا گئجه‌لر

 

خرابه ده نئجه اما دؤزۆب قێزون زینب

ائده‌ردی صبحه کیمی خالقه ثنا گئجه‌لر

 

سنین گئدیبدی الوندان وفالی بیر خانمون

بقیه اهل حرم واردێ جابجا گئجه‌لر

 

سنیله سس سسه ائوده وئریرلر آغلۇللار [آغلێرلار]

حسین و زینب و کلثوم و مجتبی گئجه‌لر

 

و لیک زینبین اؤلمیشدی یار و انصاری

یۇخۇیا گئتمه‌زدی صبح اوْلا، دجا گئجه‌لر

 

دییه‌ردی یاتسام حسین‌ین بالالارێ قوْرخار

خرابه قوْرخۇلۇدۇ سقفی یوْخدۇ وا گئجه‌لر

 

نماز شب قاپسیز، سقفسیز، مکاندا عجب

وئره‌ردی زینبه لذت ائدیر دعا گئجه‌لر

 

و لیک حضرت سجاد نقل ائدیر گؤردۆم

نشسته قێلدێ نمازین اوْ با وفا گئجه‌لر

 

دئدیم نئچه گئجه‌دیر شاهدم نمازیوه من

عبادتون وئریری روحیمه جلا گئجه‌لر

 

نمازیوی بۇ گئجه‌ سن نشسته قێلدون عجب

دئدی توانیم علی یوْخدۇ بر ملا گئجه‌لر

 

یزید سهم غذا گؤنده‌ریر اسیرلره

کفایت ائیله‌میری قێزلارا غذا گئجه‌لر

 

اوْ دۇر کی دیزلریمین طاقتی گئدیبدی علی

دۇرانمێرام ایاغا نئیلیم بالا؟ گئجه‌لر

 

بقیع منظره‌سینده‌ن پوْزۇلدۇ «عینی فرد»

الهی بیرده گؤره‌ر اوْردا با صفا گئجه‌لر؟

 

قایناق:روضة‌الزهرا (س) –(همراز زینبیه)-اثر طبع حاج غلامرضا عینی فرد زنجانی

ایام فاطمیه نوحه لری 1

بیز فخر ائدیریک خادیم دربار حۆسئین ایک

هر یئرده اوْلاق اوْردا عزادار حۆسئین ایک

 

 

 

حضرت فاطمه زهرا (س) تاپشێرێغێ

 

عم اوْغلۇ ای شه خوبان

باشێم اۆسته اوْخۇ قۇرآن

اوْلا زهرا سنه قۇربان

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

سنیله اوْلمۇشام همدم

بۇ ائوده دوْققۇز ایل باهم

گل ای عیسی نفس وئر دم

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

غمیمده مجتبی آغلار

قیزیم کلثوم اۆره‌ک داغلار

باشا زینب قارا باغلار

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

اجازه وئر دئییم بیر سؤز

فراقیمده یئمه غم دؤز

حۆسئینیمده‌م گؤتۆرمه گؤز

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

یئتیمه قێزلاریم قالسێن

اؤزۆنده‌ن عطریمی آلسێن

باشا شال-ی-عزا سالسیێن

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

پوْزۇلما شور شینیمده‌ن

مواظب اوْل دو عئینیمده‌م

علی‌التخصیص حۆسئینیمده‌ن

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

اؤزۆن وئر غسل و کفن ائیله

اماندیر قبری پهن ائیله

گئجه وقتینده دفن ائیله

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

گؤرۆرلر گر یئریم خالی

پوْزۇلسا قێزلارێن حالی

نوازش ائیله اطفالی

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

عم اوْغلۇ قوْیما اهل-ی-کین

وورا تابۇتۇما دستین

منی دفن ائت گئجه گیزلین

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

وئریب دم حضرت زهرا

بۇ اشعاره اولۇب انشا

اۇمۇدۇم وار ائده امضاء

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

غمیمده هر زمان غمگین

تؤکه‌ر رخسارینه اشگین

اؤزۆم بذل ائیله‌ره‌م اجرین

سنی مظلوم حۆسئن جانی

باخێب آغلاتما زهرانی

 

حضرت فاطیمه نوحه‌سی:

 

بهار-ی-عمروم آز قالێر اوْلا خزان عم اوْغلۇ جان

گئدیر مزاره فاطمه چیخیر بۇ جان عم اوغلو جان

ائتمه گؤز یاشێن جاری

پوْزما بۇ دل افگاری

 

یۆزۆم جهاندا گۆلمه‌دی همیشه ائتدیم آه و زار

اریتدی بۇ وجودیمی غم و فشار روزگار

گؤزۆن فداسی آغلاما غمیمده اوْلما بی‌قرار

بۇ قدر پوْزما حالیوی دؤزۆب دایان عم اوْغلۇ جان

 

جهاندا گر چه سختدور گولون فراقی بولبوله

عم اوْغلۇ اشگ حسرتین عذاره تؤکمه‌ز بیر بئله

قصوریم اوْلسا گر منیم بۇ حالیمه گۆذشت ائله

اۆره‌کده قالدێ گرچه بۇ غم نهان عم اوْغلۇ جان

ائتمه گؤز یاشێن جاری

پوْزما بۇ دل افگاری

 

نقدر ظلم ائدیبدیله‌ر اوْلۇب صبور دؤزمیشه‌م

بلالی سینه‌مه گله‌ن خدنگ ظۆلمی دۆزمیشه‌م

بۇ بی وفا جهانیدن داخی دؤیۆب ال اۆزمۆشم

بۇ موْرغ روح جسمیده‌ن اوْلۇر روان عم اوْغلۇ جان

 

عدو ائده‌ن جفا منیم قرار و صبریمی آلێب

اوْ گۆنکۆ ثانی ظۆلم ایله بۇ دۇدمانه اوْد سالێب

بۇ غمکشیده فاطمه بیر اؤزگه حالته قالێب

کی شرم ائدیر اوْ حالینی ائده بیان عم اوْغلۇ جان

 

قالاندا پشت درده من، بۆکۆلدۆ بۇ قد علم

ائله فشاره سالدێلار کی تنگه گلدی حوصله‌م

اوْلاندا سقط محسنیم اوْ قدر قالمادی اؤله‌م

چاغێردیم اوْندا فضه‌نی گئدیب توان عم اوْغلۇ جان

 

چتین دوباره بیرده من بیله فراغت ائیلییه‌م

گل اگله‌‌ش ایستیره‌م سنه نئچه وصیت ائیلییه‌م

بۇ آخرین وداع ده سنیله صحبت ائیلییه‌م

سنه قوْناقدێ فاطمه بیر آز زامان عم اوْغلۇ جان

 

منی قوْیاندا قبره‌سن قایێتما تئز بیر آز دایان

سؤال ائده‌ن ملکله‌رین جوابینی وئره‌ن زامان

بیلیرسن اوْندا قوْرخارام نقدر اوْلسا مهربان

بؤیۆک وسیله‌سن منه بۇ دور گومان عم اوْغلۇ جان

 

گله‌نده دودمانیوه یئریم گؤرۆکسه آغلاما

یتیم بالالارا گؤزۆن دۆشه‌نده سینه داغلاما

عذاره اشگ چشمیوی چوْخ حسرتیله باغلاما

یتیمه زینب‌یم گؤره‌ر ائده‌ر فغان عم اوْغلۇ جان

 

بلالی زینب‌ین هله باشێندا وار مصیبتی

دیار کربلاده چون گئده‌ر جلال و شوکتی

سنین قێزوندو وار اوْنۇن شهامتی شجاعتی

جهانیانه قدرتین وئر‌ه‌ر نشان عم اوْغلۇ جان

 

عاشورا گئجه‌سی نوحه‌سی

 

شمردن مهلت آلیب شاه شهیدان بۇ گئجه

آل طاهایه اوْلا خئیمه ده مئهمان بۇ گئجه

 

بۇ گئجه صوبحه کیمی یاتمادێلار آل عبا

قۇردۇرلار آل علی خیمه ده بیر بزم عزا

اۇجالێب گؤیله‌ره فریاد و فغانیله نوا

زینب‌ین حالی داخێ اوْلدۇ پریشان بۇ گئجه

 

بیر طرفده آلێب آغۇشه رباب اصغرینی

زینت ائتدی بۇ گئجه لیلی علی اکبرینی

دیندیریر نازیله هر بیر آنا اؤز منظرینی

یۆزۆنه جاری ائدیر اشگ فراوان بۇ گئجه

 

اکبرین قامت رعناسینه لیلا باخێرێ

اوْدلانێر قلبی اۆره‌ک قانێ گؤزۆنده‌ن آخێرێ

صبح اوْلاندا آناسێ زولفونه قانێن یاخێرێ

ائیلیر آماده اوْلا دینینه قۇربان بۇ گئجه

 

گه سریه باخێر اوْل قاسم داماده یانێر

نو عروسین پوْزۇلان حالی اوْنۇ درده سالێر

طاقتین طاق ائله‌ییب صبر دل‌ین الده‌ن آلێر

تاپا بیلمیر داخێ اؤز دردینه درمان بۇ گئجه

 

زینت ائدیر هر آنا اوْغلۇنۇ چوْخ عزتیله‌ن

گؤز یاشێ جاری اوْلۇر یۆزلرینه شدتیله‌ن

هر گۆله بولبولو آمما باخێرێ حسرتیله‌ن

اوْلۇب اوْلاد علی گولشه‌نی ویران بۇ گئجه

 

گه تاپێر گۆن آیی، گه آی گۆنۆ درد دل ائدیر

گه حسین بن علی خیمه عباسه گئدیر

گه تسلی وئریب اؤز زینب‌ینی ساکت ائدیر

شاه لب تشنه اوْخۇر آیه قۇرآن بۇ گئجه

 

گه گلیر نازلی رقیه اوْ شهه ائیلیری ناز

گه باسێر باغرێنا اؤز سئوگیلی‌سین شاه حجاز

شاه دین ائیلیری معبودیله گه راز و نیاز

ائده معشوقه فدا عاشقی تا جان بۇ گئجه

 

بار الها بیزی مایوس ائله‌مه روز جزا

مطلبین ائیله روا وار نقدر اهل عزا

حشرده شافع اوْلا پنج تن آل عبا

ائله غمگین‌ین اۆره‌ک دردینه درمان بۇ گئجه

 

حضرت صغری ----علی اکبر

 

دۆشه‌نده یادیمه اول زلف دلربا گئجه‌لر

علی دئییب ائده‌ره‌م نی کیمی نوا گئجه‌لر

 

یئته‌ر مشامه عطرون اسنده باد صبا

بۇ خسته روحیم اوْلۇر جسمیده‌ن جدا گئجه‌لر

 

اوْ قدر ذکر ائدیره‌م صبحه تک فراقوندا

یارالێ قلبیم اوْلۇر غصه‌دن یارا گئجه‌لر

 

دۆشۆر خیاله سن ایله‌ن علی گئچه‌ن گۆنله‌ر

منیله سن واریدون صوبح ایله مساء گئجه‌لر

 

ندیر علاجیم اوْلۇم گؤزلریوه قۇربان

یوْلۇن گؤزه‌تلیره‌م ای شبه مصطفی گئجه‌لر

 

دیزیمده یوْخ بیلیسه‌ن طاقه‌تیم دۇرام ایاقا

عیادته نه گلیر قوم و اقربا گئجه‌لر

 

بو صحن خانه‌نی مدتدی من دوْلانمامێشام

فلک ائدیبدی عجب بختیمی قارا گئجه‌لر

 

نه اوْلۇر (نولور) علیله باجون بیرده یادۇوا سالاسان

مرضییوه‌م ائده‌سن دردیمه دوا گئجه‌لر

 

دییه‌ره‌م اؤز اؤزۆمه ایمدی قارداشێم گله‌جک

قیلیب نماز ائده‌ره‌م من سنی دعا گئجه‌لر

 

محبتونده‌ن علی یاتمارام یۇخوم گلمه‌ز

گره‌ک علیله باجۇن منتظر قالا گئجه‌لر

 

اوْتاغیوین قاپێسێن آچمارام گلینجه علی

که تا گلیب ائده‌سن غصه‌دن رها گئجه‌لر

 

یۇخودا گؤردۆم علی گلمیسه‌ن عیادتیمه

دئییسه‌ن آغلاما چوْخ ائتمه وا اخا گئجه‌لر

 

قوْلۇمۇ بوْینۇوا سالدێم اؤپه‌م جمالوندان

بۇ فکریله که اوْلام سن ایله‌ن آشنا گئجه‌لر

 

نه گؤردۆم، اللریوه یاخمێسان حنا قاندان

ستاره تک دۆزۆلۆب جیسمیوه یارا گئجه‌لر

 

دئیدم علی بو نه عالمدی بو نه حالتدیر

اوْلۇم اوْ اللریوه من علی فدا گئجه‌لر

 

نده‌ن بۇ حاله قالێبسان؟ باجون سنه قوربان

دئدین باجێ وطنیم اوْلدۇ کربلا گئجه‌لر

 

دئدیم علی گله‌جک سن مدینه‌یه بیرده

دئدین واریمدێ باجێ اؤزگه ماجرا گئجه‌لر

 

دئدیم قایێتمایاجاقسان باجێوی گؤرمه‌یه‌ سن

دئدین وطن منه موشگول نصیب اوْلا گئجه‌لر

 

دئدیم دوْیۇنجا علی قوْی گؤرۆم یۆزۆنده‌ن اؤپۆم

دئدین داخێ باجێ گئت دۆت منه عزا گئجه‌لر

 

سوْرۇشما حالیمی بۇ قلبیمی کباب ائتمه

گلیبدی اکبریوین باشینه قضا گئجه‌لر

 

آتامێدا منیده قانه ائتدیلر غلطان

بۇ غمده صبر ائیله چوْخ ائتمه وا ابا گئجه‌لر

 

عمووی یێخدێلار آتدان سۇ مشگی اوْخلاندێ

وئریب ایکی قوْلۇنۇ دینینه فدا گئجه‌لر

 

علی اصغره پیکان-ی-حرمله سو وئریب

ربابین حقی وار هجرینده اوْدلانا گئجه‌لر

 

عم اوْغلۇوۇ خبر آلسان توْیۇ دؤنۆب یاسه

رقیه رنگی اوْلۇب مثل کهربا گئجه‌لر

 

پوْزار بۇ نکته یقین ائله حال زهرانی

بالاسێ فاطمیه چوْخ ائده‌ر نوا گئجه‌‌لر

 

یازاندا بۇ سؤزۆ دم وئردی محسنی غمگین

اۇمۇدوارێم قبری نصیب اوْلا گئجه‌لر

 

×××××××××××××××××

شاه شهدا عرصه میدان آراسێندا

قالمێشدێ کؤمه‌کسیز اوْ بیابان آراسێندا

نه قارداشێ نه اوْغلۇ نه سرداری قالێردێ

دیلخسته پریشان نه علمداری قالێردێ

نه لئشگری نه بیر نفر انصاری قالێردێ

اؤز نئیزه‌سینه تکیه ائدیب گاه باخاردێ

یاده سالێب انصارینی گؤز یاشێ آخاردێ

×××××××××××××××××××××

اهل کوفه گؤردیله‌ر مئیدانه سرلئشگر گلیر

ائتمه‌که تحصیل آب عباس نام آور گلیر

×××××××××××××××××××

سردار عمووین قانه دؤنۆب اشگی رقیه

اوْخ دگدی دوْلۇب قانیله سۇ مشگی رقیه

×××××××××××××××××××××

ای لئشگریمین شیری اوْیان قارداش ابالفضل

مشگی علمی پنجه‌سی قان قارداش ابالفضل

×××××××××××××××××××××××××

عمه عالم بولور اکبرین مارالییه‌م من

قارداشێمنان نه مدتدی گؤر آرالییه‌م من

××××××××××××××××××××××

 

حضرت زینب اوْخشاماسی:

 

ائلده‌ن آرالێ، دیلده‌ن یارالێ، اکبر مارالێ باشێ قارالێ

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

سن بولبولم سن، خندان گۆلۆم سن، شیرین دیلیم سن، هم محملیم سن

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

شام ایچره یاتدون، مقصوده چاتدون، عمموْن قوْجالتدون، زولفون آغارتدون

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

تاب و توانیم، روح و روانیم، دۆشدۆ یوْلا دۇر، غم کاروانیم

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

دۆشدۆن بلایه، گلدون نوایه، گئتسه‌ن آپاررام، کرب و بلایه

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

ای شاهزاده، دل گلدی درده، نیسگیللی اؤلدۆن، ویرانه‌لرده

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

ای مرغ بی پر، دور ماه منظر، ائتمیشدون ازبر، گل قارداش اکبر

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

ای ماه پاره، جسمونده یاره، ائتدیم کفه‌ن من، قوْیدۇم مزاره

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

نیسگیللی مئهمان، باغرون اوْلۇب قان، وئردون غریب جان، زار و پریشان

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

رنگون سارالدی، صبرون آزالدێ، عمموْن قوْجالدێ، حسرتده قالدێ

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

قمچی ووروب گر، شمر ستمگر، ای ماه منظر، اوْلما مکدر

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

بۇ غملی سؤزلر، حسرتدی یکسر، ائتدیم کفه‌ن من، بیر کؤهنه معجر

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

ای داد و فریاد، من خانه بر باد، هیهات اوْلام شاد، ائتسه‌م سنی یاد

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

 

اوْل اختر دین، گیزله‌تدی دردین، قبرون گؤرئیدی، حضّار و غمگین

ای وای رقیه‌م، لای لای رقیه‌م

××××××××××××××××××××××××××××

رقیه اوخشاماسێ - حضرت زینب (س) دیلیجه

 

ای شامیده گۆن تک باتان

ویرانه ده یوْرقۇن یاتان

یاندێم اماندی، صبریم تالاندێ

یاندێم اماندی، صبریم تالاندێ

 

اکبر آدێن دیله قێزیم، ائتمیشدین ازبر

داییم دئییردین هاردادێر، قارداشێم اکبر

اوْلدۇ سنه آخر کفه‌ن، بیر کؤهنه معجر

ای جیسمیمه روح و روان، یاندێم اماندی

صبریم تالاندێ

 

اهل قبیلوندان عجب، دۆشدۆن آرالێ

صیاد اللینده آهو تک،قالدون یارالێ

مشهوریدون یثربده سن، اکبر مارالێ

ای آدی دیلله‌رده قالان، یاندێم اماندی

صبریم تالاندێ

××××××××××××××××××××

 

حسین

مسلم اوشاقلاری

جناب مسلم اۇشاقلارێنێن احوالاتی

قوْشار: اردبیللی منعم

 

قاباقجا دئدیک کی منعم‌ین نوحه‌لری آیرێ شاعیرلریمیزین نوحه‌لرینده‌ن فرقلی گؤرۆنۆر*، ایندی بۇ قوْشقۇنۇ اوْخۇیۇب اوْنۇن نوحه‌لرین آرتێق تانێیاق.

 

مسلم یارالێ تئشنه، ترک ائیله‌دی دۆنیانێ

قوْیـدۇ الـی قوْینۇندا، بیر جۆت قۇزۇ قۇربانێ

 

 

چون سئیف‌-ی-بنی هاشیم، چالدێ ال-آیاق قاندا

قــالــدێ ایـکــی شـهــزاده، آواره بییـابــانــدا

گـه قالـدێـلا چـؤللـه‌رده، گـه گۆشـه‌ی-ی-زیندانـدا

تـا چێخـدێـلا زینـدانـدان، بیــر مـوقـع-ی-بحـرانـدا

 

آیا هارا گئتسینله؟ غۆربت یئری گۆن باتدێ

آللاه ایکی شهزاده، بس هاردا گئدیب یاتدێ

 

ظۆلمه‌ت بۆرۆیۆب شهری، گئتسینله مکان یوْخدۇ

یا اوْردا اوْتۇرسۇنلا، دۆشمه‌نده امان یوْخدۇ

یا چؤللــه‌ره قاچسێنلا، قاشماقلێقا1 جان یوْخدۇ

یاپراق کیمی تیتریلله‌ر، روخساریده قان یوْخدۇ2

 

قالساق دئدیله‌ر بۇردا، دۆشمه‌ن گؤره‌جئک قارداش

صبّاح زیاد اوْغلۇ، وای اؤلدۆره‌جئک قارداش

 

یۆز قوْیدۇلا صحرایه، قان یاش الئییر گؤزله‌ر

قوْرخۇللا قارانلێقدا قاشدۇقجا3 بده‌ن تیتره‌ر

هر دم اوْ کیچیک قارداش، آغلار اۇجادان سسله‌ر

گل غئیره‌تیوه قۇربان، عبّاس-وْ-علی‌اکبر

 

باغرێم قارالێب بابا، رنگیم سارالێب بابا

گل دربئده‌ر اطفالون، چؤللـه‌رده قالێب بابا

 

دۇردۇ یارالێ قۇش تک، دۆشدۆ یوْلا یوْلاندێ

آغلاردێلا گئتدیکجه، صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ

بیر عوره‌ت اوْ اثناده، گؤردۆ اۆره‌گی یاندێ

گتدی ائوه گؤز یاشلێ، باشلارێنا توْلاندێ4

 

سۇ وئردی غذا وئردی، تا گۆن دوْلانێب باتدێ

بیر یئرده قۇجاقلاشدێ، یوْرقۇن بالالار یاتدێ

 

یاتدێ اوْ بؤیۆک قارداش، روح اۆچدۆ قانادلاندێ

رؤیاده گؤرۆب ناگه فانوس-ی-خودا یاندێ

پئیغه‌مبه‌ر-ی-خاته‌مدیر، شاهه‌نشه‌هی مرداندی

آمما اۇجا قامه‌تلی بیر شخص نومایاندێ

 

دیققه‌تله نظه‌ر سالدێ، یاندێ اۆره‌گ اوْدلاندێ

گؤردۆ آتاسێ مسلم، اؤز قانینه غلطاندێ

 

فوْره‌ن یۇخۇدان دۇردۇ، آز قالدێ چێخا جانێ

اوْل خێرداجا  قۇربانه، کشف ائیله‌دی رؤیانێ

الان بابامێ گؤردۆم، جیسمینده‌ن آخێر قانێ

بیز ترک ائده‌ریک بیلدیم، صبّاح بۇ دۆنیانێ

 

حاریث یۇخۇدان دۇردۇ، نیصف‌-ی-شب-ی-ظۆلمانێ

گؤردۆ اوْ قارانلێقدا، آغلار ایکی قۇربانێ

 

قانۇن-ی-محمّد ده واجیبدی مسلمانه

کافیرده اگه‌ر اوْلسا رحم ائیلییه مئهمانه

بیر ظۆلم ائله‌دی بی‌دین، اوْل خێرداجا قۇربانه

بیرده‌ن دئدی وای بابا، لبله‌ر بوْیانێب قانه

 

اسدی یارالێ لبله‌ر، تر آخدێ جبینینده‌ن

یالواردێ امان ظالیم، اؤلدۆرمه یئتیمه‌م من

 

اوْل قانلێ دوْداقلاردان، یاندێم سسی قوْزاندێ

صوبح اوْلدۇ ایشێقلاندێ، حاریث قوْلۇ چێمراندێ5

بیر جۆت بالاجا قارداش، وای قوْلا باغلاندێ

گلدی اوْ خانێم عوره‌ت، باشلارێنا توْلاندێ6

 

ایبراهیم اۆزۆن دۇتدۇ، اوْل عوره‌ته یالواردێ

گل آخێر-ی-عؤمرۆمده، بیر کلمه سؤزۆم واردێ

 

الان باتارێق قانه، بۇ آخه‌ر-ی-ساعه‌تدیر

وئردیک سنه چوْخ زحمه‌ت، بۇ آخه‌ر-ی-زحمه‌تدیر

بیر کلمه سؤزۆم واردێر، چوْخ غملی وصیّت‌دیر

بیر خێردا باجێم واردێر، گؤزله‌ر بیزی مدّت‌دیر

 

گؤنده‌ر اوْ قارا بخته، القانه باتان جامه

بیر جۆت بالاجا کؤینه‌ک، بیر جۆت یاشێل عمّامه

 

آچێقلاما:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- قاچماقلێغا

2- اۆزۆنۆن رنگی قاچێب

3- قاچدێقجا

4 و 6- منجه "دوْلاندێ" دۆزدیر. آنجاق "توْلاندێ" دا دۆز اوْلابیله‌ر.

5- چیرمه‌مک، چێرماماق، چێمراماق: بالا زدن، بالا کشیدن - قوْلۇن چێمرادێ: آستینش را بالا زد.

 

* یۇخارێداکی نوحه‌نی بۇ نوحه ایله قارشێلادێن (مقایسه ائدین):

 

آللاه ریضاسی رحم ائت، بیز بینه‌وایه حاریـث

دوْران بیزی سالێبـدێر، یۆز میـن بـلایه حاریث

 

ائتـمـــه بیــزه اذیــت، سـالمـــا بیـــزی ایــاغـــه

هئچ کیمسه اؤز ائوینده، ظۆلم ائیله‌مه‌ز قوْناغــه

ظالێــم مــروت ائیلــه، ایکــی یتیــم اۇشــاغـــه

بیر کیمسه یوْخ یئتیشسین، آخه‌ر هرایه حاریث

 

ال ساخـلا چکـمه خنجـه‌ر، پئیغـه‌مبه‌ره باغێشـلا

شیر-ی-خۇدایـه گـل گئـچ، اول سروه‌ره باغێشـلا

قان یاش تؤکه‌ن سیته‌مده‌ن بۇ گؤزلـه‌ره باغێشـلا

اوْلسـا گـۆنـاهێمێـز گئـچ، خیـر-وْ-النسایـه حاریث

شاعر: نائح

حضرت ابوالفضل نوحه‌‌سی

بنی هاشیم آیێ باتدی – قوْشار: اردبیللی منعم

 

آچێقلاما: بۇ نوحه‌نی حاج صدیف اردبیلی گؤزه‌ل ایفاده ائدیب. آنجاق متنه باخاندا بۇ نوحه و شئعرین فرقلی و آیرێ تۆرلی اوْلماسێنێ بیلمه‌ک اوْلۇر. من بۇ چئشید شئعرین و نوحه‌نین آدێن بیلمیره‌م:

 

آی چێخدێ سۇدان باتدێ، اطفاله خبر چاتدێ

سۇ گؤزله‌مه‌سین قێزلار، عباس عله‌می یاتدێ

 

باتمێش قانا سرلئشگـه‌ر، طبّال وۇرۇر لئشگــه‌ر
سعـد اوْغلـۇ گۆلـه‌ر آممـا، آغـلار قـره معجه‌رله‌ر
بیر یاندا دۆشۆب سققا، بیر یاندا قوْپۇب محشه‌ر
آیا گؤره‌سن کیمدیـر، هر دم اۇجـادان سسلـه‌ر


بس هـارداسـان عبّـاسیــم؟ ائی قانــه باتـان پئیکـه‌ر
سس وئــر سسیمـه آخـه‌ر، انصاریـم اوْلـۇب قارداش
دوْغـرانـدێ جـوان اوْغلـۇم، قـددیم بـۆکـۆلۆب قارداش
گل اۆستیمه هر یئرده‌ن، دۆشمه‌ن تؤکۆلۆب قارداش


قوْلسۇز یێخێلێب سققا، قانیله دوْلـۇب گؤزلـه‌ر
ایستـه‌ر وئره عبّاسه، سۇ خاتم-ی-پئیغه‌مبـه‌ر
سققا سۇوا باخدێقجا، آغلار بئله عرض ائیلـه‌ر
گهـواره‌ده یـا جــدّا، عطشانـدی علـی اصغــر


چێخدێ توْز آراسێندان شه گؤزله‌ره گؤرسه‌ندی
غئیـره‌تلـی وزیـر اوْنـدا، بیـر تیتـره‌دی ترپـه‌نــدی
عفو ائیله یارام چوْخدۇر، ائی فاطیمه دیلبه‌ندی


شه گؤردێ خوداوندا حئیره‌تلی تماشادێر
دؤرد نورون آراسێندا، بیر قامه‌ت-ی-رعنادیر
حیدر دئییر اوْغلۇم وای، بیر ماته‌م-ی-عوظمادیر
آغلار باشێ اۆستۆنده، صدّیقه‌ی-ی-کبرادیر


دۆشدۆ آلێب آغۇشه، بیر حسره‌تیله‌‌ن باخدێ
عبّاس گؤزۆن یۇمدۇ، باش دال طره‌فه آخدێ
شاه آغلادێ یا الله، شام اهلی دۇرۇب باخدێ


هئی سسله‌دی جان قارداش، هئی گلدی نوا اۆسته
سس وئرمه‌دی یۆز وئردی، غم آل-ی-عبا اۆسته
قوْیدۇ یارالێ باشێن، توْپراغه مینا اۆسته
دؤرد مین اوْخ آتان بیرده‌ن، اوْخ آتدێ هوا اۆسته


سئل تک تؤکۆلۆب لئشگه‌ر، شاه-ی-شهدا اۆسته
باشلاندێ گینه دعوا، دونیای-ی-فنا اۆسته
گۆن باتدێ قاراتوْزدان، مئیدان-ی-بلا اۆسته
گۆن باتجاغێن آی چێخدێ، فی‌الفور هوا اۆسته
آی یوْخ یارالێ بیر باش، گؤرسه‌ندی جیدا اۆسته


کس عؤمریمی یا الله، یاندێ اۆره‌گیم یاندێ
نئیزه گؤگه قوْزاندێ، مئیدان ایشێقلاندێ
قارداش باشێن گؤردۆ، بیر پارچا قێزێل قاندێ


شمشیر وۇرۇب سولطان، محو اوْلدۇ قوْشۇن قاشدێ1
گلدی آتێن اۆستۆنده، تللی ائله‌کی آشدێ
سس قوْپدۇ عطش‌لرده‌ن، دریای‌-ی-بلا داشدێ
جام الده قاباغێنه، عطشان بالالار قاشدێ2


بیر سؤز دئدی اطفالی، آغلاتدێ موصیبه‌تده‌ن
من گلدیم عموز قالدێ، مئیداندا خیجاله‌تده‌ن
سۇ اوْلمادێ گؤنده‌رسین، قان آغلادێ غئیره‌تده‌ن


یالواردێ سۇسۇز قێزلار، بیز دیده تریک بابا
یاپراق کیمی وحشه‌تده‌ن، باخ گؤر اسه‌ریک بابا
سۇ آدێنێ اؤلسه‌کده، بیرده دئمه‌ریک بابا
سسله‌ن عمومیز گلسین، سۇ ایسته‌میریک بابا


1و 2- قاچدێ

قایناق: گلچین کربلا، بزبان ترکی شامل نوحه، سینه‌زن، افراد، رجز، دوبیتی، گردآورنده: فیروزی نیا، چاپ پنجم – بهار 75- چاپ علمیه – مرکز نشر فرهنگی بهترین

مرثیه شاعیرلری

سارابلی‌ واقف‌

کریم‌ آقا صافی‌

خــازن

 

سارابلی‌ واقف‌

مشروطه‌ دوورونون‌ آرزی‌ گؤزۆ نیسگیللی‌ شاعیرلرینده‌ن‌ سارابلی‌ واقفی‌ گوسته‌رمک‌ اوْلار. او 1263 قمری‌ ده‌ ساراب‌ شهرینده‌ آنادان‌ اوْلمۇش‌ و اۇشاق‌ ایکن‌ آتاسێنیێ الده‌ن‌ وئرمیش‌ دیر. واقف‌ مشروطه‌ حرکاتینین‌ یاخین‌ ایشتراک‌چێ‌لارێندان‌ اوْلاراق‌، بو خوصوصدا بیر چوْخلۇ شئعرلر دئمیشدیر. اونون‌ یاشایێش‌ و یارادێجێلیغێ‌ حاقدا تبریزده ‌کی‌ ژورنالیست‌ و ادبی‌ دوْستوم‌ بهروز ایمانی‌ گئنیش‌ بیر تحقیق‌ آپارمێش‌ و دئدیک‌لرینه‌ گؤره‌، دیوانین‌ چاپا حاضیرلامێش‌ دیرکی‌، آرزی‌ ائدیریک‌ اونون‌ ایشیق‌ اۆزۆ گؤرمه‌سی‌ ایله‌ بیزیم‌ده‌ گؤزلریمیز ایشیقلانسێن‌. اوْنۇن‌ اساس‌ یازدێغێ‌ شعرلر نووحه‌ و مرثیه‌ اوْلسادا، مبارز یا خود مقاومت‌ و باشقا ژانرلرده‌ ده‌ شعرلری‌ وار. واقف‌ 1326 قمری‌ ده‌ دئمه‌ک‌ مشروطه‌ یئتیشن‌ زامان‌ دۆنیاسێن‌ دَییشیر.

بیرده‌ چتیندی‌ شاه‌ سئوه‌ندن‌ گوه‌ون‌ گله

‌ایرانی‌ غارت‌ ائتمه‌یه‌ هر بین‌ گله‌ن‌ گله‌

مشروطه‌ شرط‌ بالتاسێن‌ ترسه‌ سابلادێ

‌آی‌ خان‌ داغێت‌ تیفاغێنێ‌ آی‌… چنگله‌…

واقفین‌ نوحه‌لرینده‌ن‌ ده‌ ایکی‌ بیت‌ بیرگه‌ اوخویاق‌:

دۆشه‌نده‌ وصل‌ گۆنو هر زمان‌ خیاله‌ علی‌(ع‌)

اؤلۆر خییال‌ دۆشور کؤنلۆم‌ اؤزگه‌ حاله‌ علی‌

ائدیم‌ نه‌ چاره‌ نه‌ منده‌، نه‌ سنده‌ قدرت‌ وار

اؤپوم‌ آپاغێنێ‌ تا بیر یئتیم‌ وۆصاله‌ علی‌(ع‌)…

 

کریم‌ آقا صافی‌

حاج‌ جعفر دایی‌ نوه‌سی‌ عایله‌سینده‌ آنادان‌ اوْلان‌ کریم‌ آقا صافی‌نین‌ آدی‌ گلنده‌ نه‌ ایسه‌، ایسته‌ر-ایسته‌مز نووحه‌ و مرثیه‌ ادبیاتی‌ ایله‌ یاناشار. حالبوکی‌، بو شاعیرین‌ دادلی‌ - دوزلو غزللری‌ و باشقا ژانرلاردا دا شعرلری ‌اوْلمۇشدور. صافی‌ روس‌ سالداتلارێ عاشورا گۆنونده‌ آذربایجانێن‌ غئیرتلی‌ اؤولادلارێ‌ قهرمانجا دار آغاجێندان‌ گوناهسێزجا آسێلدیقدا بئله‌ شعر یازمێشدیر.

ائی‌ وطنه‌ بذل‌ ائله‌یه‌ن‌ نقد-ی-جـان

ملّتـه ‌دار اۆستـــه‌ وئــره‌ن‌ ایمتحــان‌

محو اوْلا مۆشگۆلدو بو نام‌-وْ-نشـان

‌قانلا صفـا تاپـدێ‌، باهـار-ی-وطــه‌ن

جانیمیز اوْلا خوْشدو نثـار-ی-وطـه‌ن‌

چکدیلــه‌ر داره‌ سیـزی‌ منصـور وار

تاپدێ‌ شرافه‌ت‌ هامێ‌ یار-وْ-دییار

بسـدی‌ بیـزه‌ بـو شـرف-وْ-افتخـار

‌قانلا صفـا تاپـدێ‌، باهـار-ی-وطــه‌ن

جانیمیز اوْلا خوْشدو نثـار-ی-وطـه‌ن‌

 

کریم‌ آقا صافی‌نین‌ مبارز شعریمیزه‌ شوبهه‌سیزکی‌ دانیلماز رولو اولموشدور. اوْ قمری‌ 1353 - ینجی‌ ایل‌ 69 یاشیندا دونیاسین‌ دَ‌ییشمیشدیر.

بۇ شاعیرده‌ن شئعر و نووحه بیله‌نله‌رده‌ن ایسته‌ییم وار اوْلارێ یایێب و اوْلسا منه‌ده گؤنده‌ره‌لر

 

خــازن‌

رحمتلی‌ میرعبدالحسین‌ خازن‌، تبریزین‌ خیاوان‌ محله‌سینده‌ گۆنش‌ ایلی‌ 1250 ده‌ آنادان‌ اوْلمۇش‌ و بیر عؤمر آجێ‌ - شیرین‌ یاشایێشدان‌ سوْنرا 1304 ده‌ تبریزده‌ حیاتین‌ دَ‌ییشمیش‌ دیر. او یازدێقلارا گؤره‌، کلاس‌ گؤرمه‌میش‌ و سوادسیز بیر شاعیر ایدی‌. آنجاق‌ الده‌ اولان‌ شعرلرینده‌ن بللی‌ اوْلۇر کی‌، اوْنۇن‌ لازیمی‌ قده‌ر ساوادی‌ وار و ائله‌ بو سببه‌ گؤره‌ اۆره‌ک‌ یاندێرێجێ‌ نووحه‌لر و گؤزه‌ل‌ غزللـرله‌ برابر حماسی‌ و مبارزه‌ شعرلری‌ وار. اونون‌ ادبی‌ یاشایێشی‌ ایکی‌ طره‌فلی‌ اوْلمۇش‌ دور. بیر طره‌فی‌ مرثیه‌ ادبیاتی‌نین‌ ان‌ تانێنمێش‌ و گورکملی‌ نماینده‌لرینده‌ن‌ باشقا طرفده‌ن‌ ایسه‌، مشروطه‌ حرکاتین‌ یاخێندان‌ دۇیوب‌ و ایسته‌ر - ایسته‌مز بو حرکت‌لرله‌ چین‌ -چینه‌ وئرمیش‌ و شعرلری‌ سنگرلرده‌ دؤیوشه‌ن‌ مجاهدلرین‌ قانلارین‌ قاینادێب‌ و حرکه‌ته‌ گتیرمیش‌دیر. خازنین‌ اله‌ گلن‌ شعر دیوانین‌ بو سطرلرین‌ یازانێ‌ توْپلایێب‌ چاپا حاضیرله‌میش‌دیر.

باغلانـان‌ زنجیـره‌ بیـداده‌ یازێـق‌ ایرانلــی‌لار

اوْلمـایان‌ آســوده‌ دۆنیـاده‌ یازێـق‌ ایرانلی‌لار

تیتره‌یه‌ن‌ بیر مرغ‌ بئسمل‌ تک‌ کف‌ جلادّیـده‌

صید اوْلان‌ بی‌رحـم‌ صیـاده‌ یازێـق‌ ایرانلـی‌لار

 

یا بیر شعرینده‌ بئله‌ سؤیله‌میش‌ دیر:

اهـل-ی-دوه‌چی‌ گلیبــدی‌ جنگـه‌

بئش‌ بئش‌ بامادوْر باسێر تۆفه‌نگه‌

هــرده‌ن‌ بیــرینــی‌ آتێــر هــوایــه

‌لعنــت‌ بئلــه‌ قوم-ی-بـی‌حیـایــه‌

 

قایناق:

http://birliksesi.blogspot.com/2008/11/blog-post_799.html

حضرت زهرا س - قمری

حضرت زهرا(س) مصیبتی-قوْشار: محمّدتقی دربندی(قمری)

 

قوْیدۇ قدم چوْ عاله‌م-ی- ایمکانه فاطیمه

گلـدی همیشـه نالـه-وْ-افغانـه فاطیمــه

 

خوْش گۆن جهاندا گؤرمه‌دی، گؤگلی آچێلمادێ

دۆشـدۆ زمـانــه ده نئـجــه تـوفـانــه فــاطـیمــه

                                                

اووه‌ل خدیجه تک آنادان حسره‌ت آیرێلێب

عاله‌مده یاندێ آته‌ش-ی-هیجرانه فاطیمه

 

باشێنا سالدێ احمد-ی-موْختار قاره‌سین

دار-ی-فنــاده قــالــدێ ذلیــلانـه فاطیمـه

 

اوْدلاندێ ظۆلمیله‌ن قاپێسێ یاندێ درگه‌هی

مــؤحتــاج قـالـدێ دردینــه درمـانــه فـاطیمـه

 

پهلوی-ی-پاکی سێندێ، شهید اوْلدۇ محسنی

آغیشتـــه اوْلـدۇ لالــه صیفــه‌ت قـانــه فاطیمــه

 

قوْل باغلێ چکدی مسجیده، امّت عم‌اوْغلۇسێن

جــور-ی-عــدو ایلــه‌ن یئتیشیـب جـانـه فاطیمــه

 

غصب-ی-فدک، جفای-ی-عدو، ظۆلم-ی-اشقییا

یێخــدێ ائـویـن، دؤنـۆب قــدّی چوگانـه فاطیمـه

 

اوْن سککیز ایل گئچیندی بیله آه-وْ-زاریله

آخـه‌رده اوْلـــدۇ امّتــه بیگــانـه فاطیمـــه

 

اهل-ی-مدینه قوْیمادێ شوریله آغلاسێن

هــردم گلــه‌نـده نالــه-وْ-افغـانـه فاطیمـه

 

اؤز منـزلینـده اوْلمـــادێ فـۆرصــه‌ت عــزا دۇتــا

چوْخ حسره‌ت اوْلدۇ دیده‌ی-‌ی-گیریانه فاطیمه

 

دردی داشــانــدا، نـالــه قێـــلاردێ بقیعــده

غمده‌ن دؤنه‌ردی گؤزیاشێ عمّانه فاطیمه

 

اۇمـۇدێ وار شفاعه‌ت ایده روز-ی-رستخیـز

مـوشگول گۆنۆنده (قمری) نالانه فاطیمــه

حضرت زهرا س - سیفی

سید تقی سیفی اردبیلی‌نی بۇندان قاباق تانێدێق، و اوْنۇن گؤزه‌ل نوحه‌لری اوْلدۇغۇنۇ بیلدیک، ایندی بۇ گؤزه‌ل شاعیریمیزده‌ن حضرت فاطمه‌ زهرا(س)یه گؤره بیر نئچه شعر اوْخۇیاق:

حضرت زهرا (س) شهادتی:

ائی شمـع یانێـر کـوکب-ی-سیّـار اوْد ایچینده

پـروانــه چکیـر آه-ی-شــرر بـــار اوْد ایچینـده

 

سؤز باشـلامێشـام فاطمـه درد-وْ-محنینـده‌ن

ائتدیکجه رقم غـرق اوْلـۇ گوفتـار اوْد ایچینـده

بۆلبۆل پر آچـانمێـر، سێخێلێـب دامـن-ی-ناره

از بس کی وۇرۇب شب پره مێنقار اوْد ایچینده

گۆل غۆنچه‌لری فیکـر ائلـه نـه حـالـه قالارلار

جبـریلــه‌ن اگــه‌ر یانسـا چمـنــزار اوْد ایچینــده

بیـر لحظـه تمـاشـاگـر ائلـه، دل گـؤزۆن آخـر

جــدا" گــؤره‌ک آیــا نــه خبـــر وار اوْد ایچینــده

جئبریل-ی-امین بوسه وۇران درگهـه بیر باخ

گـویـا کـی یانێـر معبــد-ی-اســرار اوْد ایچینــده

خئیبر گؤتـۆره‌ن الـده باخێـن قئیـد-ی-قضایـه

یانـدێ صـدف-ی-احمـد-ی-مختــار اوْد ایچینـده

ثانی نئجه گؤر نشر ائیله‌ییب ظولم-وْ-فسادین

آواره دی مــحـبـــوبــه‌ی-ی-دادار اوْد ایچیـنـــده

دیواره وئریب تئکیه، آخێر قان سینـه‌سینـده‌ن

فــریــاده گلـیبــدیـــر در-وْ-دیــــوار اوْد ایچـیــده

ائی گۆلشه‌ن ائده‌ن ناری خلیل‌الهه رحـم ائت

امّ‌النـجـبـــا اوْلــــدۇ گیــریـفتـــار اوْد ایچیــنــده

هاردا گؤرۆنۆب حمله‌ی-ی-خصمانه گتیرسین

بیر عــوره‌تـه اۆچ یـۆز نفــر اغیــار اوْد ایچینــده

آیـا نــه جســارتــدی بــۇ ثانیـــده خـــودایــا

صـدیقـه‌ی-ی-کبـرانی ائدیـب زار اوْد ایچینـده

آخــر نه روا حاملــه بیـر طاهـیـره عـــوره‌ت

نارس بالاسێـن سقـط ائـده ناچار اوْد ایچینده

زهرانی سالێب تنگه، عمر اؤز قاپێسێندا

قان ائتدی دؤشۆنده سۇتۇ میسمار اوْد ایچینده

گؤردۆ قاپێنێ قان بۇرۇیۇب اوْدلادێ فورا"

تـا محــو اوْلا قانــدان قـالان آثــار اوْد ایچینــده

قالماز بۇنۇ درک ائیله‌مه‌دی گۆن بۇلۇد آلتدا

گئتمــه‌ز آرادان مطلـع-ی-انــوار اوْد ایچینـــده

یانمازدێم اگه‌ر بیر اوْدا قێلسئیدی کیفایت

اوْلسایدێ فقط فاطمــه خونبـار اوْد ایچینــده

قنفذ دان آلێب قمچینێ اوْیناتــدێ الینـده

گویا کی چێخێب صئیده سیه‌مار اوْد ایچینـده

قمچیله گؤگه‌رتدی هاراسێ گلدی قباغـه

گـؤردۆ یـوْخ اوْ مظلومییـه غــم اوْد ایچینــــده

از بسکی وۇرۇب فاطمه‌نی سالدێ دؤزۆمده‌ن

درد ائتدی اوْنـۇن گؤزلرینـی تـار اوْد ایچینـــده

سسله‌ندی اوْ دم فضّه‌نی ایمداد ائله یاندێم

سالدێ منی دیلده‌ن داخێ اشرار اوْد ایچینده

آز قالدێ عدو حملـه ائـده صحـن-ی-سـرایـه

ال تـۆت منـه ائـی یار-ی-وفــادار اوْد ایچینــده

فریادیمه گل چاره‌سیزه‌م محسنیم اؤلدۆ

یێخدێ ائویمی قۇم-ی-سیتمکار اوْد ایچینده

وئـر خامـه تسلـی بـۇ مصیبتـده بتـولــه

قوْیدۇ قاپێسێن کینه‌ی-ی-کفّـار اوْد ایچینـده

سؤیله سن اؤزۆن کی وارێدۇن کربُ – بلاده

گؤردۆن کی نئجه گرمیدی بازار اوْد ایچینـده

سن ناظیرێدۇن زینبۇون خئیمه‌سی یاندێ

قالدێ اوْ رشیده قێـزۇن آغـلار اوْد ایچینــده

سنده‌نده چتیت درده دۆشه‌ن زینبۇن اوْلدۇ

قوْیدۇ اته‌گین دوشمن-ی-جبّار اوْد ایچینــده

پروانه کیمی شهپه‌رین اوْددان اوْدا وۇردۇ

به‌به نه گؤزه‌ل ائیله‌‌دی پئیکار اوْد ایچینـده

مأواسی یانان قۇش کیمی آواره قاچاردێ

شایـد اوْلا اطفـالــه هـــوادار اوْد ایچیـنــده

سسله‌ردی دمادم کرم ائت ائی حَکَم الله

اوْدلاندێ امانـت بـالا قێـــزلار اوْد ایچینــده

قوْیما منی شرمنده حۆسئینیمده‌ن ایلاهی

گؤرکیـم وار اوْلا حقّـه پرستـار اوْد ایچینـده

هر قێز دیله گلسه دئسه یاندێم شرر آلتدا

تئـز باشلارێنـا قمچـی وۇرارلار اوْد ایچینـده

رحم ائت یانار اوْددان قۇتارێم ساجدی یا رب

خوْشدۇر مـن اؤله‌م قالمایا بیمـار اوْد ایچینده

ائیلـه نظر الله بـۇ قــۇجـاغێمــدا کـی طیفلـه

داغلێ دل‌یمی نالـه‌سی داغلار اوْد ایچینده

«سیفی» نه گؤزه‌ل رتبه‌‌ی-ی-ممتازه یئتیشدین

اوْلـدۇن گـوهـر عئشقــه خریـدار اوْد ایچینـده

********************************

 

مولا علی(ع) حضرت زهرا فیراغیندا ناله ائدیر:

 

ائی ناز ائلییه‌ن سینه‌ی-‌ی-پئیغمبره زهرا

بند-ی-دل-ی-طاها

دیداریمیـزی قــوْیـدۇ فلــک محشـره زهـرا

یانسێن بئله دونیا

دونیا سن ایله‌ن ترسه مدار اۆسته دوْلاندێ

ظۆلمینده دایاندێ

شئیخئین-ی-دغا حۆرمه‌تیوی حقّیوی داندێ

نه منده‌ن اۇتاندێ

اوْد وۇردۇ عدو درگـه-ی-ایجـلالیـوه یانــدێ

سینه‌ن یارالاندێ

تۆش ائتدی گؤزه‌ل دامـه‌نیــوی آذره زهـرا

یانسێن بئله دونیا

غرق ائتدی سنی محنتـه تـوفان اؤز ائوونـدا

عدوان اؤز ائووندا

اطفالون اوْلۇب قۇش کیمی وئیلان اؤز ائووندا

نالان اؤز ائووندا

سینه‌ن یاراسێ اوْلمـادێ درمـان اؤز ائوونـدا

لقمان اؤز ائووندا

وئرمیبـدی امان دست-ی-قضا حئیدره زهرا

یانسێن بئله دونیا

سن همّت ایله دوْققۇز ایل اوْلدۇن منه غمخوار

ائی یار-ی-وفادار

چنگال-ی-سیته‌م ائتدی سنی درده گیریفتار

دیلخسته-وْ-بیمار

چکدین شرر-ی-هئجریله چوْخ سینه‌مه داغلار

قوْیدۇن منی آغلار

آیدێن سحه‌ریم دؤندۆ منیـم محشـه‌ره زهـرا

یانسێن بئله دونیا

ظۆلم اهلی سالێب خیرمه‌ن-ی-آمالیوی ناره

قوْزاندێ شراره

ثانـی سنـی وۇردۇقـجـا علـی ائتـدی نظـاره

باخ صبر-وْ-قراره

نیسگیل بۇدۇ قوْیدۇم سنی گیزلینده مزاره

پهلولری یاره

باخدێم نیگه‌ران تئـز یـۇمـۇلان گؤزلـره زهـرا

یانسێن بئله دونیا

قوْیدۇ سنی دونیای-ی-دنی خوْش گۆنه حسره‌ت

یات قبریده راحت

عفـو ائیلـه منـی ساخـلامادێــم یاخچـێ امانـت

وار منده خیجالت

باغـلار سینـه‌ویـن یاره‌سینـی ختـم-ی-ریسالـت

ائی لاله‌‌ی-ی-جنّت

خالێق یئتیره‌ر قاتیلیوی کئیفه‌ره زهرا

یانسێن بئله دونیا

********************************

 

حضرت علی (ع) دونیانی پرولایێر:

(پرولاماق: ملامت ائتمه‌ک)

دونیـا نـه بی‌وفـــاسـن، کـانــون-ی-ایبتیــلاسـن

هر ظۆلم ائده‌نده‌ن آرتێق، سن ظۆلمه آشناسن

دونیا نه بی‌وفاسن (2)

(شابئیت جاوابێ)

وۇردۇن یارا دلیمده‌ن، یوْخدۇر دۇتان الیمده‌ن

ائتدین منی خیجالت، گۆلزاریده‌ن گۆلۆمده‌ن

دونیا نه بی‌وفاسن (2)

من گؤرمۆشه‌م الینده‌ن توفانێ اؤز ائویمده

خطّابین اوْغلۇ سالمێش، طوغیانێ اؤز ائویمده

یاندێ قاپێم اوْتۇردۇم، پینهانی اؤز ائویمده

اؤلدۆردۆ ظۆلم-ی-ثانی، زهرانی اؤز ائویمده

دونیا نه بی‌وفاسن (2)

دونیا قایێت یوْلۇندان، بۇ غملی یوْل نه یوْلدۇ

ظۆلم آتشی فوروزان، هر یئرده سنده‌ن اوْلدۇ

ثانی سیته‌مله‌رینده‌ن قلبیم اوْدیلا دوْلدۇ

غم یێخدێ باغبانێ، گۆللــه‌ر چیچه‌کده سوْلدۇ

دونیا نه بی‌وفاسن (2)

چوْخ ظۆلم و ناروالر سنده‌ن روا گؤرۆندۆ

چوْخ سینه‌لر خده‌نگ-ی-بیدادیله‌ن بؤلۆندۆ

زهرا یێخێلدێ اوْددان، قالخانمادێ سۆرۆندۆ

باخدێم یانان قاپێم تک، قلبیم اَلوْو بۆرۆندۆ

دونیا نه بی‌وفاسن (2)

ساتدێن علینی دونیا، اشرار-ی-بت‌پرسته

سالدێن موْرید-ی-حقّی، دست-ی-خطای مسته

زهرا گئدیب الیمده‌ن، قلبیم اوْلۇب شیکه‌سته

گیزلین گلیب دوْلاننام، گیزلین مزاری اۆسته

دونیا نه بی‌وفاسن (2)

********************************

 

حضرت علی (ص) حضرت زهرا(س)یه خیطاب ائدیر:

 

دردیم دواسی زهـرا               روحیم صفاسی زهرا

گیزلینده قبره گئتمیش           گیزلین یاراسێ زهرا

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

(شابئیت جاوابی)

زهرا منی دانێشدێر               آز قلبیمی آلێشدێر

گؤگلۆن کۆسۆبدۆ منده‌ن          اینصافه گل بارێشدێر

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

روسوا ائدیبدی کوفری، پئیغمبرین شوعاری

سێندێردێ دست-ی-ظۆلمۆ، زیبا سؤزۆن، ووقارون

بیلمه‌م کی دۆشدۆ هاردان، جبره‌ن سنین گوذارون

غوسلون وئره‌نده گؤردۆم، نیلی اوْلۇب عوذارون

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

واردێر یئری اۇجالسا هر لحظه شور-وْ-شینیم

قوْل باغلێیام قضاده‌ن، چاره‌م کسیلدی نئیلیم

آواره دیر منیم تک ایسته‌کلی نور-ی-عئینیم

زینب غموندا اوْخشار، دائیم مله‌ر حۆسئینیم

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

جیسمون بۆرۆندۆ نوره، فانی دییاره گلدی

اوْن سگگیز ایلده بختون، تئز دؤندۆ قاره گلدی

میسمار اوْلۇبدۇ باعیث، سینه‌ن فیشاره گلدی

بیر گۆنده دوْققۇز ایللیک، عئشقون عیاره گلدی

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

من شاهکار-ی-خیلقه‌ت، سن شأن-ی-مولک-ی-جنّت

آیاته من مفسِّر، سن سوره‌لرده‌ن آیه‌ت

والشمس و الضحایه من سن گؤزه‌ل علامه‌ت

سن یاتمێسان یارالێ، من قالمێشام خیجاله‌ت

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

ظۆلم اهلینین داغێلسێن، زهرا گؤرۆم تیفاغی

گۆلزاری برهم ائتدی، سێندێردێ گۆل بۇداغێ

آخشام یانار چێراغلار، خلقین گله‌ر قوْناغێ

باخ گؤر آناسێز ائوده، کیم یاندێرار چێراغێ

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

قبر اۆستۆنه گله‌نده، من دل شیکه‌سته هر شب

اشک-ی-مولاییم ائیله‌ر، گؤز کاسه‌سین لبالب

گؤرره‌م حۆسئن سێزێلدار، اوْخشار سنی مرتّب

غم دیزلرین قۇجاقلار، آغلار دالێمجا زینب

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

قۇش آشیانی میثلی، برباد اوْلۇب تیفاغیم

هر گۆن گؤره‌م مزارون، وار دیلده ایشتیاغیم

روحیم دۆشۆب صفاده‌ن، گلمه‌ز یئره آیاغێم

هئچ یانمایێب مرتبّ، سنده‌ن سوْرا جێراغێم

آواره دیر عم اوْغلۇن (2)

حضرت زهرا س نوحه سی

حضرت صدیقه طاهره (س)‌نین شهاده‌تینده نوحه

قوْشار: تبریزلی رضا صراف

 

چون محبت بزمی خلوت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

گل ائده‌ک صحبت غنیمت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

 

بیر دقیقه قوْیمادێ عالمده قلبین شاد اوْلا

درد-ی-محنتده‌ن موبارک خاطیرین آزاد اوْلا

چوْخ اذیت‌لر سنه وئردیم ائوین آباد اوْلا

ایندی وقت-ی-رفع-ی-زحمت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

دوْیمادێم بۇ عالم-ی-الفت‌ده سنده‌ن آغلارام

قبرده هم ائیله‌ره‌م شوریله شیون آغلارام

آغلاما مندن سوْرا سن آغلاسان من آغلارام

باخمارام فردوس-ی-جنّت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

دوْققۇز ایل اوْلدۇم بۇ دولتخانه‌ده همسه‌ر سنه

متّصل وئردیم بۇ دوْققۇز ایلده درد-ی-سر سنه

ایندی گل اگله‌ن باشێم اۆستۆنده سرتاسر سنه

عرض ائدیم نئچچه وصیّت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

اوّله‌ن عرضیم بۇدۇر اؤلسه‌م اگر بۇ گۆنده من

اؤز الینله‌ن وئر گئجه غوسلیم، گئجه ائیله کفه‌ن

وۇرسا ال تابۇتیمه بیگانه راضی اوْلما سن

روحیمه آرتێق اذیّت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

ثانییه‌ن منده‌ن سوْرا ائی خسرو-ی-گردون مدار

عورت آلسان بیر نجیبه عورت ائیله ایختییار

غم گۆنۆ تا زینب-ی-کلثومه اوْلسۇن غمگوسار

ائیله‌سین هر نوع حۆرمت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

بیرده قلبین مجتبادن اینجییه هر آن سنین

گئچ حۆسئینیم جانینه من جانۇوا قۇربان سنین

قوْیما غم چکسین خصوصه‌ن جان حۆسئینین جان سنین

چون اوْ جدّینده‌ن امانت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

من بۇنۇن چوْخ زحمه‌تین چکدیم نه آسان بسله‌دیم

پرورش وئردیم گۆل اۆسته طورفه-ی-رئیحان بسله‌دیم

سسله‌یه‌نده جان دئ، منده جان دئدیم جان بسله‌دیم

چون جفاسی جانه منّت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

بۇ حۆسئینی کی سنه تاپشێردێم ایندی رو-به-رو

دقّت‌ایله‌ن باخ نئجه وئرسه‌م ائله آللام گئرو

باش بدنده، بارماق الده، ال بیله‌کده، مو-به-مو

گؤر هامێ عضوین سلامت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

چوْخ مکدّر اوْلسا وار بۇ سؤزده درد-ی-سر یئری

یاخشێ باخ سالێمدی برگ-ی-گۆل تک آخه‌ر هر یئری

نه باشێندا وار قیلیج نه سینه‌ده خنجه‌ر یئری

نه بدن یئکسه‌ر جراحت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

نور-ی-دیده‌م دیر حۆسئن باعیثدی چون گؤز یاشیمه

من گؤزۆمده‌ن سالمامێش سن تاپشێر آل-ی-هاشیمه

........

ایستی کۆللــه‌ر اۆسته راحت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

 

عاشیق-ی-جانبازدیر گیرم حۆسئینیم یوْخ سؤزۆم

منده نقد-ی-عئشقی خرج ائتمه‌کده صرّافم اؤزۆم

بیر بدن دؤرت مین یارا لاکین نئجه گؤرسۆن گؤزۆم

گؤر بۇ اینصاف-وْ-مروّت‌دیر عم‌اوْغلێ یا علی

ایام فاطمیه 3

 

حاج غلامرضا عینی‌‌فرد زنجانی نئجه مداحلێقدا تانێنسان ائله اوْجۇردا مرثیه ادبیاتیندا بیر تانێنمیش آدامدێر، بۇ یازێدا اوْنۇن حضرت علی (ع)‌مین گنج قادیننین (حضرت زهرا (س)) مزاری اۆسته اۆره‌گ سؤزۆن اوْخۇیۇرۇق- آللاه اوْنۇ ساخلایێب باجارێلارێن آرتێرسێن

 

 

 

 

حسین

شیطان نامه

خیر اولا شیطانی گوردوم گئجه

خلقدن ایلوردی شکایت منه

گیچدوق اوتوردوق ایکیمیز کافه ده

حالتینی ایتدی حکایت منه

سویلدی شاعر سنه وار خواهیشیم

چوخ عرفائیله اولوب گردیشیم

عفو ایله بیردفعه دوشوبدور ایشیم

من یازیقام ایله حمایت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

آدمی خلق ایتدی خدای کریم

ایلمدیم سجده من اولدوم رجیم

سوز اوزانیب ایندی اولوب بیر سیجیم

دائم ایدیر حمله بو ملت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

منکه بولاردان جانیم ال چکمیشم

شیطنتین بوخچاسینی بوکموشم

بیرجه کیمین بالدیزینی سیکمیشم

بیر بله ایلولل ه اذیت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

رشوه نی مین مین قاهاروب خان یسین

نفع ربانی حاجی ترخان یسین

تهمتینی بس نیه شیطان یسین

داغدان آغیر گلدی بو منت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

آدمه من ایلمدیم سجده گر

واریدی صلبنده سنون تک بشر

ایندی اولوبدور هامی بیر پارچا شر

قالدی یالاندان بو اهانت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

اوستادی خلق ایندی تاپولماز ناشی

چیخمیا تا مکر و حیل دن باشی

هرکس اولوبدور اوزی شیطان باشی

هیچ ایشه ورمولل ه دخالت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

تابع نفس اولمیسوز ای فکری خام

مین جور اویوندان چیخیسوز صبح و شام

مفته منی متهم ایلور عوام

قویمامیسوز ذره جه فرصت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

کبلایی آرتوق آلیر اسگیک ساتور

گونده ساری یاغه نباتی قاتور

پیس پیس اوتانمور ایله قالخور یاتور

لعن ایدیر از روی حماقت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

پیس بولوسوز گر منی ای زنجلب

آخ نه دوشوبسوز دالیما داوطلب

سیز کی تانیر سیز منی یا للعجب

بس نیه ایلورسوز اطاعت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

من بابا پیغمبریدیم بیر زمان

طاعت ایدردی منه جان ابن جان

رتبه می آرتیردی خدای جهان

ویردی اوز عرشینده سکونت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

گوی ده نه اجالیله اهل سما

صف چکوب ایلردی منه اقتدا

آخری بیر کلمه نین اوسته خدا

ایلدی تنبیه و سیاست منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

ایتدی تکبر منی خار و ذلیل

چیخدی الیمدن او گوزل سلسبیل

طولی چکوب سجده مین اوغلوم مین ایل

حق اوزی ورمیشدی فضیلت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

سیز اله بد ذاتسوز ای بدخصال

آدمی خلق ایتدی حق ذوالجلال

اولدی وجودی منه وزر و وبال

اولدی اونون خلقتی نقمت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

سجده نی من ایلمدیم آدمه

سیز ایدیسوز سجده بنی آدمه

آدیوز اسلامدی با این همه

سیز نه بشر سوز گنه رحمت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

سیز ده هله یوخدی او شان و مقام

خلقه انا الله دیورسوز ای عوام

تخت ریاستدن اوتور صبح و شام

اللشوب ایلیرسوز عداوت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

لاپ گده بیر یول یمیسوز غیرتی

عصمتی حیثیتی شخصیتی

بیر بیره قاتدوز کیشینی عورتی

د گسین اوغول سیزدکی غیرت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

هاردا دیدیم من بو خانیم قیزلارا

خوش بزنه وسمه چکه فر قویا

مرثیه لرده گتوره مین ادا

بوشلادا بسدور بو لجاجت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

آخ نه دوشوبسوز دالیما عمر و زید

ایستمسرم من بابا سیز تک مرید

آی گده لاپ سیز منی ایتدوز یزید

سیزدن اوغول چیخمادی امت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

جامعه ده بللی دیور مسلکوز

مذهب اسلامده یوخ مدرکوز

یوز منی وطی ایلیسوز هر تک تکوز

ایتمیسوز هر حیلده سبقت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

نفسیوه تنبیه ایله اوغلوم بالا

من دیورم بانقانی آل قات بالا

دوش قاباغا هر نه گلور قارمالا

باس اوروجی ایله شماتت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

من هاچان ایتدیم بو قدر انقلاب

هاردا قمار اوینادیم ایچدیم شراب

مفتضح ایتدوز منی ای بی حجاب

وردوز عجب بوللی خصارت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

گه منه ملعون دیوسوز گه شرور

عکسیمی گه شل چکیسوز گاهی کور

گاهی گورورسوز یوخودا مثل حور

هیچ یاراشور گور بو شباهت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

تاپ او کریمینی سحر ای پسر

سویله بوگفتاری اونا سر بسر

منع ایله سین خلقی او نیکو سیر

ایلمسون لعن جماعت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه

*******

بعضی صفت لر گورورم آشکار

هیچ بیری منده یوخیدی سیزده وار

قانمامیسوز غیرت و ناموس و عار

پیس پیس ایدیر سوز هله لعنت منه

آخ نیه خلق ایلوری لعنت منه